Iranian Futurist 
Iranian Futurist
Ayandeh-Negar
Welcome To Future

Tomorow is built today
در باره ما
تماس با ما
خبرهای علمی
احزاب مدرن
هنر و ادبیات
ستون آزاد
محیط زیست
حقوق بشر
اخبار روز
صفحه‌ی نخست
آرشیو
اندیشمندان آینده‌نگر
تاریخ از دیدگاه نو
انسان گلوبال
دموکراسی دیجیتال
دانش نو
اقتصاد فراصنعتی
آینده‌نگری و سیاست
تکنولوژی
از سایت‌های دیگر


پاسخ به نامه های

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Facebook Twitter Google Yahoo Delicious بالاترین دنباله

[28 Jan 2008]   [ احمد تقوائی]

در هفته گذشته بيش از سه هزار  نامه ای  توهين اميز و شرم اور تحت تام  " رد صلاحيت " به دست  هزاران  شهروند ايرانی رسيد . تنها جرم  دريافت کنندگان ان نامه توهين اميز  اين بوده است که خواستار استفاده از حق قانونی اشان برای شرکت در انتخابات مجلس بوده اند . حقی که اکثريت مردم جهان از ان بهرمندند.


با وجود انکه در چند ماهه گذشته  اقای خامنه ائی و احمدی نژاد  بر طبل شرکت مليونی مردم در انتخابات  کوبيده اند ، حذف "فله ائی"  کانديداها   نشان می دهد که ان جاروجتجالها يک ژست  تبليغاتی بيش نبوده و از منظر انان تک صدائی  نظام سياسی و خاموشی  مخالفين  به مراتب مهم تر  از شرکت مردم در انتخابات است .


می گويند شرائط  سقوط نظام های سياسی  زمانی فراهم می ايد که رهبران ان بقا خود را در رفتن به قله کوه استبداد  و جدائی هر چه بيشتر از جامعه  پندارند .  با نگاه به ليست کانديداهای حذف شده که بسياری از هواداران نظام جمهوری اسلامی را  نيز شامل می گردد ميتوان نتيجه گرفت که جنبش افراطی اسلامی  ايران نيز چون جنبش های که وارد  فاز پوسيد گی و پژمردگی خود می گردند ، فرايند غير قابل بازگشت خود خوری  را اغاز کرده است .


متاسفانه در روياروئی با حذف گسترده  کانديدا های ، جمعی از "رهبران " اصلاح طلب  هم چنان مردم را به  سکوت و ارامش دعوت کرده و اميد به اين بسته اند که با طلب رحم شفقت از دستگاه رهبری به ابقای  تنی چند از کانديداهای خود  دست يابند .


در برابر همه کسانيکه در هفته گذشته نامه ها ی توهين اميز "رد صلاحيت" ،   شرف و حيتيت شان  را مورد تجاوز قرار داده است اين  سئوال  مطرح است که  آيا بايد اين  توهين را به جان خريد و حد اکثر به زمزمه  چند فحش و ناسزا   به مقام معظم رهبری در گوش نزديک ترين دوستان مورد اعتماد خود بسنده کرد   يا باید جامه خفت و خواری را دريد  و صدای اعتراض خود را به اين سياست  ظالمانه به گوش جهانیان رسانید؟ .


اين سئوال هم چنين در برابر گروهها و احزابی مانند نهضت آزادی، جبهه مشارکت و حزب اعتماد ملی قرار دارد که رد صلاحيت کانديد های انان   برای به زانو در اورنشان در برابر مفام رهبری و پذيرش  سرسپردگی بی قيد و شرط  ان مقام صورت گرفته است .  آيا بايد به این سرسپردگی تن دهند و با عجز و ناله از مقام رهبری تقاضای بخشودگی نمايند و یا  به مردم پناه بردند  و مشارکت  آنان را یرای لغو فوری تمام  نامه های رد صلاحيت را طلب کنند ؟


 سئوال ياد  شده هم چنين در برابر گروههائی قرار دارد  که به دلائلی گوناگون و  از جمله فقدان پيش شرط های انتخابات ازاد،  در چند  ماه گذشته،  عدم  شرکت  خود را در انتخابات اعلام کردند . ايا بايد  در برابر رد صلاحيت ها تنها شانه بالا انداخته و به گفتن " ما که گفتيم "  بسنده کنند يا به دفاع  از حق  کساني بر خيزند که امروزه  اماج حمله کودتای خزند ای دولت و  دستگاه  رهبری  جمهوری اسلامی قرار گرفته اند ؟


 


و سرانجام اين سئوال در برابر همه کميته هائی قرار دارد که مدعی  دفاع  از آزادی انتخابات و حقوق بشر در ايران اند. آيا بايد در اين دوران حساس تنها به تبت موارد نقض قوانين و اعلام انان بسنده کرد يا چون رهبران واقعی جنبش های حقوق بشری جهان در پيشاپيش کارزار مشخصی برای درهم شکستن توطئه های دستگاه رهبری در رد صلاحيت کانديداهای مجلس قرار گرفت؟


 رد صلاحيت  هزاران کانديد مجلس  نشان می دهد که که با مظلوميت و سکوت ، سخنان  دو پهلو  و چشم  اميد   به " عقل  و رحم " دستگاه رهبری" ، هيچ در خواست ريشه ائی دمکراتيک و از جمله انتخاب ازاد در ايران  صورت تحقق به خود نخواهد گرفت و تا هنگاميکه نظارت استصوابی و قوانين غير دمکراتيک ناظر بر فرايند  انتخابات  است ،  تقليل نمايش قدرت به  صندوق ارا  يک اشتباه بزرگ سياسی است . بی ترديد صندوق های ازاد  ارا يکی از مهم ترين جلوه های  رقابت ازاد  در همه کشورهای دمکراتيک  به حساب می ايد ليکن در کشورههای استبدادی چنان  صندوق های   تنها بر دوش  جنبش های اجتماعی حمل شده  و  امادگی مردم در  شکست  توطئه ها مستبدين  تنها ضامن ازادی ان صندوق هاست .


