Iranian Futurist 
Iranian Futurist
Ayandeh-Negar
Welcome To Future

Tomorow is built today
در باره ما
تماس با ما
خبرهای علمی
احزاب مدرن
هنر و ادبیات
ستون آزاد
محیط زیست
حقوق بشر
اخبار روز
صفحه‌ی نخست
آرشیو
اندیشمندان آینده‌نگر
تاریخ از دیدگاه نو
انسان گلوبال
دموکراسی دیجیتال
دانش نو
اقتصاد فراصنعتی
آینده‌نگری و سیاست
تکنولوژی
از سایت‌های دیگر


سیاست‌گذاری مناسب در خصوص رسیدن به اقتصاد دانش­محور

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Facebook Twitter Google Yahoo Delicious بالاترین دنباله

[08 Jun 2014]   [ هومن ابوترابی]

تمرکز بر اقتصاد دانش­محور در برنامه­ریزی توسعه به عنوان یک هدف استراتژیک می­تواند منجر به ایجاد محیطی برای یک اقتصاد پویا و رقابتی و رشد اقتصادی پایدار شود و همچنین انسجام اجتماعی را در پی داشته باشد (Tocan & Duduman, 2010). اهمیت روزافزون منابع نامشهود و اقتصاد مبتنی بر دانش، لزوم توجه به اتخاذ سیاست‌های مناسب در بعضی حوزه­ها برای عقب نماندن از رقابت جهانی را ایجاب می­کند. در ادامه سعی شده است تغییرات به وجود آمده ناشی از شکل­گیری اقتصاد دانش­محور، در چند حوزۀ دارای اهمیت که نیاز به اتخاذ سیاست‌های مناسب را دارد، بررسی شود.


الف. رشد بخش خدمات


امروزه با آهنگی تند شونده بخش خدمات در دنیا رو به گسترش است. در سال 1945 میلادی حدود 20 درصد درآمد ملی آمریکا بر پایه خدمات بوده است، در حالی که در سال 2002 این میزان به بالای 70% می‌رسد و در حال حاضر به حدود 80% می­رسد. سهم خدمات در میانگین جهانی حدود 70% است، ولی سهم خدمات در ایران زیر 50% می­باشد. این درصد برای کشورهای فقیر حوزه صحرای آفریقا 47% است، در همین حوزه سهم تولید صنعتی 37% و سهم اقتصاد کشاورزی 16% است (OECD, 2008). نمودار 8 فاصله قابل ملاحظۀ ایران را با سایر کشورهای دنیا از این منظر را نشان می­دهد (World Bank). لازم به ذکر است که تولید در بخش خدمات بر پایه سرمایه فکری است. برای تقویت بخش خدمات، لازم است از شکل­گیری بازارهای جدید خدمات برای تشویق نوآوری و کارآفرینی حمایت کرد، اصلاحاتی در بازار کار برای انطباق با اقتصاد خدمات صورت گیرد، موانع پیوستن به بازارهای جهانی از میان برود، یک محیط تشویقی مالی مناسب (همچون کاهش مالیات) برای رشد بخش خدمات به وجود آید، موانع قانونی برای توسعه زیرساخت‌های ICT حذف شود و سیاست‌های تحصیلی خاص برای انطباق تحصیلات با مهارت‌های در حال تغییر بازار کار، اتخاذ گردد (OECD, 2008). از طرفی رشد تجارت در بخش خدمات می­تواند عملکرد اقتصادی را بهبود بخشد و فرصت‌های جدیدی برای صادرات باز کند (OECD, 2008).



شکل 1. سهم خدمات در تولید ناخالص ملی ایران و چند کشور نمونه (منبع: داده­های بانک جهانی)


ب. اهمیت روزافزون سازمان­های کوچک و متوسط


در اقتصاد دانش محور سازمان‌های کوچک و متوسط ([1]SME) اهمیت بسیار زیادی دارند. سهم

SME ها در اشتغال در آمریکا 75% و در اروپا 72% می­باشد. این درصد برای مالزی 56% است و برای عربستان سعودی 25% است. همچنین سهم SME ها در تولید ناخالص ملی برای آمریکا 52% است، در حالی که این درصد برای مالزی 29% است (منبع: اداره آمار ایالات متحده).

