Iranian Futurist 
Iranian Futurist
Ayandeh-Negar
Welcome To Future

Tomorow is built today
در باره ما
تماس با ما
خبرهای علمی
احزاب مدرن
هنر و ادبیات
ستون آزاد
محیط زیست
حقوق بشر
اخبار روز
صفحه‌ی نخست
آرشیو
اندیشمندان آینده‌نگر
تاریخ از دیدگاه نو
انسان گلوبال
دموکراسی دیجیتال
دانش نو
اقتصاد فراصنعتی
آینده‌نگری و سیاست
تکنولوژی
از سایت‌های دیگر


اقتصاد به مثابه قلب تپنده

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Twitter Google Yahoo Delicious بالاترین دنباله

[17 Jun 2017]   [ مریم یوسفیان ]

مروری بر کتاب اقتصاد برای انسان، نوشتۀ جولی نلسون

مریم یوسفیان

جولی نلسون (1956-) اقتصاددان فمینیست امریکایی و استاد تمام دانشگاه بوستون، بیشتر به خاطر استفاده از دیدگاه‌های زنانه‌نگر برای زیر سوال بردن تعریف اقتصاد و مدلها و روش‌شناسی آن شناخته شده است. نلسون علاوه بر تدریس در دانشگاه مدتها نیز به عنوان مشاور اقتصادی دولت امریکا کار کرده است. از وی مقالات و کتاب‌های متعددی با تمرکز بر موضوعات جنسیت و اقتصاد، فلسفه و روش‌شناسی اقتصاد، اخلاق و اقتصاد، اقتصاد زیست محیطی، اقتصاد مراقبتی، روش‌های کیفی و آموزش اقتصاد منتشر شده است. علاوه بر کتاب اقتصاد برای انسان می‌توان به معرفی اقتصاد: راهنمایی کلیدی برای آموزش(2007)، فمینیسم، عینیت و اقتصاد (1996)3 و ورای مرد اقتصادی: نظریه فمینیستی و اقتصاد(1993)4 اشاره کرد.
در عصری که زندگی اقتصادی با زیاده‌خواهی و ماده‌گرایی لجام گسیخته‌ای همراه شده است، آیا جایی برای «فضایل اخلاقی» وجود دارد؟ آیا می‌توان رابطه‌ای بین اخلاق و تجارت تعریف کرد؟ آیا این خواست زیادی است که کسب‌وکار در قبال اجتماع و محیط زیست مسئول باشد؟ مدافعان بازار معتقدند پول، سود، بازار و بنگاه‌های تجاری بخش‌هایی از «ماشین اقتصادی»ای هستند که اتوماتیک‌وار نیازهای ما را تأمین می‌کنند. به همین دلیل نمی‌توان از سیستم‌های اقتصادی سرد و عاری از احساس و عاطفه توقع عملکرد اخلاقی داشته باشیم. اما برای چپ‌گرایان و گروه‌های منتقد بازار که ارزش‌های اخلاق به نسبت ارزش‌های اقتصادی در اولویت بالاتری قرار دارد، ترکیب «اخلاقِ کسب‌وکار» ترکیبی بی‌معنا و متضاد به نظر می‌آید. تلقی آنها این است که برای پرداختن به مباحث اخلاقی باید از ساختار سرمایه‌داری خارج شویم تا عرصه‌هایی از زندگی از گزند انگیزه‌های شخصی دور بمانند و در سپهر اخلاقی حفظ شوند. جولی نلسون در کتاب تأثیرگذار و روشنگرانۀ خود اقتصاد برای انسان با پاسخگویی به این پرسش‌ها تلاش می‌کند نظریه‌هایی که زندگی اقتصادی ما را جدای از ارزش‌های اخلاقی و روابط انسانی می‌دانند بی‌اعتبار ‌سازد. وی نشان می‌دهد که اگر ما به عنوان انسانْ خالقِ این جهان اقتصادی هستیم، پس روابط انسانی و اخلاقی ذاتی آن باید باشد. ما می‌توانیم به اقتصاد بی‌جانی که امروز با آن مواجه هستیم روح بدمیم. نلسون در این کتاب تصریح می‌کند که هم فرضیات نئولیبرال‌ها و هم فرضیات چپگرایان مانع تجسم جهان اقتصادیِ با ملاحظه‌تر شده‌اند. هر چند به ظاهر در دو جهان متفاوت بسر می‌برند، در واقعیت هر دو از اصول و استعاره‌ای مشترک تبعیت می‌کنند. برای همین با ایجاد دیالوگ بین این دو طیف نظریه‌ای ابداع می‌کند که بر فلسفۀ اخلاق، پایداری، عدالت، خلاقیت و مسئولیت پذیری استوار است.
اقتصاد ایده‌الی که وی از آن در این کتاب صحبت می‌کند اقتصادی است که در آن عشق با پول، کسب‌وکار با اخلاق و بدن با روح از در آشتی درمی‌آیند. آنطور که خود می‌گوید: «اگر خوب بنگریم می‌بینم که همه ما عمیقاً در زندگی کسب‌وکاری و بنگاهی به عنوان مصرف کننده و اغلب به عنوان کارگر یا مدیر در هم تنیده شده‌ایم، همه ما مسئولیت‌های اخلاقی داریم، زمانیکه جوان، بیمار یا سالمند هستیم نیاز به مراقبت داریم و بسیاری از ما از کسی یا کسانی مراقبت می‌کنیم. پس با بررسی دقیق تاریخ استفاده از تصاویر و استعاره‌های کهنه خواهیم دید که منافع اقتصادی و ارزش‌های اخلاقی ذاتاً از هم جدا یا بر ضد هم نبوده‌اند»(ص6). شاید بتوان ادعا کرد که کتاب اقتصاد برای انسان چیزی از یک مانیفیست کم ندارد، کتابی است الهام بخش و انگیزه دهنده به خواننده‌گانش تا دیدگاه خود را نسبت به اقتصاد تغییر دهند.
