Iranian Futurist 
Iranian Futurist
Ayandeh-Negar
Welcome To Future

Tomorow is built today
در باره ما
تماس با ما
خبرهای علمی
احزاب مدرن
هنر و ادبیات
ستون آزاد
محیط زیست
حقوق بشر
اخبار روز
صفحه‌ی نخست
آرشیو
اندیشمندان آینده‌نگر
تاریخ از دیدگاه نو
انسان گلوبال
دموکراسی دیجیتال
دانش نو
اقتصاد فراصنعتی
آینده‌نگری و سیاست
تکنولوژی
از سایت‌های دیگر


روند تكامل و توسعه‌ي آينده‎نگاري فناوري

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Twitter Google Yahoo Delicious بالاترین دنباله

[15 Aug 2007]   [ ICT]

Information Texhnology, New Technologies & Futures Studies


اگرچه احتمالاً فنون پیش‌بینی فناوری در طول تاریخ وجود داشته است (حتی روش‌های نوینی همچون برون‌یابی روند، توفان فکری، سناریوپردازی و امثالهم که در چند قرن اخیر ظهور یافته‌اند)، اما تا پایان قرن نوزدهم شاهد پیش‌بینیِ فناوریِ کاملاً شکل‌یافته‌ای نیستیم. طی قرن گذشته، آینده‌نگاری فناوری، سه دوره را پشت سر گذاشته است و امروز، توام با تغییر مفهوم پیش‌بینی فناوری به مفهوم شناخته‌شده‌ی "آینده‌نگاری فناوری"، در حال ورود به دوره چهارم خود است.


 


تعبیر "آینده‌نگاری فناوری" مبین آینده‌پژوهی و آینده‌نگری جامع فناوری در سطح ملی است. مشخصاً، آینده‌نگاری فناوری عبارت است از فرآیند شناسایی فناوری‌هایی (اعم از فناوری‌های نرم، فناوری‌های سخت و زمینه‌های پشتیبان) که احتمالاً در آینده ظهور می‌کنند، از طریق شناسایی نظام‌مند روندهای توسعه علوم، فناوری، اقتصاد، محیط زیست و جامعه، با هدف تدوین سیاست‌ها و طرح‌ها استراتژیک و اتخاذ تصمیم‌های مربوط. تحقیق، توسعه و کاربرد در زمینه‌های موردنظر در این نوع آینده‌نگاری فناوری، ممکن است دارای اهمیت استراتژیک شایانی بوده یا منافع اقتصادی، زیست‌محیطی، و اجتماعی عظیمی به بار آورد.


 


1. سه دوره‌ي آینده‌نگاری فناوری


آینده‌نگاری فناوری (یا به تعبیر قدیمی‌تر خود "پیش‌بینی فناوری") سه دوره را در روند توسعه نظريه‌ها و روش‌های خود طی نموده است:


 


 


دوره‌ی اول: در طول دهه‌های 1920 و 1930 میلادی (و بعد از جنگ جهانی اول) کشورهای اروپایی و آمریکایی، توجه خود را به مسایل توسعه اقتصادی داخلی معطوف نمودند. پیش‌بینی فناوریِ "علمی"[1] به پیش‌نیاز تعیین استراتژی علوم و فناوری و تدوین سیاست‌های مربوط تبديل شد. در این دوره، پیش‌بینی فناوری، بیشتر شامل پیش‌بینی متخصصان فنی از بیشترین پتانسیل ها، و احتمالاً توسعه فناوری‌های مختلف (به صورت مجزا) که هنوز در مراحل رویاپردازی بودند یا در فضای مه آلود انتظاراتِ غیرواقع‌گرایانه غوطه‌ور بودند، مي‌شد.


دوره‌ی دوم: طی دهه‌ی 1960 میلادی، پیش‌بینی فناوری مورد پذیرش قرار گرفت و در قالب نوعی چارچوب نظری رسمی توسعه بیشتری یافت. بعلاوه، به طور گسترده‌ای در سازمان‌های نظامی و مجامع صنعتی کشورهای توسعه‌یافته اروپایی و آمریکایی بکارگرفته شد و نقشی مهم در تدوین طرح‌های ملی کشورهایی همچون فرانسه، آمریکا، انگلستان و سوئیس بازی نمود. این امر، به جهشی بزرگ در زمینه آینده‌پژوهی منتهی شد. بسیاری از روش‌های پیش‌بینی همچون روش مشهور دلفی (با حمایت اندیشگاه رند[2]) در همین دوره متولد شد. مجلات دانشگاهی و حرفه‌ای همچون "پیش‌بینی فناوری و تغییرات اجتماعی"[3] نیز در همین دوره پا به عرصه وجود نهاد.


