Iranian Futurist 
Iranian Futurist
Ayandeh-Negar
Welcome To Future

Tomorow is built today
در باره ما
تماس با ما
خبرهای علمی
احزاب مدرن
هنر و ادبیات
ستون آزاد
محیط زیست
حقوق بشر
اخبار روز
صفحه‌ی نخست
آرشیو
اندیشمندان آینده‌نگر
تاریخ از دیدگاه نو
انسان گلوبال
دموکراسی دیجیتال
دانش نو
اقتصاد فراصنعتی
آینده‌نگری و سیاست
تکنولوژی
از سایت‌های دیگر


نگاهي به نظريه هاي مختلف درباره منشاء حيات

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Twitter Google Yahoo Delicious بالاترین دنباله

[07 Aug 2007]   [ رابرت شاپيرو]

پنج سال ديگر منتظر بمانيد



رابرت شاپيرو

ترجمه؛ الهيار اميري

«ما منشاء حيات را تا پنج سال آينده خواهيم شناخت». اين جديدترين ايده مطرح شده به وسيله دانشمندان درباره منشاء حيات است . دو گروه مختلف از دانشمندان به دلايل مختلف، اين پيشرفت را خطرناک مي دانند. من قصد دارم در اين مقاله به بهترين وجه به پيامدهاي اين نظريه بپردازم.
---
تنها کمي بيش از نيم قرن پيش، در بهار 1953، آزمايشي مشهور شور و شوقي برانگيخت و به استقبال از اين حوزه جاني تازه بخشيد. «استنلي ميلر» با مشاورت «هارولد يوري» نشان داد که مي توان مخلوط کوچکي از مولکول هاي آلي (مونومرها) را با قرار دادن مخلوطي از گازهاي ساده در معرض جرقه الکتريکي به آساني ايجاد کرد. مخلوط هاي مشابهي هم در شهاب سنگ ها يافت شد که نشان مي دهد مونومرهاي آلي ممکن است در جهان گسترش يافته باشند. اگر اجزاي سازنده حيات به اين سادگي ايجاد شده باشد، پس چرا نتوانند به همين سادگي هم خود را براي تشکيل سلول ها جفت وجور کنند؟

با اين حال در همان بهار، مقاله مشهور ديگري هم توسط «جيمز واتسون» و «مفرانسيس کريک» منتشر شد. آنها نشان دادند وراثت ارگانيسم هاي زنده، در يک مولکول بسيار بسيار بزرگ به نام DNA ذخيره شده است. DNA يک پليمر است، ماده يي که از زنجيره کردن واحدهايي بسيار کوچک تر به هم ساخته شده، مثل حلقه هايي که به هم متصل مي شوند تا يک زنجير بلند را بسازند.

ارتباط مشخص بين ساختار DNA و نقش زيستي اش از يک طرف و زيبايي هندسي مارپيچ دوگانه DNA از طرف ديگر، بسياري دانشمندان را به سمتي کشاند تا خود آن را جوهره حيات بشمارند. با اين حال نقطه ضعفي باقي مانده که تصوير را خراب مي کند. DNA مي توانست اطلاعات را نگه دارد اما بدون ياري پروتئين ها (پليمري از نوع ديگر) توانايي بازتوليد خود را نداشت. پروتئين ها هم در افزايش سرعت (کاتاليز) بسياري از واکنش هاي شيميايي ديگر که لازمه حيات هستند، مهارت دارند. حوزه منشاء حيات در پرسش «مرغ يا تخم مرغ» گرفتار مي شود. کدام يک زودتر پديد آمد، DNA يا پروتئين ها؟ پاسخ ظاهراً با يافتن پليمر ديگري نمايان شد، RNA (عموزاده DNA) مي توانست هر دو نقش سرعت بخشي و وراثت را برعهده گيرد. در سال 1986 «والتر گيلبرت» اعلام کرد حيات با «جهان RNA» آغاز شده است. حيات زماني پا گرفت که يک مولکول RNA که توانايي کپي کردن خود را داشت، در حوضچه يي از بلوک هاي سازنده خودش شکل گرفت.

