Iranian Futurist 
Iranian Futurist
Ayandeh-Negar
Welcome To Future

Tomorow is built today
در باره ما
تماس با ما
خبرهای علمی
احزاب مدرن
هنر و ادبیات
ستون آزاد
محیط زیست
حقوق بشر
اخبار روز
صفحه‌ی نخست
آرشیو
اندیشمندان آینده‌نگر
تاریخ از دیدگاه نو
انسان گلوبال
دموکراسی دیجیتال
دانش نو
اقتصاد فراصنعتی
آینده‌نگری و سیاست
تکنولوژی
از سایت‌های دیگر


پويايي ديجيتالي

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Twitter Google Yahoo Delicious بالاترین دنباله

[05 Jul 2007]   [ ام. ركس ميلر]


Information Texhnology, New Technologies & Futures Studies

چگونه رسانه‏هاي ارتباطي، جهان ما را شكل مي‏دهند


 


ترجمه: دكتر سعيد خزائي


 


هنگامي كه رسانه‏هاي به ابزار برتر ارتباطي و فرهنگي تبديل شوند، پارادايمي جديد پديد مي‏آيد كه برانديشه، رفتار، روابط و خلاقيت ما اثر گذاشته و موجب تغيير آن‏ها خواهند شد. نويسنده‏ي مقاله كه مشاور تجاري و نظريه‏پرداز ارتباطات است، روشي را براي درك فرا روي ما و مديريت بهتر اين تغييرات ارايه مي‏كند.


همان‏گونه كه مارشال مك لوهان[1] مي‏گويد، ”رسانه، پيام است“. مشاهده‏ي جنگ از دريچه‏ي تلويزيون با مطالعه و خواندن رويدادهاي آن تفاوت بسيار دارد.


كمتر از 60 سال پيش تلويزيون به خانه‏هاي مردم راه پيدا كرد و به سرعت تمام جنبه‏هاي زندگي بشر، از تجارت و آموزش گرفته تا سياست و ورزش را تغيير داد. هم اكنون ارتباطات ديجيتالي ـ رايانه‏ها، دستياران شخصي ديجيتال[2]، اينترنت، بلك‏بريز[3] و ساير فناور‏ي‏ها، انقلاب ارتباطي ديگري ايجاد كرده‏اند كه به احتمال فراوان در سرعت بخشيدن به دوره‏ي انتقال و گذار تاثير چشم‏گيري خواهند داشت.


براي گمانه‏زني آن چه كه ممكن است در سال‏هاي آينده رخ دهد، نگاهي به پيامد دو انقلاب پيشين در عرصه‏ي رسانه‏هاي برتر ارتباطي يعني تبديل ارتباطات شفاهي به رسانه‏هاي چاپي در قرن يازدهم و تغيير اخير رسانه‏هاي چاپي به ارتباطات راديويي مي‏افكنيم.


انقلاب‏هاي چاپي و ارتباطات راديويي


هنگامي كه يوهانس گوتنبرگ[4] دستگاه چاپ را در حدود سال 1454 اختراع كرد و به چاپ انجيل اقدام كرد، انقلابي در عرصه‏ي ارتباطات پديد آورد. انجيل چاپي به صورت گسترده به فروش رفت و صنعت چاپ به سرعت گسترش يافت. طي هفتاد سال، تعداد ناشران اروپاي از مرز هزار فراتر رفت و كتاب‏ها به صورت گسترده در دسترس مردم قرار گرفتند. در مرحله‏ي بعد، روزنامه‏ها و مجله‏ها گسترش يافتند.


برخلاف گفتار كلمات چاپي به صورت ثابت و بدون حركت طي زمان پا برجا مي‏مانند. اين حضور دايمي به خوانندگان اجازه مي‏دهد كه بارها و بارها به همان كلمات باز گردند و در اين فرايند ماندگار از دريچه‏هاي مختلف به ارزيابي و آزمايش انديشه‏هاي متفاوت بپردازند.


برتري شيوه‏ي ارتباط چاپي، ذهن‏هايي با عقلانيت و قدرت تحليل بيشتر پديد آورد كه جهان را به صورت قطعاتي منظم از يك ساختار جامع همچون كلمات يك جمله مي‏بينند. در نتيجه، ادبيات چاپي موجب آن شد كه تفكر خطي و منطقي بر تفكر غيرمنطقي دنياي شفاهي غلبه كند. درك مسايل از دريچه‏ي تحليل، جايگزين درك از ديدگاه مكالمه شد. با كمك صنعت چاپ، اردوگاه غرب به كشف‏هاي جديد بسياري دست يافت و به حالت انفجار رسيد. كتاب، نهضت تجديد حيات علمي و ادبي موسوم به رنسانس، اصلاحات عصر روشنگري، علم و مسايل بسيار ديگري را سيراب ساخت.


