Iranian Futurist 
Iranian Futurist
Ayandeh-Negar
Welcome To Future

Tomorow is built today
در باره ما
تماس با ما
خبرهای علمی
احزاب مدرن
هنر و ادبیات
ستون آزاد
محیط زیست
حقوق بشر
اخبار روز
صفحه‌ی نخست
آرشیو
اندیشمندان آینده‌نگر
تاریخ از دیدگاه نو
انسان گلوبال
دموکراسی دیجیتال
دانش نو
اقتصاد فراصنعتی
آینده‌نگری و سیاست
تکنولوژی
از سایت‌های دیگر


چكيده اى ازيك نوشته طاغوتى در بحبوحه انقلاب شكوهمند

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Facebook Twitter Google Yahoo Delicious بالاترین دنباله

[07 Apr 2011]   [ جمشيد قراجه داغى]

فيلادلفيا١٩٨٠)   - (جمشيد قراجه داغى


 


اگر انقلاب در نفى فضيلت هاى انسانى و به مفهوم ويرانى و ترور  و وحشت است؛


اگر انقلاب بهانه اى براى مجاز شمردن هر نوع جنايت ، حماقت و وحشيگريست؛


اگر انقلابى بودن متضمن بخل ورزى، كينه توزى و منفى بافى و نمايشات كودكانه و قبول حكومت بى لياقت ترين و نادانترين افراد يك اجتماع است؛ من يك ضد انقلاب هستـم.


 


برسى تاريخ،  بازگوى  كوششهاى خستگى ناپذيريست كه انسانها براى ايجاد يك نظم اجتماعى بر اساس يك سلسله تصاویر ايده ال به كـــار برده اند. اين مهــم بــارهـــــا توسط بيامبران، فلاسفه، رهبران اجتماعى و درسالهاى اخير توسط بعضى از نظامهاى بوروكراسى دولتى دنبال شده است.


 


اين تصاويرايده ال كه هميشه توسط گروه خاصى ازخود انسانها تعريف شده است، معمولا براى يافتن مشروعيت و مقبوليت


به يك مرجع نهائی – علم یا خدا – نسبت داده میشود. دربين اين كوششهاى متعدد كه براى دستيابى به نظام اجتماعى ايده آل صورت گرفته است دو روش زيرقابل تمايز است.


 


١- روش نخست : شامل تعريف كامل يك سلسله اصول و قواعد رفتارى و اخلاقى و تحميل آن به همگان ميباشد. فرض بر این است که اگــر تمام افراد اجتماع چه بر اسـاس ترس وچه بر اساس اعتقاد،. تقليــد يا منطق اين اصول رفتارى را رعايت كنند نظام ايده ال خود به خود حاصل خواهد شد. اين روش دربرگيرنــده تمام كوششهاى مذهـــب و همچنيين سوسياليســــــــم اتوپيائى اوائل قرن نوزدهم است. نظامهـای فاشيستى، شيـوه هاى مختلف بوروكراتيك دولتى، حكومتهاى مذهبى يا متكى بـــه مذهب بنام خدا ودرجستجوى حق و با استفاده از يك سلسله قوانين اخلاقى يا علمى، عامل تهديد و ماق تكفير در تلاش ساخت يك انسان نوين بوده اند كه با نظام ايده ال مورد نظر آنان تطبيق كند. شكستهاى مكرر درتغيير ماهيت انسان و تبديل آن به يك ابزار هنوز نتوانسته است در تعهد و كوشش خستگى ناپذير اين گروه خللى وارد آورد. چه بزعم آنان:


 


اسلام به نفس خود ندارد عيبى    هر عيب كه هست در مسلمانى ماست


 


٢- روش دوم : در تلاش دگرگونى ساخت نظام اجتماعى و ايجاد شرائط عينى مناسب در محيط زندگى است، با اين فرض كه يك ساخت منطقى از نظام  سياسى و اقتصادى قادر است رفتار متناسب با نظام ايده آل را بطور خودكار بيافرينـــد و در نتيجه به عامل تهديد نيازى ندارد.