از جمله مهمترین رخدادهای تاریخی پیش‌بینی فناوری، می‌توان این موارد را برشمرد:


·          همایش بین‌المللی روش‌شناسی پیش‌بینی فناوری بلندمدت در مارس 1966 پاریس؛


·          همایش برگزارشده توسط گروه نیروی هوایی آمریکا در مورد پیش‌بینی و برنامه‌ریزی بلندمدت در آگوست 1966؛ و


·          همایش پیش‌بینی فناوری صنعت‌گرا در می ‌1967.


ژاپن روش‌های پیش‌بینی آمریکایی را در دوره‌ي رشد سریع خود (منتهی به پایان دهه 1960) مورد مطالعه و پذیرش قرار داد. ژاپن از سال 1971 میلادی، در طول سه دهه، هر پنج سال یکبار، پیش‌بینی بلندمدت ملی را برگزار نمود تا از این رهگذر، تجربه‌ي ارزشمندی را اندوخته و پیشرفت قابل تقدیری را در نظریه و اجرای آینده‌نگاری فناوری بدست آورد.


دوره‌ی سوم: به عللی که در آغاز نیز گفتیم، بسیاری از ملل درحال‌توسعه جهان، در طول دهه 1990 میلادی، آینده‌نگاری‌های فناوری جامعی را در سطح ملی انجام دادند. ویژگی‌های تعریف کننده این دوره عبارتند از:


اولاً: در سرتاسر جهان، آینده‌نگاری فناوری به‌منظور کمک به تصمیمگیری‌های مرتبط با برنامه‌ریزی استراتژیک و سیاست‌ها در سطح ملی صورت گرفتند.


ثانیاً: مفهوم پیش‌بینی فناوری به آینده‌نگاری فناوری تغییر یافت.


تجربیات پیش‌بینی فناوری جامع ملی ژاپن، آلمان، آمریکا، انگلستان، سوئد و امثالهم، به جایی رسید که آینده‌نگاری فناوری به جای تمرکز ساده‌انگارانه بر خودِ فناوری (همچون رویکرد پیش‌بینی فناوری)، تمامی ابعاد فناوری، اقتصاد، جامعه و محیط زیست را توأمان دربرمي‌گیرد.


سازمان همکاری‌های آسیا‌ ـ‌ اقیانوسیه[4] نیز در سال 1998، مرکز آینده‌نگاری فناوری[5] را تاسیس كرد. این اولین موسسه تحقیقاتی آینده‌نگاری فناوری منطقه‌ای در جهان بود. سال 2000 میلادی، همایش بین‌المللی آینده‌نگاری فناوری، در توکیو برگزار شد و شرکت کنندگانی از 14 کشور و 2 سازمان بین‌المللی را به خود جذب نمود. همایش پیشنهاد نمود تا تحقیقات و تجربیات آینده‌نگاری فناوری بین‌المللی با هدف تامین نیازهای اجتماعی و اقتصادی (فرای محدودیت‌های کشورها) انجام شوند.


 