نامه های عجز و لابه به مقام رهبری  حتی اگر به ابقاء تنی  چند تن از کانديدهای حذف شده  بیانجامد،  تنها سبب خواهد شد که يورش بعدی مستبدين  به احزاب و آزادی ها با شدت بيشتری صورت گيرد. امروزه  لغو  فوری نظارت استصوابی و مردود اعلام شدن  نامه های" رد صلاحيت" و پوزش دولت  از مردم برای  دخالت در امور انتخابات ،   مهم ترين و  عاجل ترين ترين درخواست نيروهای دمکراتيک به حساب امده و تحقق چنين درخواست هائی  بدون دعوت متحدانه همه باور مندان به آزادی و حقوق بشر برای سامان دادن يک اعتصاب  عمومی امکان پذير نمی باشد.


 


 


هشت بهمن 1386


ataghvai@gmail.com


 


 


مطلب‌های دیگر از همین نویسنده در سایت آینده‌نگری:


منبع:


نسخه‌ی چاپی ارسال اين مطلب به دوستان


[نظر دهید]    [تعداد نظرهای ثبت شده در پیوند با این مطلب: 1] 


.

لطفامطلب‌رادربخش‌ستون‌آزادمستقلا‌چاپ‌كنيد: دن‌كيشوت‌های‌جمهوری‌اسلامی‌ايران! محمد شوری چه‌بخواهيم‌‌وچه‌نخواهيم«نظارت‌استصوابی»كاملاقانونی‌ است‌‌واظهاراتی‌‌بااين‌بيان‌‌‌كه‌:«اين‌نظارت‌بااهداف‌ اوليه‌قانون‌اساسی‌وشعارهای‌انقلاب‌مباينت‌دارد»و آنگاه ‌همچون«‌دن‌كيشوت»‌مبارزه‌‌كنيم،مساله‌ ومشكلی‌راحل‌نمی‌كند! به‌‌دن‌كيشوت‌های‌ج.ا.ا.كه‌فريادآزادي‌خواهی‌‌سرمی‌دهندوازاصلاحات‌سخن‌می‌گويندبايدگفت:اگرمردعمل‌هستيد، چانه‌زنی‌خودرابرای‌تغييرقانون‌اساسی‌بكارببريد،نامه‌ به‌رهبری‌بنويسيدتاقانون‌اساسي‌اصلاح‌شده،نظارت‌ استصوابی‌منسوخ‌شودوهكذاالخ... نه‌نامه‌بنويسيدوازبداخلاقی‌های‌‌انتخاباتی‌گله‌وشكايت‌كنيد![1] «نظام‌دمكراسی‌درايران‌همواره‌لرزان‌بوده‌است.شكل‌گيری ‌نظام‌سياسی‌برپايه‌پارلمانترسيم‌دركشورمابه‌تناسب‌ ‌حاكميت‌قدرت‌های‌سياسی‌فرازوفرودهايی‌رابا‌خودداشته‌ است....زيرساخت‌دمكراسی‌،درنظام‌سياسی‌فعلی‌ايران‌‌ تركيبی‌ازتناقضات ‌است‌وجمع‌نقيضين‌هم‌محال!»[2] اكنون‌كه‌درآستانه‌30سالگی‌تاسيس‌ جمهوری اسلامی‌ايران‌هستيم،بهتراست‌بانقبی ‌به‌دوران‌گذشته،دن‌كيشوت‌های‌فعلی‌راهم‌خوب‌بشناسيم. شاه‌كه‌بافروش‌نفت‌،مست‌ومغرورازيك‌نيمچه‌‌اقتصادشبه‌ مدرن‌و‌مرفه‌برخوردار‌شده‌بود،ديگرهيچ‌صدائی‌‌جزصدای‌ خودش‌‌و‌آنانی‌كه‌درزيرچترش‌‌قرارمی‌گرفتند،رانمی‌شنيد. درتمامی‌‌دوران‌تاريخ‌سياسی‌ايران،مردم‌ماآتش‌زيرخاكستربوده‌وهستند؛كافی‌‌است‌كبريتی‌بتواند‌اين‌آتش‌راشعله‌ور سازد،‌آنگاه‌نه‌ازتاك‌نشان‌خواهدماند،ونه‌ازتاك‌نشان! فرزندامام‌خمينی(مصطفی‌خمينی)فوت‌كرد،روحانيون‌هوادارايشان‌برای‌وی‌همچون همه‌مُردگان‌جلسه‌ختم‌‌برگزار‌كردند؛نام‌خمينی‌‌درلسان‌برخی‌چرخيد؛شاه‌كه‌پيشتر‌از مزاحمت‌های‌‌‌خمينی‌عاصی‌شده‌بودواورابه‌عراق‌تبيعدكرده ‌بود؛باحادثه‌فوت‌فرزند، وجلسه‌ختم‌مراسم‌‌يادبود،خواست‌‌‌آن‌رانيزخاموش‌مطلق‌كند؛‌نوشتن‌مقاله‌ای‌درروزنامه ‌‌اطلاعات‌‌به‌امضای‌‌«رشيدی‌مطلق»،آتش‌زيرخاكسترراتكان‌ داد؛‌اودريادداشت‌خود‌به‌ ‌خمينی‌توهين‌كردواورا‌هندی‌زاده‌وابسته‌به‌‌انگليس‌‌معرفی‌ نمود؛همين‌كبريت‌كافی‌بود آتش‌مردم‌‌شعله‌ورشودو‌دريك‌ساْ‌ل‌،رژيم‌سلطنتی ‌ساقط ‌‌وكن‌فيكون‌گردد؛وتنهادردوروز 21و22بهمن‌‌سال1357،ارتش‌سلطنتی‌‌وبريگاردهای‌نظامی‌شاه‌تسليم‌شوندوهمه‌‌ چيزتغيير يابد‌ورژيم‌‌جمهوری‌جايگزين‌نظام سلطنتی‌شود. روحانيت‌شيعه‌درايران‌بواسطه‌حضوردائمی‌‌خوددرميان‌ عوام‌ومردم‌عادی‌،ازاين‌حادثه ‌نهايت‌استفاده‌راكردورهبری‌همه‌حركت‌هاوراهپيمائی‌هاو تظاهرات‌رابدست‌گرفت‌وپس‌ازپيروزی‌انقلاب‌قدرتمندانه ‌‌بركرسي‌رياست‌حكومت‌‌‌جلوس‌كرد؛امابواسطه‌آنكه‌روحانيت‌ شيعه‌همواره‌در‌تاريخ‌ازچندگانگی‌فكری‌برخورداربوده‌،وبرخی(كه‌‌دراكثريت‌‌هم‌بودند)‌اعتقادی‌به‌حكومت‌اسلامی‌تاقبل‌ازظهورامام‌زمان‌ نداشتند‌وازطرف‌ديگربه‌قول‌‌استاد مرتضی‌مطهری‌چون‌ازطريق‌عوام‌ومرفهين‌وثروتمندان‌مذهبی‌ ارتزاق‌می‌شدند،‌فتاوی، نظرات‌واجتهادهای‌آنان‌درطول‌اين‌سالها‌گرايش‌به‌سليقه‌‌ آنهاداشت‌ونوآوری‌درآن‌كمترپيدامی‌شد؛لذامجموعه‌ روحانيتی‌زمام‌حكومت‌رابدست‌گرفت‌كه‌ تركيب‌ ومعجونی‌ازتفكرات بسته‌وآرای‌نوبود؛كه‌مضافا‌برآن‌هيچكدام‌علم‌مديريت‌و حكومت‌داری‌راهم‌نمی‌دانستند! مهندس‌مهدی‌بازرگان،تنهاچهره‌ای‌بودكه‌هم‌سياستمدار بودوهم‌دانشمندوعلاوه‌برآن‌‌سالهای‌ سال،‌‌درايران‌رنج‌زندان‌ومحروميت‌راكشيده‌بودوهم‌چنين‌‌درامرحكومت‌داری‌ومديريت‌،سوابق‌وتجاربی‌داشت.چنين‌ شخصيتی‌بااينكه‌به‌لحاظ ‌تفكروديدگاه‌،‌بااكثريت‌‌‌روحانيت‌، اختلاف‌‌آرای‌شديدی‌‌‌داشت،به‌نخست‌وزيری‌اولين‌حكومت‌انقلابی‌درنظام‌جمهوری‌ (بدون‌شاه‌وسلطنت)رسيد. همان‌ابتدا،مرحوم‌محمد‌منتظری‌،درنامه‌ای‌خطاب به‌امام‌خمينی‌‌می‌نويسد: «حضرت‌امام!ازجهات‌امنيتی‌وانقلابی،پيشنهاد‌می‌كنم‌كه‌شمادركليه‌پيشنهادكنندگان‌و يامشاورينتان‌،تجديدنظر‌بفرمائيد،وحتی‌آنانكه‌مهندس‌بازرگان‌رابرای‌تشكيل‌دولت ‌پيشنهادكرده‌اند،كه‌آنان‌يابی‌توجه‌بوده‌اند‌ياخائن.حتی‌برخی‌‌ازخوبان‌وافتخارات‌امت‌راهم ‌درشورای‌انقلاب‌وغيره‌محاصره‌كرده‌اند.زيراهميشه‌ميكربهابه‌سراغ‌خياروچغندر‌نمی‌روند. بلكه‌گوشت‌چربی‌داررامحاصره‌گرند.واگرخود‌آقای‌بازرگان‌هم‌دربعدنهائی‌می‌دانست‌كه‌ عواقب‌كارش‌به ‌كجا‌خواهدانجاميد‌...‌اگرعواقب‌كاررامی‌دانست،مسئوليتی‌اينگونه‌نمی‌پذيرفت...[3] امام‌خمينی‌،بعدهاگفت:«درانتخاب‌بازرگان‌اشتباه‌كرديم».[4] تسخيرسفارت‌آمريكا،سرانجام‌به‌استعفای‌مهندس‌بازرگان‌ازرياست‌دولت‌شد؛وشورای‌انقلاب قدرت‌واختياررابدست‌ گرفت.[5] جريان‌حذف‌گرايی‌وخودی‌وغير‌خودی‌های انقلاب‌،درهمان‌زمان‌مرزبندی‌شدند: اصولگرايان‌واصلاح طلبان‌فعلی‌درسمت‌خودی‌های انقلاب،وهركه‌باآنهانبود، غيرخودی‌محسوب‌شد.[6] خودی‌های‌انقلاب‌درآنزمان،روحانيت(مجموعۀ‌مجمع‌‌روحانيون‌و‌جامعۀروحانيت!)، سازمان‌مجاهدين‌انقلاب ‌اسلاِمی وهيات‌‌جمعيت(حزب)مؤتلفه‌‌بودند.[7] دراين‌ميان‌آيةالله‌‌العظمی‌منتظری،شخصيت‌مبارزومرجع‌تقليد‌وروحانی‌شجاع‌‌وروشنفكری ‌كه‌هيچ‌جريان‌سياسی‌‌نمی‌توانست‌حضوراورانفی‌وكتمان‌كند،وجودداشت؛‌‌وعلاوه‌برآن، برای‌قائم‌مقامی‌رهبری‌‌نيزانتخاب‌شده‌بود؛همان‌‌جامعيت‌ومقبوليت‌وانحصاری‌نبودن‌ايشان، طيف‌قدرت‌خواه‌رابرنمی‌تابيد،روحانيت‌‌كه‌باواردشدن‌به‌عرصه‌حكومت‌داری‌ومواجه‌با مشكلات‌وموانع،مصاديق‌‌اختلاف‌‌‌‌درتعدد‌ديدگاههاوتفكرات‌ايدئولوژيك‌‌‌‌‌راهرروز،بيش‌از روزپيشين‌،آشكارترملاحظه‌می‌كرد،سرانجام‌‌‌ازدرون‌شكست!