Iranian Futurist 
Iranian Futurist
Ayandeh-Negar
Welcome To Future

Tomorow is built today
در باره ما
تماس با ما
خبرهای علمی
احزاب مدرن
هنر و ادبیات
ستون آزاد
محیط زیست
حقوق بشر
اخبار روز
صفحه‌ی نخست
آرشیو
اندیشمندان آینده‌نگر
تاریخ از دیدگاه نو
انسان گلوبال
دموکراسی دیجیتال
دانش نو
اقتصاد فراصنعتی
آینده‌نگری و سیاست
تکنولوژی
از سایت‌های دیگر


روش ماتريس تاثير متقاطع در پيش‏بيني

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Twitter Google Yahoo Delicious بالاترین دنباله

[09 Sep 2007]   [ سيد عليرضا حجازي]

ترجمه‎ي: سيد عليرضا حجازي

تعريف و پيشينه‏ي تاريخي

يكي از محدوديت‏هاي اساسي در بسياري از روش‏هاي پيش‏بيني وروش دلفي آن است كه اين روش‏ها تنها پيش‏بيني‏هاي محدودي را فراهم مي‏سازند. به بيان ديگر، رويدادها و روندها يك به يك پيش بيني مي‏شوند، بدون آن كه اشاره‏ي آشكاري به تاثير احتمالي آن‏ها بر روي يكديگر شود. اغلب رويدادها و روندها كمابيش و به گونه‏اي با يكديگر مرتبط هستند. وابستگي ميان اين رويدادها و روندها را مي‏توان براي پيش‏بيني‏هاي استوارتر و دقيق‏تر مورد توجه و ملاحظه قرار داد. تحليل تاثير متقاطع كاستي‏هاي موجود در روش دلفي در سازوكار كشف دو جانبه‏ي نتايج انحصاري يا متقابل را برطرف ساخته است. بر همين قياس، دستيابي هم‏زمان به برخي از نتايجي كه از طريق روش دلفي پيش‏بيني مي‏شود، مي‎تواند دشوار و يا حتا غيرممكن باشد (پاتن و ساويكي، 1993)[1]: براي مثال، استخدام كامل و نرخ پايين تورم. تحليل تاثير متقاطع به طور مستقيم به اين مساله پرداخته و احتمالات مشروط را تجزيه و تحليل مي‏كند. براي مثال، بررسي اين احتمال كه در صورت دستيابي به استخدام كامل، نرخ تورم در سطح پاييني خواهد ماند. اين روش تعامل موارد پيش‏بيني شده را بررسي مي‏كند (گوردون و هيوارد، 1968)[2].

مفهوم تاثير متقاطع توسط اولاف هلمر[3] و تئودورگوردون[4] در ارتباط با طرح يك بازي پيش‏بيني براي شركت كيزرـ‏آلومينيوم[5] (هلمر، 1977)[6] مطرح شد.

اين روش در حقيقت كوششي براي گسترش فنون پيش‏بيني، فراتر از روش‏هاي رايج دلفي بود. در سال 1968 در دانشگاه كاليفرنيا در لس‏آنجلس، گوردون و هيوارد رويكردي مبتني بر رايانه‏ را براي تحليل تاثير متقاطع تدوين كردند و يافته‏هاي خود را در مقاله‏اي با عنوان ”آزمايش‏هاي نخستين با روش پيش‏بيني ماتريس تاثير متقاطع“ منتشر ساختند. در اين روش، رويدادها بر روي يك ماتريس راستگوش (متعامد) ثبت مي‏شد و در هر تقاطع‏ ماتريسي اين پرسش مطرح مي‏شد كه: اگر قرار بود رويدادهاي موجود در يك رديف هم‏زمان روي دهند، اين رويدادها چگونه بر احتمال وقوع رويداد‏هاي ديگر در يك ستون تاثير خواهند گذاشت؟ قضاوت‏ها در سلول‏هاي ماتريس ياد شده وارد مي‏شد. آلن[7] در سال 1977 اعلام كرد كه ممكن است اغلب روش‏هاي پيش‏بيني، بسياري از واكنش‏ها ميان رويدادهاي پيش‏بيني شده را مورد توجه قرار نداده باشند. با اين وجود، تحليل تاثير متقاطع مي‏كوشد، احتمال شرطي پيدايش يك رويداد را در شرايطي كه ديگر رويدادها هنوز رخ نداده‏اند، آشكار كند.