شکل­گیری سازمان­های کوچک و متوسط (SME) یکی از مهم‌ترین فاکتورهای فرآیند به­کارگیری نوآوری و کارآفرینی می­باشد و باید در تدوین استراتژی­های دولت برای ارتقاء سطح نوآوری در کانون توجه قرار گیرد. سازمان‌های کوچک و متوسط نوآور مهم‌ترین عامل شناسایی و توسعه کالا و خدمات جدید در شکل بهینه خود هستند. مطالعات تجربی بسیاری نشان‌دهندۀ رابطه بسیار قوی کارآفرینی و فعالیت SME ها با رشد اقتصادی و اشتغال زایی است (OECD, 2012). همچنین تحقیقات بسیاری حاکی از همبستگی مثبت تعداد سازمان­های کوچک و نوظهور با رشد اقتصادی سریع هستند (Audretsch & thurik, 2001; Audretsch & Keilbach, 2005; Acs et al., 2005; Erkan et al., 2008). در چند دهۀ گذشته از اهمیت اقتصاد مقیاس به شدت کاسته شده است، از طرفی ناکارآمدی سیاست‌های اقتصادی در سطح کلان باعث حرکت اقتصادهای توسعه یافته از «اقتصاد مدیریت شده» به سمت «اقتصاد بر پایه کارآفرینی» شده است، بنابراین اهمیت سازمان­های جدید و کوچک در اقتصاد توسعه دارای اهمیت شده است (OECD, 2012).


 سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD) برای سنجش رقابت­پذیری در حوزه اقتصاد دانش­محور (KBE[2]) در 4 حوزه شاخص­هایی به همین نام تعریف کرده است. این چهار حوزه شامل

خلق دانش، کسب دانش، انتشار دانش و به‌کارگیری دانش می­باشد. این شاخص­ها به ارزيابي رقابت پذيري قابليت‌هاي KBE هر کشور در سطح بين‌المللي مي‌پردازد.

جدول 1. شاخص­های تعریف­شده سطح رقابت­پذیری اقتصاد دانش­محور سازمان OECD


 

نکته مهم در این شاخص­ها پرداختن به توانایی به‌کارگیری دانش در عرصۀ ملی است. در شکل 2 چهار کشور با استفاده از این شاخص­ها با یکدیگر مقایسه شده­اند.


 


شکل 2. مقایسه 4 کشور از لحاظ سطح رقابت­پذیری اقتصاد دانش­محور (منبع: OECD)



کشور ژاپن با وجود آنکه از لحاظ توانایی خلق دانش در سطح بسیار بالایی است و دارای بالاترین میزان سرمایه­گذاری در R&D از تولید ناخالص ملی است و بیشترین تعداد پژوهشگر نسبت به جمعیت را داراست، به دلیل اینکه از لحاظ به‌کارگیری دانش در سطح پایین‌تری است، سطح رقابت­پذیری به مراتب کمتری در مقایسه با آمریکا دارد. مهم‌ترین فاکتور در خصوص به‌کارگیری دانش فعالیت SME ها می­باشد.


ج. رفع موانع در خصوص پژوهش و لزوم تسهیل فرآیند نوآوری


با وجود آنکه الگوها و پارادایم‌های اقتصادی تغییر کرده است، حوزه سیاست‌گذاری عمومی[3]

خود را با تغییرات به هنگام نکرده است. دولت‌ها به دنبال شناسایی روش­های جدید برای بهره­برداری از اطلاعات و نوآوری برای توسعه اقتصادی هستند و سیاست‌گذاران با سؤالات و مسائل جدیدی در اقتصاد جدید درگیر هستند. از این رو برای کاهش این شکاف لازم است موقعیت مؤسسات تحقیقاتی را تحکیم کرد تا برای مسائل جدید در حوزه سیاست‌گذاران پاسخ‌های مناسب پیدا کنند (Jarboe, 2008).