وبه‌دوتشكيلات‌وجريان‌: «مجمع‌روحانيون»و«جامعه‌روحانيت»منقسم‌شد. همين‌انشعاب‌وانشقاق‌درسازمان‌مجاهدين‌انقلاب‌اسلامی‌ايران[8] ‌نيزرخ‌داد؛كه‌سرانجام‌ بافرازونشيب‌هاوانحلال‌های‌مداوم‌،جناح‌ميانه‌وراست‌سازمان‌ازآن‌خارج‌‌‌وبه‌ديگرطيف‌های ‌‌سياسی‌همفكرخوددرغيرازسازمان‌‌ملحق،‌ويابعدهاهركدام‌يك‌دفترودستكی‌بنام‌حزب‌ياگروه ‌وجريان‌سياسی‌راه‌انداختندوتنهاشاخه‌چپ‌راديكال‌آن‌،تحت‌همين‌عنوان،‌يك‌حزب‌رسمی‌تشكيل‌داد. ‌درمجموع،ساختارسياسی‌فعلی‌درنظام‌ج.ا.ا.‌(روحاني‌وغيرورحانی)به‌‌دوجناح:«چپ‌وراست‌» ويا:«اصولگراواصلاح‌طلب»‌فعلی‌،منقسم‌شد؛‌وهميشه‌حضوردائمی‌‌را‌درحاكميت‌‌در اختيارداشته‌است؛[9] وازآنجاكه‌جامعيت‌وبیطرفی‌‌وعدم‌انحصاری‌بودن‌آيةالله‌العظمی ‌‌منتظری‌برای‌عده‌كثيری‌ازرهبران‌‌‌هردو‌جناح‌چپ‌وراست‌خوشايندنبود‌ووی‌درزيرچترانحصاری ‌هيچكدام‌‌از‌آنهاقرارنمی‌گرفت،‌لذاهمزمان‌بابيماری‌امام‌وبدست‌آوردن‌نشانه‌هايي‌‌ازنزديك‌بودن‌ فوت‌ايشان،بامطرح‌كردن‌قضيۀ‌كهنه‌جريان‌«قتل شمس‌آبادی»‌توسط ‌سيدمهدی‌هاشمی (‌ازنزديكان‌بيت‌آيةالله‌‌العظمی‌منتظری)،به‌قلع‌وقمع‌‌آنان‌پرداخته‌وازهردوطرف (جريان‌‌چپ‌و‌راست)‌‌تاشروع‌حصرخانگی‌وی،به‌ذم‌ونفی‌همه‌گذشته‌افتخارآميزايشان ‌‌پرداخته‌وازهيچ‌اهانت‌وفرومايگی‌دريغ‌نكردند.[10] بعداز‌اين‌تسويه‌وتصفيه‌حساب‌های‌سياسی،‌‌درراستای‌حضورثابت‌بركرسی‌قدرت‌، كه‌همزمان‌نيزبطورطبيعی‌‌نيروهايی‌تازه‌تر‌ومتفات‌باآنان‌‌پابه‌عرصه‌بازی‌سياست ‌می‌گذاشت،وهم‌چنين‌آشكارشدن‌اختلافات‌فاحش‌‌دربين‌خود،همزمان‌باشروع‌انتخابات‌ مجلس‌چهارم‌،پديده‌نوينی‌‌درعرصه‌يارگيری‌‌دربازی‌سياست،سرآمد‌وسردمداروسكان‌دار اصلی‌‌بازی‌سياست‌شد؛‌اين‌پديده‌نوين،‌كشف‌نظارت‌استصوابی،ازحق‌قانونی‌شورای نگهبان‌‌ درنظارت برانتخابات‌‌بود![11] ا‌زهمين‌زمان‌‌بودكه‌‌همان‌مجموعه‌خودی‌هادرمعركه‌گيری‌های‌بازی‌سياست،‌به‌انحاءمختلف ‌‌دررويدادهای‌بوجود‌آمده‌وخلق شده‌در‌عرصه سياست وبازی‌سياست،برای‌هم‌شاخ‌وشانه‌كشيدند. دراين‌راستا‌كسانی‌كه‌روزی‌خود‌ی‌محسوب‌می‌شدند،درآستانه‌‌حذف‌كامل‌‌ازقدرت‌وحاكميت ‌‌‌‌قرارگرفتند؛[12] ازهمين‌روهمچون‌دن‌كيشوت‌‌‌‌به‌مبارزه‌ای‌بی‌سرانجام‌پرداختنده‌وفريادازدست ‌رفتن‌آزادی‌‌راازسردادند؛‌‌وقص‌عليهذا... آنهاهم‌چنين‌توانستند‌دراين‌ميدان‌‌ودراين‌بازی‌سياست،كسانی‌‌‌راكه‌‌برای‌هميشه‌ازحاكميت‌ سياسی‌حذف‌شده‌بودند‌(كسانی ‌‌كه‌‌پيشتربه‌‌آنهادشنام‌می‌دادند،دولعنت‌بادومرگت‌بادنثارشان‌ می‌كردند)‌راوارداين‌‌بازی‌كنندو‌‌به‌عنوان‌نيروی‌ذخيره‌ ‌ياتماشاچی(البته‌درصندلی«‌لژ») آن‌آرمانهاوشعارهاواهداف‌‌اوليه‌انقلاب‌رابه‌شرط ‌حضورخودشان‌درحاكميت‌،زنده‌واحياء‌كنند! تفاوت‌‌اينهابا«دن‌كيشوت»‌دراين‌است‌كه‌آنهادراين‌بازی‌سياسی،ابتدا‌‌دشمن‌فرضی‌‌می‌سازند وباكارگردانی‌‌سناريوهای‌دلخواه‌‌سياسی‌،آنگاه‌همچون«‌دن‌كيشوت»‌،هل‌من‌مبارمی‌طلبند! اين‌درحالی‌است‌كه«‌دن‌كيشوت»‌های‌جمهوری اسلامی‌ايران‌خوب‌می دانندتنهاراه‌خروج ‌ازچنين‌‌بن‌بستی‌،فقط‌ يك‌انتخابات‌آزاداست.