صنعت چاپ همچون سخن و گفتن در عرصه‏ي ارتباطات نقش مهمي بر عهده دارد، اما اين صنعت استيلاي حدود سال 1950 از دست داد و تلويزيون جايگزين آن شد كه اكنون بيش از صنعت چاپ در ارايه‏ي اطلاعات به اذهان و انديشه‏ها با موفقيت همراه است.


تلويزيون جهان را به جهانيان نشان مي‏دهد. صدها ميليون نفر در منازل خود قادر به مشاهده‏ي حوادث شگفت‏انگيز و مهم در مكان‏هايي بسيار دور هستند و رهبران جهان را بيش از همسايگان نزديك خود مشاهده مي‏كنند. تلويزيون موانعي كه افراد را از يكديگر جدا مي‏ساخت، از ميان برداشت و هم‏اكنون فقيران مي‏توانند شاهد زندگي واقعي ثروتمندان باشند.


سفيدپوشان و سياه‏پوشان قادر به مشاهده‏ي واقعيت‏هاي تبعيض نژادي هستند. در سايه‏ي روشنگرهاي اين رسانه، شاهد جنبه‏هاي هراسناك جنگ ويتنام شدند و دولت آن‏ها توانايي توجيه و توضيح شكست‏هاي خود را نداشت. صنعت چاپ، منطق و عقلانيت را به اوج رساند و موجب ترغيب افراد به تفكري واكنشي شد، اما هم‏اكنون پخش برنامه‏هاي تلويزيوني به گسترش احساس و ترغيب تفكر انعكاس اقدام كرده است، همان شكلي از انديشه و تفكر كه هنگام رانندگي از آن بهره مي‏گيريم. تلويزيون تنها توجه و واكنش ما به رويدادها را طلب مي‏كند و خواهان هيچ‏گونه تحليل، چشم‏‏انداز تاريخي و برقراري ارتباط با رويدادهاي ديگر نيست. كلمات چاپي ما را به سمت نتيجه‏گيري يا خلق چشم‏انداز هدايت مي‏كرد، اما تصاوير تلويزيوني مفاهيم و معاني مختلفي پيرامون اطلاعات عرضه شده پديد مي‏آورند. آن‏ها ما را به حفظ فهرست‏ گزينه‏ها و ”حركت همراه با جريان موجود“ تشويق مي‏كنند. عصر چاپ 400 سال طول كشيد و در دوران زندگي افرادي كه هنوز زنده هستند، خاتمه يافت. عصر پخش برنامه‏هاي تلويزيوني دوراني بسيار كوتاه‏تر خواهد داشت و برتري خود را در مقابل رسانه‏هاي ديجيتالي از دست مي‏دهد. اين رسانه‏ها تا سال 2010 تبديل به رسانه‏هاي برتر در عرصه‏ي ارتباطات مي‏شوند.


ظهور فرهنگ ديجيتالي


رسانه‏هاي ديجيتالي به تركيب متن، گرافيك، صدا و اطلاعات مي‎پردازند، شيوه‏اي كه ما آن‏ها را به صورتي تركيبي‏تر، چند حسي، چند رسانه‏اي و چند شبكه‏اي مي‏بينيم. در نتيجه، مرزهاي حايل بين حوزه‏ها، سازمان‏ها، ساختارها و افراد شروع به محو شدن مي‏كنند. ما شاعد تركيب اموري هستيم كه زماني كاملاً مجزا بودند. پيام و پيام‏رسان تبديل به واقعيتي مستند با قابليت تغيير و پيچيدگي بي‏نهايت شده‏اند.


در يك محيط ديجيتالي، مسايلي كه ظهور آن‏ها در سامانه‏هاي طبيعي چندين دهه به طول مي‏انجامد، طي چند دقيقه ظاهر مي‏شوند. تهديد يك حمله‏ي تروريستي يا آغاز شيوع يك بيماري مهلك، به صورت جهاني انعكاس مي‏يابد.


به دليل وجود رسانه‏هاي ديجيتالي، پايه و بنيان دانش و درك ما به سمت تجربه‏اي تعاملي و جهاني، جدا از زمان و مكان و چند رسانه‏اي با شمار نامحدودي از منافع جهت اكتشاف و آزمايش، حركت مي‏كند. اين تجربه، مقوله‏اي كاملاً متفاوت از تجربه‏ي واكنشي فكري هنگام تماشاي تلويزيون يا تجربه‏ي قديمي و احساسي خواند است. در نتيجه، ذهن‏ها و بدن‏هاي ما دستخوش تغيير خواهند شد تا بتوانند با اين تجربه‏ي حسي متفاوت سازگار شوند.


شايد همگرايي، ويژگي كليدي عصر در حال پيدايش ديجيتالي باشد. همگرايي، ويژگي تفكيك‏ناپذير رسانه‏ي ديجيتالي اطلاعات و ارتباطات است، زيرا تمامي شكل‏هاي متنوع آن (متن، تصوير، داده، صدا) در يك رسانه‏ي منفرد همچون ديسك وجود دارد و مي‏توان با استفاده از زبان مشترك ديجيتالي بيت‏ها و بايت‏ها، آن‏ها را توليد كرد.


