Iranian Futurist 
Iranian Futurist
Ayandeh-Negar
Welcome To Future

Tomorow is built today
در باره ما
تماس با ما
خبرهای علمی
احزاب مدرن
هنر و ادبیات
ستون آزاد
محیط زیست
حقوق بشر
اخبار روز
صفحه‌ی نخست
آرشیو
اندیشمندان آینده‌نگر
تاریخ از دیدگاه نو
انسان گلوبال
دموکراسی دیجیتال
دانش نو
اقتصاد فراصنعتی
آینده‌نگری و سیاست
تکنولوژی
از سایت‌های دیگر


يادداشتهائی پيرامون اثرات انتخابات ميان دوره ائی امريکا بر ايران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Facebook Twitter Google Yahoo Delicious بالاترین دنباله

[29 Nov 2006]   [ احمد تقوائی]

ataghvai@hotmail.com
توامبر 2006

بررسی انتخابات ميان دوره ائی امريکا و شناخت از روندهائی که در طی ان دمکرات ها اکثريت دو مجلس را پس از يک دهه از ان خود کردند ، از چند نظر دارای اهميت است .
يکم انکه اين انتخابات جلوه ائی از تغيرات اساسی در ارايش نيروهای سياسی در جامعه امريکا بوده که به طور اجتناب ناپذيری به پيدايش گفتمان های نوينی در حوزه سياست خارجی ، اقتصاد و سکولاريسم در جامعه امريکا خواهد انجاميد . به عبارت ديگر اين انتخابات را ميتوان پايان عصر سپتامبر يازده و سراغاز دوره مابعد ان دانست .
دوم انکه نتايح اين انتخابات بازتاب شکست و تجزيه اتتلاف سه جانبه محافظه کاران سنتی حزب جمهوری خواه ، نئوکان ها و مسيجيت راست قلمداد می شود . اتنلافی که در نيمه دوم دهه 90 ميلادی شکل گرفت و در مدت زمان کوتاهی با استقاده از غفلت تيروهای دمکراتيک و اشتباهات اساسی دولت کلينتون توانست مهم نرين ارگان های دولتی را تصاحب کرده و دکترين های خود را در عرصه های اقتصاد ، حقوق و سياست خارجی به چارچوبه سياست دولت تبديل سازد .
سوم انکه اين انتخابات رفراندمی پيرامون سياست خارجی نئوکانيسم به جساب امده و نتايج ان به اين گروه افراطی و دکترين امپراطوری انان ضربه های کمر شکنی وارد ساخت . به نظر می رسد که پروسه کنارنهاده شدن شخصيت های اين گروه از وزارت دفاع و امور خارجه که از سال گذشته تحت فشار افکار عمومی اغاز گرديد ، پس از اين انتخابات و با کناره گيری رامسقلد شتاب بيشتری خواهد يابد .
شکست سناتورهائی مانند الن از ايالت ويزجينيا و سناتور سانترم از پنسلوانيا در اين انتخابات به موقعيت گروه نئوکان در سنای امريکا نيز ضربه سنگينی وارد اورد . اين ضربه هشداری به همه سناتورهائی است که خود را برای سال 2008 اماده می کنند . از اينرو به نظر می رسد که حزب جمهوری خواه مجبور گردد ، برای موفقيت در انتخابات سال 2008 یه نوعی پاکسازی خزبی اقدام نموده و حساب خود را از سياست های نئوکان ها رسما جدا سازد .