‌وانتخابات‌آزادميسوروممكن‌نيست‌،مگرباحذف ‌نظارت‌استصوابی،وحذف‌نظارت‌استصوابی‌نيزيعنی‌كوتاه‌كردن‌ومحدودكردن‌قدرت‌ازفرد وياافرادخاصِ؛‌وچنين‌اقدامی‌نيزممكن‌نيست‌مگرآنكه‌قانون‌اساسی‌‌دريك‌آرای آزادوعمومی متحول‌شود؛ولی‌چون‌بدليل‌وجود‌انسدادقانونی‌درنحوه‌تغييرقانون‌اساسي،چنين‌اقدامی‌‌محتمل ‌وممكن‌نيست‌مگربايك‌«چانه‌زنی‌ازپائين‌به بالا»؛اما‌نه‌«چانه‌زنی»‌برای‌تقسيم‌سهام‌قدرت‌!! كاری‌كه‌‌«دن‌كيشوت»‌های‌ج.ا.ا.درفضائی‌مجازی‌سياسی‌كه‌خودساخته‌اندو‌اينك‌‌انجام‌می‌دهند و‌پهلوان‌پنبه‌های‌اصلاحات‌واصلاح‌طلبی‌شده‌اند! راه‌برون‌رفت‌فقط تغييرقانون‌اساسی‌است‌. درقانون اساسي‌علاوه براختيارات فوق العاده اي‌كه به ولايت مطلقه فقيه داده شده است،‌ (اختياراتی‌كه‌حتی حضرت‌‌امام‌هم‌نداشت!)مجلس(كه درظاهرمنتخبين‌نمايندگان‌مردم‌هستند) بدون‌وجود‌شوراي‌نگهبان‌فاقداعتبارقانوني وحقوقي است! يعني شش‌نفرازفقهاي‌شوراي نگهبان‌كه‌منتخب ومنصوب رهبري(ولايت مطلقه فقيه)هستند، طبق قانون اساسي اين‌حق‌رادارندكه مصوبات مجلس‌رابي‌اثرسازند.امامسئله‌به‌همين‌جاختم‌‌ نمی‌گردد؛‌بااختياراتي‌كه‌قانون‌اساسي‌به‌شوراي نگهبان‌مبنی‌برحق‌تاويل‌وتفسير‌قانون‌اساسی‌‌و ‌حق‌نظارت‌‌بركليه‌انتخابات‌داده‌است،اين‌‌شورا‌ازحق‌خودمبني برنظارت برانتخابات،نظارت استصوابي‌رااستنباط كرد؛ وباهمين ابزاركاملاقانوني،توانست ومي تواند ازورودهرنوع كانديدايي ويامنتخبي‌به‌‌مجلس،ويارياست جمهوري،جلوگيري كند. جداي‌ازاين‌موضوع،اعضاي شوراي نگهبان،بدليل‌حق‌قانوني‌خودمبني برتائيداجتهاد‌ كانديداهاي‌«مجلس‌خبرگان رهبري»،درب ورودی‌‌آن‌‌را‌‌براي ورود‌ روحانيوني‌درسلك مخالف‌‌خويش‌راسه تيغه كرده‌است! هم‌چنين‌ازوجوه‌گفتنی‌وكاملامتناقض،اين‌است‌كه‌ازيك طرف‌فقهاي‌شوراي نگهبان‌خود منتخب‌ومنصوب‌ولايت‌مطلقه‌فقيه(رهبری)‌است،وازسوی‌ديگرهمين‌شوراوهمين‌6‌نفر، مجلس‌خبرگاني‌رابه‌تائيد‌وتصويب‌ وتجليس‌مي‌رسانندكه‌موردتائيدشان است! ازديگرنكات‌حائزاهميت‌،اختلاف‌پيش‌بينی نشده‌‌بين‌مجلس‌وشورای نگهبان‌‌بود،كه‌پيش‌آمد! ازآنجاكه‌بطورطبيعي‌وذاتي‌بين‌مجلس شوراي اسلامي وشوراي نگهبان‌اختلاف بروز كرده ومي كند،‌‌مجمعي بنام«مجمع تشخيص مصلحت»درقانون‌اساسي تعبيه شد؛تادر صورت اختلاف،حل نهائي موكول‌به تصويب اين‌مجمع شود.همچنين براي‌مجمع‌ اختياراتي درحدتوان‌اجرائي مجلس شوراي اسلامي ودرحدقدرت رهبري،ملحوظ شد. گفتني است اكثراعضاي ثابت وغيرثابت‌مجمع‌تشخيص‌مصلحت،‌توسط شخص اول مملكت،يعني ولايت مطلقه‌فقيه منصوب وانتخاب مي شود. وازسوی‌ديگرهمين‌قانون(اساسي)راه ترميم خودرامنوط به امررهبري دانسته است. [13] و‌باتوجه‌به‌تركيب‌نهادقدرت‌دربطن قانون‌اساسي،‌ترميم قانون اساسي تقريباغيرمحتمل خواهدبودوانسدادسياسي‌بخوبي مشاهده مي شود.واين خلاف سخن معروف امام خميني ‌دربهشت زهرابه‌هنگام ورود به ايران است: «...