Iranian Futurist 
Iranian Futurist
Ayandeh-Negar
Welcome To Future

Tomorow is built today
در باره ما
تماس با ما
خبرهای علمی
احزاب مدرن
هنر و ادبیات
ستون آزاد
محیط زیست
حقوق بشر
اخبار روز
صفحه‌ی نخست
آرشیو
اندیشمندان آینده‌نگر
تاریخ از دیدگاه نو
انسان گلوبال
دموکراسی دیجیتال
دانش نو
اقتصاد فراصنعتی
آینده‌نگری و سیاست
تکنولوژی
از سایت‌های دیگر


شوک‏درمانی اجتماعی: آمدن از عمق به سطح

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Facebook Twitter Google Yahoo Delicious بالاترین دنباله

[10 Aug 2012]   [ مسعود بينش]

ما زندگي را به صورت مجموعه‌اي از رخدادها و وقايع مي‌دانيم و براي هر اتفاق نيز يك دليل روشن ارائه مي‌كنيم. "تمركز بر روي وقايع"، ما را از يافتن "الگوي تغييرات درازمدت" كه در پشت رخدادها نهفته است محروم مي‌سازد. عادت تمركز بر وقايع و بويژه “وقايع ناگهاني” باعث مي‌شود كه انسان از درك "تغييرات تدريجي" عاجز بماند، در حالي كه روند حركت نظام هستي در ساحت‌هاي مختلف، تدريج و تكامل است. داستان قورباغه‌اي كه در درك افزايش تدريجي آب ناتوان است و همان مسئله باعث از بين رفتن او مي‌شود معروف است. توجه و عكس‌العمل قورباغه تنها به وقايع ناگهاني معطوف مي‌شود. اين درست نظير واقعيتي است كه در جامعه ما وجود دارد و رسانه‌ها نيز بر آن دامن مي‌زنند. گاه مرگ ناگهاني يك نفر چنان مورد توجه قرار مي‌گيرد كه زمينه‌هاي بروز و ظهور آن از ديده‌ها نهان مي‌ماند. در مقابل، مرگ تدريجي هزاران انسان به دليل مشكلات اقتصادي و بهداشتي و اجتماعي حساسيتي برنمي‌انگيزد. تمركز بر وقايع، از موانع توجه به "تفكر سيستمي" و توسعه آن است. اين مسئله منجر به توضيح واقعه مي‌شود اما انسان را از دريافتن الگوي تغييرات درازمدت كه در پشت اتفاق مزبور وجود دارد بازمي‌دارد، در حالي‏كه تحول، چه مثبت و چه منفي، يك‌شبه اتفاق نمي‌افتد. تمركز بر رخدادهاي منفرد و به‌ظاهر ناگهاني، سطحي‌نگري و ظاهربيني را در افراد و سازمان‌ها و جامعه دامن مي‌زند. به تعبير دكتر ديويد هاوكينز: گزينش دلخواه به چيزي منجر مي‌شود كه متكي بر موقعيت است. به عبارت ديگر، اين نوع نگاه به صورت مصنوعي، وحدت حقيقي را به قسمت‌هاي به‌ظاهر مجزا تجزيه مي‌كند. اين قسمت‌ها تنها در ظاهر ديده مي‌شوند و واقعا از يكديگر جدايي ندارند. بنابراين در حالت خاصي قرار مي‌گيريم كه از "اينجا" و "آنجا" يا از "اكنون" در مقابل "بعد" سخن مي‌گوئيم، يا اجزائي را از جريان زندگي به اختيار گزينش مي‌كنيم كه از آنها به عنوان "رخداد" يا "اتفاق" ياد مي‌كنيم. يك نتيجه جدي اين فرآيند ذهني، ايجاد درك اشتباه از "روابط علت و معلولي" است. اين سوء تفاهم، مشكلات و فجايع بي‌پايان انساني را به بار مي‌آورد.

جامعه‏ای که در مواجهه با رویدادهای اجتماعی بیشتر از آن‏که بر علل تمرکز کند بر وقایع و به‏خصوص وقایع ناگهانی توجه می‏کند، دچار سندروم "شوک‏درمانی" می‏شود. هرکس و همگان در هرلحظه و هرجا منتظر است تا خبری ناگهانی یا واقعه‏ای نامنتظر را که هیچ کس فکرش را نمی‏کرده و چه‏بسا کاملا برخلاف جهت و مسیر و حتی برنامه‏های از پیش تعیین شده است بشنود یا ببیند. معلوم است که چنین جامعه‏ای به‏سرعت در جهت پیری روانی و فرسودگی جمعی رانده می‏شود، درست مثل انسانی که دائما قلب و اعصاب و روانش در معرض تنش‏ها و التهابات مکرر و مستمر است. بی‏تردید هر جامعه‏ای، مثل هر انسانی، به حدی از هیجان و تنش و رخدادهای بهجت‏آفرین و حتی نامنتظر نیاز دارد تا از یکنواختی برهد؛ اما اگر تنش‏ها و التهاب‏ها و بی‏برنامگی‏ها و تیرهای پرتاب شده از غیب! چنان زیاد شوند که به هنجار اصلی جامعه تبدیل شوند، آنگاه به جای اثر درمانی، به صورت مرضی مزمن ‏در جامعه نمود پیدا می‏کنند.