داده‏ي ديجيتالي هيچ‏گونه تمايزي ميان منظومه‏ي شيرين و فرهاد و تصوير فرزند شما بر روي يك طرحواره و همچنين محاسبات زمين‏شناسي و صداي يك قاري قايل نيست. تمامي آن‏ها تنها مجموعه‏اي از صفر و يك هستند.


در دنياي ديجيتالي، مرزهايي كه زماني فيزيك، شعر، ماورالطبيعه و ديگر حوزه‏ها را از يكديگر جدا مي‏ساخت، رفته رفته محو مي‏شود. فناوري نانو به عنوان علم تغيير جهان در حال ظهور است و همراه خود فيزيك، شيمي و زيست‏شناسي را به ارمغان مي‏آورد. شركت‏هاي اي.تي‏وتي برودباند، اي.اُ.ال و تايم وارنر هركدام به صورت مجزا فعاليت خود را آغاز كردند و به ترتيب در حوزه‏هاي تجاري توليد سيم تلفن، ارايه‏ي خدمات اينترنتي و نشر فعال بودند. هر يك از آن‏ها در فناوري‏هاي متفاوتي به فعاليت پرداختند (سيم تلفن، فناوري‏هاي سايبر، انتشارات).


اما فناوري‏هاي ديجيتالي، عرصه‏ي فعاليت مشتركي ايجاد كرد و آن‏ها ادغام شدند.


دنياي ديجيتالي جديد داراي هفت ويژگي است:


1.    ارتباط: ما به زندگي در دنياي ”دومينو“ عادت داريم كه در آن يك تغيير به طور منطقي موجب تغيير بعدي مي‏شود. اكنون ما وارد دنياي واكنش زنجيره‏اي تغييرات تصاعدي شده‏ايم. ارتباط در اين دنياي تازه به معناي آن است كه مسايل و فرصت‏هاي ما به ميزان زيادي با يكديگر مرتبط هستند. شبكه‏هاي در حال ظهور ـ جوامع مجازي مبتني بر منافع مشترك ـ بر سازمان‏هاي سلسله مراتبي برتري مي‏يابند.



  1. پيچيدگي: سامانه‏هاي پيچيده به روش‏هاي پيچيده عمل مي‏كنند. تغيير يك خط از كد رايانه، پيامدهاي شگفت‏انگيزي به همراه دارد كه موجب تغيير روش‏هاي زيادي مي‏شود. ابزارهاي تحليلي قديمي در مقابل اين پيچيدگي قادر به پيش‏بيني پيامدهاي بالقوه‏ي اعمال نيستند. يك كلمه از سخنان آلن گريسپن، رييس هيات مديره‏ي ذخيره‏ي فدرال، موجب سقوط بازارهاي مالي و حتا بركناري دولت‏ها مي‏شود.
  2. تشديد: هر مفهوم و فناوري جديد، به تغييري شتابان‏تر منتهي مي‏شود و در نتيجه تغيير موجبات تركيب و تشديد سرعت و حركت زندگي انسان را فراهم مي‏سازد. افزايش سرعت ارتباطات موجب تشديد فعاليت‏هاي تجاري، توليد و بازاريابي، رشد سرمايه، سرمايه‏گذاري و توسعه‏ي بيشتر فناوري‏هاي جديد مي‏شود.
  3. نامريي و نامحسوس شدن: ما در محيط ديجيتالي جديد، با منابع اصلي اطلاعات، اشيايي كه مي‏خريم و استفاده مي‏كنيم و يا مسايلي كه باور مي‏كنيم، ارتباطي نداريم و يا ارتباط اندكي داريم. ما از دنيايي كه قادر به لمس اشيا بوديم به سمت دنيايي حركت مي‏كنيم كه براساس اموري نامريي و غيرملموس همچون اطلاعات و شهرت حركت مي‏كند. آرتور آندرسن، در يك شركت حسابداري، خدماتي محسوس همچون حسابداري را ارايه مي‏كرد، اما اموري از اين دست هم به مسايل نامريي همانند شهرت و اعتبار ارتباط دارند. هنگام كه شركت انرون، درگير يك پرونده‏ي رسوايي مالي شد، آندرسن نيز شهرت خود را از دست داد.
  4. همگرايي: چاپ، گرافيك، صدا و داده را مي‏توان در يك ابزار ديجيتالي همچون لوح فشرده‏ يا دي‏وي‏دي به صورت بيت و بايت، و صفر و يك قرار داد. در رسانه‏هاي ديجيتالي، مرزهاي قديم دانش و سازمان‏ها، ناپديد شده و سرانجام با روش‏هايي جديد تركيب مي‏شوند.
  5. شتابندگي: رسانه‏هاي ديجيتالي زمان و فاصله‏ي ميان پرسش و پاسخ و درخواست و اجابت را كاهش مي‏دهند. اكنون انتظار مي‏رود كه با سرعتي مشابه خلبانان جنگنده در يك نبرد پاسخ بگوييم. خلبان اف‏ـ16 بايد به روندهاي مختلف تصميم‏گيري آشنا باشد، زيرا در محيطي قرار دارد كه زمان اندكي براي انديشيدن پيراموت تغييرات شتابان، بي‏قاعده و غير قابل پيش‏بيني وجود دارد و يا حتا هيچ‏گونه زماني وجود ندارد.
  6. پيش‏بيني ناپذيري: سامانه‏هاي پيچيده‏ و بسيار تعاملي به شيوه‏اي پيش‏بيني ناپذير رفتار مي‏كنند. در نتيجه، تلاش‏هايي با نيت خوب براي پيشرفت شرايط، ممكن است موجب‏ بدتر شدن اوضاع شود. سامانه‏اي قانوني كه پزشكان را به مجازات‏هاي سنگين تهديد كند و آن‏ها را از هرگونه اشتباهي باز دارد، موجب آن مي‏شود كه پزشكان كار خود را كنار گذاشته و درنتيجه شمار بيماران افزايش يابد.

