Iranian Futurist 
Iranian Futurist
Ayandeh-Negar
Welcome To Future

Tomorow is built today
در باره ما
تماس با ما
خبرهای علمی
احزاب مدرن
هنر و ادبیات
ستون آزاد
محیط زیست
حقوق بشر
اخبار روز
صفحه‌ی نخست
آرشیو
اندیشمندان آینده‌نگر
تاریخ از دیدگاه نو
انسان گلوبال
دموکراسی دیجیتال
دانش نو
اقتصاد فراصنعتی
آینده‌نگری و سیاست
تکنولوژی
از سایت‌های دیگر


جامعه اطلاعاتی، کتابداران و چالش‌های پیش رو

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Facebook Twitter Google Yahoo Delicious بالاترین دنباله

[22 Aug 2011]   [ دکترشهیندخت خوارزمی]

جلال حيدري نژاد کارشناس علوم اجتماعي از دانشگاه تهران است. او سابقه بیش از یک دهه فعالیت رسانه ای را درکارنامه خود دارد. 



گفتگو— توسط جلال حیدری نژاددر مرداد ۱۶, ۱۳۹۰ در ۰۹:۵۵


خواندن کتاب هایی که شهیندخت خوارزمی دست به ترجمه آنها زده بود در سال های ابتدایی دهه شصت و هفتاد که “یک جور دیدن” رسم و قالبی حرف زدن و فکر کردن ،جاری بود، برای هر آنکس که در سر سودای “جور دیگر دیدن” داشت یک ضرورت بود. سه کتاب از آلوین تافلر نام او را بر سر زبان ها انداخت ، یکی موج سوم، دیگری جابه جایی در قدرت و اخرین انها جنگ و ضد جنگ ! موج سوم یعنی اولین کتاب به گمان من برترین کتاب نیز شد و این را از دو جا میتوان استنباط کرد ، یکی رسیدن به چاپ نوزدهم در سال ۸۹ و دیگر اینکه پنجره های باز شده در این کتاب کماکان افق های جدید را به ما نشان میدهند.

شهیندخت خوارزمی،در پنجم تیر ماه ۱۳۲۷ در یکی از روستاهای شهرستان بافت در استان کرمان متولد شد، سه سال بعد بافت میشود محل زندگی و دو سال بعدترش سیرجان. در سال ۱۳۴۴ دانشگاه پهلوی شیراز جایی بود که شاید اگر ادامه میداد حالا یک پزشک قابل بود اما اولین کلاس درس آناتومی و کالبد شکافی بدن انسان،هم حالش را بد کرد و هم سرنوشتش را جور دیگر رقم زد. دور شدن از طبابت جسم انسان او را به طبابت روح و روان نزدیک کرد و روان شناسی رشته ای بود که پس رها کردن پزشکی در ان به ادمه تحصیل مشغول شد. اخذ لیسانس از دانشگاه پهلوی، یکسال کار در دبیرستان و دانشگاه و بعد هم رفتن به دانشگاه ایندیانا در آمریکا فرصت ادامه تحصیل را برایش مهیا کرد. در ایندیانا هم روانشناسی میخواند و هم جامعه شناسی اما دکتری خود را در رشته روانشناسی و ارتباطات دریافت میکند.


سالهای بعد از انقلاب ، و کمی خانه نشینی فکر ترجمه “موج سوم” را جدی میکند و ۱۳۶۲ اولین چاپ ان بیرون می آید و موجی میان اهل فکر و مدیران و مسولان تولید میکند.کمتر نشست و میزگرد جدی و علمی وجود داشت که سخنران و اهل نظر یادی از “موج سوم” نکنند.


حضور شهیندخت خوارزمی در یکی از نشست های انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ، فرصت گفتگویی کوتاه با او را موجب شد و بعد هم قرار گفتگو برقرار شد!


در باره شهیندخت خوارزمی هنوز میتوان حرف زد و نوشت، اما نیاز او به معرفی بسیار کمتر از نیاز ما به شنیدن حرف های اوست.