 


مكتب سوسياليسم علمى معرف كوششهاى اوليه اين روش است كه از نيمه دوم قرن نوزدهم تاكنون در تلاش بر پائى ساخت اجتماع موعود خويش بوده است. اين مكتب كه رفتـارانسـان را معلــــول عكس العمل او در مقابل محيط ميداند بطور اصولى مسئله اى با ماهيت انسان ندارد زيرا كه او را كلأ محصول محيط مى داند و منشآ اصلى تمام رفتـــارهاى او را فقط درعامل  محيط جستجو ميكند.  ولى آنچه كه امروز به عنوان سوسياليسم علمى شناخته ميشود،  در عمل قادر به ايجاد شرائط محيطى لازم و كافى براى برقرارى نظام ايده آل خود نگرديد و به دنبال ناكامى در يافتن ساخت مناسب به ناچار تن به روشهائى داد كه خود در اصل براى مبارزه با آنها برخاسته بود.   با سقوط به ابتذال روش نخست، حاكمان وارث مكتب سوسياليسم علمى خود به تلاش ساخت “انسان نوين” پرداخته اند و با تقليد از روش مذهبيون كه از عامل "ترس از خدا" براى به بند كشيدن "بندگان خدا" استفاده ميكنند، با ترور شخصيت و بر چسب "ضد انقلاب" كه همان چماق تكفير است  بصورت مذهبى جديد "خلقهاى زحمتكش جهان" را به اطاعت كوركورانه واميدارند.


 


اشكال اصلى هردو روش فوق - جويندگان نظام ايده ال - كه بر خلاف  هياهوى ظاهرى در عمل نيز به يك نتيجه مشابه ختم ميشوند، معلول يك اشتباه بنيــــانى در باره ماهــيـــت "نظام ايده آل" و چگونگى حركت به طرف آنست. هردو مكتب بر اين پيشفرض استوار است كه يك ايده آل مطلق و قابل دسـتــــرسى وجود دارد، حركت به سوى آن جبرى است وچگونگي آن نيزاز قبل توسط يك مرجع نهائى - خدا يا علم - تعیين شده است.


 


و اما يافته هاى جديد، مخصوصأ تفكر سيستمها، اصولأ ايده آل مطلقى را نميشناسد، بلكه ايده آلها را در هر زمان متغير و پويا مي بيند كه با توجه به شرايط زمان و مكان و مخصوصأ "حالا و اينجا" توسط خود اعضاى ســـيستـم تعريف ميشود، بطوريكه حتى قبل ازدستـيـابى قابل دگرگونی است. اين برداشت نه تنها مفرد و مطلق بودن ايده آلها را رد ميكند بلكه بـه مسيرجبرى نيزاعتقادى ندارد. با قبول انسان بصورت يك نظام آزاده و خود مختار هرتلاشى را براى ساختن انسان ابزارى مردود مى شمارد. در اين پيشفرض هر پديده محصول نهائى يك يا چند فراگرد است. لازمه حركت به طرف هر هدف مطلوبى انتخاب آگاهانه روشها وفراگرد هاى مناسب با هدف انتخابى است. وسيله اى كه هدف را نفى كند نمى تواند در رسيدن به آن كارساز باشد. بهمين دليل با هيچ نوع فرد پرستى نميتوان با يك نوع خاص آن مبارزه كرد. ديكتاتور صالح وجود ندارد حتى اگراين ديكتاتورفقيه عاليقدريا روشنفكرى باشد كه خود را به قيموميت طبقه كارگرگمارده است. اين نكته ظريف احتياج به تأكيد دوباره دارد، زيرا برخلاف اصل همپايانى درنظامهاى ارگانيك كه يك حالت نهائى صرفنظرازمسير انتخابى قابل دسترسى است، درنظامهاى اجتماعى با توجه به اصل چند پايانى حالت نهائى مستقل ازمسير طى شده نيست. وسيلــه خود يكى ازعـوامـل توليـد كننـده هدف است ودرشكل گيرى ماهيـت پديده نهایى اثر مستقيـم دارد. بهمين دليل اگر جنبشى نتواند درمسيرحركت و پيشرفت خود ارزشهاى لازم را بوجود آورد به نتيجه مطلوب نخواهد رسيد. اين تصور كه پس از پيروزى گروههاى "برحق!" و مترقى قادرند دراوج هيجان پيروزى بدون ثوجه به ارزشهائى كه درطى جريان يك انقلاب به توده هاى هيجان زده تلقين شده است مسير آنرا تغييردهند بدون پايه وبدون شواهد تاريخیست. چه دراوج هيجان پيروزى معمولأ اين ارزشهاى حاكم برتوده هاست كه نوع رهبرى ومسيرحركت آنرا تعیين كرده است نه برعكس . واين بهانه مكرر، كه درآخرين لحظات فرصت طلبان جنبش آزاديبخش را ازمسيرخود منحرف كرده اند، ديگرتا حد كسل كننده اى تكرارى و يكنواخت شده است. تجاهل به اين امر، كه فرصت طلبان وعوامفريبان فقط با تكيه برارزشهاى حاكم برتوده هاى هيجان زده است كه ميتوانند در لحظات حساس و بحرانى قدرت را به انحصار خود در آورند، ديگر خيلى نادانيست.