پیچیدگی، عدم قطعیت، غیر قابل پیش بینی بودن دنیای امروز، باعث گردیده است تا تعیین خط مشی‌های کلان در حوزه های عمومی چون ارتقای سطح رفاه، افزایش سطح خدمات آموزشی، ارتقای سطح سلامت جامعه و مواردی از این دست با یکدیگر ارتباطی تنگاتنگ پیدا کند. به بیان دیگر پرداختن به هر یک از حوزه های کلان در سطح ملی نیازمند توجه به سایر حوزه های مرتبط و ارتباط بین نهادهای دولتی و خصوصی مرتبط می­باشد. در این بین پررنگ شدن نقش سازمان‌ها و نهادهای خصوصی همچون مؤسسات تحقیقاتی، اندیشکده­های مرتبط با حوزه­های سیاست گذاری عمومی و ارتقای فکر انباره­ها[4] کمک شایانی به افزایش اثر بخشی سیاست‌های تعیین شده

خواهد کرد. همچنین رشد فزاینده ارتباطات بین‌المللی در حوزه سیاست گذاری‌های کلان ملی باعث شده است تا ارتقای اثر بخشی سیاست‌ها در گرو افزایش ارتباطات بین‌المللی در این حوزه باشد (Boulanger & Brechat, 2005).

در اقتصاد دانش­محور توجه به ايجاد دانش، محصولات و خدمات جديد است، و نه بر تخصيص منابع موجود. در این اقتصاد، به دلیل اینکه يادگيري با تغييرات سريع و در حال شتاب همراه است، براي افراد و بنگاه‌ها و حتي سیستم‌های ملي غیر عقلایی خواهد بود اگر ظرفیت‌های فکري خود را جهت تخصيص مجدد منابع بکار بگيرند، چرا که آنها می‌توانند از ظرفیت‌های فکري خود جهت ايجاد ايده هاي جديد استفاده کنند، کشورهایی که صرفاً به تخصيص منابع متمرکز می‌شوند در بلندمدت حيات اقتصادي خود را از دست می‌دهند (Lundvall, 2010). وجود یک «سیستم ملی

نوآوری[5]» که فرآیند تکاملی یادگیری شخصی، سازمانی و بین سازمانی را بهبود بخشد، می­

تواند باعث شود نوآوری با شدت بیشتری به رشد اقتصادی منجر گردد و تخصیص منابع به شکل بهینه­تری صورت پذیرد. در طول تاریخ به وسیله اقتصاددانان و نظریه‌پردازان زیادی همچون مارشال، شومپیتر و فریمن به ایده سیستم ملی نوآوری پرداخته شده است. چارچوب اصلی سیستم ملی نوآوری، باید ارتقاء نظری علم، نظام­مند ساختن فرآیند یادگیری و تکیه بر علم اقتصاد در جهت دادن مشاوره به سیاست‌گذاران در حوزه­های گوناگون در سطح ملی باشد (Lundvall, 2007). لازم به ذکر است سیستم نوآوری ملی جریان نظام­مند اطلاعات و فناوری در میان افراد، شرکت­های تجاری و مؤسسات است، به شکلی که فرآیند نوآوری را در سطح ملی تقویت کند (Freeman, 1995). بحث سیستم ملی نوآوری در دستور کار کشورهای عضو OECD قرار دارد.

د. توجه به پیامدهای جانبی


تعداد كاربران‌ اینترنت‌ به شدت‌ در حال‌ افزایش‌ است، به طوری‌ كه‌ از سپتامبر ۲۰۰۱ كه‌ تعداد كاربران‌ ۴۰۷ میلیون‌ بوده‌ تا سپتامبر ۲۰۰۲ این‌ رقم‌ به‌ ۸۴۰ میلیون‌ نفر رسید ، هم­اکنون حدود 5/2 میلیارد (حدود 35%) است و پیش‌بینی‌ می‌شود تا سال‌ ۲۰۲۰ بیش‌ از ۸۰ درصد افراد روی‌ كره‌ زمین، دسترسی‌ به‌ اینترنت‌ داشته‌ باشند (اتحادیه ارتباطات بین­الملل[6]). تأخیر در همراه‌

شدن‌ با این‌ پدیده‌ عواقب‌ خطرناكی‌ خواهد داشت و فاصله‌ دیجیتالی‌ ما با كشورهای‌ پیشرو بیشتر می‌شود.

از طرفی در كشورهاي پيشرفته حجم كارگران كمتر مي­شود، زيرا صنايع مبتنی بر فناوری متوسط و پایین[7] به كشورهاي در حال توسعه منتقل می‌شوند و می­تواند با توزیع اشتغال در سطح جهانی مانع از حرکت کشورهای در حال توسعه به سمت فناوری­ عالی[8] شود. موضوع دیگر بحث مهاجرت نخبگان است. دانش ضمنی[9] که به عنوان بخشی از منابع نامشهود نقشی اساسی

در اقتصاد دانش‌محور دارد، حاصل تجربه است و کانال‌های توزیع و انتقال آن بسیار کند عمل می­کنند، این نوع از دانش به راحتی و صرفاً توسط آموزش قابل انتقال نیست (Hausmann, 2013a). در نتیجه با جابجایی و مهاجرت افراد این بخش از دانش نیز منتقل می­شود و کشورهای در حال توسعه را دچار چالش می­کند، از این رو کشورهای در حال توسعه باید به دنبال جذب این بخش از منابع باشند (Hausmann, 2013b).