2. از پيش‌بيني فناوري تا آينده‌نگاري فناوري


عدم توانایی در پیش‌بینی "شوک نفتِ" سال 1973، شک و تردیدهای گسترده‌ای را متوجه اعتبار و کاربرد "پیش‌بینی" نمود. بسیاری از شرکت‌ها گروه‌های برنامه‌ریزی کلان بلندمدت خود را به کناری نهادند و موج عظیم آینده‌پژوهی آغازشده در اواسط دهه 1960، به سرعت در دهه 1970 پایان یافت. در اوایل دهه 1980 میلادی، انتقاد از پیش‌بینی فناوری بلندمدت، بسیار گزنده و گسترده شد. جوامع علمی و حرفه‌ای فعال در حوزه‌ي پیش‌بینی فناوری دریافتند که دیگر نمی‌توان در برابر فشارهای موجود روی خود در مورد مناسب بودن روش‌های پیش‌بینی فناوری به عنوان یک ابزار مدیریتی قابل اعتماد و عقلایی برای تصمیم گیران تاب بیاورند. به‌علاوه، فشارها در این زمینه که چگونه پیش‌بینی فناوری می‌تواند به طور دقیق تاثیر تصمیمات اتخاذشده امروز در شکل دهی یا خلق آینده را مشخص نماید، افزایش یافته بود. فعالیت‌های پیش‌بینی فناوری به شدت تحت‌الشعاع عناوین دیگری همچون "افق یا چشم‌انداز"[6]، "آینده‌نگاری"، مدیریت مسایل"[7]، "تفکر استراتژیک"[8] و امثالهم، به عنوان گریزگاهی از "پیش‌گویی" و پیش‌بینی غیرعلمی و مفهومی، قرار گرفت. دو عنوان اول بیشتر مورد استفاده سازمان‌های دولتی قرار گرفت درحالیکه دو تعبیر بعدی، بیشتر توسط مدیران و تحلیل گران سازمان‌های صنعتی بکار گرفته شد.


مارتین و ایروین[9] اولین کسانی بودند که تغییر تمرکز از پیش‌بینی فناوری به آینده‌نگاری فناوری را گوشزد نمودند. آنان توصیه کردند تعریف پیشنهادی کوتس[10] (در سال 1985) در مورد آینده‌نگاری فناوری مورد پذیرش عمومی قرار گیرد: "فرآیندی که طی آن، شخص به درک کامل‌تری از حقایق تاثیرگذار بر آینده بلندمدت و مقولاتی که باید در سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی و تصمیم گیری لحاظ شوند، می‌رسد". به‌علاوه، آنان دیدگاه کوتس را در مورد آینده‌نگاری فناوری به عنوان "ابزاری کمی و کیفی جهت پایش علائم و شاخص‌های روندها و پیشرفت‌های درحال تکامل جهت تامین نیازها و فرصت‌های آینده"، نیز پذیرفتند.


این تعریف، نشانگر آن است که اولاً آینده‌نگاری فناوری، یک فرآیند است نه مجموعه‌ای از روش‌ها، و می‌تواند به ارتباط و تبادل اطلاعات و ایده‌ها بین دانشگاه، سیاست‌گذاران، پژوهشگران صنعت و دیگران کمک نماید. ثانیاً بیانگر آن است که روش‌های پیش‌بینی، اغلب همچون "جعبه سیاهی" تلقی می‌شدند که مفروضات ورودی را به خروجی هایی در قالب "پیش‌گویی‌های راجع به آینده" ترجمه می‌نمودند. بنابراین، یک هدف متعارف پیش‌بینی فناوری، ورود به پیش‌گویی‌هایی است که می‌توان "علمی" قلمدادشان نمود. به عبارت دیگر، فرض بر این بود که پیش‌گویی‌ها (به شیوه‌ای قابل اعتماد) بیان می‌دارند که چه رخدادهایی، چه زمانی و چگونه اتفاق می‌افتند و به خلق تصویری دقیق از پیش‌فرض‌ها، روش‌ها و داده‌های ورودی خود منتهی می‌شوند.


در مقابل، مارتین و ایروین مدعی شدند که آینده‌نگاری فناوری بیشتر به ایجاد درکی بهتر از پیشرفت‌های محتمل و نیروهای شکل دهنده آنان می‌پردازند و به پیاده‌سازی سازوکارهای پایش جهت اعلام به موقع روندها و فرصت‌های درحال ظهور، روی آورده است. به‌علاوه، مارتین و ایروین آینده‌نگاری فناوری را در چهار سطح دسته‌بندی نمودند: سطح کلی[11]، سطح کلان[12]، سطح میانی[13] و سطح خرد[14].


رویکرد "علمی" مطرح در مورد آینده‌نگاری فناوری، به استفاده از اصول نسبیت، اصول احتمال، اصول پیوستگی، و اصول علت و معلول می‌پردازد. از آنجاییکه پیشران‌های اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی تغییرات فناوری بسیار پیچیده‌اند و عوامل انسانی به شدت در آنان تنیده‌ شده‌اند، پیش‌بینی "علمی" آینده براساس اصول فوق، بسیار دشوار می‌نماید.