  • احتمالا تمام کسانی که با شما مصاحبه داشته اند اول با این پرسش شروع کرده اند که “جامعه اطلاعاتی” چیست و چه مولفه هایی دارد و این دست پرسش ها مطرح شده است .من هم بدم نمی آید با همین سوال آغاز کنم اما از آنجاییکه اکثر مخاطبان ما در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی هستند ، ترجیح من اینست که از شما بپرسم آخرین باری که به یک کتابخانه رفتید چه زمانی بوده است؟ برای چه کاری رفته بودید و آیا از کتابداران کمک خواسته بودید یا نه واگر جواب مثبت است انها توانسته بودند کمکی به شما بکنند؟


  • من هم از لطف جناب عالی سپاسگزارم. صادقانه بگویم، سال هاست که در ایران برای استفاده شخصی به کتابخانه مراجعه نکرده ام و نیازهای اطلاعاتی خود را بیشتر در فضای مجازی تأمین کرده ام. البته برای خرید کتاب به کتابفروشی ها مراجعه می کنم. در عین حال دوستان ناشر نیز با لطف زیاد کتاب های مورد علاقه مرا برایم ارسال می کنم. البته برای کمک به دانشجویانم به کتابخانه رفته ام. و یا با تماس تلفنی سعی کرده ام از کتابداریا مسؤل کتابخانه بخواهم به آنان در تهیه کتاب یا گزارش مورد نظر کمک کنند. موردی نبوده که با درخواستم موافقت نشود. .در سفرهایی که هر ساله به ونکوور کانادا دارم، بخش مهمی از وقت خود را در کتابخانه هایی چون کتابخانه دانشگاه بریتیش کلمبیا و دانشگاه سایمون فریزر و کتابخانه محله نزدیک خانه مان و کتابفروشی زنجیره ای Chaptersمی گذرانم. در این کتابخانه ها طبق سنت بخش های خدماتی کشور کانادا، کتابدار با روی باز نیازهای اطلاعاتی مرا برآورده کرده است.


سال هاست که در ایران برای استفاده شخصی به کتابخانه مراجعه نکرده ام و نیازهای اطلاعاتی خود را بیشتر در فضای مجازی تأمین کرده ام. البته برای خرید کتاب به کتابفروشی ها مراجعه می کنم. در عین حال دوستان ناشر نیز با لطف زیاد کتاب های مورد علاقه مرا برایم ارسال می کنم




  • هنوز هم نمیخواهم از جامعه اطلاعاتی سوال کنم اما علاقه مندم نظر شما را در این مورد بدانم که کتابخانه ها به عنوان مکانی که به نوعی به فرایند توزیع و انتقال اطلاعات(بیشتر مکتوب) مبادرت میکنند در آنچه شما و همکارانتان “جامعه اطلاعاتی” میخوانند چه جایگاهی دارند در حال حاضر و درآینده چه نفشی خواهند داست ؟ اصلا نقش موثری دارند یا خیر و اگر دارند به چه کیفیتی ست؟


