Iranian Futurist 
Iranian Futurist
Ayandeh-Negar
Welcome To Future

Tomorow is built today
در باره ما
تماس با ما
خبرهای علمی
احزاب مدرن
هنر و ادبیات
ستون آزاد
محیط زیست
حقوق بشر
اخبار روز
صفحه‌ی نخست
آرشیو
اندیشمندان آینده‌نگر
تاریخ از دیدگاه نو
انسان گلوبال
دموکراسی دیجیتال
دانش نو
اقتصاد فراصنعتی
آینده‌نگری و سیاست
تکنولوژی
از سایت‌های دیگر


گامی نا روا در راه باز گشت به گذشته

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Twitter Google Yahoo Delicious بالاترین دنباله

[05 Oct 2009]   [ دکتر جلیل دوستخواه]

 

 

 

 

گامی نا روا در راه باز گشت به گذشته

دکتر جلیل دوستخواه


 


مجلس ِ نمایندگان ِ تاجیکستان با از تصویب گذراندن قانونی، نام زبان ِ رسمی ی آن کشور را تاجیکی دانست و کاربُرد ِ فارسی ی تاجیکی را ممنوع شمرد! با تأسّف بایدگفت که این اقدام ِ ناروا، گام نهادن در راه ِ بازگشت به گذشته است!


 


در نخستین سالهای ِ شکل گیری ی ِ حکومت ِ شوروی ی ِ پیشین، نظریّه پردازان ِ حزب ِ کمونیست ِ روسیّه ("حزب ِ برادر ِ بزرگتر"!)، در راستای ِ سیاست ِ مرزبندی و کشورسازی در سرزمین های جُز روسیّه که با تاخت و تازها و دست یازی های دولت روسیّه تزاری به کشور روسیّه ملحق گردانیده شده بود و به منظور ِ پیش گیری از روی کرد ِ دیگرباره ی ِ مردم آن سرزمین ها به خاستگاه های تاریخی، جغرافیایی و فرهنگی ی خود، به نام گذاری و مرزبندی و کشورسازی و قالب زدن ِ نام ها و عنوانهای تازه و ساختگی برای ِ کیستی ی ِ (/هویّت ِ) تاریخی، زبانی، ادبی و فرهنگی ی آنها پرداختند و خطّ ِ کهن فارسی را به خطّ ِ بیگانه ی سیریلیک (روسی) تبدیل کردند تا همه ی ِ گنجینه ی فرهنگ و ادبِ نیاکان از دست رس ِ نسل های جدید دور بماند و یک گسست ِ بزرگ ِ تاریخی و فرهنگی پدیدآید و حافظه ی تاریخی ی ِ مردمان، پاک شود که متأسّفانه شد و برآیند ِ آن را می بینیم!


 


پدیدارشدن ِ شمار ِ زیادی «جمهوری» ی ِ به اصطلاح «سوسیالیستی» بر نقشه یِ این بخش از جهان، در عمل، انگیزه ی ِ تنش ها و نابه هنجاری هایی شد که بعد از نزدیک به یک سده و در پی ِ فروپاشی آن حکومت نیز، هنوز برجا و مایه ی رنج و شکنج ِ گروه های قومی ی فروافتاده در آن "طاس ِ لغزنده" است و میراث خواران ِ روس و جُزروس ِ آن شعبده بازی، همچنان به پای بندی بر آن بساط، اصرار می ورزند.


 


کشور کنونی ی تاجیکستان، بخشی از سرزمینهای ِ ایرانی ی کهن بنیاد ِ فرازرود / فرارود/ وَرارود/ وَرَررود با پیشینه ی ِ هزاران ساله ی ِ زبان فارسی و فرهنگ مشترک با دیگر گروههای ایرانی، یکی از نتیجه های برنامه ی یادکرده ی روسیان است. امّا به رغم ِ همه ی این تمهیدها و بازیهای ِ هدف مند، تاجیکان در همین کالبد ِ سیاسی ی کنونی نیز -- حتّا با گنجانیده شدن ِ بخشی از آنها در درون ِ خط کشی ی ِ نام بُردار به «ازبکستان»-- همچنان فارسی زبانان ایرانی فرهنگ اند و دل و جان شان پیوند و پیمانی ناگسستنی با ایران و ایرانی دارد. آنان شاهنامه ی فردوسی را حماسه ی ملّی ی خود می دانند و فیلم های سینمایی ی ِ سهراب و سیاوش را بر بنیاد آن ساخته اند و هنگامی که به تعبیر سیاسی، اعلام استقلال از مجموعه ی ِ روسیّه کردند، با برداشتن ِ تندیس لنین از کانون شهر ِ دوشنبه، تندیس ِ فردوسی را به جای آن برافراشتند و از آن سربند تا کنون -- به گفته ی دوستم نصرت الله نوح سمنانی -- : "فردوسی ی شعرآفرین/ استاده بر جای ِ لنین".