باید یادآور شد که جنس شوک نیز ممکن است مثبت یا منفی باشد، یعنی بسته به رخدادی که روی می‏دهد یا اثرات و تبعاتی که به بار می‏آورد ممکن است فرح‏بخش و شادی‏آفرین باشد یا حیرت‏آور و نگران‏کننده. و باز ممکن است در هر موردی اتفاق بیفتد، از زمینه‏های اجتماعی تا تصمیمات اقتصادی و رخدادهای ورزشی و .... درد مضاعف آنجاست که برخی از حاکمان نیز بخواهند با همین نسخه "شوک‏درمانی" به درمان دردهای اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی بپردازند و با لعاب پویایی و نوآوری و ابداع و سرعت و شتاب و عملگرایی و واژگانی از این دست، آن را موجه و بلکه بدیع جلوه دهند. اینجاست که شوک‎ها و هیجانات طبیعی و موردی مثبت و منفی، مثل بروز زلزله و سقوط هواپیما و سربرآوردن قتل‏ها و قاتل‏های زنجیره‏ای و تصادفات مرگبار و صحنه‏های اسیدپاشی تا شکست پیروزی! و پیروزی‏های ورزشی و ... در کنار شوک‏درمانی‏های مکرر دست‏اندرکاران اداره اجتماع، که هرگونه اقدام و عمل عجولانه و شتابزده تخریب‏کننده را قبل از تفکر و تدبیر و عاقبت‏بینی و آخراندیشی، با الفاظی مثل اقدام انقلابی و پویا می‏پوشانند، معجونی پدید می‏آورد که نه تنها به اجتماع، نشاط و طراوتی نمی‏بخشد که چون سمی مهلک، آرامش و اعتماد را از جامعه می‏ستاند. دست کم آن است که نهال سطحی‏نگری و ظاهربینی در اجتماع قوت می‏گیرد و دیگر کسی به عمق رخدادها و عقبه آنها و علل و اسباب بروز آنها و ریشه‏های سربرآوردن آنها توجهی نمی‏کند و به همین آسانی، جامعه‏ به جامعه‏ای بی‏برنامه و بی‏هدف و بی‏آینده تبدیل می‏شود.

به عنوان شاهد مثال، تنها به ذکر دو نمونه ورزشی و علمی بسنده می‏کنم. شواهد در زمینه‏های گوناگون بسی فراوان است. نگاهی به لیگ برتر فوتبال در سال‏های اخیر وافی به مقصود است. پس از سالها حاکمیت تیم‏های تهرانی، ناگهان تیمی از خوزستان سربرمی‏آورد و در میان ناباوری! جامعه را با قهرمانی خود شوک‏زده! می‏کند. تب شوک که فرو می‏نشیند، در فصل بعد، نه از تاک نشان می‏ماند نه از تاک‏نشان! تیم قهرمان به قعر جدول می‏رود. تیمی از اصفهان سربرمی‏آورد و بعد از شمال و بعد از تبریز و به همین ترتیب این شوک‏سازی و فرو نشاندن تب نیاز جامعه دردمند و نامتعادل به شوک‏درمانی ادامه می‏یابد و این کلاف سردرگم نزدیک‏بینی و ظاهرنگری و سطحی‏کاری و زودبازدهی! به فربه شدن فرهنگ بزن‏ و برو! و بگیر و ببند! و بساز و بفروش! و بفروش و بنداز! در همه عرصه‏های اجتماع کمک می‏کند. کسی نیز در پی آن نیست که چه عواملی سبب کامیابی و سپس ناکامی فلان تیم شد تا بر اساس آن بتوان به تقویت نقاط قوت و رفع نقاط ضعف همت گماشت. کسب قهرمانی تیم کشتی فرنگی کشورمان پس از سال‏ها و به‏ویژه، کسب نقره طلافام احسان حدادی در دو و میدانی پس از قرن‏ها!! از این دست شوک‏های جدید در حوزه ورزش است. به‏خوبی می‏توان پیش‏بینی کرد که اگر به ظاهر کار و ارضای غرور ملی! و مصاحبه و صدور بیانیه و وعده پول و ماشین و نشان، اکتفا شود و همان روال مالوف در پیش گرفته شود چه‏بسا "بنا" از ساختمان برود و جزای "احسان" بی‏احسانی باشد و چند صباحی دیگر آن ساختمان فرو ریزد و کمر معماران و پدیدآورندگان آن، زیر فشار این شوک بشکند یا دست کم دیسک! کمر بگیرند.