آلتر و انزر[8] در سال 1978 مدعي شدند كه تحليل تاثير متقاطع با نظريه‏ي احتمال و آمار رياضي متفاوت است؛ تحليل تاثير متقاطع در پي شناسايي نتايج احتمالي است، نه درك آن چه كه هست يا بوده است. آن‏ها تحليل تاثير متقاطع را به عنوان روشي نظام‏مند براي بررسي پيشرفت‏هاي احتمالي آينده و تعامل آن‏ها با يكديگر تعريف كرده‏اند.

هلمر در سال 1977 رويكرد تاثير متقاطع تصادفي را تدوين كرد. دوپرين و گادت[9] مفهوم متفاوت تاثيرات متقابل و مرتبط را مورد بررسي قرار دادند، اين همان مساله‏ي اصلي بود كه توسط هلمر به عنوان دشواري دستيابي به برآوردهاي استواز از گونه‏هاي احتمالي مشروط مطرح شده بود كه به طور عمده گزاره‏هاي اگر ”الف“ آن گاه ”ب“ و اگر ”ب“ آن گاه ”الف“ بيان مي‏شوند. سپس انزر و آلتر در سال 1978 دو گونه از احتمال مشروط را آن گونه كه در يك تحليل تاثير متقاطع به كار رفته بود، نشان دادند كه يكي از آن‏ها براساس همبستگي و ديگري براساس رويكردي متوالي در تحليل تاثير متقاطع توسط سارين در سال 1978 تدوين شد. رويكرد پيشنهادي به گونه‏اي پيامدساز اطلاعات را از كارشناس مطالبه مي‏كند و ثبات و استواري آن را بررسي مي‏كند.

مباني روش تحليل تاثير متقاطع

پيش‏بيني فناوري از الگوي روش شناختي ثابتي پيروي نمي‏كند. با اين وجود، روشي كه با آن مطالعه و بررسي صورت مي‏گيرد و به طور كلي گزينش روش‏ها بستگي به خود پژوهشگر دارد (ويسما[10] 1982). چندين گونه از تحليل تاثير متقاطع توسط پژوهشگران توسعه داده شده است (گوردون و هيوارد، 1968؛ فونتلا[11]،1976؛ هلمر، 1977؛ سارين، 1978؛ نواك و لولارنت، 1978؛ ويسماونبس[12]، 1980؛ هنسون و راماني[13]، 1988). ارزيابي اين تكنيك تنها به يك روش صورت نگرفته است، بلكه تنوعي از روش‏هاي مختلف ساخت، تجهيز و ارزيابي ماتريس‏هاي تاثير متقاطع را به همراه برداشته است.

هلمر ادعا مي‏كند كه روابط علي را نمي‏توان بدون معرفي آشكار يك بعد زماني بررسي كرد. او يك فاصله در برنامه‏ريزي را توضيح مي‏دهد (كه از زمان حاضر به افقي از برنامه‏ريزي فراتر مي‏رود) كه خود به فواصل فرعي ديگري تقسيم مي‏شود و به اصطلاح ”صحنه“[14] ناميده مي‏شود و وقوع يك رويداد، در برخي صحنه‏ها به شكل صحنه‏هايي متوالي با تاثيرات متقاطع است. اين الگو افزون بر بررسي و مطالعه‏ي رويدادها، روندها را نيز در خود دارد كه نوسان آن‏ها از ارزش‏هاي موردانتظار در يك صحنه بر سطوح روند تاثير مي‏گذارد و اين تاثير بر احتمالات رويداد در صحنه‏هاي فرعي نيز محسوس است.