  • کتابخانه های سنتی در شرایط کنونی تنها نهادی نیستند که وظیفه توزیع و انتقال دانش و اطلاعات را بر دوش داشته باشند. فضای مجازی به عنوان رقیبی سرسخت وارد صحنه شده است. بسیاری از نیازهای اطلاعاتی و معرفتی افراد که در گذشته از طریق کتابخانه تأمین می شد، با دسترسی روزافزون مردم به اینترنت و فضای مجازی امروزه در چنین فضایی تأمین می شود. بسیاری از کتابخانه ها با درک درست و بموقع تحولات تکنولوژیک عصر حاضر، به ویژه تحولات برخاسته از تکنولوژی های اطلاعات و ارتباطات، به استقبال این تحولات رفته اند. برخی در کنار فعالیت های متعارف خود، یا رسمأ کتابخانه دیجیتال ایجاد کرده اند. مانند کتابخانه ملی و یا خدمات دیجیتالی ارائه می دهند. برخی دیگر، کارکرد اصلی خود را رد پاسخ به نیازهای جدید جامعه اطلاعاتی از نو تعریف کرده اند. برای مثال، کتابخانه دانشگاه بریتیش کلمبیا خود را در قالب یک مرکز مدرن یادگیری بازسازی کرده است. در این کتابخانه، تأکید اصلی بر ارائه خدماتی است که نه تنها نیازهای اطلاعاتی و معرفتی افراد را تأمین می کند، بلکه فضاهایی ایجاد کرده اند که با بهره گیری از تکنولوژی های اطلاعات و ارتباطات پاسخگوی نیازهای پر تنوع و پیچیده یادگیری استادان و دانشجویان است. در این معنا، کتابخانه دیگر نمی تواند صرفأ خزانه ای باشد از کتاب ها و اسناد و مدارک باارزش و پرتنوع با وظیفه خاص انتقال دانش و اطلاعات و معرفت از طریق کتاب و رسانه های مکتوب ماقبل دیجیتال، بلکه از آن مهم تر، محیطی است که در آن با کمک تکنولوژی های پیشرفته فاوا می توانید به خزانه معرفتی بشر در کل جهان دسترسی بیابید و امکانات لازم و فضای مناسب برای تسهیل فرایند یادگیری وجود دارد. این نوع کتابخانه ها، در واقع نه تنها نهاد مهمی در جامعه اطلاعاتی به شمار می آیند، بلکه به اهرم توسعه جامعه اطلاعاتی تبدیل شده اند.


کتابخانه دانشگاه بریتیش کلمبیا خود را در قالب یک مرکز مدرن یادگیری بازسازی کرده است. در این کتابخانه، تأکید اصلی بر ارائه خدماتی است که نه تنها نیازهای اطلاعاتی و معرفتی افراد را تأمین می کند، بلکه فضاهایی ایجاد کرده اند که با بهره گیری از تکنولوژی های اطلاعات و ارتباطات پاسخگوی نیازهای پر تنوع و پیچیده یادگیری استادان و دانشجویان است




  • خانم دکتر، “جامعه اطلاعاتی” که به زعم متخصصان آن سرنوشت محتوم جهان معاصر و البته آینده نیز هست به دنبال چه جامعه ای می آید؟ آیا یک سیر خطی وجود دارد در رسیدن به چنین وضعیتی؟ یعنی میخواهم بدانم همان راهی که کشورهای پیشرفته رفته اند و تجربه هایی که پشت سر گذاشته اند را کشورهایی نظیر ما نیز لاجرم طی خواهند کرد؟ یا اینکه ما باید جهشی داشته باشیم و برای مثال صنعتی نشده و مدرنیسم را هضم نکرده و به فرایند تکنولوژی درونزاد نرسیده باید به این سمت حرکت کنیم؟


