Iranian Futurist 
Iranian Futurist
Ayandeh-Negar
Welcome To Future

Tomorow is built today
در باره ما
تماس با ما
خبرهای علمی
احزاب مدرن
هنر و ادبیات
ستون آزاد
محیط زیست
حقوق بشر
اخبار روز
صفحه‌ی نخست
آرشیو
اندیشمندان آینده‌نگر
تاریخ از دیدگاه نو
انسان گلوبال
دموکراسی دیجیتال
دانش نو
اقتصاد فراصنعتی
آینده‌نگری و سیاست
تکنولوژی
از سایت‌های دیگر


انسان بزرگ، جهان کوچک، جهان بزرگ، انسان کوچک

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Facebook Twitter Google Yahoo Delicious بالاترین دنباله

[11 Nov 2007]   [ دکتر شیرزاد کلهری]

چندی پیش دوست آینده نگر من جناب مولا موضوعی را از زبان یک آینده نگر دیگری برایم نقل کرد. موضوع در ابتدا برایم خنده دار بود و کلی با هم پشت تلفن بال و پرش دادیم و خندیدیم.  بعد ها من به موضوع فکر کردم و دیدم که این موضوع آنقدر ها هم خنده دار نبوده است.


  خوب بیش از این معطل تان نمی گذارم. موضوع از این قرار بود :


   اگر ابعاد آدمی را به یکدهم ابعاد کنونی اش برسانند، چه اتفاقی برای بشر می افتد؟ آینده چگونه می شود؟ حال مسئله را کمی بال و پر بدهیم. سوال اینست که اگر آدم دو متری 20 سانتی بشود، چه اتفاقی می افتد؟ با مولا گفتیم و خندیدیم که آری گربه برای آدمی به اندازه ی یک گاو می شود و اسب و زرافه دیناسور و حتی گفتیم غذای روزانه ی بشر ده برابر کم شده و زمین گنجایش ده برابر بیشتر جمعیت نسبت به امروز را خواهد داشت.  


   بعد ها من به موضوع به طور انفرادی فکر کردم. دیدم که موضوع بسیار عظیم تر از آنست که در ابتدا بدان فکر می کردم. در نظر بگیرید که آدم بیست سانت بیشتر قد نداشته باشد، تازه آنهم رشیدترینش. این بدین معنا هم هست که کره ی زمین ده برابر بزرگتر شود.در ضمن به این معنی هم هست که یک جویبار رودخانه بنظر بیاید. اگر بیشتر دقت کنیم میفهمیم که یک استادیم ورزشی کنونی که مثلا گنجایش صد هزار نفر را دارد، دارای گنجایشی به اندازه ی نه یک میلیون بلکه اگر توجه به ابعاد بشر جدید بکنیم و درازا، پهنا و بلندی اش را در نظر بگیریم، گنجایشی تقریبا برابر پنج میلیون نفر را خواهد داشت. پس کره ی زمین نه ده برابر بلکه پنجاه برابر به گنجایشش افزوده خواهد شد. مخارج ساختن یک توپ، توپخانه ی کنونی برای کشتار همدیگر بمراتب بیشتر از پنجاه برابر مخارج کنونی اش میشود. پس به صرفه خواهد بود که بشر با تیر و کمان به جان هم بیفتد. اما اینهم دلیلی ندارد. چون بشری که بتواند خود را اینقدر ریز و پیز کند ـ نگفتیم کوچک ـ می تواند یک دانه هلو را هم به بزرگی یک کوه بزرگ کند و گربه را هم به اندازه ی یک موش و شیرو ببر و پلنگ را هم بهمان مقیاس و گوسفند و گاو را به اندازه ی یک فیل. پس بشر دلیلی برای جنگ نخواهد داشت. زمین پنجاه برابر شده، هلو و زردالو را با نارنجک تقسیم می کنند. فلسطین و اسرائیل به تنهایی تمامی مردم دنیا را خواهند توانست در خود جا دهند.