در كاربست تحليل تاثير متقاطع در يك حوزه‏ي ويژه، ضروري است. پيشرفت‏هايي را براي گنجاندن در صحنه‏ انتخاب كنيم كه تاثير مورد انتظار از آن‏ها بر روي آينده از بيشترين كميت ممكن برخوردار باشد. هلمر اظهار مي‏دارد در عمل مشخص خواهد شد كه به ندرت امكان آن وجود دارد كه در فرايند برنامه‏ريزي و در مورد موقعيتي كه 20 يا 30 پيشرفت و حتا كمتر از اين داشته است، عدالت را رعايت كرده باشيم و اغلب پيشرفت‏هايي بيش از اين موردنياز مي‏باشند. فولز نيز تاكيد مي‏كند كه تعريف رويدادهايي كه در بررسي ما بايد گنجانده شوند، از اهميت شايان توجهي برخوردار هستند. گام‏هاي اصلي در استفاده از تحليل تاثير متقاطع براي ارزيابي موقعيت‏هاي آينده توسط هلمر و فولز اين گونه بر شمرده شده‏ است:

1. تعريف رويدادها و روندهايي كه مي‏بايست در تحليل گنجانده شوند؛

2. تعريف فاصله‏ي اصلي و فواصل فرعي (صحنه‏ها) برنامه‏ريزي؛

3. تدوين ماتريس‏هاي تاثير متقاطع براي تعريف همبستگي‏هاي موجود ميان رويدادها و روندها.

4. برآورد مداخل در ماتريس تاثير متقاطع و به ديگر بيان، اطلاعات مربوط به چگونگي وقوع يك رويداد با عنوان Ei چگونگي انحراف يك روند با عنوان Tj از ارزش مورد انتظار آن در يك صحنه‏ي معين بر ديگر احتمالات رويدادي و ارزش‏هاي روندي در صحنه‏هاي بعدي تاثير خواهد گذاشت.

5. برآورد احتمالات وقوع اوليه‏ي هر رويداد در هر صحنه؛

6. برآورد ارزش هر روند در آغاز هر صحنه؛

7. اجراي يك دوره‏ي تنظيم؛

8. تعريف سياست‏ها، اقدام‏ها يا سنجش‏هاي حساسيت كه بايد با ماتريس اجرا شوند؛

9. انجام محاسبات تاثير متقاطع؛ و

10. ارزيابي نتايج.

وقوع اوليه‏ي احتمال رويدادها، ارزش‏ روندها و ميزان تاثير ميان متغيرها مي‏تواند از سوي كارشناسان منفرد برآورد شود، اما اغلب توسط گروه‏هايي از كارشناسان رشته‏هاي گوناگون صورت مي‏گيرد كه تحت پوشش رويدادهاي موردنظر قرار دارند (فولز، 1978). پرسش‏نامه‏هاي دلفي و يا مصاحبه‏ها را نيز مي‏توان براي گردآوري قضاوت‏هاي مطرح شده مورد استفاده قرار دارد. هنگامي كه الگوي تاثير متقاطع گردآوري شود، بايد چندين بار اجرا شود تا كاركرد برنامه‏ي رايانه‏اي مربوط به آن سنجيده شود. هلمر روش اجراي آن را بدين ترتيب شرح مي‏دهد:

· در صحنه‏ي يك، تصميم بگيريد كدام يك از رويدادها بايد روي دهد (براساس اعداد تصادفي رسم استاندارد مونته كارلو)؛ احتمالات رويداد و ارزش‏هاي روند را براي صحنه‏ي 2 و براساس ماتريس تاثير متقاطع تنظيم كنيد؛

· با صحنه‏ي 2 كار را ادامه دهيد و با تنظيم ارزش‏هاي روند به افزودن انحراف‏هاي تصادفي بپردازيد كه توزيع عدم قطعيت نامتجانس آن‏ها را حاصل ساخته است. دوباره تصميم بگيريد كه كدام رويدادها هم اينك بايد روي دهد و احتمالات رويداد و ارزش‏هاي روند را براي صحنه‏ي 3 و براساس تاثيرات متقابل توضيح داده شده‏ي رويداد تنظيم كنيد؛ انحرافات دلتا T را از ارزش‏هاي روند در صحنه‏ي 2 نسبت به ارزش‏هاي پيش‏بيني شده‏ي آن‏ها بررسي كنيد، و احتمالات رويداد و ارزش‏هاي روند را براي صحنه‏ي 3 و براساس تاثيرات متقاطع روند توضيح داده شده، تنظيم كنيد. سرانجام هر جا كه لازم بود، جابه‏جايي‏هاي ضروري را انجام دهيد.