  • پدیده های اجتماعی و انسانی، پیچیده و سیال و تکوین شونده اند. از قواعد ماده پیروی نمی کنند. در نتیجه، تکامل و تحول شان خطی نیست. جامعه اطلاعاتی نیز چنین است. مسیر تکامل آن روندی خطی ندارد. از سوی دیگر، فرایند توسعه آن در بستر فرهنگی جامعه جریان می یابد. فرهنگ نیز برآیند تجربه های تاریخی مردم یک سرزمین است و پدیده ای است خاص یک قلمرو جغرافیایی که کشور نامیده می شود. بر این اساس، برای جامعه اطلاعاتی و پدیده های از جنس آن، نمی توان الگویی واحد تعریف کرد که برای همه جوامع قابل اعمال باشد. اما، جامعه اطلاعاتی در عین حال برخاسته از فرایند تحول اجتماعی است که نسبت به وضعیت پیشین خود، مرحله ای است تکامل یافته تر. اگر بپذیریم که پدیده های اجتماعی به دلیل پویایی ذاتی، گرایش به تکامل و تعالی دارند، می توان ادعا کرد که جامعه اطلاعاتی به دلیل آن که مرحله ای است توسعه یافته تر از جامعه ماقبل خود، می تواند سرنوشت محتوم جوامعی باشد که هنوز وارد این مرحله نشده اند. جبری که بر پدیده های تکنولوژیک حاکم است و ذات تکنولوژیک جامعه اطلاعاتی و نفوذپذیرشدن مرزهای جغرافیایی برای ورود ناخواسته تکنولوژی های پیشرفته، نیز این ادعا را تأئید می کند. جوامعی مانند ایران در وضعیتی غامضی قرار دارند. از یک سو، مراحل توسعه را به طور طبیعی طی نکرده اند. در نتیجه، به دلیل نامتوازن بودن توسعه یافتگی عناصر نظام اجتماعی، انسجام اجتماعی جامعه مدام در معرض فروپاشی است. اقتصاد و زیرساخت فنی سریعتر و بهتر از ساختارهای سیاسی و فرهنگی و اجتماعی توسعه می یابد و منشأ بحران ها و عدم تعادل های فردی و اجتماعی می شود. و نفوذ پذیر شدن مرزها و تأثیر عمیق و گسترده فشارهای برون مرزی و بین المللی و جهانی، این وضعیت را دامن می زند و انقلاب مجازی نیز هم بر پیچیدگی وضعیت می افزاید و هم به موزائیکی شدن ساختارهای اجتماعی-فرهنگی کمک می کند. از سوی دیگر، ایران و جوامع نظیر آن فرصت تاریخی کم نظیری در اختیار دارند. معرفت بشری و تجربه های جهانی را در اختیار دارند. با داشتن خرد حکمرانی، می توانند با درس گرفتن از این معرفت و تجربه ها، و شناخت علمی وضعیت خود، بهترین الگو را برای توسعه خود برگزینند و عدم تعادل ها را کاهش دهند و در مسیر توسعه و پیشرفت جامعه و بهبود مستمر کیفیت زندگی مردم خویش گام بردارند. در جامعه اطلاعاتی که شما و متخصصان این حوزه در ذهن دارید رایانه ای شدن امور که به نوعی پردازش اطلاعات و تسریع در امر تصمیم گیری را برای انسان موجب میشود امر مهمی ست ،اصلا این مساله یعنی رایانه ای شدن کارها مساله ی اساسی در چنین جامعه ایست یا مولفه های دیگری نیز وجود دارند؟ در حفیفت من علاقه مندم که جنابعالی توضیح دهید آیا “تکنولوژی” جامعه را اطلاعاتی میکند یا انسان بالغ و هوشمندی که این تکنولوژی را راهبری میکند؟ مولفه برتر جامعه اطلاعاتی کدام است؟چون به هر حال شاید بشود تکنولوژی را به جامعه تزریغ کرد(خب ما همه امان حالا انواع رایانه ها را داریم) اما ” هوشمندی ” و راهبری این تکنولوژی فرایند دیگری دارد. ساده اندیشی است اگر جامعه اطلاعاتی را به دیجیتالی شدن یا به فرمایش جناب عالی “رایانه شدن امور ” محدود بدانیم. جامعه اطلاعاتی برآیند تحولاتی است ژرف و گسترده در همه ابعاد و عناصر زندگی انسان. از دید من، مهم ترین تحول در عمق معرفت و نگاه انسان به هستی است که در اثر دستیابی به ابزار و امکانات شگفت انگیزی برای کشف و شناخت نظام های پیچیده و چندبعدی در همه عرصه های علمی از جمله کیهان شناسی، انسان شناسی، فیزیک و شیمی و زیست شناسی و سایر حوزه ها در اختیار ما قرار گرفته است. برای مثال quantum computation وعده ساخت کامپیوترهایی را می دهد که با استفاده از قواعد کوانتوم و با استفاده از qubitبه جای bit (صفر و ۱) که انقلاب دیجیتال را به راه انداخت، زندگی بشر را وارد مرحله تازه ای خواهد کرد که به همان اندازه انقلاب دیجیتال مهم و تأثیر گذار است در این فرصت کوتاه نمی توان ابعاد جامعه اطلاعاتی. را تشریح کرد ولی می توان گفت که در جامعه اطلاعاتی، انسان خود در فرایند تحول تکاملی تازه ای قرار می گیرد که پتانسیل های وجودیش را شکوفا می سازد و با بهره گیری از فرصت های singularity با استفاده از نانوتکنولوژی های هوشمند در بدن از جمله در مغزش، نه تنها توانایی های موجودش تقویت می شود، بلکه به قابلیت ها و توانایی های تازه ای دست می یابد. Singularity به یک معنا، درونی شدن تکنولوژی در انسان است که هنوز اهمیت و قلمرو آثارش درست بررسی نشده است. اما، بخش آخر سؤال شما را شاید بتوان به نوع دیگری طرح کرد: آیا انسان از خرد و حکمت و فرزانگی لازم برای راهبری پدیده های تکنولوژیک در جهت مصالح خودش و کل هستی و کیهانی که خود جزئی از اوست، برخوردار است یا نه. شواهد موجود حاکی از آن است که چنین خرد و حکمتی هنوز به دست نیامده و در سطح رهبران جهان و رهبران جوامع نبود آن به خوبی احساس می شود. این مهم ترین چالش جامعه بشری است. انسان از دستاوردهایش هم چنان عقب مانده است.