نلسون بیش از هرچیز از تجربۀ زندگی خود در مقام زن و تجربۀ تحصیلی و شغلی خود در مقام اقتصاددان در نگارش این کتاب استفاده کرده است. وی در مقدمۀ کتاب توضیح می‌دهد چگونه زمانیکه به عنوان دانشجوی اقتصاد وارد دانشگاه شد احساس ‌کرد که در سه مسیر متضاد قرار گرفته ‌است. گویی مباحث دانشگاهی او را به سمتی سوق می‌دادند که باید خود را به سه بخش متضاد و جدا از هم تقسیم می‌کرد. با خویشتن اقتصادی او باید زیبایی‌های استعارۀ ماشین اقتصادی را تایید می‌نمود. با خویشتن اخلاقی‌اش در مقابل بی‌عدالتی‌های نیروی عظیم و منهدم کنندۀ اقتصادی می‌ایستاد و با خویشتن زنانه‌اش باید سعی می‌کرد تا در این کارخانۀ عظیم اقتصادِ غیر انسانی گوشه‌ای را به نگرانی‌ها و دغدغه‌های شخصی خود اختصاص دهد. نلسون به این نتیجه رسیده بود که در اقتصاد مردانه و عقلانی تجربۀ زنانۀ او در خانواده‌ای با روابط درونی به هم پیوسته تجربه‌ای غیر اقتصادی است. برای همین در این کتاب سعی می‌کند تا مسائل اقتصادی را از دو چشم‌انداز مهم بررسی کند: یکی از چشم‌انداز اخلاقی و معنوی و توجه به فقر ومحرومیت و دیگر از چشم انداز خود به عنوان یک زن.
نویسنده کتاب را با به چالش کشاندن استعاره‌های «ماشین اقتصاد» آدام اسمیت و «مرد اقتصادی» استوارت میل آغاز می‌کند. وی با بررسی تاریخ شکل‌گیری این استعاره‌ها نشان می‌دهد که این تصاویر قرن‌هاست با باورهای ما گره خورده است، طوری که نمی‌توانیم گونه‌ای دیگر برای آن‌ها متصور شویم. وی نشان می‌دهد که ریشه‌های تاریخی استعارۀ اقتصاد ماشینی به دورۀ رشد سرمایه‌داری و دوران شکل‌گیری علم و تکنولوژی بر می‌گردد. آدام اسمیت هم تحت تأثیر این دوران از استعاره‌های مکانیکی برای توصیف اقتصاد و زندگی سیاسی استفاده کرد: «قدرت و ثروت، هر دو ماشین‌های عظیم و سهمگینی هستند». نویسنده در ادامه با اشاره به ایدۀ «مرد اقتصادی» جان استوارت میل استدلال می‌کند که اقتصاد همواره در خدمت دیدگاه مردانه بوده است. اقتصاد دانشگاهی که بر پایۀ همین ایده ساخته شده است هر آنچه را که به لحاظ علمی موجه نباشد و به لحاظ ریاضی قابل حل نباشد کنار می‌گذارد. آنها سعی می‌کنند موضع «بی‌طرفی» و «عینی» خود را حفظ کنند، به طور مثال ترجیح می‌دهند دربارۀ رفاه و ثروت اجتماعی سکوت کنند چون آن را مسئله‌ای پیچیده می‌دانند.
این استعاره‌ها جهان‌بینی حامیان بازار (یا به قول نلسون حامیان کسب‌و‌کار) را شکل دادند و از ارزش‌هایی تبعیت می‌کنند که می‌توان برخی را تایید کرد و اما در مورد برخی دیگر باید تردید کرد. حامیان کسب‌وکار تأکید دارند که اقتصاد و بازار با تولید کالا و ارائۀ خدمات از رشد و توسعه و بقاء حمایت می‌کنند، بازار فرصت‌های استخدامی جدیدی را ایجاد می‌کند، افراد استقلال مالی می‌یابند و برای لذت بیشتر در زندگی فرصت‌هایی برای خلاقیت و نو‌آوری ایجاد می‌کند. اکثر این ارزش‌ها تنها به بخشی از زندگی توجه دارند و از ابعاد دیگر آن غفلت می‌کنند. یا به تعبیر نلسون بدن اقتصاد را شکل می‌دهند که بی‌روح است. حامیان کسب‌وکار علت فقر، بیکاری، تنش اجتماعی و آسیب زیست محیطی را موانعی می‌دانند که در سر راه آنها قرار دارند و فعالیت‌های کسب‌وکاری دخالتی در آن ندارند. به زعم آنان سیستم تجارت آزاد برای همه ثروت می‌خواهد و کارکرد بازار به گونه‌ای است که چیزهای خوب به طور اتوماتیک از سیستم بازار تولید می‌‌شوند. نلسون با این دیدگاه مخالفت می‌کند و آن را به چالش می‌کشاند و می‌پرسد اگر کارکرد بازار چنین است که اتوماتیک‌وار رفاه اجتماعی به بار بیاورد پس چرا ما چیز دیگری می‌بینیم؟ چرا بر طبق گزارش سازمان جهانی هر روز پانزده هزار کودک بر اثر سوء تغذیه می‌میرند؟ یا چرا با مطالعۀ اخبار کسب‌وکار با گزارش‌هایی دربارۀ سوء استفادۀ شرکت‌های بزرگ در سرتاسر جهان، استانداردهای کاری غیر انسانی و آلودگی فاحش محیط زیست مواجه می‌شویم؟