 


سالها پیش از این، دکتر وزیروف، وزیر فرهنگ ِ وقت ِ تاجیکستان، در سفری به ایران، گفت: "در تاجیکستان، مادران، شب هنگام با خواندن ِ شعر ِ حافظ، کودکان خود را می خوابانند و دیوان ِ خواجه ی شیراز را در زیر ِ بالش ِ آنان می گذارند تا خوابی آرام و خوش داشته باشند."


 


کمال خجندی، شاعر اهل خجند در گستره ی جغرافیایی ی کنونی ی تاجیکستان، در ستایش ِ اصفهان گفت: "اصفهان نیمی از جهان گفتند / نیمی از وصف ِ اصفهان گفتند". و همه ی ایرانیان، رودکی ی اهل ِ همان سرزمین را به حقّ، پدر ِ شعر ِ فارسی می شمارند.


 


پس این پروا و پرهیز از کاربُرد ِ عنوان  فارسی برای ِ زبان ِ رسمی و رایج ِ کنونی در تاجیکستان، برای چیست و چه معنایی جُز دهن کجی ی یک برادر (/ خواهر) به برادر (/ خواهر) خود، آن هم تنها بر پایه ی بازیهای سیاسی، می تواند داشته باشد؟!


 


ناهمگونی ی زبان ِ کنونی ی مردم تاجیکستان و بسیاری دیگر از ساکنان ِ فراز رود (/ آسیای میانه) با زبان ِ فارسی ی ِ معیار در ایران، تنها اختلاف ِ گویشی است و نه جدایی ی ِ ساختاری ی زبان شناختی و در نهایت، از از تفاوت ِ میان ِ فارسی ی گفتاری و نوشتاری ی رسمی با گویشها و شاخه زبانها و لهجه های گوناگون در پهنه ی ایران، درنمی گذرد.


 


گفتنی است که در خود ایران، قشقاییان -- که زبان ِ مادری شان شاخه ای از زبان های ترکی است -- فارسی زبانان را تاجیک می نامند و آشکارا می بینبم که این عنوان را برای هرکس که زبان مادری و اصلی اش فارسی است به کار می برند و تاجیک را نه به معنی ی کسی از سرزمینی دیگر؛ بلکه به مفهوم ِ هر ایرانی ی ِ فارسی زبان و جزقشقایی ی ترکی زبان، می گیرند.


 


از سوی دیگر، هم اکنون، شاهد آنیم که ماهنامه ی ادبی - فرهنگی ی معتبر ِ بُخارا در تهران، نه تنها نام ِ خود را از نام ِ یکی از خاطره انگیز ترین شهرهای ِ ایرانی ی ِ فرازرود گرفته است، بلکه در هر شماره اش، بخشی به نام ِ تاجیکستان دارد که در آن خواندنی هایی سودمند و آگاهاننده از نوشته های تاجیکان و ایرانیان را نشرمی دهد و هیچ خواننده ای احساس نمی کند که سخن از سرزمین و مردم و فرهنگی غریبه و جُزایرانی در میان است.


 


هرگاه مردم و دولت تاجیکستان بر آن باشند که همچنان در یک چهارچوب ِ جغرافیایی و سیاسی و اداری ی جدا از ایران بمانند، این گزینش و حقّ ِ بی چون و چرای ِ آنها، سزاوار ِ احترام گذاری از سوی ما ایرانیان و دیگران است. امّا چشم داشت ما از خواهران و برادران مان در تاجیکستان، این ست که تاریخ و فرهنگ و زبان مشترک مان را فدای ِ گرایشها و رویکردهای روزمرّه ی سیاسی نکنند.


 


مثالی بزنم: زبان انگلیسی، زبان ِ انگلوساکسونها و در اصل، زبان ِ بخش ِ بزرگی از مردم ِ جزیره ی بریتانیا است. امّا امروزه زبان رسمی و اداری ی ِ کشورهای پهناوری همچون استرالیا، کانادا هندوستان، پاکستان و جز آن، نیزهست. آیا کسی در جایی شنیده یا خوانده است که مردم این سرزمینها بگویند که این زبان با این نام، زبان ِ مردم بریتانیاست و ما باید همان زبان را با همان ساختار و چهارچوب (گیرم که با پاره ای ویژگی های جداگانه در تلفظ و نحوه ی کاربرد ِ برخی از واژه ها و کلیدواژه ها)، به نامی دیگر جز انگلیسی بنامیم؟


 


اکنون پرسیدنی است که اگر تاجیکان، فردوسی را -- چنان که گفته شد -- به منزله ی شاعر ملّی خود می شناسند و جشن هزاره ی سرایش شاهنامه ی او را برمی گزارند و تندیس وی را در قلب پایتخت خود برمی افرازند و مدالی برای بزرگداشت او نشرمی دهند:


 



 


یا نگاره ی چهره ی وی را بر پرچم ملّی ی خود به نمایش درمی آورند:


 



و کتابخانه ی بزرگ ملّی ی خود در شهر ِ دوشنبه را کتابخانه ی ملّی ی ابوالقاسم فردوسی می نامند:


 



 


و نوروز، جشن ِ ملّی ی خود و همه ی ایرانی فرهنگان را با شور و شکوه تمام بر پا می دارند:


 



 



 


آیا هیچ گاه در جایی از شاهنامه، دیده اند که فردوسی از زبان خود، به نام ِ تاجیکی یادکرده باشد؟


 


پس اگر شاعر مشترک و بزرگ ِ ایرانیان و همه ی هم زبانان و هم فرهنگان آنان، زبان خود را فارسی یا دری یا فارسی ی دری می نامد، چه انگیزه ای کسانی از تاجیکان امروز (همان دوستان و دوست داران ِ شاهنامه و فردوسی و فرهنگ ایرانی) را بر آن می دارند که نسبت به پیشینه ی هزاران ساله ی زبان خود و یادگار درخشان ِ شاعر ِ محبوب خود، چنین بی پروا و ناهمدلانه رفتار کنند؟!