   اما بشر خیلی خبیث تر از این حرفهاست. او خواهد آمد و بعضی ها را کوچک و برخی را بزرگ خواهد کرد. مثلا خلبان یک هواپیما به همان ابعاد خواهد ماند تا با یک سفر بتواند صد هزار نفر را جابجا کند. اما بالای سر هر خلبان شخصی با یک دستگاه نشسته تا بعد از رسیدن خلبان با دگمه ای وی را کوتوله کند. تا مبادا کودتایی، سرکشی ای ازش سر بزند.


   اما جالب است که تجسم کنیم که ده نفر روی یک برگ موز نشسته اند و داخل رودخانه آمازون به آنور و اینور می روند و آواز ملاحان دانوب را می خوانند. مگس ها مثل جمبوجت ها بالای سرشان مانور می دهند و زنبورها با نیششان که به اندازه ی سرنیزه است وبا صدای استریو فونیک لرزه به اندامت میاندازد. چون نیش نیم سانتی حالا معادل پنج سانت است.


   ولی نه هیچکدوم از این موجودات به این ابعاد نخواهند ماند. گاهی برای رفع خستگی لازم است که ابعاد دیگر قضیه را هم گوشزد کرد!


   اما دور از همه ی این شوخی، جدی ها. انسان کنونی به این واقعیت ها نزدیک می شود که بتواند اطلاعات را بوسیله ی چیپسی که در جایی در بدن جسد کنونی بشر جاسازی کند، با سرعت تقریبا برابر با سرعت نور برایت اطلاعات جدید را منتقل کند.  حالا می گویید که ادبیات من نم کشیده! البته حق دارید. جسد کنونی دیگر چه صیغه ایست؟ بدن کنونی ما که بطور اعم از هیدرو کربن های مختلف ساخته شده یکی از عقب افتاده ترین ساختمان شناخته شده از نظر علمی را داراست. چرا؟ چون ما هنوز با خوردن هیدرو کربنها، سلولوزها، پروتئین و ترکیبات مختلف کربن دار زنده می مانیم. در آینده همه ی ما با یک باتری زندگی خواهیم کرد. سیستم بدن ما را عوض خواهند کرد.  


  حالا می گویید که این آینده نگر ها هم خل شده اند دائما از این چیز های عجیب و غریب پیدا میکنند و می گویند (البته این حرف را نزنید چون به ضرر شماست چرا که اگر چیزی نباشد که نمی توان پیدا کرد). همین مولای خودمان بیست سال پیش می گفت بابا بجای اینکه کارگران را متحد کنید بیایید روبوت بسازید که دیگر کارگری در بین نباشد تا متحد شود و برود جان بکند و عاقبت در راه کمونیسم کشته شود! ـ البته طفلی مولا جرئت نمی کرد به کمونیستهای دو آتشه که از سبیل های استالینستی شان بوی خون و سیگار و آبجو ساطع میشد، بگوید که سعی کنید کارگر ها رااز بین ببرید تا دیگر زحمتکشی روی زمین نباشد! استغفرالله و نعوذ بالمارکس و لنین علیه السلام. بگذریم مثل اینکه من هم دارم با سرم بازی می کنم. اصلا به من چه بروید خِر مولا را بگیرید من فقط عیبم این است که مفسر بدی نیستم و جناب آقای مولا هم آینده نگر پر پروپیمان ـ حالا روبوت ها همه جا را گرفته اند. طبقه ی کارگر در کشور های عقب مانده، مانده!  در کشور های پیشرفته بجای دها هزار معدنچی ده نفر برنامه ریز کار آنها را با روبوت های تر و تمیز و بسیار قوی انجام می دهند. تازه اگر آدمی خودش را کوچولو موچولو هم بکند، این روبوت ها را همچنان بزرگ نگه اش خواهد داشت.