به همین علت، منطقی است که نظریه آینده‌نگاری فناوری نوینی جایگزین نظریه آینده‌نگاری فناوری سنتی شود. سازمان توسعه و همکاری اقتصادی[15] در همایش سال 1995 خود در پاریس، تعریف جدید ذیل را از آینده‌نگاری فناوری مطرح نمود: فرآیندی که به گونه‌ای نظام‌مند در پی نگاه به آینده بلندمدت علوم، فناوری، اقتصاد و جامعه با هدف شناسایی زمینه‌های تحقیقات استراتژیک و فناوری‌های عام نوظهور (که احتمال به دست آوری بیشترین منافع اقتصادی و اجتماعی را دارند) است. مرکز آینده‌نگاری فناوری سازمان همکاری‌های اقتصادی آسیاـ اقیانوسیه، آینده‌نگاری فناوری را به عنوان ابزار برنامه‌ریزی استراتژیک قلمداد می‌نماید بطوریکه باید نتایج پیش‌بینی فناوری، منطقی، اثربخش در تولید، و قابل پیاده‌سازی باشند. بنابراین، پیش‌نیاز آینده‌نگاری فناوری، مشارکت متخصصان فراوان از حوزه‌های مختلف، رشته‌ها و سازمان‌های متفاوت، و ایجاد شبکه‌ای پايدار  است که دربردارنده‌ي فعالیت‌های فردی در زمینه آینده‌نگاری فناوری ‌باشد.


 


3. نظريه چهارم مرحله‌اي آينده‌نگاري فناوري


در همایش سال 2000 توکیو، پروفسور لوک گورژیو[16] از دانشگاه منچستر انگلستان، به تبیین سه مرحله از توسعه آینده‌نگاری فناوری پرداخت. طبق نظر ایشان، انگلستان، نسل اول از آینده‌نگاری فناوری را در دهه 1980، نسل دوم را از سال 1993 تا 1998، و نسل سوم را از 1999 تا 2003 میلادی تجربه کرده است.


تحلیلگران و سیاست‌گذاران هر کشور قادرند با بررسی درجه و ویژگی‌های ارایه شده برای هر نسل، سطح پیشرفتگی آینده‌نگاری فناوری در کشور خود را تعیین نمایند. در ادامه به تشریح ویژگی‌های هر نسل می‌پردازیم:


 


1. نسل اول آینده‌نگاری فناوری


نسل اول آینده‌نگاری فناوری، همان مرحله پیش‌بینی فناوری "خالص" است و در اصل، بسط حوزه‌های علمی (به عنوان محتوای اصلی) توسط دانشمندان علوم طبیعی در جهت پیش‌بینی احتمال انجام پیشرفت‌های بالقوه در علوم و فناوری است. در این مرحله، پیش‌بینی فناوری زمینه‌ي انحصاری و خاص نخبگان علمی و فناورانه‌ای محسوب می‌شد که بر اساس جهت‌گيري پیشرفت‌های فناورانه و انواع فناوری‌هایی که احتمالاً در آینده ظهور می‌کنند و نیازمند توسعه‌اند، کاملاً از نگاه علم و فناوری خالص، به پیش‌بینی می‌پرداختند. به همین جهت، آینده‌نگاری فناوری، ابزاری جهت نشان دادن سمت و سوي فعالیت‌های دانشمندان و مهندسان بود.


 


2. نسل دوم آینده‌نگاری فناوری


نسل دوم آینده‌نگاری فناوری، دربردارنده‌ي ترکیبی از دو حوزه‌ي فناوری و بازار است. این مرحله، هنگامی است که متخصصان از دانشگاه و صنعت جهت مطالعه پیشرفت‌های آینده علم و فناوری گرد هم می‌آیند.


بسیاری از کشورها معتقدند آینده‌نگاری فناوری آنان، از آغاز با ارزیابی‌های بازار همراه بوده است. بررسی و ارزیابی فناوری‌های حیاتی در آمریکا (توسط بروس دان[17]، مدیر بخش علوم و فناوری اندیشگاه رند) به خوبی مبین میزان واقعی یکپارچگی بازارها با فعالیت‌های آینده‌نگاری فناوری است. در ادامه به بررسی این امر می‌پردازیم.