بازانديشي پيرامون نهادها


رسانه‏هاي ديجيتالي از ما مي‏خواهند پيرامون نهادهاي خود بازانديشي و بازنگري كنيم. براي مثال، نهادهاي آموزشي وابستگي فراواني به رسانه‏هاي ديجيتالي دارند. در نتيجه، بسياري از چالش‏هايي كه مدارس در حال حاضر با آن روبرو هستند ـ از افزايش هزينه‏ها و منسوخ شدن كتب درسي تا مشاركت والدين و برنامه‏هاي انعطا‏ف‏پذير ـ را مي‏توان با استفاده از فناوري‏هاي جديد از ميان برداشت.


امروزه، كودكان با استفاده از رايانه‏ها به ارسال پيام براي دوستان خود و بارگذاري پوشه‏هاي موسيقي MP3 از اينترنت مي‏پردازند و به زودي ياد مي‏گيرند كه چگونه از موتورهاي كاوش همچون گوگل براي كسب اطلاعات و كنار هم گذاشتن ارايه‏هاي چند رسانه‏اي براي طرح‏ها و پروژه‏هاي كلاسي بهره بگيرند. شيوه‏ي انديشه، اقدام و حتا يادگيري در اين كودكان ديجيتالي با كودكان تلويزيون نسل پيش بسيار متفات است.


كودكان در فرهنگ ديجيتالي در حال ظهور، درس‏هاي خود را فارغ از انديشه و خلاقيت و طوطي‏وار فرا نمي‏گيرند و ديگر به صورت واكنش زده جلوي تلويزيون نمي‏نشينند و هنگامي كه از آن‏ها پرسيده مي‏شود چه چيزي ياد گرفتند، پاسخ‏هاي درستي دارند. هم اكنون كودكاني در يك محيط تعاملي ـ بازي جذب شده و به دنبال كسب دانش از شبكه‏ي اينترنت هستند. آن‏ها به تركيب آن چه كه ياد مي‏گيرند، فراتر از تكليف خود، و حفظ سطح بالاي اشتياق، مي‏پردازند.


جوانان با استفاده از رسانه‏هاي ديجيتالي، تحصيل به خودآموزي تبديل مي‏كنند و به احتمال فراوان يادگيري، بيشتر به صورت معيار در مي‏آيد. معلمان و مدرسان از شرايط حاضر به عنوان متخصصان يك مقطع به تسهيل‏كننده‏هاي عمومي با قابليت فعاليت هم‏زمان در مقاطع مختلف، تبديل مي‏شوند. فناوري در يك نرم‏افزار خانه ـ مدرسه‏ي كوچك مجازي به رابطه‏ي آموزش باز مي‏گردد. تداوم اين رويكرد، به بهره‏وري بيشتر، خلق فرصت‏ها و سطوح بالاتر بازدهي، منتهي مي‏شود.


اما خطري فراروي اين شكل جديد از يادگيري وجود دارد. هنگامي كه بازي به ما اجازه‏ي مشابه‏سازي و تقليد واقعيت را مي‏دهد، چه اتفاقي روي مي‏دهد؟ ما از مشابه‏سازي، براي آموزش خلبانان يا پزشكان استفاده مي‏كنيم و از آن‏ها مي‏خواهيم كه هنگام بحران يا آرامش كامل، به فعاليت بپردازند. هنگامي كه فناوري مشابه‏سازي در اختيار جوانان ما قرار گيرد، ممكن است ناخودآگاه به شكل‏گيري قاتلان خونسرد كمك كنيم، همان‏طور كه در مورد نوجواني چهارده‏ساله به نام مايكل كارنيل شاهد بوديم. او به شيوه‏اي سازمان يافته، در مدرسه‏اي در كنتاكي در 1997 جنايت مي‏كرد. كارنيل قربانيان خود را با يك شليك دقيق به قتل مي‏رساند. بازرسان دريافتند كه او به بازي ويديويي شليك به اهداف ”انساني“ علاقمند است. اين امر، مشابه آموزش سربازان براي كشتن دشمن است.