در فصل دوم نلسون با بررسی دیدگاه طرفداران اخلاق و منتقدان بازار و کسانی که ارزش‌های اقتصادی را محکوم می‌کنند، نشان می‌دهد که این دیدگاه‌ها نیز بر روی همان استعاره‌های اسمیتی قرن هیجدهم بنا شده‌اند. مدافعان اخلاق می‌خواهند از ابعاد زندگی انسانی در مقابل ارزش‌های اقتصادی یا همان ارزش‌های بازار محافظت کنند. به نظر آنها اگر فردی علاقه‌مند به سود بیشتر است پس نمی‌تواند به ارزش‌های اخلاقی پایبند بماند. اگر رئیس باشد به دلیل دینامیک ذاتی سرمایه‌داری امکان اینکه روابط سالم و احترام‌آمیزِ دو سویه‌ای با کارمند خود داشته باشد، تقریبا غیر ممکن است. اگر به پول علاقه‌مند است پس حتما فردی طمعکار و خودخواه است و نمی‌تواند نگران افراد ضعیف و نیازمند باشد. توصیۀ منتقدین بازار برای دور ماندن از ارزش‌های ضد اخلاقی بازار پس زدنِ ماشین اقتصادی است. آنها پیشنهاد می‌کنند که باید سیستم‌های کوچک و مشارکتی را جایگزین سیستم‌های بزرگ و قدرتمند و پرسود کرد و دولت نیز باید دخالت بیشتری در این سیستم‌ها داشته باشد. همچنین سیستم بازار را باید به دو بخش مجزا تقسیم کرد: بخش مرتبط با تأمین نیازهای ابتدایی انسان که ورود بازار به این بخش مانعی ندارد و بخشی مرتبط با ارزش‌های روابط انسانی که باید از منجلاب ارزش‌های سود محور دور بماند و از کالایی شدن محافظت شود مانند بهداشت، آموزش، مراقبت از کودکان، بیماران نیازمند و سالمندان.
اما به نظر نلسون این راه‌حل‌ها نه تنها واقع‌گرا و تأثیرگذار نیستند بلکه گاهی خود آنها باعث تخریب واقعیت می‌شوند. بر طبق دیدگاه ضد بازار، نفع شخصی منحصر به سپهر بازار است، اما شواهد نشان می‌دهند که افراد و گروه‌ها در سازمان‌های کوچکِ بدون سود یا در انجمن‌های محلی هم می‌توانند به مثابه یک فرد با روش‌های منفعت‌گرایانۀ شخصی عمل کنند. وقتی پول و قدرت مظنونان اصلی دیدگاه اخلاقی باشند، ممکن است افرادی هم که در انجمن‌های مردم نهاد از آنها برخورداراند از نقدهای اخلاق‌گرایان مصون نباشند.
هر دو گروهِ حامی بازار و منتقد بازار هرکدام مجموعه‌ای از فضیلت‌های ارزشمند را بسط می‌دهند. گروهی ارزش‌هایی در دفاع از بدن دارد و از روح غفلت می‌کند و گروه دیگر ارزش‌های معنوی را ارج می‌نهد و از بدن غافل می‌ماند. هر دو گروه با فرض ماشینی بودن اقتصاد راه هر گفتگوی سالمی را بسته‌اند. حامیان بازار به سرعت به منتقدان خود اتهام نادانی و بی‌تجربگی را وارد می‌کنند. نگاه مدافعان ارزش‌های اخلاقی و معنوی هم به مدافعان کسب‌وکار تحقیر آمیز است و آنها را افرادی خودخواه می‌دانند. نلسون در فصل سوم با عنوان «آشتی دادن روح با بدن» که گرانیگاه کتاب هم محسوب می‌شود تلاش می‌کند تا دیدگاه‌های «حامیان اقتصاد» و «حامیان اخلاق» را با هم آشتی دهد و آن را تنها در ساختن استعاره‌های جدید می‌داند. وی علت شکستِ علوم اجتماعی و بسیاری از گفتمان‌های صورت گرفته در جهت ترکیب اقتصاد و اخلاق را شکست در برابر استعارۀ «اقتصاد به مثابه ماشین» می‌داند و نشان می‌دهد با وجود اینکه علم از استعارۀ «ماشین» فاصله گرفته است، اقتصاد همچنان از آن پیروی می‌کند. وی اذعان می‌کند که «این استعاره نه تنها کامل نیست بلکه خطرناک هم هست. زیرا هم از سیاست‌های غیر مسئول و خامِ حامی کسب‌وکار حمایت می‌کند و هم از بدیل‌های غیر عملی و نپختۀ ضد بازار»(ص42). وی تاکید دارد که اگر اقتصاد را با استعاره‌های جدید باز تعریف کنیم و استعارۀ قدیمی و مکانیکی «ماشین اقتصاد» را کنار بگذاریم، خواهیم دید که اخلاق و زندگی اقتصادی نه تنها همدیگر را کامل می‌کنند، بلکه به یکدیگر هم وابسته هستند. او استعارۀ «اقتصاد به مثابه قلب تپنده» را بهترین راه‌حل پیشنهاد می‌کند «اگر خوب گوش دهیم متوجه می‌شویم این صدای تیک تاک ساعت نیست که می‌شنویم، بلکه صدای تپش قلب اقتصاد است»(ص57). وی از استعارۀ قلب استفاده می‌کند، چون قلب از یک طرف مهمترین عضو گردش خون در بدن و عضو ضروری حفظ حیات است و از طرف دیگر مرکز عشق و محبت محسوب می‌شود. اقتصادی که بر اساس این استعاره توصیف می‌شود، جریان‌هایی از تسهیلات و امکانات را ایجاد می‌کند که هدفش غنی‌سازی و حفظ زندگی‌های مردم است، مظهر وابستگی‌های عمیق انسانها به یکدیگر می‌شود و مسئولیت‌پذیری انسانها به یکدیگر را به آنها یادآوری می‌کند. تصویر اقتصاد به مثابه قلب تپنده نه تنها قلب و روح را با هم آشتی می‌دهد، بلکه ما را نسبت به درد و اندوه فقر، گرسنگی، بی‌عدالتی، مصرف‌گرایی محض و تخریب زیست محیطی حساس می‌کند.