 


تجربه اخير گروههاى مختلف در ايران خود شاهديست بر اين ادعا : خانم دكتر استاد دانشگاه كه در تظاهرات ضد رژيم با هيجان بسيار از چادر مشكى به عنوان سمبل مخالفت استفاده كرده است حالا از اينكه با شعار"روسرى يا تو سرى" مواجه  شده است سخت متعجب وعصبانى است! سردمداران آزادى وحقوق بشركه دردامن زدن به آتش كينه ونفرت ازهيچ دروغى مضايقه نكردند حالا ازدرك اينهمه خشونت، خونخواهى و وحشيگرى گروه حاكم عاجز مانده اند! روشنفكرانى! كه با وجود دسترسى  به  لاطائلات  فقيه عاليقدر با شعار "حزب فقط حزب الئه" طالب حكومت اسلامى بودند حالا معلوم نيست چرا از برقرارى ولايت فقيه اينقدر آشفته و عصبانيند!  استادان و دانشجويانى كه براى بى اعتبار كردن نظام دانشگاهى "غربزده"  از تمام نيروى خلاقه خود بهره گرفتند پس ازبسته شدن درهاى دانشگاهها كه بمنظور"مقدس" اسلامگرائـى صورت گرفته است ماتم تخصص گرفته اند. گروههاى متعـد د طرفدار ديكتاتورى طبقه كارگر كه درجريان انقلاب كارگرى بدون كارگر خود براى ويرانى صنايع مونتاژوابسته به غرب انقدراصرارداشتند، حالا درمقابل پيروزى نظام دلالى ترجيح ميدهند كه با تآكيد و دلخوشى از سياست ضد امپرياليستى رژيم و تجاهـل  درباره ماهيت طبقاتى نظام حاكم- آخونديســم متكى به بازار- شرمسارى خود رااز عقبگردى كه در مسير جبرى تاريخ رويداده است انكار كنند.


  


در اين ميان آدمك هائيكه تا بسرحد ابتـذال كم عمـق و بي مايـه وتكرارى هستند و برداشتشان ازانقلاب با فتنه وآشوب يكسان است هرگزاين مهم را درك نمیكنند كه انقلابى بــودن درظرفيــت ساخــت آفرينــى است نه در بخل ورزى و كينـه تــوزى. و بالاخره،  آنهائیكـــه برداشت رومانتيكـى ازانقلاب دارند وآنرا درهاله اى ازتـقـدس پيچيده اند فراموش ميكنند كه اين بازى با آتشى است كه آسان درميگيرد ولى كنترل آن بسادگى ميسر نيست. اين شمشيردولبه وقتى بكار افتاد درمسيرخود حق و ناحق نميشناسد و در انتها جز حسرت ويرانى  باقى نميگذارد.