متاسفانه نيم قرن آزمايش هاي شيميايي نشان داده است که طبيعت هيچ گرايشي به مهيا کردن RNA، يا حتي بلوک هاي سازنده يي (نوکلئوتيد) که براي تشکيل RNA بايد به هم پيوند يابند، ندارد. نوکلئوتيدها در تخليه هاي الکتريکي «ميلر» شکل نمي گيرند و در شهاب سنگ ها هم يافت نشده اند. شيميدان هاي متبحر نوکلئوتيدها را در آزمايشگاه هاي مجهز ايجاد کردند و آنها را براي تشکيل RNA به هم پيوند دادند؛ اما خب، هيچ شيميدان و آزمايشگاهي در زمان آغاز حيات در ابتداي عمر زمين وجود نداشته است. نظريه «واتسون»-«کريک» انقلابي در زيست شناسي مولکولي به پا کرد اما پرسش منشاء حيات را در بن بست قرار داد.

خوشبختانه براي اين مخمصه به تدريج راه حل ديگري پديد آمده است؛ نه DNA نه RNA و نه پروتئين ها هيچ کدام براي منشاء حيات ضروري نبوده اند. امروزه مولکول هاي بزرگ بر فرآيندهاي حيات سيطره دارند اما الزاماً آغازگر آن نبوده اند. مونومرها خود توانايي برعهده گرفتن وراثت و سرعت بخشي را دارند. پيش نياز اصلي، وجود منبع انرژي مناسبي است که آنها را در فرآيندهاي خودسازماندهي ياري دهد. تصوير اصل دربرگيرنده منشاء حيات، تنها نيازمند مخلوط مونومري مناسبي است که در معرض منبع انرژي مطلوب در دستگاهي ساده قرار گيرد. پس از آن مي توانيم شاهد گام هاي بسيار ابتدايي تکامل باشيم.

برخي مخلوط ها کار مي کنند و بسياري ديگر به خاطر برخي دلايل تکنيکي نتيجه نمي دهند. تلاش هاي خاصي در آزمايشگاه لازم است تا اين نکته اثبات شود. حال چرا براي اين کشف پنج سال مشخص کردم؟ الگوي غيرمولد و مبتني بر پليمر، چندان هم از کار نيفتاده است و همچنان تلاش هاي اکثر کارکنان اين حوزه صرف آن مي شود. چند سالي طول مي کشد تا برخي از آنها وسوسه شوند تا راه حل ديگري را هم بررسي کنند. تخمين مي زنم چند سال ديگر (زمان لازم براي يک تز PHD) لازم باشد تا ترکيب مناسبي از مونومر- انرژي را بشناسيم و توضيحي قانع کننده بيابيم.

اگر قرار باشد چنين تلاش هايي موفقيت آميز باشند پس چه کسي نگران مي شود؟ بسياري دانشمندان به خاطر سادگي و ظرافت «نظريه جهان RNA» جذب آن شده اند. برخي از آنها ده ها سال از کارشان را در تلاش براي اثبات آن صرف کرده اند. اگر درستي توصيف «فريمن دايسون» اثبات شود آنها خوشحال نخواهند شد؛ «حيات با کيسه هايي کوچک آغاز شد، طليعه سلول ها، که حجم هاي اندکي از آب کثيف، حاوي آشغال هايي متنوع را دربرمي گرفت.»

گروه کاملاً متفاوت ديگري اين پيشرفت را به همان خطرناکي نظريه تکامل مي دانند. طرفداران «طرح هوشمندانه» احساس مي کنند که به پايه ديگري از سيستم اعتقادي شان حمله شده است. آنها نقص هاي «نظريه جهان RNA» را فهميده اند و از آنها براي تاييد توجيه فراطبيعي شان درباره منشاء حيات استفاده مي کنند. يک نظريه علمي موفق در اين حوزه منشاء حيات را پيامد طبيعي (و شايد مکرر) قوانين فيزيکي مي داند که اين جهان را اداره مي کنند. تفکر اخير مستقيماً هم راستا با ايده «تکامل کيهاني» است که ادعا مي کند رويدادهاي پس از مهبانگ، تقريباً به طور اجتناب ناپذيري به سوي حيات حرکت مي کنند. هيچ حسن تصادف عظيمي نيز براي آغاز کار لازم نبود. پس اگر قضيه همين باشد بايد از جست وجوي حياتي فراتر از اين سياره انتظار موفقيت داشت. ما تنها حياتي نيستيم که زيستگاهش اين جهان است.