در سال 1990، کنگره آمریکا هیاتی به نام فناوری حیاتی ملی جهت تدوین گزارش "بررسی فناوری‌های حیاتی ملی"[18] تشکیل داد. این فعالیت، نقش بسزایی در جهت‌گیری سیاست تحقیق و توسعه ملی و نحوه تخصیص منابع ملی کلیدی داشت و به مسایل مرتبط با رقابت پذیری جامع آمریکا در فناوری پرداخت.


در ارزیابی فناوری حیاتی آمریکا، فناوران توجه ویژه‌ای به نیازمندی‌های بازار كردند. طبق گفته آقای بروس دان، از طريق اين منابع تمرکز ویژه‌ای نيز بر صنعت شد: اول، مصاحبه در سطح شرکت ها؛ دوم، بررسی مسیرنماهای فناوری[19] در بخش صنعت؛ و سوم، همایش‌های برگزیده در مورد فناوری در صنعت. بنابراین آنان موفق شدند در بافت صنعت به وفاق دست یابند. آنان به این اجماع رسیدند که نرم افزار، میکروالکترونیک، مخابرات، فناوری تولید پیشرفته، مواد، فناوری حسگر، فناوری تصویرنگاری و امثالهم، "فناوری حیاتی" برای آمریکا محسوب می‌شوند. اما به هر حال، وقتی بحث منطقی در مورد چرایی حیاتی‌بودن این فناوری‌ها می‌شد، اختلاف‌نظرهای واضحی بین مدیران صنعتی، فناوران و سیاست‌گذاران دولتی مشاهده می‌شد. افراد صنعتی بر نقش کلیدی این فناوری‌ها در عملکرد اقتصادی آمریکا تاکید می‌ورزیدند و ذهنشان معطوف به مسایل مربوط به تجاری‌سازی فناوری بود. فناوران مایل بودند نشان دهند چقدر این فناوری‌ها (به عنوان ابزار) قادر به برآوردن کارکردهای فناورانه هستند. رهبران صنعت، مایل بودند به جای پرداختن به خود فناوری‌های کلیدی (به طور مجزا)، به توصیف و تشریح یک سیستم [مجموعه‌ای از فناوری‌ها] بپردازند.


تحلیل آقای بروس دان نشانگر محدودبودن مفهوم و روش موجود در فعالیت "فناوری‌های حیاتی" دولت آمریکا در دهه 1990 میلادی است. او توصیه كرد كه آمریکا باید پا را از حوزه محدود رویکرد جاری در تحلیل فناوری‌های کلیدی (تمرکز بر چرخه فناوری، تولید، کاربرد) فراتر گذاشته و به جای آن، رویکردی را برگزیند که به کل سیستم دربرگیرنده فناوری‌ها نگاه کند (کل‌نگرتر باشد). به عبارت دیگر، رویکردی موردنیاز بود که طیف گسترده‌تری از بازیگران را در نظام نوآوری[20] در بر گرفته و به جای تولید محصولات موردی (در جهت انجام پروژه‌های موفقیت‌آمیز)، تمرکز بیشتری بر انجام فرآیندها نماید. متعاقباً، شورای ملی علوم و فناوری نیز در پایان سال 1999، اجلاس ملی سران در مورد نوآوری[21] را جهت بحث پیرامون چنین مفاهیم گسترده‌تری برگزار نمود.


به عبارت کلی، نباید آینده‌نگاری فناوری را به روش‌های پیش‌بینی در چارچوب اصول مجزا و مستقل، محدود نمود. بلکه باید از منظر کل سیستم نوآوری به آن نگریست و استراتژی هایی را جهت درنوردیدن مرزهای صنایع و دولت‌ها تعیین نمود.


 


3. نسل سوم آینده‌نگاری فناوری


نسل سوم آینده‌نگاری فناوری متمایل به فناوری سخت است. به‌علاوه، ابعاد مختلف بازار، جامعه، اقتصاد و محیط زیست را نیز در نظر می‌گیرد. در ضمن، انواع مختلفی از مسایل را بر مبنای یک رویکرد حل مساله (طیفی از عوامل اجتماعی نه فقط مسایل فنی) در آینده‌نگاری فناوری لحاظ می‌نماید.