 


چهار عصر ارتباطات


نمودار ذيل كه از سوي ام.ركس ميلر تهيه شده، نشان مي‏دهد كه چگونه تغييرات رسانه‏هاي ارتباطي قادر به اثرگذاري بر ديگر وجوه زندگي انساني است.


 


 





























































































 


عصر شفاهي


عصر چاپ


حافظه‏ي جمعي


شاعر. نمايش، خواندن، آيين‏ها. جشن، خانواده، بزرگان و تبارشناسي تداوم گذشته هستند.


كتاب. تاريخ، فهرست نويسي، دانشنامه‏ها، فرهنگ‏هاي واژگان، كتاب‏خانه‏ها، كاتولوگ‏ها، موزه‏ها، مدارس و سازمان‏ها به حفظ گذشته كمك مي‏كنند.


حس هويت


روستاي قبيله‏اي. هر فرد، عنصري از جامعه است و تعامل محدود به جمعيتي كوچك و بومي است.


فرد مستقل. مفاهيم و اصول  در خصوص ويژگي‏ها اطلاع‏رساني مي‏كنند. افراد با استفاده از افكار و انديشه‏ي آموزگاران و مدرسان و كتاب‏ها با دامنه‏ي گسترده‏تري از اشخاص ارتباط برقرار مي‏كنند. افراد احساس خودمختاري مي‏كنند و مي‏توانند به صورت مستقل و خصوصي بينديشند.


حقيقت


رابطه‏اي. اعتبار حقيقت به اعتبار پيام‏رسان وابسته است، زيرا پيام‏ و پيام‏رسان‏ با يكديگر ارتباط دارند.


اصل. حقيقت تنها به خود پيام بستگي دارد، زيرا زبان نوشتار، ساختار و قوانين (منطق، تاريخ، تحليل، عقيده‏ي كارشناس و ديگر ابزارهاي تفكر و نتيجه‏گيري) تعيين معنا را توسعه مي‏دهد.


فرآيند استدلال


گفتمان. شكل و قالب باز پرسش و پاسخ. اين روش به دنبال كسب يك نتيجه‏ي ثابت نيست، بلكه براي رسيدن به تعادل ميان مفاهيم در كنار يكديگر مي‏كوشد.


منطق. تفكر خطي به نتيجه‏گيري اين يا آن مي‏رسد. چاپ با كارآيي بهتر و بيشتر نسبت به مذاكره‏ي آزاد به مقصد مي‏رسد و منطق، موضوع را حل و فصل مي‏كند.


درك واقعيت


رازگشايي. درك افراد ناشي از رازگشايي، تجربه‏ي بدون واسطه است و دانش سينه به سينه ميان نسل‏ها انتقال مي‏يابد. فهم هر مقوله‏‏اي به درك سرشت داخلي آن مقوله، مرتبط است.


قانون هويت. درك با شناسايي واقعيت عيني اشيا و امور آغاز مي‏شود. دانستن به مشاهده‏ي ابعاد خارجي مرتبط است.


فراگيري


فرايند محور. جستجوي واقعيت و درك امور با حضور در محضر استاد يا مرشد به دست مي‏آيد. فراگيري، فرآيند آمادگي است و مهارت‏هاي آن و تحقيق اغلب نقطه‏ي تمركز آموزگار و دانش‏آموزان او است.


محتوا محور. جهت‏گيري‏ آن به سمت فراگيري معيار شده است. دانش‏آموزان براساس سن يا سطح يادگيري طبقه‏بندي مي‏شوند. مطلب آموزشي براي همه يكسان است و دانش‏آموزان كار مي‏كنند تا به سطوح ملموسي برسند.


كار


مزرعه. تمركز بر روي زمين و هدف، رشد محصول است. درو محصول پاداش  كار است


كارخانه. هدف، توليد بيشتر با هزينه‏ي كمتر است. كاهش اشيا، امور و كار به سطح ساده‏ترين عناصر آن‏ها همراه با فرآيند منطقي مجموعه، به بهره‏وري مي‏انجامد.


توليد ثروت


زمين. در اختيار گرفتن زمين و گسترش استفاده از آن


سرمايه و توليد. مراكز كسب ثروت با استفاده از سرمايه و كار براي توليد كالا و انجام خدمات.