اگرچنانچه يك ملتي راي داند(ولوتمامشان)به‌اينكه اعقاب اين سلطان‌هم سلطان باشد،اين به‌چه‌حقي‌ملت پنجاه سال پيش ازاين سرنوشت ملت بعد‌رامعين مي كند؟..». بنابراين‌درچنين‌معركه‌ای‌است‌كه‌‌«‌دن‌كيشوت»‌‌وپهلوان‌پنبه‌های‌‌جريان‌اصلاح‌طلبی‌‌‌نيزشناخته‌ می‌شود. والسلام تهرانhttp://www.assize.blogfa.com 8/11/1386 -------------------------------------------------------------------------------- [1]- اشاره‌ما‌به‌نامه‌سازمان‌مجاهدين‌انقلاب‌اسلامی‌ايران به‌‌آيةالله خامنه‌ای‌،‌‌عليه‌روزنامه‌كيهان‌‌ است. دوجريان‌هميشگی‌قدرت،يعنی‌راست‌وچپ‌پيشين‌واصلاح‌طلبان‌واصول‌گرايان‌فعلی‌به‌تناسب، همواره‌دراين‌30سال‌حاكميت‌وقدرت‌سياسي‌رادراختيارخودداشته‌اندوآنچه‌امروز(خوب‌و‌بد) هست،ناشی‌ازعملكردخودآنهاست. اين‌عكس‌العمل‌وواكنش‌هاراچنانچه‌سياه‌بازی‌ندانيم‌،مطمئنا‌فقط‌يك‌سياسی‌كاری‌‌‌فريبانه‌‌است! دن‌كيشوت‌هائی‌كه‌بانمايشنامه‌‌های‌‌سياسی‌( كه‌‌ساخته‌وپرداخته‌هردوجريان‌سياسی‌‌است)خودنيز به‌مبارزۀ‌‌‌ باآن‌بر‌می‌خيزند؛درحاليكه‌‌خوب‌می‌دانندبااين‌قانون‌اساسی‌‌‌وباقانون‌نظارت‌استصوابی‌و انسداد‌قانونی‌كه‌‌درنحوه‌تغييرقانون‌اساسی‌وجوددارد،اين‌همه‌هياهوبرای‌هيچ‌است،ودراصل‌برای ‌‌بدست‌آوردن‌وجهۀ‌سياسی‌و‌كرسی‌بيشتر‌درپارلمان‌است؛‌،نه‌ازسر‌آزاديخواهی‌ودمكراسی‌طلبی! [2] -رجوع‌كنيدبه‌كتاب:«حرف‌های زدنی‌ونوشته‌های‌نوشتنی/محمدشوری/چاپ‌اول1381/ ضميمه21،ص128مقاله‌«دمكراسی‌لزران» ‌ [3] -نامه‌مرحوم‌محمدمنتظری‌درتاريخ‌‌سوم‌مهرماه‌سال1358به‌امام‌خمينی/ نقل‌ازكتاب‌«فرزنداسلام‌وقرآن»ص431. جدای‌ازاختلاف‌تفكری،پيش‌بينی‌ايشان‌درست‌بود،وی‌دراصل‌برخلاف‌تحليل‌ها‌واتفاقات‌بعد، دراين‌نامه نشان‌می‌دهدكه‌برای مهندس‌بازرگان وشخصيت‌علمی‌وسياسی-مذهبی‌اش‌،احترام‌قائل‌است. [4] -«...ازاول‌بايديك‌دولتی‌كه‌قاطع‌وجوان‌باشد،قاطع‌باشدبتواندمملكت‌رااداره‌كند،نه‌يك‌دولتی‌كه ‌نتواند.منتهاآنوقت‌مانداشتيم‌فردی‌كه بتوانيم،‌آشنانبوديم‌‌بتوانيم‌انتخاب‌كنيم،انتخاب‌شد‌وخطاشد... (صحيفه‌نور،ج12،ص253). [5] - درهمان‌دوران‌گفته‌شد:«ماسفارت آمریکا‌رااشغال کردیم تاجناح خاصی‌ازقدرت رابه‌زیربکشیم». [6]-همانطوركه‌اكنون‌نيزچنانچه‌همان‌نيروهای‌ملی‌-مذهبی‌ياروشنفكران‌دينی‌وسياسیون‌وروحانيون‌‌مستقل‌و خارج‌ازحوزه‌آنها،‌درزيرچتراينهااگرابرازوجودكردند،‌ به‌همان‌اندازه‌قدوقامت‌وهزينه‌ای كه‌می كنند واردجرگه‌خودی‌هامی شوندولاغير.. بازرگان‌درتاريخ‌20مردادسال1362طی‌‌سخنانی‌‌‌درمجلس‌شورای‌اسلامی‌اظهارداشت: «همیشه‌و‌در‌همه‌جای‌دنیا‌‌استبداد‌ازروزی شروع شده است‌که‌یک‌شاه‌یک‌خاندان‌و‌یک‌طبقه‌و‌حتی‌یک‌ملت ‌خواسته‌است‌ولو‌با‌حسن‌نیت،‌خود‌را‌یگانه مالک،‌یگانه‌مسئول‌و‌یگانه‌مامور‌بر‌سایرین‌تصور‌و‌بر‌جامعه‌ تحمیل‌نموده ووقعی‌به‌رضایت‌و‌رای‌مردم‌ننهد.‌آیا‌منزلت‌اسلام‌و‌مصلحت‌جمهوری‌اسلامی‌‌اجازه‌می‌دهد ‌که‌همانند‌دوران‌پهلوی‌یا‌دولتهای‌فاشیستی‌و‌کمونیستی‌توسل‌به‌تظاهرو‌تصنع‌جسته‌به‌انتخابات‌دربسته‌و ‌انحصاری‌رنگ‌آزادی‌و‌قانونی‌بزند؟‌بنده تعطیل‌موقت‌انتخابات‌را‌صد‌بار‌بهتر‌از‌انتخابات نادرست و‌آزادی‌ادعایی‌می‌دانم». [7]- تركيبی‌كه‌دراين 30سال‌هميشه‌قدرت‌وحاكميت‌سياسی‌رادراختيارداشته‌است. [8] -سازمانی‌كه‌هميشه‌درتمامی‌اين‌30سالقدرت‌رادراختيارداشته‌است.خصوصادرمديريت‌اطلاعاتی-امنيتی ونظامی.