www.edge.com

-----------------------------------------------------------------

سياراتي با چهار مادر


ترجمه؛ علي پزشکي

اخترشناسان با استفاده از تلسکوپ فضايي اسپيتزر موفق به مشاهده سياراتي در يک منظومه چهارتايي شدند. همه چيز از زماني آغاز شد که تلسکوپ فضايي اسپيتزر، رو به صورت فلکي شجاع کرد. هدف اين تلسکوپ 4 ساله، مشاهده منظومه يي متشکل از 4 ستاره بود. هر جفت ستاره اين منظومه، خود يک منظومه دوتايي تشکيل داده اند. منظومه يي با عمر 10 ميليون سال که در فهرست 225هزارتايي «هنري دراپر»، کد 98800 را به خود اختصاص داده است. اسپيتزر دو ستاره از اين منظومه چهارتايي را زير نظر گرفت. هنوز مي شد صفحه يي از گاز و غبار را که ستاره ها در آن متولد شده اند، مشاهده کرد. موضوعي که توجه دانشمندان را به خود جلب کرد اين بود که قسمت هايي از اين صفحه، عاري از هرگونه گرد و غبار بود. تنها استدلالي که براي اين پديده مقبول بود، وجود سياراتي در اطراف ستاره ها بود. سيارات در حين شکل گيري و گردش به دور ستاره مادر مقداري از گرد و غبار موجود در صفحه گازي را مي ربايند. سرانجام اين فرآيند پاک شدن گرد و غبار در قسمت هايي از صفحه گازي است و اين عين همان پديده يي است که در تصاوير اسپيتزر ديده شده است. قبل از تصويربرداري اسپيتزر، دانشمندان اطلاعات درستي از ساختمان چنين منظومه هايي نداشتند. اينک اخترشناسان مطمئن هستند که در چنين منظومه هايي هم، سيارات شکل مي گيرند. در تصاويري که اسپيتزر تهيه کرد دو کمربند گازي نيز مشاهده شد که به ترتيب در فاصله هاي 2 و 6 واحد نجومي از مرکز منظومه واقع شده اند. اين منظومه در فاصله 150 سال نوري از ما و در صورت فلکي شجاع قرار گرفته است.

www.SpaceFlightNow.com

--------------------------------------------------

کوتوله پرخاشجو

ترجمه؛ ميثم رزاقي

انسان شناسان مدت هاست که پذيرفته اند قد و قامت کوتاه آسترالوپيتکوسي چون «لوسي» تا حدودي به شيوه زندگي او روي درخت مربوط مي شده است؛ داشتن پاهاي کوتاه به او اين امکان را مي داده است تا به راحتي از درختان بالا رفته و بتواند تعادلش را روي شاخه ها حفظ کند، اما «ديويد کررير» از دانشگاه يوتا عقيده ديگري دارد. وي پس از اندازه گيري و جمع آوري اطلاعات مربوط به 9 گونه نخستي ديگر اين گونه دريافت که انسانريخت هاي زنده امروزي که نسبت به جثه بزرگشان پاهاي بسيار کوتاهي دارند، مثل گوريل ها و اورانگوتان ها، از جمله گونه هايي هستند که بيشترين وقت خود را روي درختان مي گذرانده اند.

علاوه براين، نرهاي اين جانوران بيشتر رفتارهاي پرخاشگرانه از خود نشان مي داده اند. «کررير» نمي پذيرد که آسترالوپيتکوس ممکن است بيشتر وقت خود را روي درخت گذرانده باشد اما او اصرار دارد که علت کوتاه بودن پاها در «لوسي» و خانواده اش را مي توان به ميل زياد مبارزه در او نسبت داد. بر اساس اين فرضيه، براي نرها بسيار مفيد و ضروري بوده که کوتاه بمانند زيرا به هنگام درگيري نرها با يکديگر براي تصاحب ماده مورد علاقه شان نري پيروز مي شده که کوتاه تر باشد. به گفته «کررير»، «با پاهاي کوتاه تر شما مرکز جاذبه کوچک تري خواهيد داشت. اين وضعيت به شما کمک مي کند تا متعادل تر بوده و بتوانيد قدرت و نيروي بيشتري را به طرف مقابل خود تحميل کنيد.»