· همين فرايند را براي صحنه‏هاي 3،4 و غيره انجام دهيد.

نتيجه‏ي اين فرايند پيدايش يك ”سناريو“ خواهد بود كه در آن توالي وقوع رويدادها بر حسب ترتيب صحنه‏هاي آن‏ها است و براساس تنظيمات ارزش‏هاي روندها صورت خواهد گرفت. چندين اجرا مي‏تواند سناريوهاي متفاوتي را ايجاد كند كه برگرفته از عناصر تصادفي موجود هستند.

توانايي افزودن اطلاعات (مانند تغيير در تدابير) كه بخشي از اطلاعات پيشين نيست، الگوي تعاملي تاثير متقاطع را به يك تكنيك نامحدود براي تحليل اكتشافي تبديل مي‏كند. با ارزيابي تعاملي پيش‏بيني، نه تنها مي‏توانيم رويدادهايي را ارزيابي كنيم كه بر كمترين پيش‏بيني‏ها تاثير دارند، بلكه مي‏توانيم تاثير تدابير متفاوت و نيز تاثير زمان‏بندي را كشف كنيم.

چندين روش براي كاربردهاي مختلف اين تكنيك وجود دارد. گوردون و هيوارد سه نوع ارتباط ميان متغيرها را بر شمرده‏اند. فرض كنيد رويداد E1 روي دهد. يك رويداد دوم با عنوان E2 ممكن است هيچ تاثيري از رويداد E1 نپذيرفته باشد، شايد بر اثر رويداد E1 حتا تقويت نيز شده باشد و يا شايد بر اثر رويداد E1 متوقف شود. بنابراين، تاثير E1 بر E2 مي‏تواند به يكي از سه صورت زير باشد:

· غيرمرتبط

· تقويت كننده

· متوقف كننده

حالت‏هاي تقويت كننده و متوقف‏كننده‏ي ارتباط را مي‏توان با برخي از سازوكارهاي توضيحي روشن‏تر ساخت. ارتباطات تقويت كننده، يعني مواردي كه در آن‏ها احتمال وقوع رويداد دوم بر اثر وقوع رويداد نخست تقويت مي‏شود، حاصل چندين سازوكار است كه از جمله‏ي آن‏ها مي‏‎توان به اين دو مورد اشاره كرد:

1. وقوع رخداد E1 ، رويداد E2 را عملي يا ممكن مي‏سازد. اين نوع از رابطه را رابطه‏اي ”توانمندساز“ مي‏گويند.

2. وقوع رويداد E1 ، شكل‏گيري رويداد E2 براي كاربرد موثر E1 را الزامي مي‏سازد. اين نوع از رابطه‏ي تقويت كننده را مي‏توان ”ارتقا دهنده‏“ ناميد.

روابط متوقف كننده، آن دسته از روابطي است كه احتمال رويداد دوم در آن‏ها بر اثر وقوع رويداد نخست از ميان مي‏رود و حاصل سازوكارهاي زير است:

· وقوع E1 سبب غيرعملي و غيرممكن شدن E2 مي‏شود. اين نوع رابطه‏ي متوقف كننده با عنوان‏ ”بي‏ارزش“ نام‏گذاري مي‏شود.

· وقوع E1 عدم وقوع E2 براي كاربرد موثر E1 را الزامي مي‏سازد. اين نوع رابطه‏ي متوقف كننده ”مخالفت‏آميز“ ناميده مي‏شود.