حس زمان


حاضر يا حضور. زمان، تداوم حال است، زيرا ما فاقد تاريخ ثبت شده هستيم و تنها روايت‏هاي باز تعريف شده داريم. بازگويي تجربه موجب مي‏شود كه حوادث گذشته جديد به نظر برسند.


گذشته يا عينيت‏گرايي. گذشته از حال مجزا مي‏شود. چاپ، حس گذشت زمان را به وجود مي‏آورد، زيرا ما داراي ابزارهاي مقايسه، كلمات گذشته و تعريف‏هاي آن‏ها با واقعيت و تفكر كنوني هستيم. زمان پيش مي‏رود. واژه‏ي خوانده شده، واژه‏اي گذشته و انديشه‏هاي كنوني موجب ايجاد حس پيشرفت و حركت به سمت از جلو از گذشته‏اي دايمي مي‏شود.


مديريت


ميزبان. ميزان مراقب كل خانه بوده و همچون مالك رفتار مي‏كند و در ايفاي وظايف و تحقق نيات خود مي‏كوشد.


مدير. نهادهاي اقتصادي داراي ويژگي‏هايي همچون كنترل و فرماندهي، تقسيم كار، تركيب عمودي (مالكيت تمام منابع و ابزار توليد به جاي برون‏سپاري) هستند. مديريت براساس اين اصل قرار دارد كه افراد بايد ساختاربندي شوند و به منظور انجام كار موثر بايد نظارت دقيق و زيادي روي آن‏ها صورت گيرد.


ارزش


قابليت اتكا. اين امر در آن چه كه صورت مي‏گيرد و واقعيت دارد، صادق است.


بهره‏وري. تقسيم كار به كوچك‏ترين اجزا و تلاش براي انجام هر چه سريع‏تر كار.


توليد


رفع نياز. افراد آن چه را كه مي‏خواهند، به دست خواهند آورد.


ارتقاي معيارها. تقسيم كار به كوچك‏ترين اجزا و تلاش براي انجام هر چه سريع‏تر كار.


وسيله‏ي تبادل


داد و ستد و تجارت. معامله‏ي دوسويه و متقابل در هر مورد.


پول. ابزار منطقي معيارسازي ارزش و تهيه‏ي ابزاري منعطف و موثر براي تبادل.


هنر


نمادين. هنر وسيله‏ي تعبير و درك معناي زندگي و مقدسات است. زبان نمادين و رمزآلود براي آشكارسازي واقعيت چندوجهي پنهان در داستان‏ها و ويژگي‎‏هاي باور و آگاهي توسعه يافته است.


چشم‏انداز. هنر به دنبال دقت يا واقعيت ديداري است و از چشم‏انداز هنرمند بيان مي‏شود، جايي كه زبان نمادين هنر اوليه نقطه‏نظر هنرمند را به منظور ترسيم يك واقعيت رمزگونه تغيير مي‏دهد.


 


فضاي ديجيتالي


پخش راديو تلويزيوني


حس هويت


ازدحام بيگانه. تصاوير و اثرات موجود، فرد را در دنياي زيبا و جاري نشان مي‏دهند. ما از طريق تلويزيون و راديو با شمار بيشتري از مردم در تماس خواهيم بود. اين منابع اغلب به صورت گزينشي، مخاطبان وسيعي را هدف گرفته‏اند. فرد به صورت تخيلي به مشاركت در امور مي‏پردازد.


روج مجازي يا نزديكي گمنام. افراد هويت‏هاي مجزايي را براي نقش‏ها و محيط‏هاي متفاوت طراحي مي‏كنند. هويت ناشي از تعاملات گوشه و كنار جهان است. ما مي‏توانيم عضوي از جوامع مختلف بوده و هويت‏هاي گوناگوني را تجربه كنيم.


حقيقت


هستي‏شناسي. حقيقت از طريق تجربه، نيروي اقناع يا نتيجه‏اي ملموس ارزش‎گذاري مي‏شود. واقعيت ملموس حال بر مفاهيم دور و انتزاعي اولويت دارد.


محيطي بافتاري. حقيقت با محيط و بافت‏هاي خاص معنا مرتبط است. جامعه (مجازي يا غيرمجازي) به آزمايش و ارزش‏گذاري واقعيت مي‏پردازد.


فرايند استدلال


منطق سيال. تفكر فرآيندي است كه همچون آب جاري است و به پيامدهاي احتمالي گوناگون منتهي مي‏شود. نتايج ثابت نبوده و تغيير مي‏كنند و ممكن است جهش‏هاي كوانتومي داشته باشند. در نتيجه، پاسخ به هرگونه پرسش منطقي اين است: ”بستگي دارد“؛ محيط و گرايش‏ها اجزاي معادله هستند.