در دو فصل بعدی نویسنده برخی از باورهای نادرست دربارۀ واقعیت‌های زندگی اقتصادی را که برآمده از مفهوم مکانیکی هستند بررسی می‌کند. ابتدا به سراغ رهیافت‌های مرسوم در مقابل انگیزه‌های فردی می‌رود: آیا یک شخص می‌تواند هم تیمارداری کند و هم آن را شغلی «برای دریافت پول» بداند؟ آیا یک کارفرما می‌تواند فردی را به عنوان «منبع» استخدام کند و با آن به مثابه یک انسان رفتار کند؟ آیا یک شخص می‌تواند همزمان هم با عشق کار کند و هم انگیزۀ مالی داشته باشد؟ پاسخ بیشتر افراد به این پرسش‌ها «خیر» است. به نظر این افراد هرکاری که برای پول انجام شود به طور خودکار به «کالا» تبدیل می‌شود. با چنین دیدگاهی تنها می‌توان به کارگری اعتماد کرد که در مقابل کار مراقبتی، دستمزد پایین را قبول می‌کند، زیرا نشان می‌دهد که حس همدردی بیشتری دارد. اما نلسون در پاسخ به این پرسش‌ها نگاه مثبت‌تری دارد. وی با ارجاع به مطالعات موردی مختلف و بررسی نظرات فلاسفه و اقتصاددانان نتیجه می‌گیرد «پول» و «عشق» دو روی یک سکه هستند و نمی‌توان آنها را از هم جدا کرد. همچنین استدلال‌هایی در ردِ تفکر غلط «عشق یا پول» ارائه می‌دهد و با توجه به شواهد بسیاری ترکیب «عشق و پول» را پیشنهاد می‌دهد که امکانی واقعی‌تر است.