 


سخن کوتاه: از دست اندر کاران ِ مجلس ملّی و دولت تاجیکستان، انتظار می رود که بدین کردار خود ژرف - بیندیشند و کاری نکنند که عنوان ستیزه گر با زبان و تاریخ و فرهنگ مشترک خود با دیگر دارندگان این مرده ریگ ارجمند نیاکان، داغ ننگی ماندگار بر پیشانی شان گردد. هنوز هم دیر نشده است و آنان می توانند در تصمیم نادرست خود، بازنگرند و کار ِ نام گذاری ی زبان ِ یگانه ی ِ خود و ما ( این -- به گفته ی ِ " آواره ی ِ یمگان" -- «قیمتی دُرّ ِ لفظ ِ دَری» را به سامانی پذیرفتنی بازآورند. چُنین باد!


 


مطلب‌های دیگر از همین نویسنده در سایت آینده‌نگری:


منبع:


بنیاد آینده‌نگری ایران



پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۷ اوت ۲۰۱۷

تاریخ از دیدگاه نو

+ خودکامگی / بیست آموخته از بیستمین قرن تیموتی اسنایدر

+ گزارش «قیام ملی ۲۸ مرداد» از زبان سازمان دهندگانش محمد امینی

+ سال آینده برای صلح جهانی کوشش کنیم 

+ مردی که گناهش پرخاش به خرافات بود محمد امینی

+ در راه راست گرداندن چند ناراستی (بخش یکم)* محمد امینی

+ تاریخ‌دانان فقط گذشته را «متنی» می‌کنند معصومه آقاجانپور

+ شورش علیه تاریخ سنتی  محمدجواد عبدالهی

+ جستاری پیرامون تاریخچه‌ی جمهوری خواهی در ایران  محمد امینی

+ کرمان سکاندار تاریخ تمدن و فرهنگ جهان  ناصر شجاعی

+ ملت بزرگتر، بهتر نیست  پال کندی

+ ایران « تاریخ » است ! م.سحر

+ هویت ایرانی حمید

+ تنگناها و چالش های مدرینته و دمکراسی در ایران 

+ سکوت دولت و ملت در ترور کسروی محمد امینی

+ کسروی، شریعت و رفرماسیون دینی  محمد امینی

+ ظهور و سقوط قدرتهای بزرگ پل کندی

+ تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است. رویدادهای ماه آبان (+ویدیو) همنشین بهار

+ متن زیر مقدمه کتاب مفصلی درباره کارنامه سید حسن تقی زاده درنهضت مشروطیت است که به زودی منتشر خواهد شد.  

+ بیائید ایران را تجزیه کنیم !؟ عرفان قانعی فرد

+ وبگاه فرهنگنامه عکس ایران آغاز به کار کرد 

+ گامی نا روا در راه باز گشت به گذشته دکتر جلیل دوستخواه

+ سفر از ممالک محروسه به فدرالیسم قومی - بخش نخست  محمد امینی

+ تجارت در امپراتوری ساسانی ریچارد نلسون فرای

+ 10 اندیشه‌ای که مسیر تاریخ را عوض‌ کرده‌اند  

+ روزنامه خاطرات عین السلطنه سالور-۱  برگی از تاریخ

+ آینده سازان ایران در یکسد و بیست سال پیش 

+ تنها بازمانده «تایتانیک» آخرین یادگاری هایش را حراج کرد 

+ مفهوم مشروطه و میهن از نگاه کسروی 

+ نگاهی به اهداف اساسی تجدد خواهی در ایران در دو قرن گذشته حسن مکارمی

+ سفری از برهوت پریشانی به ماندآب اندیشه  محمد امینی

+ گزارشي از همايش علمی- فرهنگی دریای مازندران حقوق تاریخی ایران در دریای مازندران را دريابيم -

+ مورگان شوستر و اختناق ايران  عبداله كوثري

+ فرهنگ سياسي ايران دكتر محمود سريع القلم

+ ستارخان ، قهرمان قهرمانان دکتر پرویز داورپناه

+ به جاي لعنت به تاريکي، شمعي بر افروز همنشين بهار

+ گیرم «سی‌بویه» بود فاضل از کوشش او‌ ، تو را چه حاصل؟ همنشین بهار

+ درس هایی از تاریخ سیّد محمّد صدرالغروی

+ نواندیشی دینی یا سکولاریسم 



info@ayandehnegar.org
©Ayandehnegar 1995