 


مثل اينكه هنوززمان آن نرسيده است كه باوركنيم نظام اجتماعى درمسيرتوسعه خود ازهيچ نقشه پيش ساخته جبرى پيروى نميكند و آنچه برايش مهم و مربوط و واقعى است بايد آموخته شود. فراگرد توسعه به مثال رانندگى در شب و مه و در ديار غربت است كه راننده ازمقصد نهائــى خـود نيزاطلاع چندانى ندارد، به اين دليل گهگاه به بيراهــه ميرود، اين فقط قابليت تشخيص اشتباه و ظرفيت آموختن از آنست كه مى تواند ره گشاى مسيرى تازه باشد.


 


ولى در ديارى كه به نظر ميرسد متفكران آن خود را بيكباره از زحمت تفكر رهانيده اند و در اوج لذت از انقلاب شكوهمند و گفتمان "حكمت شرقى" خود ترجيح ميدهند درفضائى از بخل عداوت نادانى خفه شوند تا مبادا هوائى جز نفرت، كينه و انتقام تنفس كنند، چه واقعه اى ميتواند درجدار مدلهاى مكتبى پيش ساخته شكافى به وجود آورد؟  چه عاملى ميتواند شرائط لازم را براى درك و قبول واقعيت هاى عينى آماده سازد؟ ودراين ميان آيا ميتوان به بهانه اينكه "چندین چراغ دارد و بیراهه میرود، بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش" به تماشاى انهدام يك قوم نشست؟ آیا چراغـداران خود آئين چراغـدارى ميدانند؟ پس با اين ظرفيت عجيب براى انكار ، براى خود فريبى ، براى فرار از واقعيتها چه بايد كرد؟   


 


باش تا صبح دولتش بدمد  كه اين هنوز از نتايج سحر است.  


 


 


مطلب‌های دیگر از همین نویسنده در سایت آینده‌نگری:


منبع:


بنیاد آینده‌نگری ایران



سه شنبه ۸ فروردين ۱۳۹۶ - ۲۸ مارس ۲۰۱۷

جمشيد قراجه داغى

+ اصـل چنـد بُعـدی بـودن سیـستـم هـای اجتمـاعــی- فرهنگـی (نظـام های اجتمـاعــی).  جمشيد قراجه داغى

+ ابعــادِ سیـستـم هـایِ اجتماعـی- فـرهنـگـی  جمشيد قراجه داغى

+ باورهاى دروغين  جمشيد قراجه داغى

+ تفکرﺳﻴـﺴﺘـﻢﻫﺎ- ﺯﺑﺎﻧﻰ ﻛﻞ ﻧﮕﺮ ﺑﺮﺍﻯ ﺩﺭﻙ ﺁﺷﻔﺘﮕﻰ ﻭ ﭘﻴﭽﻴﺪگی  جمشيد قراجه داغى

+ نقش پديده خود سامانى وخود مرجعى   جمشيد قراجه داغى

+ چكيده اى ازيك نوشته طاغوتى در بحبوحه انقلاب شكوهمند   جمشيد قراجه داغى

+ فرهنگ در نقش “نظام عامل” و تنظيم كننده رفتار اجتماعى  جمشيد قراجه داغى

+ ايران ما نيازمند يك تحول فرهنگى است، چالشى دشوار كه گذشته از شهامت آگاهى نيز مى طلبد   جمشيد قراجه داغى

+ گفتگوئى در باره فرهنگ ايران ميانه  جمشيد قراجه داغى



info@ayandehnegar.org
©Ayandehnegar 1995