Iranian Futurist 
Iranian Futurist
Ayandeh-Negar
Welcome To Future

Tomorow is built today
در باره ما
تماس با ما
خبرهای علمی
احزاب مدرن
هنر و ادبیات
ستون آزاد
محیط زیست
حقوق بشر
اخبار روز
صفحه‌ی نخست
آرشیو
اندیشمندان آینده‌نگر
تاریخ از دیدگاه نو
انسان گلوبال
دموکراسی دیجیتال
دانش نو
اقتصاد فراصنعتی
آینده‌نگری و سیاست
تکنولوژی
از سایت‌های دیگر


پاسخ به سوالات آینده نگر

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Twitter Google Yahoo Delicious بالاترین دنباله

[21 Aug 2008]   [ علیرضا مسعودی]

چند سئوال خواتتدگان "سایت آینده نگر" از اندیشمندان آینده پژوه و آینده نگر ایرانی 

 


آینده نگر آقای علیرضا مسعودی  به این سوالات چنین پاسخ داده اند

 

به نظر شما آیا امروز میتوان از پیدایش جنبش فکری آینده نگری در ایران سخن گفت ؟

 

وقتی که در عرصه های زندگی نمیخواهیم حقیقت را بپذیریم ، وقتی که دست اندرکاران اموردرتمام کشورهای جهان سوم ، مسیرهای مختلف ناصیح حرکت روبه جلو را به بهانه تجربه اندوختن به روش پرهزینه سعی وخطا بر حرکت سنجیده واز پیش برنامه ریزی شده ، برای رسیدن به هدف ترجیح میدهند ودر این راستا ثروتها به یغما میرود ،  آدمیان باید کشته شوند و عمر ها حرام میشود ، راه گریزی جز پیدایش جنبش خودجوش آینده نگری نیست ودر نهایت اگر گاه گاهی میشنویم که میشود مشکلات واقعی وعینی زندگی را با ابزارهای احساسی برآمده از ایدئولوژیهای منسوخ حل وفصل کرد آنگاه مگر میشود با یک برخورد دوگانه در حیطه های دیگر سخن از تکنولوژی و پیامدهای آن راند ولی راه حل مقابله با مشکلات را در برخورد غیرمدبرانه جستجو کرد .

 

 یک ویژگی اساسی چنین جنبشی عدم داشتن یک رهبر یا لزوم اراده یک فرد بعنوان موسس است .به عبارت دیگر این جنبش مانند سایر جنبشها قائم به فرد نیست  بلکه پاسخی است به روشهای متکی بر کف بینی ، فالگیری و.... به منظور استفاده بهینه از امکانات ومنابع موجود . لذا جه بخواهیم و چه نخواهیم این جنبش درحال شکل گیری است وهیچکس را توان مقابله با آن نیست .

 

چه ویژگیهائی گفتمان آینده نگری در ایران را از سایر گفتمانهای توسعه در ایران جدا میسازد ؟

 

 گفتمان آینده نگری مانند سایر گفتنمانها دارای یک ریشه در گذشته است .ریشه گفتمان آینده نگری در بشتر دغدغه ها رشد کرد وهنوز هم رشد میکند . در این بستر نیازها شکل گرفت وراه حلها نیز از قدرت فکری وتخیلی بشرمطالبه شد . ولی آنچه که باعث ایجاد تمایز بین گفتمانها شد ابزارهای مورد استفاده بود .بعبارت دیگر بشر درطول تاریخ زندگی خود با توسل به ابزارهای در دسترس  ومتداول در هر مقطع زمانی سعی کرده است به تفاوتهای موجود در عرصه های زندگی خود شکل بخشیده وآنها را سامان دهد .درگذشته های دور ریشه دغدغه های خود را با توسل به کف بینی و فال گیری وابزارهای مشابه میخشکاند واین همان ریشه ای بود که بستر آینده نگری را در اداور  بعدی ویا امروزه هموار کرده ولذا بشر امروز بجای ابزارهای سنتی وفرسوده راهی جز گزینش ابزارهای علمی به منظور ارائه تصویرمطمئنی ازآینده خود ندارد .

 

     تصورمیکنم که گفتمان آینده نگری از سایر گفتمانها چندان قابل تفکیک نیست بلکه خود مشمول سایر گفتمانهای مرتبط با زندگی بشر از قبیل گفتمان اقتصادی ، تکنولوژیک ، فلسفی و... است .البته بسته به اینکه در کدام حیطه قدم برمیداریم میبایست به اصول وقواعد خاصی توسل جوئیم اما یک وچه مشترک در همه گفتمانها وجود دارد وآن وابستگی بی چون وچرا به آینده است .از طرف دیگر چون زمان بعنوان یک متغیر مستقل روبه سوی آینده دارد پس هر گفتمانی ذاتا در بطن خود یک آینده دارد ولی این ما هستیم که به هر دلیلی از جمله منافع شخصی وگروهی ویا احتمالا منافع فرقه ای دوست داریم انسانها را از توجه به آینده باز داریم .