تفكر سيستمي. درك روابط اجزاي يك سامانه‏ي خاص و چگونگي عملكرد آن طي زمان به مشخص‏سازي نتايج احتمالي مي‏انجامد. واقعيت امري پيچيده و مرتبط با مسايل ديگر است. رويدادهاي منفرد به نظر اتفاقي مي‏آيند. به جاي يك زنجيره‏ي علي، پيامدهاي بالقوه‏ي چندگانه به وسيله‏ي ضريب احتمال اندازه‏گيري مي‏شوند.


درك واقعيت


اصل عدم قطعيت. ادراك بازتاب رابطه‏ي انحصاري و نزديك فرد ناظر و مشاهده‏كننده‏ و شي مشاهده شده است و ديگر ثابت فرض نمي‏شود.


فرضيه‏ي آشوب. ادارك بازتاب اين معنا است كه واقعيت، سيال، بسيار پيچيده و داراي ارتباط با ديگر مسايل است و بيش از آن كه همچون رويدادهاي مجزا عمل كند، همچون يك سامانه رفتار مي‏كند و با ابزار الگوهاي كلي قابل درك است.


فراگيري


تجربه محور. فراگيري متن با فيلم‏ها و نوارهاي ويديويي تقويت مي‏شود. ارايه‏هاي گروهي، مشاركت و تجربه‏ي زندگي اغلب در اين مساله دخالت دارد. تمركز بر روي دانش‏آموزان و دانشجويان و نيازهاي انحصاري آن‏ها است. اين رويكرد منجر به گسترش مطالب و خدمات براي رفع آن نيازها مي‏شود.


بافتار محور. آموزگاران و مدرسان يك جامعه‏ي يادگيري مشاركتي پديد مي‏آورند. تجربه‏ي جمعي بر نيازهاي خصوصي و فردي اولويت دارد.


كار


خدمت. هدف، استفاده از اطلاعات موجود پيرامون مشتريان براي ساخت محصولات موردنظر آن‏ها يا ايجاد تقاضا است. اين امر به تمركز بر جمع‏آوري و كاربرد اطلاعات جهت طراحي، توليد و تحويل كالاها و خدمات مي‏شود.


فدارسيون. كار در شبكه‏هاي توليد كنندگان مستقل كه در امر توليد همكاري مي‏كنند، سازماندهي مي‏شود. هم‏زمان، مشتريان و توليد كنندگان در توليد و تحويل كالاها همكاري مي‏كنند.


 


 


رو در روي چالش ديجيتالي


بسيار آشكار و روشن است كه مديريت فرايند انتقال و گذار به عصر ديجيتالي آسان يا بدون مشكل نيست. ما بايد انتظار داشته باشيم كه در اغلب نهادهاي خود با چالش روبرو شويم، در نتيجه نياز به بازانديشي و بازسازي آن‏ها داريم. چند سال پيش، ملاقات‏هايي با مدير اجرايي يك شركت نفتي داشتم كه مسوول طراحي و ساخت نفتكش‏هاي شركت بود. اين مساله به من كمك كرد تصوير ذهني خود از چگونگي ساخت و محيط تغيير متلاطم را شكل بدهم. ساخت يك نفتكش بسيار شگفت‏انگيز است. شمار جزييات سرسام‏آور است و موانع موجود بي‏شمار هستند، به ويژه اگر براي حركت در اقيانوس آتلانتيك شمالي كه خطرناك‏ترين گستره‏ي آبي است، طراحي شود. تايتانيك را به خاطر بسپاريد.


نفتكش‏هاي مسير آتلانتيك شمالي بايد قادر به مقابله با كوه‏هاي يخي در هفت نقطه باشند. آن‏ها بايد بدون لنگر انداختن هنگام مقابله با موج‏هاي 50  فوتي ثابت باقي بمانند. اين نفتكش‏هاي غول‏پيكر براي مقابله با اين محيط پرتلاطم و آشوبناك مجهز به سامانه‏هاي اضافي چندگانه هستند كه به عنوان تجهيزات ايمني و پشتيباني عمل مي‏كنند. آن‏ها داراي پايدارسازهاي نيرومند در دو جناح خود هستند تا حتا هنگام مقابله با موج‏هاي بزرگ بتوانند موقعيت خود را حفظ كنند.


نفتكش‏هاي آتلانتيك شمالي استعاره‏اي جالب براي نهادهاي امروي هستند تا خود را براي چالش‏هاي عصر ديجيتالي آماده كنند. نهادهاي امروزي بايد قادر به فعاليت در درياهاي طوفاني تغيير اجتماعي و فناوري باشند.


متاسفانه ما هنوز در حال ساخت معادل‏هاي اجتماعي خطوط تفريحي كشتي‏راني هستيم. سازه‏هايي بزرگ و بي‏تحرك براي درياهاي آرام و ديدار از بندرهاي دوست ساخته مي‏شوند. اين گونه نهادها تنها براي درياهاي آرام و افق آفتابي مفيد هستند و اين سازه‏ها مطلوب و دلخواه ما در ورطه‏هاي آشوب‏زده‏ي كنوني نيست.