 


فهرست منابع:


Acs, Z. & Audretsch, D. & Braunerhjelm, P. & Carlsson, B. (2005). “Growth and Entrepreneurship: An Empirical Assessment”. Centre for Economic Policy Research Discussion Paper 5409, Centre for Economic Policy Research, London.


Audretsch, D. & Thurik, R. (2001). “Linking Entrepreneurship to Growth”. OECD Science, Technology and Industry Working Papers, OECD, Paris.


Audretsch, D. & Keibach, M. (2005). “Entrepreneurship Capital and Regional Growth”. The Annals of Regional Science, Vol. 39, pp. 457-469.


Boulanger, P. M. & Brechet, T. (2005). “Models for policy-making in sustainable development: The state of the art and perspectives for research”. Ecological Economics, pp. 350-377.


Erkan, H. & Donselar, P. & Thurik, R. (2008). “Total Factor Productivity and the Role of Entrepreneurship”. Jena Economic Research Papers 2008-19, Friedrich Schiller University and the Max Planck Institute of Economics, Jena.


Freeman, C. (1995). “The National System of Innovation in Historical Perspective”. Cambridge Journal of Economics, No. 19, pp. 5–24.


Hausmann, Ricardo (2013a). “The Puzzle of Development”. GEM (Global Empowerment Meeting) 2013 Conference, Center of International Development at Harvard University, 16-17 October 2013.


Hausmann, Ricardo (2013b). “The Tacit-Knowledge Economy”. Syndicate Project, 30 October 2013.


Jarboe, Kenan Patrick (2008). “Intangible Asset Monetization”. Information Innovation Intangible Economy, Athena Alliance Think Tank, Washington DC.


Lundvall, B. Å. (2007). “Innovation System Research and Policy Where it came from and where it might go”. CAS Seminar, Oslo, 4 December 2007.


Lundvall, B. Å. (2010). “National Systems of Innovation: Towards a Theory of Innovation and Interactive Learning”. Anthem Press, London.


OECD (2008). “The Contribution of Services to Development and the Role of Trade Liberalisation and Regulation”. ODI Briefing Notes, DFID, UK, Global Forum on International Investment, 27-28 March 2008.


OECD (2012). “SMEs, Entrepreneurship and Innovation”. ISBN: 9789264080355, Paris.


Statistics of International Telecomunications Union available at: www.itu.int


Tocan, Madalina & Duduman, Stefan-Gabriel (2010). “Sustainable development – strategic goal of the knowledge based economy”. Munich Personal RePEc Archive, No. 41588, posted 28 September.


Unites States Census Bureau available at: www.census.gov


World Bank Economic Indicators available at: data.worldbank.org/indicator


 








[1]Small & Middle Sized Enterprises



[2]Knowledge-based Economy



[3]Public Policy



[4]Think Tank



[5]National Innovation System



[6]International Telecommunications Union



[7]Medium and Low Tech



[8]High Tech



[9]Tacit Knowledge


مطلب‌های دیگر از همین نویسنده در سایت آینده‌نگری:


منبع:


بنیاد آینده‌نگری ایران



چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۶ - ۱۸ اکتبر ۲۰۱۷

هومن ابوترابی

+ سیاست‌گذاری مناسب در خصوص رسیدن به اقتصاد دانش­محور  هومن ابوترابی

+ جایگاه ایران در اقتصاد دانش‌محور  هومن ابوترابی

+ معرفی کتاب قدرت اطلاعات، تأثیر اطلاعات بر نظریۀ توسعه  هومن ابوترابی

+ چین، ابرقدرت قرن 21؟  هومن ابوترابی

+ اقتصاد به کجا میرود؟ (اساسیترین سؤالات علم اقتصاد در دهۀ آینده چیست؟)  هومن ابوترابی

+ می‌خواهم باهوش شوم!   هومن ابوترابی



info@ayandehnegar.org
©Ayandehnegar 1995