 

  شاید تمام نکات فوق از ویزگیهای گفتمان آینده نگری در ایران است که باعث تمایز آن با کشورهای مترقی گردیده است .اما یک بیماری مهلک درایران باعث تمایز این نوع گفتمان شده است وآن ابتلای هر نوع گفتمانی به غیرخطی سازی است . عبارت نامانوس غیرخطی سازی یا غیرخطی کردن هر سیستم باعث میشود هیچکس نتواندحتی  با یک قطعیت نسبی نسبت به آینده رویدادها  قضاوت کند . وابسته کردن آینده وسرنوشت یک ملت به مسائلی از قبیل ایئولوژی و آنچه که باعث یک حائل بین انسان وطبیعت میگرددنتیجه ای جز تغییرپذیرکردن رفتارها نسبت به زمان ندارد واین یعنی گرفتارشدن در پیچیدگیها وبه چالش گرفتن جنبش آینده نگری .

 

به چه میزان ودر چه حوزه هائی گفتمان آینده نگری ایران میتواند به توسعه گفتمان آینده نگری گلوبال یاری رساند ؟


پاسخ این سوال بی ارتباط با پاسخ سوال قبل نیست .به دلیل وضعیت خاص سیاسی ومذهبی ایران خصوصا بعد از انقلاب میتوان گفت که با توسعه گفتمانهای متعدد به آینده نگری گلوبال نه تنها میتوان جهت بخشید بلکه میتوان  به توسعه آن نیز کمک کرد :


توسعه گفتمان ایدئولوژیکی آینده نگری درایران میتواند به انسان گلوبال کمک شایانی بکند .دلیل آن این است که در دهه های اخیر موج پر انرژی از حاملهای ایئولوژیک به مرکزیت ایران روبه گسترش نهاد وبه سمت کشورهای جهان سوم وخصوصا اسلامی وزیدن گرفت واین کشورها علاوه براینکه درصد قابل توجهی از جمعیت جهان را تشکیل میدهند حجم عظیمی از منابع جهان را نیز در بر دارند .لذا درصورتیکه انسان مذهبی ایرانی شده عمدتا مشرق زمین به واقعیتهای اشاره شده در گفتمان آینده نگری گردن نهد میتواند سریعتر به انسان گلوبال شده مستقر در سیاره زمین کمک کند تا با تفاهمی که از این رهگذر بوجود می آید از پرسشهای اساسی ومطرح شده از ابتدای خلقت تا کنون غافل نمانده وزیستگاهی امن وآکنده از آرامش  به جای کینه توزی ودشمنی ونفرت داشته باشیم .

 

   اما اگر همچنان توسعه اندیشه  نفرت وکفرمحور را هدف گفتمان خود در دنیای پس از مدرنیته قرار  دهیم آنگاه انزوای خود را در آینده تضمین کرده وبه عبارت دیگر بشریت را از هدف گلوبال شدن باز داشته ایم . سایر گفتمانهای آینده نگری نیز وضعیتی کماکان مشابه دارند ودر اینجا بی آنکه بخواهم تفکر یاس را برای انسان خواهان توسعه ترویج کنم با دلی پر درد باید بگویم که دیگر کار از کار گذشته است .ما فرصت برای تطبیق (گفتمان ) با انسانی را نداریم که راه توسعه را در همه زمینه ها یافته وبه سوی خوشبختی شتاب گرفته است .ما طنابی را در دست گرفته ایم که سر دیگر آن به سپر عقب ماشینی متصل است که انسان گلوبال با دیدی وسیع آن را رانندگی میکند .بخواهیم یا نخواهیم این طناب محکم بر دستان ما بسته شده است و بسوی آینده کشیده میشویم ولی امید به سلامتی از کف رفته است .

 

 آیا گفتمان آینده نگری در ایران میتواند به یک گفتمان سیاسی مستقل فراروید؟

 

من میل ندارم ارزش واهمیتی را که در گفتمان متکی بر پیچیده ترین ابزارهای علمی امروز سراغ دارم  به ضعیف ترین گفتما ن یعنی گفتمان سیاسی بخاطر انسانهای نا آگاه این عرصه تقلیل دهم .اما از یک منظر پاسخ سوال فوق مثبت است وآن اینکه چون گفتمان آینده نگری بر هیچکدام از تکیه گاههای سیاسی وارزشی سیاستمداران اخیر وفعلی صحه نمیگذارد لاجرم برای خفه کردن صدای اندیشمندان این جنبش راهی جز سیاسی کردن آن مانند سایر زمینه ها باقی نمیماند .غافل از اینکه گفتمان آینده نگری همانطوریکه قبلا اشاره شد خاستگاههای مختلفی دارد که فقط یکی از آنها سیاست است .


مطلب‌های دیگر از همین نویسنده در سایت آینده‌نگری:


منبع:


نسخه‌ی چاپی ارسال اين مطلب به دوستان


[نظر دهید]    [تعداد نظرهای ثبت شده در پیوند با این مطلب: 1] 


.