Discover,26Jun.2007

--------------------------------------------

سلول سرطاني در دام آهن ربا


ترجمه؛ حسن سالاري

پژوهشگران دانشگاه نيومکزيکو توانسته اند سلول هاي سرطاني را با کمک نانوذره ها به آهن رباهاي بسيارکوچکي تبديل کنند تا رديابي آنها با سوزن هاي آهن ربايي آسان تر و کارآمدتر شود. اين شيوه مي تواند تکه برداري از بافت را چنان حساس و کارآمد کند که نيازي به انجام دوباره چنين آزمون تهاجمي نباشد. نتايج تکه برداري از بافت ها اغلب دو پهلو و مبهم است؛ گاهي ممکن است به نادرست منفي باشد، چرا که شمار اندکي سلول سرطاني در نمونه وجود داشته تا شناسايي شود نه اينکه همه ردپاهاي بيماري از بين رفته است. اکنون پژوهشگران دانشگاه نيومکزيکو و شرکت علمي سنيور مي خواهند با کمک نيروي کششي آهن ربا، بر دشواري چيره شوند.طرح پژوهشگران اين است که نانوذره هاي دي اکسيدآهن را در موادي بگنجانند و آنها را با پادتن هايي پوشش دهند که به مولکول هايي پيوند مي شوند که فقط در سلول هاي سرطاني وجود دارند. هنگامي که اين مواد به بدن تزريق شوند، هزاران عدد از اين ذره ها به سلول هاي سرطاني مي چسبند و آنها را به آهن رباهاي بسيار ريز تبديل مي کنند. سپس سلول هاي آهن ربا شده را مي توان به سوي آهن رباهايي که در نوک سوزن تکه برداري جاي دارند، کشيد. يک مدل رياضي از اين سامانه ثابت کرد که شمار چشمگيري از سلول هاي سرطاني که با ذره هاي آهن ربايي پوشيده شده بودند، در دو يا سه دقيقه به سوزن مي چسبند. پژوهشگران در آزمايشگاه نشان دادند که سوزن آهن ربايي مي تواند سلول هاي لوسمي پوشيده شده با نانوذره ها را جذب کند، چه در خون سرگردان باشند و چه در مايعات ساختگي که تقليدي از مايعات بدن باشند. اين شيوه مي تواند به بيماران مبتلا به لوسمي کمک کند که بايد به طور منظم از مغز استخوان شان تکه برداري شود.

براي مثال در کودکان مبتلا به اين بيماري، پزشکان بايد چند بار تکه برداري کنند تا به اندازه کافي مغز استخوان به دست آورند.

همچنين ممکن است براي شناسايي سلول هاي سرطاني در سرطان پستان، پروستات و تخمدان نيز سودمند باشد، چرا که ممکن است اين سلول ها به جاهاي ديگر گسترش يابند و مقدارشان در آنجا بسيار اندک باشد تا با سوزن هاي تکه برداري نمونه برداري شوند.