در ادامه نویسنده استدلال‌های خود را از سطح فردی تا سطح سازمانی گسترش می‌دهد: آیا احکام قانونی یا فشارهای بازار، شرکت‌ها را ملزم به بالا بردن سود نمی‌کنند؟ آیا نباید سازمان‌های بدون سود فعالیت‌هایشان، به طور خودکار به سمت فعالیت‌های انسانی و مراقبتی برود؟ به نظر برخی پاسخ علوم اجتماعی به این پرسش‌ها مثبت است. نلسون برای پیدا کردن انگیزه‌های درست رفتار سازمانی پژوهش‌های بسیاری را مطالعه می‌کند و نتیجه می‌گیرد رفتار اخلاقی نه ذاتاً با سودآوری سازمان‌ها مخالف است و نه توسط اهداف بدون سود تضمین می‌شود. وی با این باور رایج که نیروهای سیستمی به سازمان‌ها امر می‌کنند تا سودهای خود را بالا ببرند مخالفت می‌کند. از نظر او هیچ قانونی وجود ندارد که شرکتی را وادار به سوددهی بیشتر کند. در واقع فعالیتی را می‌توان سود‌ده دانست که «چیزی با ارزش‌تر از دروندادهای استفاده شده در همان فعالیت خلق کند»(ص91). نلسون استدلال می‌کند که با استفاده از همین تعریف ارزش‌های اجتماعی، زیست محیطی، اخلاقی و هنری –به غیر از ارزش کسب‌وکار- هم می‌توانسته‌اند به عنوان سود شرکت محاسبه شوند اما متأسفانه چنین نبوده‌ است. سیستم اقتصادی مورد پسند نلسون، سیستمی است که سودطلبی تنها انگیزه آن سیستم نباشد و به عدالت اجتماعی مورد نظر اقتصاد مارکسیسمی، اقتصاد مراقبتی مورد نظر اقتصاد فمینیستی و نیز پایداری زیست محیطی توجه کند. به نظر او چنین تغییری تنها به یک اراده سیاسی نیازمند است. از دیگر ادعاهای وی این است که سود واقعیِ بیشتر با رفتار رقابتی بدست نمی‌آید. تصمیم برای افزایش سود یکی از تصمیمات در میان بسیاری دیگر است و این امر اجتناب ناپذیر نیست. نلسون پیشنهاد می‌کند استعارۀ قلب به سازمان‌های بدون سود و بخش‌های دولتی محدود نمی‌شود.