منبع: http://www.iit.edu/~it/cross.html



--------------------------------------------------

[1] . Patton and Sawicki, 1993

[2] . Gordon and Hayward,1968

[3] . Olaf Helmer

[4] . Theodor Gordon

[5] . Kaiser - Aluminum

[6] . Helmer,1977

[7] . Alen

[8] . Alter and Enzer

[9] . Duperrin and Godet

[10] . Wissema

[11] . Fontela

[12] . Benes

[13] . Hanson & Ramani



مطلب‌های دیگر از همین نویسنده در سایت آینده‌نگری:


منبع: ict


بنیاد آینده‌نگری ایران



سه شنبه ۴ مهر ۱۳۹۶ - ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۷

از سایت‌های دیگر

+ جامعه‌شناسی آسیب‌های اجتماعی در ایران سالار کاشانی

+ از نظام اجتماعی تا سبک زندگی گفت‌وگو با مهندس سید جعفرمرعشی*

+ روی خط آموزش تحول آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم با تأکید بر یادگیری الکت  یدالله فضلی

+ ویژگی‌های معلم در قرن 21  

+ تحول آموزش و پرورش در قرن 21 با تأكيد بر يادگيري الكترونيكي  

+ ترس از مدرسه و برقراری ارتباط با دانش آموز  

+ ارتباط معلم و دانش آموز  

+ آموزش و پرورش قرن ۲۱  کریم رنجه بازو

+ چه باید کرد؟ ( کانون نهال آینده اندیشی ) حمید رضا احمدیان

+ بهار و نوزایی فکری علاقمندان دانش و فناوری سید علیرضا حجازی

+ انسان مجازي طراحي مي‌شود سيد عليرضا حجازي

+ تخيل: هنر آفرينش آينده سيد عليرضا حجازي

+ نخبگان چگونه مي انديشند؟ ict

+ روش ماتريس تاثير متقاطع در پيش‏بيني سيد عليرضا حجازي

+ آينده نگاري جرايم ديجيتال ict

+ انسانواره‎ها: ماشين‌هايي كه مي‌توانند مانند انسان فكر كنند  فاوا

+ نسل سوم آينده‌نگاري فناوري و پيشران‌هاي فناورانه ICT

+ روند تكامل و توسعه‌ي آينده‎نگاري فناوري ICT

+ با سفر در زمان مي‎توان آينده را ديد! نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 7:37

+ درون يك ماشين مجازي  ترجمه: آرش مدني علمداري

+ توجه به هويت فردي: مركز ثقل محيط آموزش مجازي دکتر حسن ايرواني

+ نگاهي به نظريه هاي مختلف درباره منشاء حيات رابرت شاپيرو

+ فناوري‏هاي نرم پيشران دنياي فردا دكتر سعيد خزائي

+ كانون تفكر چيست؟ سيد عليرضا حجازي

+ پیش بینی های آلفا و بتا وحید وحیدی مطلق

+ آينده در دستان كيست؟ دكتر سعيد خزائي

+ پرسش هاي 17 گانه در ارزيابي يك كتاب سيد عليرضا حجازي

+ آينده  سيد عليرضا حجازي

+ سناریوها: بهترین ابزار رویارویی با آینده عزیز علیزاده

+ آينده پژوهي به كجا خواهد رفت؟ سيد عليرضا حجازي

+ جهان آينده چگونه خواهد بود؟ Alireza Hejazi

+ ديوار هنرمند آينده، امروز، و گذشته وحيد وحيدي مطلق

+ كوشش براي ساختن جهاني باهوش‏تر جيمز جي. هيوز

+ رادارهاي آينده ياب سید علیرضا حجازی

+ مدیریت پيش‌نگر در هزاره سوم دكتر سعيد خزائي

+ پويايي ديجيتالي ام. ركس ميلر

+ استفاده مغز از گذشته، براي رسيدن به آينده ئي.جي.ماندل

+ جابجايي از مسافت دور، اما به شيوه‏اي نوين ضياء مرالي

+ کنکاشي در شعر امروز:پرياي نازنين؛ اثر جاودانه الف-بامداد فرنود حسني

+ آينده‎پذيري: چالش اساسي آينده‎پژوهي در جهان در حال توسعه سید علیرضا حجازی

+ ناپیوستگی ها، شگفتی سازها، و علائم ضعیف آینده وحید وحیدی مطلق



info@ayandehnegar.org
©Ayandehnegar 1995