New Scientist,16Jul.2007

--------------------------------

الکترون هاي قاتل


ترجمه؛ کامبيز خالقي

با وجود آنکه تحقيقات بسياري پيرامون الکترون هاي آزاد و ويژگي هاي آنها در فضا انجام گرفته بود هنوز اين پرسش وجود داشت که چرا اين ذرات به طور نامتعارفي خطرناکند و در نزديکي ميدان مغناطيسي زمين رفتاري متفاوت از خود نشان مي دهند، اما سرانجام تيم تحقيقاتي سازمان فضايي اروپا موفق شد توجيهي براي اين پديده ارائه دهد. اين ذرات که با نام مخرب يا قاتل شناخته مي شوند، در واقع الکترون هاي آزادي هستند که با سرعتي چندصدبرابر انواع زميني خود حرکت مي کنند و فراواني آنها در نزديکي زمين قابل توجه است. از اين رو اين ذرات اساسي ترين عامل خسارت به تجهيزات ماهواره يي ماوراي جو و تغيير زمان راهپيمايي هاي فضايي به شمار مي روند. تاکنون نظريه هاي گوناگوني براي توجيه اين پديده مطرح مي شد که يا با قسمتي از دانسته هاي ما متناقض بود يا با بررسي هاي دقيق تر با اشتباهاتي مواجه مي شدند. اخيراً يک گروه پژوهشي موفق شدند با شبيه سازي يکي از توفان هاي خورشيدي نظريه جديدي در اين باره ارائه دهند. اين گروه طي بررسي هاي خود با کمک «کارسيما» (سامانه رسيگي فوري به فعاليت هاي مغناطيسي کانادا) توانستند امواج فرابنفش لازم براي شکل گيري مجموعه يي از اين الکترون هاي مخرب را بررسي کنند. «کارسيما» با بررسي اين امواج در رده طيفي پي سي پنج و طي آغاز مدت دوره يي جديد از فعاليت بادهاي خورشيدي در 25 نوامبر2001 و تاثير آن روي تجهيزات ماهواره يي موجود در مدار پرداخت. طي اين مدت مجموعه يي متشکل از چهار مدارگرد سازمان فضايي اروپا در مرز ميدان مغناطيسي زمين قرار داشتند. اين مجموعه طي بررسي هاي خود موفق شدند حرکتي نوساني شبيه اختلالات الکترومغناطيس را در رده طيفي ياد شده آشکار کنند که منشأيي از درون ميدان مغناطيسي زمين داشته اند. در مدت زمان تحليل اين اطلاعات شدت بادهاي خورشيدي هم به طور قابل ملاحظه يي افزايش يافت تا جايي که سرعت آنها به مرز 750 کيلومتر در ساعت هم رسيد. اين افزايش هجوم يون هاي آزاد اختلالات مشاهده شده در لايه هاي دروني ميدان مغناطيسي را به طور جدي تري تاييد کرد. بعدها با بررسي اين اطلاعات معلوم شد که سرعت اين ذرات رابطه مستقيمي با تراکم و جهت خطوط ميدان دارند و بنابراين با افزايش سرعت بر شتاب اين ذرات و در نتيجه اثر تخريبي آنها افزوده مي شود. اين نتايج همچنين سرعت بالاي شفق هاي قطبي را که از حد انتظارات ما بالاتر است، توجيه مي کند.

www.redorbit.com

---------------------------------

آلودگي هوا در تابستان


حسين حسن خاني*

با آغاز فصل تابستان و تغييرات جوي و گرماي هوا کم کم تب آلودگي هوا از مردم شهر تهران فروکش مي کند و کتابچه آلودگي هوا و معضلات آن تا فصل پاييز و زمستان بعدي بسته شده و فراموش مي شود اما آيا به راستي وضعيت آلاينده ها در فصل بهار و تابستان منتفي مي شود؟

---

شهرهاي بزرگ به ويژه شهر تهران از جمله مکان هايي است که به واسطه رشد جمعيت و حمل ونقل درون شهري داراي پتانسيل آلودگي هواي بالاست. از طرفي شرايط اقليمي و توپوگرافي تهران نيز موجبات انباشته شدن آلاينده را فراهم کرده و اين وضعيت در هنگام سکون بعدي پايدارتر مي شود.