   اصلا انصاف بدهید، بشر هم در معدن زیر هزار خروار سنگ می رود و خودش را گور میکند که کار بکند تا زغال سنگ در بیآورد و به گور نرود؟ برای تمام شدن اینهمه مصیبت بیایید به دنبال DNAئی بگردیم که بتواند آدمی را کوچک و مواد لازم را بزرگ کند. و یا به آدمی اصلا دست نزند. چون به ریش اشرف مخلوقات بر می خورد. بلکه بیآییم گوسفند ها را به اندازه ی یک فیل بزرگ بکنیم، انرژی مجانی کشف کنیم، عمرمان را زیاد کنیم و بدنمان را از اکسیده شدن برهانیم و جوان بمانیم.


   باز دچار خیالات آینده نگرانه شدم. اما باور کنید که با دستکاری DNA  های مگس، عمرمگس را http://www.world-science.net/othernews/051117_lifespanfrm.htm  شش برابر کرده اند و پیش بینی می شود که عمر انسان را تا چند صد سال دیگر که متاسفانه ـ یا خوشبختانه ـ به ما نمی رسد به هزار سال برسانند.




آنموقع من خواهم گفت که این مولا طفلی هنوز جوان است فقط هفتصد و بیست سال دارد و دو هزارتا بچه و دویست و هفتاد پنج هزارتا نوه و دارای نتیجه های بیشمار است. تازه آنهایی که در دانشگاههای مریخ و برجیس درس می خوانند در حافظه ای که زیر ناخن چپم است  ، قرار دارند. اگر دوست داری با فشار یک دگمه تعداد و منحنی عمرو میزان تحصیلات و مدت اقامت در کرات دیگر و تعداد بچه هایشان و ... را در فضا برایت ترسیم کنم. اما متاسفانه حالا بایستی بروم باطری جدیدی آمده که صد برابر بیشتر از باطری های قدیمی عمر میکند را، از سر کوچه بخرم و زیرپوست دیجیتالم وصل کنم. این باتری ها با خواست خودت بوی هرغذایی را با عطر و طعمش برایت آماده می کند. و تازه میتوانی به راک اندرول برجیسی که هر شب پخش می شود، بهتر گوش کنی.


   دوباره از این خیالات بیاییم بیرون و پیش از اینکه ناهار را در ماه هفتم مشتری بخوریم به موضوع اصلی برگردیم.


   چندی پیش در استرالیا کلاهی درست کردند که سر آدم گیج می گذارند و حافظه اش دو سه برابر بهتر کار میکند. این کلاه سیگنال هایی را می فرستد که مغز را فعال تر می کند. حالا خوبه که مولا اینرا درست نکرده، گرنه کارش با کرام الکاتبین بود. حالا ای آینده نگر کلاه سر مردم هم میگذاری؟


کلمه ی آینده نگر را چنان ادا می کنند مثل اینک لعنت خدا را با خودش همراه کرده باشد.   


   نه! دور از شوخی این کلاه دارد تکمیل می شود. شما از این چه نتیجه می گیرید؟ هان! فرق یک آینده نگر کافر و ملعون با شما اینست. او می گوید داریم دیجیتالی می شویم! دارند با سیگنال مغز ما را دستکاری می کنند! حالا شما بگویید که ما دیجیتالی نمی شویم؟