هم‌ازاعضای‌تفكرراست‌سازمان‌وهم‌تفكرچپ‌وهم‌تفكرميانه! [9] -چيزی‌شبيه‌جمهوری‌خواهان‌ودمكرات‌هادرنظام‌سياسی‌آمريكا! البته‌برای‌آن‌كه‌مبارزه‌دن‌كيشوتی‌،كمی‌تاقسمتی‌ازحال‌وهوای‌يك‌نواختی‌‌خارج‌شود،بابازی‌كردن‌با‌الفاظ، مثل‌«اصلاح‌طلبان‌اصولگرا»‌ويا«اصول‌گرايان‌اصلاح‌طلب»چون‌دن‌كيشوت‌مبارزه‌می‌كنند! درحاليكه‌هيچ‌اصلاح‌طلبی‌نمی‌توانداصولگرانباشدوهيچ‌اصولگرايی ‌نمی‌توانداصلاح‌طلب‌هم‌نباشد، تاماازاين‌دوواژه‌چه‌تعريفی‌داشته‌باشيم؟!امادرهرحال‌تبيين‌وتعريف‌اين‌دو‌واژه‌باتوجه‌به‌اهداف‌ انقلاب،يعنی‌ايرانی‌واسلامی‌بودنش‌،كاملامانيفست‌آن‌نيز‌‌‌معلوم‌است!وزيادسخت‌نيست‌كه‌بفهميم‌ محتوای‌درخواستی‌‌مدعيان‌اين‌دوواژه‌چيست؟! [10]-اين‌واقعه‌شرح‌مفصل‌ومجزائی‌می طلبدكه‌خارج‌ازحوصله‌اين‌يادداشت‌است! [11] -اصل‌ 99قانون‌اساسي‌حق‌نظارت‌رابرعهده‌شورای‌نگهبان‌گذاشته‌است. [12] -اعضای‌شاخص‌جناح‌چپ‌سازمان‌مجاهدين‌انقلاب‌هميشه‌درقدرت‌وحاكميت‌ودرنيروهای‌اطلاعاتی‌وامنيتی حضورداشته‌اند؛وآقای‌هاشمی‌رفسنجانی‌همواره‌درراس‌‌هرم‌قدرت‌بوده‌و‌هست؛آقای‌كروبی باحزب‌جديدالتاسيس ‌خود،هيچگاه ازحااكميت وقدرت‌سياسی‌فارغ‌البال‌نبوده‌وحضورداشته‌؛‌لذاهرآنچه‌اكنون‌درومی شود، آن‌چيزی‌است‌كه‌خوداينان كاشته‌اند.‌امااينك‌چون‌‌دروضعيت‌ودايره‌تنگ‌قرارگرفته‌‌اند،همچون«‌دن‌كيشوت‌» هل‌من‌مبارزمی‌طلبند!‌درحاليكه‌اين‌افرادوبرخی‌كه‌درميان‌اين‌جماعت‌هستندوكمتردرعرصه‌قدرت وحاكميت‌ ومديريت‌كشوربوده‌اند‌چنانچه‌‌‌دلشان‌به‌حال وروزانقلاب می سوزد‌بايدخودرابه‌آنراه(يعنی)«كوچه‌علی‌چپ» ‌نزنند؛‌تنهاراه‌‌برون‌رفت‌ازاين بن‌بست‌‌وبه‌اصطلاح ازاين‌چاله‌ای كه‌خود‌ساخته‌اندودرچاهش‌افتاده‌اند،وتنهاراه چانه‌زنی‌‌ازپائين‌به‌بالا،‌تغييرقانون‌اساسی وتقسيم‌قوادراندازه‌ ‌دمكراسی‌و‌موردقبول‌عقول‌عقلای‌‌جمعی‌است! [13] ‌-طبق اصل 177،بازنگري درقانون اساسي جمهوري اسلامي ايران،درموارد ضروري به ترتيب زيرانجام مي گيرد: مقام رهبري پس ازمشورت بامجمع تشخيص مصلحت نظام طي حكمي خطاب به رئيس جمهور موارد‌اصلاح ياتتميم قانون اساسی‌ را‌به شوراي بازنگري‌قانون اساسي باتركيب زير‌پيشنهاد مي نمايد: 1-اعضای‌شورای نگهبان(كه‌همه‌آنهامنصوبين‌رهبری هستند). 2-رؤسای سه‌قوه(يعنی‌رئيس‌قوه‌قضائيه‌كه‌منصوب‌رهبراست،ورئيس‌مجلس‌‌ورئيس‌جمهوری‌كه‌‌فرايند انتخابات‌به‌سبك نظارت‌استصوابی‌است). 3-‌اعضای ثابت‌مجمع تشخيص‌مصلحت(كه‌اعضای ثابت‌ومتغيرآن‌طبق‌اصل 112توسط ‌رهبری منصوب‌می شوند). 4-پنج‌نفرازاعضای‌مجلس‌خبرگان‌رهبری‌(نمايندگانی‌كه‌ ازفيلترسخت‌وتنگ‌نظارت‌استثوابی‌‌وتائيد‌شورای نگهبانی‌كه‌همگی‌منصوب رهبری‌هستندگذشته‌ اند). 5-ده‌نفربه‌انتخاب‌رهبری(كه‌نيازبه‌توضيح‌ندارد!!). 6-سه‌نفرازهيات‌‌دولت. 7-سه نفرازقوه قضائيه. 8-ده‌نفرازنمايندگان‌مجلس شورای اسلامی. 9-سه‌نفرازدانشگاهيان. يعنی‌تقريباهمه‌منتخبين‌برای تغييرقانون‌اساسی‌ازكسانی هستندكه‌ياهميشه‌درحاكميت حضور داشتته‌اندوياهرنوع‌تغييری‌رابرخلاف‌ميل باطنی‌خودمی دانند،مگرآنكه‌اين‌تغييركاملا‌قدرت‌رايك‌كاسه كند وخيال همه راتخت! حضورسه‌نفرازدانشگاهيان(كه‌آنهم‌ازپيش‌معلوم‌است!)تفننی بودن‌اين‌قانون راروشن‌می سازد؛ ‌چيزی كه‌‌كاملا مشهود‌است،عدم‌حضورمنتخبين‌مردم‌است.
[ محمد شوري]   [ 2008-01-29 22:36:12 ]    [shorijezehmohammad@yahoo.com]