در فصل زمستان و فصول سرد سال آلودگي هوا بيشتر تحت تاثير شرايط جوي موجود و پديده وارونگي دما يا اينورژن است. در شرايط عادي جوي با افزايش ارتفاع در لايه تروپسفر دما کاهش يافته و اين عامل سبب صعود و جابه جايي لايه هاي جوي بوده و هوا به طور طبيعي تصفيه و پالايش مي شود اما در فصل زمستان اين پديده با کمي مشکل روبه رو مي شود به طوري که يک لايه هواي گرم بين دو لايه هواي سرد در اطراف جو زمين محبوس مي شود، اين امر باعث سکون نسبي جو شده و آلاينده ها تا مدتي نسبتاً طولاني در هواي اطراف زمين باقي مي مانند اين پديده خطرناک تا شدت يافتن نور خورشيد و گرم شدن زمين پايدار مي ماند. از آثار مهم وارونگي دما مي توان به کاهش هواي مطلوب و همچنين تراکم آلاينده ها اشاره کرد. پديده وارونگي دما بيشتر خاص فصول سرد سال است. بنابراين ميزان پايداري آلاينده ها به ويژه در اين فصل افزايش مي يابد. در پاييز و زمستان غالباً ميزان نزولات جوي و بارندگي افزايش يافته و اين امر تا حدي به پالايش آلاينده ها کمک مي کند اما نکته قابل توجه اينکه آلودگي منوکسيد کربن از مهمترين پارامترهاي آلايندگي هوا بوده و عمده منبع انتشار آن خودروها هستند. اين آلاينده با نزولات جوي از بين نمي رود چون اين گاز سمي و خطرناک محلول در آب باران نيست. از طرفي هنگام بارندگي در شهرها لغزندگي سطح معابر باعث کندي حرکت خودروها و بعضاً بروز تصادف در گذرگاه ها مي شود که به واسطه اين امر غلظت به بيش از حد مجاز خواهد رسيد. در شهري مانند تهران تنها وزش باد غالب و مناسب است که مي تواند اين آلاينده خطرناک را از هوا بزدايد، با توجه به شرايط توپوگرافي تهران اين امر کمتر اتفاق مي افتد. در زمستان اين معضلات به همراه چهره غبارآلوده و گرفته زمستاني شهروندان را بيشتر به فکر آلودگي هوا مي اندازد اما اين آلاينده ها در بهار و تابستان کجا مي روند؟ در فصل بهار با وزش بادهاي بهاري که غالب روزهاي اين فصل را شامل مي شود بار چشمگير از غلظت آلاينده ها کاسته و سرعت وزش باد و لطافت هواي بهاري به تدريج آلودگي هوا را از ذهن شهروندان مي زدايد اما آيا به راستي آلاينده ها به کلي از بين مي روند و در فصول گرم سال هوا پاک باقي مي ماند؟

در تابستان با توجه به افزايش طول روز و گرماي هوا به ندرت با پديده وارونگي دما به مدت طولاني و مشابه زمستان روبه رو خواهيم شد. بنابراين از شدت و تراکم آلاينده ها تا حدود زيادي کاسته مي شود. اما اين بدان معني نيست که هواي شهر در روزهاي عادي کاملاً عاري از آلودگي خواهد بود، چرا که روند افزايش آلاينده ها به ويژه در اين فصل بيشتر محدود به ساعات اوج ترافيک مي شود، همچنين سکون نسبي جو از جمله عدم بارندگي مناسب و وزش باد نيز به تجمع آلاينده ها کمک خواهد کرد. نکته جالب توجه آنکه نوعي آلودگي خاص براي فصل گرم سال وجود دارد که به جرات مي توان گفت اين آلاينده مخصوص فصل گرما و تابستان است.

ازن جزء آلاينده هاي ثانويه جوي به شمار مي آيد بدين معنا که اين گاز به واسطه يکسري واکنش هاي شيميايي به شکل ترکيبات خطرناک جوي در مي آيد. انرژي انجام اين واکنش ها به واسطه اشعه کيهاني خورشيد تامين مي شود. گاز ازن در تروپسفر يکي از مهمترين آلاينده هاي ثانويه بوده که در جو به دنبال تشکيل «ترکيبات نيتروژن» تشکيل مي شود.

اين گاز سمي قدرت زيادي در نفوذ در ترکيبات پليمري و حلاليت زياد در آب دارد. ازن که از آن بحث مي شود در مجاورت سطح زمين قرار داشته و از اين رو به ازن سطحي معروف است. اين گاز در لايه هاي بالاي پروتسفر نقش محافظت زمين از اشعه هاي مضر ماوراي بنفش را دارد. اما همين گاز در مجاورت زمين با NOx ها از مهمترين اجزاي مه دود شيميايي هستند از سطحي از NO2 توليد مي شود چرا که به سرعت با امواج نور آبي با طول موج 400 (نانومتر) تجزيه شده و توليد اکسيژن اتمي مي کند که با O2 ترکيب و ازن به وجود مي آيد. اين گاز در شدت گرماي زياد، تابش شديد نور خورشيد و خشکي هوا توليد مي شود که اين شرايط بعضاً در شهر تهران در روزهاي گرم سال مهيا مي شود. از خواص و اثرات منفي اين گاز بر روي انسان مي توان به دشواري هاي تنفسي و آسيب به دستگاه تنفس اشاره کرد. همچنين سرفه، سوزش چشم و تنگي نفس در سالمندان و کودکان از آثار سوء اين گاز خطرناک است. گاز ازن در طبيعت باعث تخريب در برگ گياهان شده و به علت نفوذ در اشياي پلاستيکي آنها را دچار آسيب مي کند. خشکي درختان و خزان زودرس گياهان از عوامل اين گاز خطرناک است.