نویسنده فصل انتهایی کتاب را به نفع فعالیت‌های افراد جامعه در نقش‌های شهروند، کارگر، والدین، کارفرما و سهامدار می‌بندد و شرکت‌ها را مسئول استانداردهای اخلاقی نشان می‌دهد. تصور غلطی که می‌گوید کار مراقبتی از سایر بخش‌های زندگی اقتصادی متفاوت است و نیازها باید از سایر بخش‌ها محافظت شود متاسفانه باعث شده تا بخش‌های مربوط به مراقبت‌های پزشکی، آموزش و خدمات اجتماعی سخت به منابع اقتصادی حیاتی نیازمند باشند. همنیطور باور به اندیشه‌ای غلط که شرکت‌ها نمی‌توانند اخلاقی باشند، باعث کمرنگ شدن مسئولیت اجتماعی و مجاز شدن بدرفتاری شده است. او شرکت‌ها را دعوت می‌کند تا به مسئولیت‌های اجتماعی و زیست محیطی خود بیشتر توجه کنند و آنها را بالا ببرند و تأکید می‌کند اگر قرار است ما بقاء داشته باشیم و رشد کنیم، باید همه افراد جامعه همچون روح و بدن در کنار هم باقی بمانند.


1. Economics for Humans, Julie A. Nelson, Chicago: The University of Chicago Press, 2006.
2. Introducing economics: a critical guide for teaching
3. Feminism, objectivity and economic
4. Beyond economic man: feminist theory and economics

**این مطلب پیش از این در شماره 22 ماهنامه زنان امروز چاپ شده است

مطلب‌های دیگر از همین نویسنده در سایت آینده‌نگری:


منبع: 313


بنیاد آینده‌نگری ایران



دوشنبه ۵ تير ۱۳۹۶ - ۲۶ ژوئن ۲۰۱۷

اندیشمندان آینده‌نگر

+ واقعیت مجازی و آینده آموزش دکتر محسن طاهری دمنه

+ اقتصاد به مثابه قلب تپنده مریم یوسفیان

+ قدرت تکنیک؛ آینده هم منم رضا داوری اردکانی

+ میل ذاتی تجدد به زمان آینده رضا داوری اردکانی

+ درگاه تخصصی آینده 

+ نسل جدید با بی وزنی مواجه است/ پیاده راه شهر رشت با نگاه آینده پژوهی ساخته شده است 

+ اساتيد ارتباطات:دكتر علي اسدي /بنيادگذاري سنجش افكار در رسانه ملي  

+ در عید نوروز، آینده را هدیه دهید  Vahid Think Tank

+ بسترهای فراگیر شدن طراحی صنعتی در ایران بر پایه الگوهای الوین تافلر 

+ روش‌های پیش‌بینی فناوری.  اندیشکده وحید

+ تاریخ تکرار نمی شود. الوین تافلر

+ آینده کسب و کار در سال 2030 - کتاب صوتی فارسی وحید وحیدی مطلق

+ سندروم یخچال فرنود حسني

+ هفت سازمان آینده پژوه ایرانی در سال 2016 

+ آينده‌پژوهي برآيند پيش‌بيني‌ناپذيري محيط است گفت‌وگو با دکتر سعید خزایی آینده‌پژوه و مدرس دانشگاه

+ آينده پژوهي: از قابليت فردي تا اجتماعي ياورزاده محمدرضا,رضايي كلج فاطمه

+ مبانی نظری و مورد کاوی های مختلف و متنوع  

+ اخذ مدرک حرفه ای آینده پژوهی به صورت حضوری و غیر حضوری از معتبرترین سازمان بین المللی  