در بحث آقا ی مسعودی نکات مهم و البته تلخی نهفته است و این که فرصتها از دست می ورد و این که «ما فرصت برای تطبیق (گفتمان ) با انسانی را نداریم که راه توسعه را در همه زمینه ها یافته وبه سوی خوشبختی شتاب گرفته است . ما طنابی را در دست گرفته ایم که سر دیگر آن به سپر عقب ماشینی متصل است که انسان گلوبال با دیدی وسیع آن را رانندگی میکند .بخواهیم یا نخواهیم این طناب محکم بر دستان ما بسته شده است و بسوی آینده کشیده میشویم ولی امید به سلامتی از کف رفته است» . اما آن چه در این بحث گم است و مخدوش شده است ندیده گرفتن واقعیت مرزهای طبقاتی ، مرز بین سرمایه داران و نیروی کار است، یا به عبارت دیگر یک کاسه و یک جنس دانستن جامعه بشری در منافع و این که همگی به سوی خوشبختی در حرکتند. این درست است که پیش گرفتن راه تخاصم و به اصلاح «کفر ستیزی» و راه انداختن جنگ ایدئولوژیک سبب به باد رفتن سرمایه ها و کشته شدن انسانها می شود، اما این به آن مفهوم نیست که صاحبان چنین ایدئولوژیهایی آینده نگر نیستند. اگر به سخنان مراجع تقلید در درسهای خارج فقه و بیانات این یا آن مسئول رژیم جمهوری اسلامی توجه کنید همه آینده نگریهای خود را دارند. سال پیش روز چهارم آبان در جمع دانشجویان اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان رحیم صفوی فرمانده پیشین سپاه در یک تحلیل همه جانیه نگر به نقش رژیم به «عنوان قلب سیاسی جهان اسلام» که به عنوان یک بلوگ قدرت بزرگ جهانی در که منابع عظیم انرژی جهان را در اختیار دارد و تا 50 سال آینده واقعیت خواهد یافت پرداخته بود (گزارش آن را ایسنا درج کرده بود). از این گذشته این طور که پیداست در ایران بسیاری مجذوب « جهانی شدن» شده اند در حالی که این جهانی شدن در عمل تا کنون چندان به توسعه کشورهای فقیر به ویژه در افریقا کمکی نکرده است (و باید در نظر داشت که مناقشات قومی و رژیمهای ارتجاعی و فاسد هم یکی از مشکلات اجرای برنامه های توسعه در این کشورهاست). و بالاخره این که با در نظر گرفتن این که بنا بر برآوردهای برخی از کارشناسان اقتصادی و جامعه شناسان، در سال 2050 که بر آورد می شود جمعیت کره زمین به 9 میلیارد نفر خواهد رسید میزان جمعیت فقیر یعنی آنهایی که با کمتر از روزی 2 دلار زندگی می کنند از 3 میلیارد نفر کنونی به4 تا 5 میلیارد خواهد رسید*. با توجه با مسائلی که اشاره شد، آیا صحبت کردن از انسان «گلوبال» در بحث آینده نگری بیراه رفتن و پاک کردن صورت مساله یعنی مساله تضاد و مبارزه طبقاتی نیست؟ و بالاخره این که با تمام حسن نکویی که در آینده نگری هست، آیا می شود بدون در الویت قرار دادن تعیین تکلیف با قدرت سیاسی که واپسگرا ست و آینده نگری آن هم بر محور به اصطلاح کفرستیزی قرار گرفته است، خیری از آینده نگری به مردم رساند؟ - * آمار مربوط به جمعیت جهان در سال 2050از کتاب« سه درس در باره جامعه مابعد صنعتی » نوشته دانیل کوهن جامعه شناس و اقتصاد دان که در خارج کشور ترجمه شده گرفته شده است. در صورت زیاد بودن مطلب از حد مجاز در قسمت ستون آزاد درج شود
[ آریا مهربان]   [ 2008-08-28 07:21:24 ]    [mehrabaneto@yahoo.fr]

بنیاد آینده‌نگری ایران



جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۸ اوت ۲۰۱۷

پاسخ به سوالات آینده نگر

+ پاسخ به سوالات آینده نگر  دکتر عباس ملکی

+ پاسخ به سوالات آینده نگر   فرنود حسني

+ پاسخ به سوالات آینده نگر  مسعود بينش

+ پاسخ به سوالات آینده نگر  على خوش دهان

+ پاسخ به سوالات آینده نگر آيدين كسائي

+ پاسخ به سوالات آینده نگر روح الله قدیری

+ پاسخ به سوالات آینده نگر امیر ناظمی

+ پاسخ به سوالات آینده نگر  فرشته شریفی

+ پاسخ به سوالات آینده نگر افشین حقیقی

+ پاسخ به سوالات آینده نگر  منصور دهستانی

+ پاسخ به سوالات آینده نگر  مجید زواری

+ پاسخ به سوالات آینده نگر  میرکا انوشه

+ پاسخ به سوالات آینده نگر  مهندس صلاح الدین همایون

+ پاسخ به سوالات آینده نگر  مهدی پناهی پور

+ پاسخ به سوالات آینده نگر پيمان سپهري رهنما

+ پاسخ به سوالات آینده نگر علیرضا مسعودی

+ پاسخ به سوالات آینده نگر  وحید وحیدی مطلق



info@ayandehnegar.org
©Ayandehnegar 1995