  • “اطلاعات” بدون شک حضور مسلط و البته بی جانشینی در جامعه اطلاعاتی دارد، آیا “اطلاعات” چرخه حیات دارد؟ تولد و مرگ دارد؟ یا اینکه اطلاعات نیز همانند انرژی تبدیل میشود اما از بین نمیرود؟ در جامعه صنعتی ما زباله دان هم داشتیم.در جامعه تکنولوژیک نیز به همین ترتیب. ایا این وضعیت برای جامعه اطلاعاتی نیز متصور است؟


  • البته این اطلاعات نیست که عنصر اصلی جامعه اطلاعاتی به شمار می آید بلکه از آن مهم تر دانایی و معرفت است که وجه ممتاز جامعه اطلاعاتی است. به همین دلیل ما ترجیح می دهیم از اصطلاح جامعه معرفتی استفاده کنیم. انواعی از اطلاعات و دانش چرخه حیات دارند و پرشتاب منسوخ می شوند. کافی است در حوزه های علمی به نظریه هایی نگاه کنید که امروزه به طور کامل منسوخ شده اند و نظریه های جدیدی جای آن ها را گرفته اند. در مورد ماهیت اطلاعات و مقایسه آن با انرژی دانشی ندارم. به نظر می رسد که در تقسیم بندی عناصر اصلی به ماده و انرژی و موج، شاید بتوان اطلاعات را در مقوله خاصی قرار داد با خواص خودش. فیزیکدانان درباره ماده سیاه و انرژی سیاه سخن می گویند که اندیشه جدیدی است و درباره آن تحقیقات گسترده ای در حال انجام است. می گویند بخش مهمی از هستی که در واقع در قلمرو ناشناخته هاست و یا دست کم در قلمرو معرفت علمی نیست، از این دو ترکیب یافته است. نمی دانم اطلاعات از این جنس است یا نه.


جوامعی مانند ایران در وضعیتی غامضی قرار دارند. از یک سو، مراحل توسعه را به طور طبیعی طی نکرده اند. در نتیجه، به دلیل نامتوازن بودن توسعه یافتگی عناصر نظام اجتماعی، انسجام اجتماعی جامعه مدام در معرض فروپاشی است. اقتصاد و زیرساخت فنی سریعتر و بهتر از ساختارهای سیاسی و فرهنگی و اجتماعی توسعه می یابد و منشأ بحران ها و عدم تعادل های فردی و اجتماعی می شود. و نفوذ پذیر شدن مرزها و تأثیر عمیق و گسترده فشارهای برون مرزی و بین المللی و جهانی، این وضعیت را دامن می زند و انقلاب مجازی نیز هم بر پیچیدگی وضعیت می افزاید و هم به موزائیکی شدن ساختارهای اجتماعی-فرهنگی کمک می کند. از سوی دیگر، ایران و جوامع نظیر آن فرصت تاریخی کم نظیری در اختیار دارند. معرفت بشری و تجربه های جهانی را در اختیار دارند