+ آزمون های اندیشه ورزی در جهان حسین کاشفی امیری

+ دمینگ و ما صلاح الدین همایون

+ روش آﯾﻨﺪه ﭘﮋوه ﺷﺪن  ﺳﻌﯿﺪ رﻫﻨﻤﺎ

+ نقش هنر در آینده پژوهی الهام سهامی

+ الوین تافلر را بهتر بشناسیم دکتر شهیندخت خوارزمی

+ آیند هنگاری ملی جانشین برنامه های توسعه پنج ساله در علم، فناوری و نوآوری امیر ناظمی

+ پیشگفتار شوک آینده دکتر شهیندخت خوارزمی

+ آینده پژوهی کلید تحول درنقش های توسعه محور و راهبردی مدیریت منابع انسانی دکتر سید اکبر نیلی پور

+ نشست اندیشه 

+ آیا فناوری‌های همگرا آینده را تضمین می‌کنند؟ دکترمحسن رنانی

+ جامعه ای می‌تواند بحران‌هارا پشت سر بگذارد که دو وزیر آینده نگر «آموزش و پرورش» و «ارتباطات» آنرا اداره می‌کنند/ امروز «دانایی» است که قدرت می‌آفریند. جامعه شناسی هنر

+ گزارش برگزاری نشست «تاملی در ایده‌های آینده‌نگرانه تافلر» در گروه افواج 

+ دانایی به مثابه قدرت عاطفه شمس

+ فهم جامعه به کمک ژورنالیسم/ آثار تافلر نوعی جامعه‌شناسی مترویی‌ست 

+ خانیکی: نگاه تافلر نگرانی از آینده را کم کرد 

+ ‍ خلاصه سخنرانی جدید وحیدی مطلق درباره آینده قدرت ایران مدرس بین المللی فدراسیون جهانی آینده‌پژوهی  وحیدی مطلق

+ «آینده نگری» مهارتی سودمند برای مدیران 

+ پیش‌بینی‌های درست و نادرست آلوین تافلر کدام‌ بودند؟ BBC

+ الوین تافلر،آینده‌پژوه و نویسنده سرشناس آمریکایی در سن ۸۸ «‌۸۷»سالگی در گذشت. BBC

+ آینده جهان ، آینده زنان « مجله زنان امروز » مریم یوسفیان

+ آن سوی سرمایه داری و سوسیالیسم الوین تاقلر

+ سیر تحول مطالعات و تحقیقات ارتباطات و توسعه درایران دکتر کاظم معتمد نژاد

+ آینده پژوهی در کتابداری حسین کریمی

+ آینده نگر الوین تافلر 

+ فهم انسان معاصر از آينده - ۳بخش سید علیرضا حجازی

+ خودروسازان ایران، ویرانگرترین تهدید خودروسازی ایران صلاح الدین همایون

+ همایش آینده پژوهی ۱۱ خرداد...ونک. ملاصدرا 

+ فرهنگ آينده‌نگري را تقويت کنيم مصطفي عابدي

+ آينده‌نگري چيست؟. 

+ شـکـوفـائـی و تـوسـعـۀِ سیـستـم هـایِ اجتـماعـی- فرهنـگـی  جمشيد قراجه داغى

+ ما آینده خودمانیم رضا داوری اردکانی

+ آينده ‌نگري رشد و توسعه دکتر مهندس محمد پولاددژ

+ نامه اى بيك دوست قديمى.  جمشيد قراجه داغى

+ اصـل چنـد بُعـدی بـودن سیـستـم هـای اجتمـاعــی- فرهنگـی (نظـام های اجتمـاعــی). جمشيد قراجه داغى

+ انتخاب چیست؟ مـؤلفــه های آن کدامنــد وسیستـم های هدفمنـد مانند جامعه، سازمان و انسان برچه اساسی انتخـاب میکننـد؟  جمشيد قراجه داغى