در انستیتو تکنولوژی ماساچوست MIT  و هاروارد دارند اطلاعات را از اتمی به اتم دیگر منتقل می کنند. (Science Daily, Oct. 22. 2004)این عمل با لیزر اتفاق میافتد، یعنی با سرعت نور. حالا این یعنی چه؟ این یعنی اینکه با این عمل شروع می کنند و بعد به مولکولها می رسند و در ادامه به پلیمرها و در نهایت به آنزیم و سلول و جانوران کوچک و عاقبت بنده ی گناهکار را کپی می کنند به مولا که هرگز نتواند از شرم راحت شود. من یک سی دی تمام عیار آنزمانی می شوم و تمامی اطلاعات من مو به مو به موجود جدیدی به اسم شیرزاد پریم که همان خودم هستم در عین اینکه نیستم ( راستش خودم هم دارم گیج می شوم که من کیستم؟  چون مغز چند نابغه و دهها هزار گیگابایت هم رویش سوار کرده اند که نتوانم فکر نکنم.) منتقل میکنند. حالا بگویید که این منم. من چطوری منم که من کاملا من نیستم.بالاخره منو با تنی دیگر روانه ی کارم خواهند کرد تا از زیر کار در نروم. راستی بشر آنموقع دیگر خستگی را هم نخواهد فهمید. بیادتان باشد که من ربوت هم نیستم بلکه احساس دارم شاید آدمهایی باشند که غرایز جنسی و ناموسی را هم هزار بار بیشتر کنند. آنموقع چه اتفاقی می افتد. حتما آنرا هم دیجیتالی حل خواهند کرد.



Alex Kuzmich and Dzmitry Matsukevich have transferred


 atomic state information from two clouds of rubidium


atoms to a single photon. (Photo Credit: Gary Meek /


Courtesy of Georgia Institute Of Technology)


 


   نگران نباشید همه چیز حل خواهد شد. این است جهان آینده! دیجیتالی باشید! یعنی اینکه هزار بار بیشتر خوش باشید!


مطلب‌های دیگر از همین نویسنده در سایت آینده‌نگری:


منبع:


بنیاد آینده‌نگری ایران



جمعه ۲۷ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۸ اوت ۲۰۱۷

دکتر شیرزاد کلهری

+ تبریک به کتاب در جستجوی یحیی  دکتر شیرزاد کلهری

+ ما این بودیم  دکتر شیرزاد کلهری

+ دوره ی مارکس و دوره ی ما  دکتر شیرزاد کلهری

+ انقلابی که اتفاق نیفتاد!  دکتر شیرزاد کلهری

+ آفریدگار دیجیتالی  دکتر شیرزاد کلهری

+ یک جرم تاریخی و یا یک گناه!  دکتر شیرزاد کلهری

+ انقلاب فرانسه و ایران کنونی!  دکتر شیرزاد کلهری

+ اقتصاد فرا مادی!  دکتر شیرزاد کلهری

+ کارل مارکس و پایان فلسفه!  دکتر شیرزاد کلهری

+ کورش در کرات دیگر هنوز زنده است !  دکتر شیرزاد کلهری

+ هر تیکه از بدن ما از ستاره ای آمده است!  دکتر شیرزاد کلهری

+ عجایب الکترونها  دکتر شیرزاد کلهری

+ فیزیک آسمانی و فیزیک زمینی  دکتر شیرزاد کلهری

+ آخرین دفاع مقدس از دل و روده!  دکتر شیرزاد کلهری

+ آینده از آن ما نیست  دکتر شیرزاد کلهری

+ اعدام مغزها  دکتر شیرزاد کلهری

+ نوستالژی زمان از دست رفته  دکتر شیرزاد کلهری

+ گذر زمان!  دکتر شیرزاد کلهری

+ پرسه در پسکوچه های گوگل  دکتر شیرزاد کلهری

+ وحید گرامی درود!  دکتر شیرزاد کلهری

+ زوال طبقه ی کارگر و پیروزی آچار!  دکتر شیرزاد کلهری

+ تاریخ و انقلاب سبز و جهان تکنولژی!  دکتر شیرزاد کلهری

+ جهان دارد مثل اجنه ها رفتار می کند  دکتر شیرزاد کلهری

+ بزودی سوسک می شویم!  دکتر شیرزاد کلهری

+ ارزش اضافی و انقلاب دیجیتالی  دکتر شیرزاد کلهری

+ انسان بزرگ، جهان کوچک، جهان بزرگ، انسان کوچک  دکتر شیرزاد کلهری

+ انفجار بزرگ و ظهور زمان و مکان  دکتر شیرزاد کلهری



info@ayandehnegar.org
©Ayandehnegar 1995