  • “اطلاعات” با هر کیفیت و کمیتی که تعریف میشود یا شما تعریف میکنید چه نسبتی با انسان معاصر دارد؟ میخواهم بدانم انسان تا کجا ” اطلاعات” را مدیریت میکند و آیا “اطلاعات” نیز به نوعی انسان ها رابه سمت رفتار و گفتاری خاص سوق میدهد؟ به گمان من اگر “اطلاعات” نیز به ایجاد رفتار و هنجار بینجامد شاید علاوه بر مولفه های “هنجار ساز” همانند تاریخ و جغرافیا و باور های مذهبی و شرایط اقتصادی و از این قبیل مسائل ما پس از این با انسانی روبه رو باشیم که هنجار هایش و رفتارش تابع عنصری به جز تاریخ و جغرافیا خواهد شد و تکیه بر عنصری جهانی یعنی “اطلاعات” خواهد داد و آنوقت شاید تعبیر و تفسیر از جهانی شدن و توسعه نیز متفاوت شود .نظر شما در این باره چیست؟


  • شکی نیست که اطلاعات و دانش و دانایی و معرفت همگی شکل دهنده الگوهای رفتاری و فکری انسان بوده و از این طریق ارزش ها و هنجارهای اجتماعی را رقم می زنند. این کشف تازه ای نیست. دو علم روان شناسی و جامعه شناسی به تفصیل درباره آن سخن گفته اند. تفاوت بارز رفتارها و افکار انسان توسعه یافته با انسان توسعه نیافته دقیقأ در میزان و کیفیت اطلاعات و دانش و معرفتی است که در زندگی کسب کرده است. نقش و اهمیت نظام های آموزش رسمی و غیر رسمی هم با همین استدلال مورد تأکید است. نکته مهم این است که انقلاب مجازی حجم عظیمی از اطلاعات و دانش و کل خزانه معرفتی بشر را از طریق تکنولوژی هایی چون گوشی موبایل که به اینترنت دسترسی دارد، دراختیار دورافتاده ترین و عقب مانده ترین افراد و جوامع قرار داده است و به این دلیل است که به اعتقاد من دسترسی به اینترنت ارزان و پرسرعت به اهرم توسعه تبدیل شده است.



  • جامعه “دانایی محور” که اغلب پایش به بحث در “جامعه اطلاعاتی” کشیده میشود، چه نسبتی با جامعه اطلاعاتی دارد؟ آیا حکم ریشه را دارد،محمل و بستر است یا از میوه ها و نتایج جامعه اطلاعاتی ست؟جامعه باید “دانایی محور”باشد تا اطلاعاتی شود یا اول اطلاعاتی میشود و سپس دانایی میشود محور امور؟(اگر پرسش من اشکال دارد تصحیح کنید لطفا) در هر دو صورت چه ریشه باشد و چه میوه به گمان من آنوقت نقش “کتاب” (اطلاعات مکتوب) و به دنیال آن کتابداران و کتابخانه ها هم شاید پر رنگ شود. اصلا جایگاه کتاب و اطلاعات مکتوب در جامعه ای که رایانه، اطلاعات،پردازش سریع و دسترسی های بی انتها وجود داردچه جایگاهی است؟