متخصصان آینده‌نگاری فناوری ژاپن معتقدند این کشور در حال تجربه گذار از نسل دوم آینده‌نگاری فناوری به نسل سوم آن است. پیش‌بینی فناوری پنجم ژاپن 16 حوزه را در بر می‌گیرد: کشاورزی، جنگل داری و شیلات، اطلاعات و الکترونیک، مواد و فرآوری تولیدات، زیست شناسی، فضا و اقیانوس‌ها و زمین، معدن، منابع آب، انرژی، محیط زیست، تولید، شهرها، ساخت و ساز و مهندسی عمران، مخابرات، حمل و نقل، بهداشت و پزشکی، علوم اجتماعی، و امثالهم. ششمین پیش‌بینی فناوری ژاپن 15 حوزه را پوشانده است: مواد و فرآوری مواد، الکترونیک، اطلاعات، زیست شناسی، فضا و اقیانوس‌ها و زمین، منابع و انرژی، محیط زیست، کشاورزی، جنگل‌داری و شیلات، تولید و ماشین‌سازی، شهرها و ساخت‌وساز و مهندسی عمران، ارتباطات، حمل و نقل، بهداشت و پزشکی، و رفاه.


ژاپن همواره بر این موضوع تاکید داشته است که نباید آینده‌نگاری فناوری صرفاً بر فناوری علوم طبیعی متمرکز باشد بلکه فناوری‌های حوزه‌های وسیع‌تری همچون تولید، بهداشت، محیط زیست، امنیت، ساخت و ساز شهری، و جامعه را در بر بگیرد. خبرگان پیش‌بینیِ مشارکت‌کننده در آینده‌نگاری فناوری ژاپن معتقدند علاوه زمینه‌های علوم طبیعی، باید حوزه‌های مختلف علوم اجتماعی را نیز در نظر گرفت. به عنوان مثال، در آینده‌نگاری فناوری ششم ژاپن، 37 درصد از خبرگان از بنگاه ها، 36 درصد از دانشگاه ها، 15 درصد از پژوهشگاه‌های ملی، و 12 درصد از دیگر انواع سازمان‌ها برگزیده شدند.


 


4. نسل چهارم آینده‌نگاری فناوری


امروز، نسل چهارم آینده‌نگاری فناوری پیش روی ماست. نسل سوم آینده‌نگاری فناوری متمرکز بر فناوری سخت در چارچوب نظام‌هاي گسترده‌ای از جامعه، اقتصاد و محیط زیست بود. باید برمبنای درک نوین ما از فناوری نرم، نسل چهارم آینده‌نگاری فناوری متناسب با نیازهای توسعه پایدار در چارچوب سیستم‌های نوآوری فناورانه انجام پذیرفته و ابعاد چندگانه‌ي بازار، جامعه، اقتصاد، محیط زیست و امثالهم را در بر گیرد. به‌علاوه باید فناوری نرم و فناوری سخت را توامان در نظر گیرد: نهادها، فرهنگ‌ها و عوامل اجتماعی مربوط.


شایان ذکر است، نسل چهارم آینده‌نگاری فناوری، صرفاً مسوولیت مشترک جامعه دانشمندان علوم طبیعی و فناوران، دانشمندان علوم اجتماعی و رهبران صنعتی نیست بلکه باید تمامی بازیگران مرتبط از تشکل‌های اجتماعی و سازمان‌های دولتی دخیل در ایجاد نهادها، سیاست‌ها و قوانین را نیز فعالانه در کار درگیر نماید.



جدول 1." آینده‌نگاری فناوری" جامع 




















مرحله توسعه


محتوا و ویژگی‌ها


نسل اول


پیش‌بینی فناوری‌های سخت


نسل دوم


ترکیب فناوری سخت و بازار


نسل سوم


تمرکز بر آینده‌نگاری فناوری سخت و یکپارچه‌سازی ابعاد اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی


نسل چهارم


آینده‌نگاری هم در فناوری‌های نرم و هم فناوری‌های سخت، و یکپارچه‌سازی ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی










[1]. “Scientific” Technology Forecasting



[2]. RAND



[3]. Technological Forecasting and Social Change



[4]. APEC



[5]. Technology Foresight Center



[6]. Outlook



[7]. Issues Management



[8]. Strategic Thinking



[9]. Martin and Irvine



[10]. Coates



[11]. Overall Level



[12]. Marco Level



[13]. Meso Level



[14]. Micro Level



[15]. OECD



[16]. Luke Georgiou



[17]. Bruce Don



[18]. National Critical Technologies Review



[19]. Technology Roadmaps



[20]. Innovation System



[21]. National Summit on Innovation


  نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 7:37

مطلب‌های دیگر از همین نویسنده در سایت آینده‌نگری:


منبع:


بنیاد آینده‌نگری ایران



دوشنبه ۳ مهر ۱۳۹۶ - ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۷

از سایت‌های دیگر

+ جامعه‌شناسی آسیب‌های اجتماعی در ایران سالار کاشانی

+ از نظام اجتماعی تا سبک زندگی گفت‌وگو با مهندس سید جعفرمرعشی*

+ روی خط آموزش تحول آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم با تأکید بر یادگیری الکت  یدالله فضلی

+ ویژگی‌های معلم در قرن 21  

+ تحول آموزش و پرورش در قرن 21 با تأكيد بر يادگيري الكترونيكي  

+ ترس از مدرسه و برقراری ارتباط با دانش آموز  

+ ارتباط معلم و دانش آموز  

+ آموزش و پرورش قرن ۲۱  کریم رنجه بازو

+ چه باید کرد؟ ( کانون نهال آینده اندیشی ) حمید رضا احمدیان

+ بهار و نوزایی فکری علاقمندان دانش و فناوری سید علیرضا حجازی

+ انسان مجازي طراحي مي‌شود سيد عليرضا حجازي

+ تخيل: هنر آفرينش آينده سيد عليرضا حجازي

+ نخبگان چگونه مي انديشند؟ ict

+ روش ماتريس تاثير متقاطع در پيش‏بيني سيد عليرضا حجازي

+ آينده نگاري جرايم ديجيتال ict

+ انسانواره‎ها: ماشين‌هايي كه مي‌توانند مانند انسان فكر كنند  فاوا

+ نسل سوم آينده‌نگاري فناوري و پيشران‌هاي فناورانه ICT

+ روند تكامل و توسعه‌ي آينده‎نگاري فناوري ICT

+ با سفر در زمان مي‎توان آينده را ديد! نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 7:37

+ درون يك ماشين مجازي  ترجمه: آرش مدني علمداري

+ توجه به هويت فردي: مركز ثقل محيط آموزش مجازي دکتر حسن ايرواني

+ نگاهي به نظريه هاي مختلف درباره منشاء حيات رابرت شاپيرو

+ فناوري‏هاي نرم پيشران دنياي فردا دكتر سعيد خزائي

+ كانون تفكر چيست؟ سيد عليرضا حجازي

+ پیش بینی های آلفا و بتا وحید وحیدی مطلق

+ آينده در دستان كيست؟ دكتر سعيد خزائي

+ پرسش هاي 17 گانه در ارزيابي يك كتاب سيد عليرضا حجازي

+ آينده  سيد عليرضا حجازي

+ سناریوها: بهترین ابزار رویارویی با آینده عزیز علیزاده

+ آينده پژوهي به كجا خواهد رفت؟ سيد عليرضا حجازي

+ جهان آينده چگونه خواهد بود؟ Alireza Hejazi

+ ديوار هنرمند آينده، امروز، و گذشته وحيد وحيدي مطلق

+ كوشش براي ساختن جهاني باهوش‏تر جيمز جي. هيوز

+ رادارهاي آينده ياب سید علیرضا حجازی

+ مدیریت پيش‌نگر در هزاره سوم دكتر سعيد خزائي

+ پويايي ديجيتالي ام. ركس ميلر

+ استفاده مغز از گذشته، براي رسيدن به آينده ئي.جي.ماندل

+ جابجايي از مسافت دور، اما به شيوه‏اي نوين ضياء مرالي

+ کنکاشي در شعر امروز:پرياي نازنين؛ اثر جاودانه الف-بامداد فرنود حسني

+ آينده‎پذيري: چالش اساسي آينده‎پژوهي در جهان در حال توسعه سید علیرضا حجازی

+ ناپیوستگی ها، شگفتی سازها، و علائم ضعیف آینده وحید وحیدی مطلق



info@ayandehnegar.org
©Ayandehnegar 1995