* کارشناس محيط زيست

مطلب‌های دیگر از همین نویسنده در سایت آینده‌نگری:


منبع:


بنیاد آینده‌نگری ایران



يكشنبه ۷ خرداد ۱۳۹۶ - ۲۸ مه ۲۰۱۷

از سایت‌های دیگر

+ جامعه‌شناسی آسیب‌های اجتماعی در ایران سالار کاشانی

+ از نظام اجتماعی تا سبک زندگی گفت‌وگو با مهندس سید جعفرمرعشی*

+ روی خط آموزش تحول آموزش و پرورش در قرن بیست و یکم با تأکید بر یادگیری الکت  یدالله فضلی

+ ویژگی‌های معلم در قرن 21  

+ تحول آموزش و پرورش در قرن 21 با تأكيد بر يادگيري الكترونيكي  

+ ترس از مدرسه و برقراری ارتباط با دانش آموز  

+ ارتباط معلم و دانش آموز  

+ آموزش و پرورش قرن ۲۱  کریم رنجه بازو

+ چه باید کرد؟ ( کانون نهال آینده اندیشی ) حمید رضا احمدیان

+ بهار و نوزایی فکری علاقمندان دانش و فناوری سید علیرضا حجازی

+ انسان مجازي طراحي مي‌شود سيد عليرضا حجازي

+ تخيل: هنر آفرينش آينده سيد عليرضا حجازي

+ نخبگان چگونه مي انديشند؟ ict

+ روش ماتريس تاثير متقاطع در پيش‏بيني سيد عليرضا حجازي

+ آينده نگاري جرايم ديجيتال ict

+ انسانواره‎ها: ماشين‌هايي كه مي‌توانند مانند انسان فكر كنند  فاوا

+ نسل سوم آينده‌نگاري فناوري و پيشران‌هاي فناورانه ICT

+ روند تكامل و توسعه‌ي آينده‎نگاري فناوري ICT

+ با سفر در زمان مي‎توان آينده را ديد! نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 7:37

+ درون يك ماشين مجازي  ترجمه: آرش مدني علمداري

+ توجه به هويت فردي: مركز ثقل محيط آموزش مجازي دکتر حسن ايرواني

+ نگاهي به نظريه هاي مختلف درباره منشاء حيات رابرت شاپيرو

+ فناوري‏هاي نرم پيشران دنياي فردا دكتر سعيد خزائي

+ كانون تفكر چيست؟ سيد عليرضا حجازي

+ پیش بینی های آلفا و بتا وحید وحیدی مطلق

+ آينده در دستان كيست؟ دكتر سعيد خزائي

+ پرسش هاي 17 گانه در ارزيابي يك كتاب سيد عليرضا حجازي

+ آينده  سيد عليرضا حجازي

+ سناریوها: بهترین ابزار رویارویی با آینده عزیز علیزاده

+ آينده پژوهي به كجا خواهد رفت؟ سيد عليرضا حجازي

+ جهان آينده چگونه خواهد بود؟ Alireza Hejazi

+ ديوار هنرمند آينده، امروز، و گذشته وحيد وحيدي مطلق

+ كوشش براي ساختن جهاني باهوش‏تر جيمز جي. هيوز

+ رادارهاي آينده ياب سید علیرضا حجازی

+ مدیریت پيش‌نگر در هزاره سوم دكتر سعيد خزائي

+ پويايي ديجيتالي ام. ركس ميلر

+ استفاده مغز از گذشته، براي رسيدن به آينده ئي.جي.ماندل

+ جابجايي از مسافت دور، اما به شيوه‏اي نوين ضياء مرالي

+ کنکاشي در شعر امروز:پرياي نازنين؛ اثر جاودانه الف-بامداد فرنود حسني

+ آينده‎پذيري: چالش اساسي آينده‎پژوهي در جهان در حال توسعه سید علیرضا حجازی

+ ناپیوستگی ها، شگفتی سازها، و علائم ضعیف آینده وحید وحیدی مطلق



info@ayandehnegar.org
©Ayandehnegar 1995