  • چند سؤال مطرح کرده اید. نخست درباره جامعه دانایی محور و رابطه اش با جامعه اطلاعاتی نظرم را بیان می کنم. جامعه دانایی محور جامعه ای است که در آن در همه سطوح فرد- سازمان – جامعه تصمیم ها و انتخاب ها با استفاده از آخرین دانش و معرفت موجود که در دسترس همگان است، انجام می شود. در این معنا در جامعه این دانایان هستند که در رأس امور قرار دارند نه نادانان. جامعه می داند که مقصدش کجاست و در راه رسیدن به این مقصد که همان توسعه یافتگی با هدف بهبود مستمر زندگی مردم است، همه منابع و امکانات خود را به کار می گیرد. چنین جامعه ای از تجربه های تاریخی خود و دیگران و از مشاهده وضعیت دیگران درس می گیرد و با ذهنیتی باز و بدون گرفتار ماندن در جزمیت های توسعه ستیز امور را اداره می کند و بسیاری از ویژگی های دیگر. در چنین جامعه ای اقتصاد حول سه پایه اساسی اداره می شود: تشکیل سرمایه انسانی دانایی محور، زیرساخت پیشرفته تکنولوژیک و پژوهش و توسعه. در چنین معنایی، جامعه دانایی محور هم می تواند همان جامعه اطلاعاتی تلقی شود و یا برآیند آن. به نظر من چنین تمایزهایی چندان مهم نیست. از آن مهم تر درک بار معنایی و عمیق اندیشه و مفهومی است که این دو اصطلاح در بر دارند. به نظرم پاسخ بخش آخر سؤال جناب عالی را در سؤال های پیشین داده ام. با توجه به تحول عمیقی که در نقش و جایگاه رسانه های مکتوب رخ داده است، کتابدارانی موفق خواهد بود که تحولات جامعه اطلاعاتی و انقلاب مجازی را با دقت دنبال کنند و با فهم درست این تحولات و پیآمدهای اجتماعی آن، نقش و جایگاه خود را از نو تعریف کنند.



  • متخصصان در حوزه “اطلاعات” و “جامعه اطلاعاتی” از سرعت و شتاب تحولات سخن میگویند. شتابی بیشتر از قدرت انطباق انسان ها و جامعه. اینطور به نظر میرسد که انسان در سپهر جامعه اطلاعاتی هیچگاه به “استقرار”و ثبات نمیرسد و همواره در مرحله تاسیس و استمرار باقی میماند. این وضعیت چه بر سر انسان آینده می اورد. و آیا متخصصان این حوزه پیش بینی درباره ی مرحله پس از “جامعه اطلاعاتی” دارند؟ حس شخصی من اینست که این شتاب و سرعت شاید به یک سکون و رخوت بینجامد!یعنی در دل خود “ضد” خود را تولید کند! نظر شما چیست؟


  • حق با شماست. شتاب تحول انسان را وارد مرحله تازه ای کرده که مهم ترین ویژگی آن بحران و بی ثباتی و تغییر مستمر است. به همین دلیل مهم ترین چالش فردی انسان تغییر پارادیم ذهنی سنتی است که پیش فرضش ثبات و پایداری و تعادل بود. انسان معاصر به مدل های ذهنی و زیرساختی فکری نیاز دارد که در شرایط پرتحول به او کمک کند عدم تعادل ها و بحران ها و بی ثباتی محیط پیرامون، تعادل وجودیش را در جهت آسیب رساندن به روح و روان و از دست کیفیت زندگیش بر هم نزند. در واقع، مهم ترین وظیفه نظام آموزشی، پرورش چنین قابلیت هایی در کودکان و جوانان است. راز موفقیت انسان معاصر در این است که در فضای پر تحول، بتواند از فرصت های موجود برای توسعه و تعالی وجودیش بهره بگیرد. در مورد جامعه آینده، اندیشمندان آینده نگر بحث های جدی دارند. نظر همگان بر این است که جامعه بشری مدام درحال تحول خواهد بود وهرگز دچار سکون و رخوت نخواهد شد. ما باید برای آینده ای خود را آماده سازیم که تغییر مستمر ویژگی انکار ناپذیر زندگی خواهد بود. برخی تاب چنین وضعیتی را ندارند و برخی دیگر، از آن استقبال می کنند.



  • یک جایی مطلبی از شما میخواندم که در آنجا اشاره کرده بودید به انقلاب DNA و همگرایی آن با انقلاب مجازی، اگر امکان دارد به اختصار در این باره توضیحاتی بفرمایید.


  • اجازه دهید بحث در این باره را که بحث مفصلی است به فرصتی دیگر موکول کنیم.