بنیاد آینده‌نگری ایران



چهارشنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۲۶ آوریل ۲۰۱۷

احمد تقوائی

+ عیدی زهرآلود سپاه پاسداران به مردم ایران   احمد تقوائی

+ آقای روحانی : مسئولین نوشتن محو اسرائیل به روی موشک ایران را به مردم معرفی کنید  احمد تقوائی

+ خطاب به جوانان ایران : چرا نباید در انتخابات مجلس خبرگان شرکت کرد  احمد تقوائی

+ یک پیام کوتاه و مهم:‎تغیر نقشه خاورمیانه   احمد تقوائی

+ لزوم مقاوت در برابر شورای نگهبان‎  احمد تقوائی

+ نگاهی به خاورمیانه از منظر یک خاورمیانه ای  احمد تقوائی

+ حمله به کنسولگری عربستان و رمالان سیاسی ما  احمد تقوائی

+ پشتیبانی از " گروه همبستگی برای دمکراسی و حقوق بشر" در انتخابات مجلس .  احمد تقوائی

+ داعش چیست  احمد تقوائی

+ نقدی بر " التزام به قانون اساسی" و "قانون گرائی"   احمد تقوائی

+ پیام فاجعه عراق و موضوعات فراموش شده آن   احمد تقوائی

+ پاسخ به رد صلاحيت ها : سازمان دادن کارزار مبارزه با نظارت استصوابی   احمد تقوائی

+ کارشناسان سیاسی ما   احمد تقوائی

+ آغاز کارزار برای پایان دادن به نظارت استصوابی   احمد تقوائی

+ سیاست آینده نگرها نسبت به انتخابات ریاست جمهوری چه بايد باشد؟  احمد تقوائی

+ پاسخ مردم به رد صلاحيت نامزدهای انتخاباتی   احمد تقوائی

+ ايران و خطر جنگ مذهبی در خاورميانه  احمد تقوائی

+ آينده نگران و انتخابات :   احمد تقوائی

+ محکوم کردن دولت عراق کافی نيست!  احمد تقوائی

+ جنگ لیبی : تجاوزی به دمکراسی   احمد تقوائی

+ فراخوان انحرافی   احمد تقوائی

+ دخالت دولت عربستان در بحرين و سکوت اپوزيسيون   احمد تقوائی

+ جامعه مدرن و احزاب مدرن ( بخش نخست)   احمد تقوائی

+ ستاد های نوين اميد و تغیير  احمد تقوائی

+ اگر انتخابات دو مرحله ای شود  احمد تقوائی

+ مشروطه دوم : گفتمان جمهوری حقوق بشر   احمد تقوائی

+ مشروطه دوم : گفتمان جمهوری حقوق بشر   احمد تقوائی

+ مناظره موسوی – احمدی نژاد، يک روايت دو شيوه   احمد تقوائی

+ موسوی و يارانش کيستند ؟   احمد تقوائی

+ بگذار جهانيان باز بگويند : اين صدای خدای ابراهيم است. سخنی با پيروان اهل سنت  احمد تقوائی

+ چگونه بايد در انتخابات مشارکت کرد ؟   احمد تقوائی

+ سرنوشت دمکراسی و انتخابات رياست جمهوری  احمد تقوائی

+ احمد تقوائی ژانويه 2004: "ملی- سهامی" شدن نفت : طرحی برای عدالت و توسعه   احمد تقوائی

+ احمد تقوائی ژانويه 2004: "ملی- سهامی" شدن نفت : طرحی برای عدالت و توسعه   احمد تقوائی

+ انتخابات رياست جمهوری و واکنش نیروهای دموکرات - سکولار   احمد تقوائی

+ خطای بزرگ دولت اسرائيل ( 1)   احمد تقوائی

+ دعوت به جنگ و تجاوز : خيانت يا سياست  احمد تقوائی

+ درسهای انتخابات حزبی امريکا برای جنبش دمکراسی ايران   احمد تقوائی

+ جنبشی با نام اوباما  احمد تقوائی

+ پاسخ به نامه های   احمد تقوائی

+ ائتلاف ضد جنگ و انتخابات مجلس   احمد تقوائی

+ در پشتِبانی از "کميته دفاع از انتخابات آزاد"   احمد تقوائی

+ مهاجران سياسی سرگردان (بخش 1)   احمد تقوائی

+ جايگاه نهادهای مدنی قومی در جنبش های ضد تبعيض *  احمد تقوائی

+ جايگاه ازادي اديان در سکولاريسم و لايسيته   احمد تقوائی

+ بحران سوسيال – دمکراسی و احزاب آينده نگر *  احمد تقوائی

+ يادداشتهائی پيرامون اثرات انتخابات ميان دوره ائی امريکا بر ايران   احمد تقوائی

+ تا سه نشه بازی نشه: ناسيوناليسم عاميانه نفتی   احمد تقوائی

+ جنبش رفراندم و   احمد تقوائی

+ يادداشتهائی پيرامون پايان نظام تک قطبی جهانی  احمد تقوائی

+ "انسان گلوبال " پارادايم قرن بيست و يکم   احمد تقوائی

+ نکاتی پيرامون برنامه ترقی خواهان آينده نگر ايران  احمد تقوائی

+ انتخابات : پيام ها و پيامد ها :  احمد تقوائی

+ جنبش رفراندام : رژيم حقوقی و حقيقی اش   احمد تقوائی

+ جامعه مدرن و احزاب مدرن   احمد تقوائی

+ انتخابات امريکا و   احمد تقوائی

+ "انسان گلوبال " پارادايم قرن بيست و يکم   احمد تقوائی



info@ayandehnegar.org
©Ayandehnegar 1995