+ گفتگو با جمشيد قراجه داغي  جمشيد قراجه داغى

+ اصل مفاهیـم پـدیــداری (پیــدایشــی) در یک نظـام اجتمـاعــی  جمشيد قراجه داغى

+ ابعــادِ سیـستـم هـایِ اجتماعـی- فـرهنـگـی جمشيد قراجه داغى

+ بررسی تکامل آینده نگاری علم و تکنولوژی در گذر زمان حسن کریمی فرد

+ اهداف در آینده نگاری دکتر امیر ناظمی

+ تجدد و تشخص آنتونی گیدنز

+ انسان و روباتها حسین مولا

+ مروری بر «آینده تکنولوژی» در اثر دانیل بل 

+ چهارمین انقلاب صنعتی چیست؟  کلاوس شواب

+ در مطالعات آینده نگری رضا سیف پور

+ ویژه نامه نوروزی نشریه زنان امروز  

+ عصر اطلاعات  کاستلز

+ آینده پژوهی: از قابلیت فردي تا اجتماعی محمد رضا یا رٍزاد / فاطمه رضایی کلج

+ دانشگاه‌ها، آیین‌نامه‌ها و قوانین ما هنوز ظرفیت پذیرش چند فرهنگ را ندارد دکتر مقصود فراستخواه

+ یک پیام کوتاه و مهم:‎تغیر نقشه خاورمیانه  احمد تقوائی

+ جنگ و ضد جنگ  تافلر

+ به سوی تمدن جدید : سیاست در موج سوم تافلر

+ آموزش و پرورش و آینده یوسف صفایی زاده

+ زندگی دانیل بل Daniel Bell 

+ سناریونگاري یا برنامه ریزي بر پایه ي سناریوها - 2 عزیز علیزاده، وحید وحیدي مطلق، امیر ناظمي ویراستار: سونیا شفیعي

+ رفاه مثبت ، فقر و ارزشهای زندگی  پروفسور آنتونی گیدنز

+ مفهومی از ارتباط ( عصر تضاد و تناقض ) پروفسور چارلز بی . هندی

+ سناريونگاري يا برنامه ريزي بر پايه ي سناريوها عزيز عليزاده، وحيد وحيدي مطلق، امير ناظمي

+ جراحی روح ایرانی دکتر محمود سریع القلم

+ فلسفه و زندگي روزمره دکتر موسی اکرمی

+ مجموعه کامل فیلم های آموزشی وحیدی مطلق قابل مشاهده در وب سایت آپارات وحید وحیدی مطلق

+ کلاس توسعه یعنی کلاس نقاشی دکترمحسن رنانی

+ پیشینه و آیندۀ کرسی‌های آکادمیک فلسفۀ علم در ایران دکتر موسی اکرمی

+ اندیشه های راسل ایكاف راسل ایكاف

+ تأملی در مفهوم تصاویر آینده به مثابه ساخت هویت اجتماعی محسن طاهري دمنه

+ حکومت ما در مساله توسعه هنوز به جمع بندی نرسیده است دکترمحسن رنانی

+ ترابشریت، پساانسان و آینده‌های فناوری‌های همگرا 

+ آیا ایرانیان می‌توانند سرمشق و رهبر منطقه و جهان در توسعه‌ی پایدار شوند؟ 

+ آینده نگری تا سال 2020 

+ در اندیشه "تافلر" و واقعیت امروز 

+ قرن۲۱ عصر مغز افزار، 

+ آیا مغز کامپیوتری دیچیتالی است؟ میچیو کاکو

+ قلسفه و زندگی روزمره دکتر موسی اکرمی

+ تربیت شهروند آینده دکتر یحیی قائدی

+ آمایش سر زمین. دکتر مهندس محمد پولاددژ

+ گذشته، چراغ راه آینده نیست. دانش و خِرَد چراغ راه آینده اند.  

+ آرﺗﻮر ﺳﯽ ﮐﻼرك Arthur C. Clarke 

+ انتشار فیلم آموزشی آینده پژوهی در اینترنت 

+ محتوای فیلم آموزشی فدراسیون جهانی آینده‌پژوهی برای فارسی زبان‌ها 

+ نگاهی انتقادی به پیش بینی و آینده نگری 

+ ناتواني سوسياليسم و ليبراليسم در برآوردن نيازهاي بشر محمود کريمي

+ ورود انسان به تاریخ با «زمین‌شهر» دکتر موسی اکرمی



info@ayandehnegar.org
©Ayandehnegar 1995