حس شخصی من این است که کتابداران با چالشی جدی مواجه اند. ماهیت این چالش نیاز به تحلیل دقیق دارد. شاید تا مدتی بتوانند به همین وضع ادامه دهند و تا مدت ها افراد و جوامعی هم چنان به کتاب و کتاب خانه به معنای متعارف آن نیاز داشته باشند. ولی به نظر می رسد که نقش رسانه های مکتوب تغییر خواهد کرد




  • حدود یکماه پیش شما در یکی از جلسات انجمن کتابداری و اطلاع رسانی شرکت داشتید و سخنرانی کردید حالا هم نمیخواهم سوالی مطرح کنم که شما گرفتار تعارف شوید اما لطفا صمیمانه و صریح بفرمایید نگاه شما به کتابداران چگونه است؟ به هر حال در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی نیز در سطوح مختلف و به اشکال مختلف به موضوعی همانند “اطلاعات” پرداخته میشود. من علاقه مندم حتی اگر نمیخواهید تفسیر و تعبیری داشته باشید اما حس شخصی خودتان را درباره این حوزه و فعالین آن بیان کنید.


  • حس شخصی من این است که کتابداران با چالشی جدی مواجه اند. ماهیت این چالش نیاز به تحلیل دقیق دارد. شاید تا مدتی بتوانند به همین وضع ادامه دهند و تا مدت ها افراد و جوامعی هم چنان به کتاب و کتاب خانه به معنای متعارف آن نیاز داشته باشند. ولی به نظر می رسد که نقش رسانه های مکتوب تغییر خواهد کرد. چه بهتر که از هم اکنون وضعیت آینده دوراندیشانه بررسی شود و با رویکردی منطقی به فعالیت خود ادامه دهیم.



  • سوال پایانی من احتمالا پاسخی کوتاه دارد. هوشمندی “اطلاعات” پرسشی بود که من در جلسه سخنرانی شما در انجمن مطرح کردم و فرصت گفتگو مهیا نشد،آیا علاقه مند هستید تا در یک گفتگوی دیگر این مساله را وارسی کنیم؟


  • در این باره نمی دانم حرفی برای گفتن دارم یا نه. یقین دارم که این بحث برای من آموزنده خواهد بود



  • پایان بردن گفتگو با شما قطعا امری خوشایند نیست،اما امید من اینست که فرصت گفتگویی دیگر به سرعت مهیا شود، در آخر اگر حرفی دارید میشنویم.


  • با سپاس از این که این فرصت را در اختیارم قرار دادید، برای جناب عالی و دوستانتان در نشریه عطف آرزوی موفقیت دارم.

مطلب‌های دیگر از همین نویسنده در سایت آینده‌نگری:


منبع:


بنیاد آینده‌نگری ایران



پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۶ - ۱۴ دسامبر ۲۰۱۷

دکترشهیندخت خوارزمی

+ جهانی شدن و تجارت فرهنگی  دکترشهیندخت خوارزمی

+ جامعه اطلاعاتی، کتابداران و چالش‌های پیش رو  دکترشهیندخت خوارزمی

+ کشورهایی که در کوچک‌ کردن دولت الگو هستند  دکترشهیندخت خوارزمی

+ مهم‌ترین و اخلاقی‌ترین وظیفه دولت در فضای مجازی   دکترشهیندخت خوارزمی

+ جامعه اطلاعاتی و حق آزادی بیان در فضای سایبری  دکترشهیندخت خوارزمی

+ اعلامیه جدید حقوق بشر در فضای مجازی   دکترشهیندخت خوارزمی

+ آیا محرومیت از امکانات در شأن انسان ایرانی است؟  دکترشهیندخت خوارزمی

+ مديران دولتي و ملاحظات سیاسی   دکترشهیندخت خوارزمی

+ تغيير در پاراديم هاي ذهني وظيفه رسانه هاي فرهنگي است   دکترشهیندخت خوارزمی

+ انحصار اطلاعات در جامعه اطلاعاتی از دست دولت خارج است   دکترشهیندخت خوارزمی

+ جامعه اطلاعاتي در گفتگو با دكتر خوارزمي  دکترشهیندخت خوارزمی

+ جهاني شدن بازار فرهنگ  دکترشهیندخت خوارزمی



info@ayandehnegar.org
©Ayandehnegar 1995