امروزه ما نيز به نهادهايي همچون نفتكش‏هاي آتلانتيك شمالي داريم تا قادر به مقابله با موج‏هاي عظيم تغييرات غير قابل پيش‏بيني اجتماع باشند. آن‏ها بايد بسيار منعطف، داراي قدرت‏ مانور فراوان، پرشتاب داراي ظرفيت اضافه و آگاهي نسبت به محيط باشند، از ضربه‏گيرها و پايدارسازهايي نيرومند همچون نفتكش‏ها برخوردار باشند.


طراحي دوباره‏ي نهادهاي موجود براي رويارويي با تهديدها و فرصت‏هاي عصر ديجيتالي بزرگ‏ترين چالش فرا روي ما است.


 








[1]. Marshall Mcluhan 



[2]. PDA (Personal Digital Assistant)



[3]. Black berries



[4]. Johannes Gutenberg


مطلب‌های دیگر از همین نویسنده در سایت آینده‌نگری:


منبع:


بنیاد آینده‌نگری ایران



سه شنبه ۸ فروردين ۱۳۹۶ - ۲۸ مارس ۲۰۱۷

از سایت‌های دیگر

+ جامعه‌شناسی آسیب‌های اجتماعی در ایران سالار کاشانی

+ از نظام اجتماعی تا سبک زندگی گفت‌وگو با مهندس سید جعفرمرعشی*

+ روی خط آموزش تحول آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم با تأکید بر یادگیری الکت  یدالله فضلی

+ ویژگی‌های معلم در قرن 21  

+ تحول آموزش و پرورش در قرن 21 با تأكيد بر يادگيري الكترونيكي  

+ ترس از مدرسه و برقراری ارتباط با دانش آموز  

+ ارتباط معلم و دانش آموز  

+ آموزش و پرورش قرن ۲۱  کریم رنجه بازو

+ چه باید کرد؟ ( کانون نهال آینده اندیشی ) حمید رضا احمدیان

+ بهار و نوزایی فکری علاقمندان دانش و فناوری سید علیرضا حجازی

+ انسان مجازي طراحي مي‌شود سيد عليرضا حجازي

+ تخيل: هنر آفرينش آينده سيد عليرضا حجازي

+ نخبگان چگونه مي انديشند؟ ict

+ روش ماتريس تاثير متقاطع در پيش‏بيني سيد عليرضا حجازي

+ آينده نگاري جرايم ديجيتال ict

+ انسانواره‎ها: ماشين‌هايي كه مي‌توانند مانند انسان فكر كنند  فاوا

+ نسل سوم آينده‌نگاري فناوري و پيشران‌هاي فناورانه ICT

+ روند تكامل و توسعه‌ي آينده‎نگاري فناوري ICT

+ با سفر در زمان مي‎توان آينده را ديد! نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 7:37

+ درون يك ماشين مجازي  ترجمه: آرش مدني علمداري

+ توجه به هويت فردي: مركز ثقل محيط آموزش مجازي دکتر حسن ايرواني

+ نگاهي به نظريه هاي مختلف درباره منشاء حيات رابرت شاپيرو

+ فناوري‏هاي نرم پيشران دنياي فردا دكتر سعيد خزائي

+ كانون تفكر چيست؟ سيد عليرضا حجازي

+ پیش بینی های آلفا و بتا وحید وحیدی مطلق

+ آينده در دستان كيست؟ دكتر سعيد خزائي

+ پرسش هاي 17 گانه در ارزيابي يك كتاب سيد عليرضا حجازي

+ آينده  سيد عليرضا حجازي

+ سناریوها: بهترین ابزار رویارویی با آینده عزیز علیزاده

+ آينده پژوهي به كجا خواهد رفت؟ سيد عليرضا حجازي

+ جهان آينده چگونه خواهد بود؟ Alireza Hejazi

+ ديوار هنرمند آينده، امروز، و گذشته وحيد وحيدي مطلق

+ كوشش براي ساختن جهاني باهوش‏تر جيمز جي. هيوز

+ رادارهاي آينده ياب سید علیرضا حجازی

+ مدیریت پيش‌نگر در هزاره سوم دكتر سعيد خزائي

+ پويايي ديجيتالي ام. ركس ميلر

+ استفاده مغز از گذشته، براي رسيدن به آينده ئي.جي.ماندل

+ جابجايي از مسافت دور، اما به شيوه‏اي نوين ضياء مرالي

+ کنکاشي در شعر امروز:پرياي نازنين؛ اثر جاودانه الف-بامداد فرنود حسني

+ آينده‎پذيري: چالش اساسي آينده‎پژوهي در جهان در حال توسعه سید علیرضا حجازی

+ ناپیوستگی ها، شگفتی سازها، و علائم ضعیف آینده وحید وحیدی مطلق



info@ayandehnegar.org
©Ayandehnegar 1995