قصه شوک‏درمانی‏های ما در حوزه‏های علمی نیز همین است. ستاره‏های المپیاد و مسابقات و نفرات برتر دانشگاه‏ها ناگهان می‏درخشند و ماه مجلس کشور و صفحه مطبوعات و رسانه‏ها می‏شوند و سپس افول می‏کنند و به پشت پرده می‏روند و وقتی پرده غفلت و جهالت مسئولان اجتماع کنار می‏رود، جامعه می‏بیند که همه رفته‏اند و فقط مصاحبه‏کننده‏های مسئول! مانده‏اند با نظام آموزشی سردرگم و بی‏برنامه که هنوز پس از ده‏ها سال نمی‏دانند چگونه باید بازی کنند: 3-3-6، 5-3-3-1، 3-3-3-3، یا ... ! یا چگونه کنکور برگزار کنند و دانشجو بگیرند و دفترچه بدهند و دائما با تصمیمات خلق‏الساعه فردی، به اجتماع محتاج به آرامش و اطمینان خاطر، شوک وارد نکنند و درک کرده باشند که وقتی یک طرف معادله ورودی دانشگاه‏ها، 60 درصد دختر و ۴0 درصد پسر است نمی‏تواند خروجی آن حذف گتره‏ای و عقده‏ای دختران از رشته‏های دانشگاهی و برهم زدن تعادل و توازن طبیعی و عدالت اجتماعی باشد.

چنین مصادیقی در عرصه اجتماع فراوان یافت می‏شود. باید به این واقعیت باور داشت که شوک‏درمانی راه درمان جامعه‏ای که همواره به دلیل شوک‏زدگی و تنش مداوم و التهاب بیش از حد در آی سی یو نگه داشته شده، نیست. این روش درمان، خود بزرگترین درد مزمن این جامعه است.


مطلب‌های دیگر از همین نویسنده در سایت آینده‌نگری:


منبع:


بنیاد آینده‌نگری ایران



چهارشنبه ۲۶ مهر ۱۳۹۶ - ۱۸ اکتبر ۲۰۱۷

مسعود بينش

+ جامعه‌اي كه فقط به رويدادها حساس است  مسعود بينش

+ رشد یا توسعه  مسعود بينش

+ تئوري 10000 ساعت  مسعود بينش

+ بالندگی فردی و سازمانی  مسعود بينش

+ شوک‏درمانی اجتماعی: آمدن از عمق به سطح   مسعود بينش

+ جامعه‏ با حافظه کوتاه مدت   مسعود بينش

+ بحران اقتصاد جهانی و مدیریت منابع انسانی   مسعود بينش

+ "دغدغه توسعه" در نگاه "بانوي اميد"   مسعود بينش

+ با معماران عصر ديجيتال  مسعود بينش

+ بیوگرافی چارلز هندي  مسعود بينش

+ اندیشه‌های مایکل دل   مسعود بينش

+ سازگاري با تغيير مديريت جهش کسب و کار  مسعود بينش

+ جايگاه داده‏كاوي در مديريت دانش  مسعود بينش

+ مديريت دانائي ضرورت نسل جديد تحقيق و توسعه جهاني  مسعود بينش

+ تاثير انتقال فناوري بر توسعه صنايع كوچك  مسعود بينش

+ نقد گلايه‏هاي کيت هاموندز در مورد مديريت منابع انساني توسط روبين برکلي  مسعود بينش

+ پاسخ به سوالات آینده نگر   مسعود بينش

+ گلايه هايي از متوليان منابع انساني  مسعود بينش

+ جريان ارزش افزايي در ساختار سازماني   مسعود بينش

+ با انديشمندان عرصه مديريت  مسعود بينش

+ با معماران عصر ديجيتال  مسعود بينش

+ نگاهي به يك كتاب   مسعود بينش

+ انديشه های استيو جابز سازنده اپل   مسعود بينش

+ بنگاههاي برتر جهاني (3)  مسعود بينش

+ با معماران عصر ديجيتال انديشه هاي استيو جابز  مسعود بينش

+ با معماران عصر ديجيتال (1) انديشه هاي بيل گيتس   مسعود بينش

+ با معماران عصر ديجيتال -- انديشه هاي فيليپ كاتلر  مسعود بينش

+ با معماران عصر ديجيتال(18)  مسعود بينش

+ دره سيليكون  مسعود بينش

+ با معماران عصر ديجيتال انديشه هاي مايكل همر  مسعود بينش

+ با معماران عصر ديجيتال (13) انديشه هاي چارلز هندي  مسعود بينش

+ انديشه هاي چارلز هندي  مسعود بينش

+ با معماران عصر ديجيتال (12) انديشه هاي پيتر داركر   مسعود بينش

+ با معماران عصر ديجيتال (11)  مسعود بينش

+ با معماران عصر ديجيتال(9)  مسعود بينش



info@ayandehnegar.org
©Ayandehnegar 1995