چهارم انکه انتخابات و نتايج ان درهم شکستن هژمونی مسيجيون راست را بر کاميونتی ( جامعه ) مذهبی امريکا به نمايش گذاشت . (در اينجا منظور من از کاميونتی مذهبی مجموعه مردمی است که حد اقل هفته ائی يک بار برای عبادت به کليسا و ديگر مراکز دينی می روند . شناخت از عوامل پيدايش اين پديده برای جنبش سکولار ايران دارای اهميت فراوانی است . درهم شکسته شدن " هژمونی مسيحيون راست در ارای داده شده به حزب دمکرات به روشنی قابل رويـت است . در حاليکه اوانجليکای راست هم چون گذشته به هواداری از کانديداهای حزب جمهوری خواه برخاستند ، با اين وجود بر عکس انتحابات سال 2004 که توانستند 63 درصد از کاميونتی مذهبی را به هواداری از حزب جمهوری خواه به بسيج نمايتد ، در اين انتخابات 54 تا 58 درصد از کاميونتی مذهبی به هواداری از کانديداهای حزب دمکرات برخاستند .
در دو سال گذشته سه عامل در از ميان رفتن تسلط ايدئولوزيکی مسيحيون راست نفش مهمی را ايفا کردند : نخست تلاش گروههای و شخصيت های دينی هوادار سکولاريسم است که از دو سال پيش با برنامه اگاهانه تسلط ايدئولوژيکی مسيجين راست را به در مجامع و نهادهای دينی به چالش کشيدند . برای نمونه ميتوان از حرکتی که به نام " پروژه 2004 " برای دفاع از عدالت در نيويورک پديد امد ياد نام برد .
عامل ذيگر بی ترديد ، مخالفت سرسختانه بسياری از چهره های معروف سياسی امريکا در هر دو حزب جمهوری خواه و دمکرات با اواتجليکاهای راست و در دفاع از سکولاريسم بوده است . جيمی کارتر ريس جمهور سابق امريکا با انتشار کتاب تحت نام : ".ارزش های به خطر افتاده " و سخنرانی های متعددی در زمينه مناسبات سياست و دين و دفاع از سکولاريسم امريکا نقش مهمی را در تجهيز کادرها و هواداران حزب دمکرات بر عليه اوانجيکای راست ايفا کرد . در اين رابطه ميتوان از سناتور ( سابق ) محافظه کار و جمهوری خواه امريکا John Danforth جان دنفورت ياد کرد که با انتشار کتاب " ايمان و سياست " بسياری از هواداران حزب جمهوری خواه امريکا بر عليه اوانجليکای راست شوراند .
بر ملا شدن رابطه نزديک ميان برخی از رهبران سياسی مسيجيون راست با " ماجرای ابراماف" و اشکار شدن برنامه های انان در سو استقاده های از کليساها برای پيشبرد منافع شحصی نيز نقش مهمی در بيداری بسياری از مذهبيون امريکا و جدا شدنشان از مسيجيون راست ايفا کرد . نظر سنجی های گوناگون نشان می دهد که نزديک به 70 درصد کاميونتی مذهبی که به دمکرات ها رای داده اند موضوع فساد در تصميم گيريشان نقش تغين کننده ائی را داشته است .

پنجم انکه ورود جوانان به صحنه سياست از ويژگی های مهم اين انتخابات قلمداد می گردد . در اين انتخابات ارای رای دهندگان 18 تا 24 ساله نزديک به 41 نسبت به انتخابات 2004 افزايش يافت و اکثريت انان ( 70 درصد ) به هواداری کانديداهای حزب دمکرات ارای خود را به صندوق ها ريختند . با وجود انکه برای در تخستين بار ميتوان در منحنی گسل جتبش جوانان از سياست تغير محسوسی مشاهده کرد ليکن هنوز نميتوان با فطعيت مدعی شده که نتايج اين انتخابات باز گو کننده يک جهت گيری تاريخی در مناسبات ميان جنبش جوانان و سياست به حساب می ايد . شايد انتخابات 2008 به تواند تصوير دفيق تری را در اين مورد به دست .
اشاره به اين موضوع ضروری است که وب لاگها برای نخستين بار توانستند نفش چشم گيری و شايد تعين کننده ائی را در بسيج جوانان ايفا کنند .

تاثيرات انتخابات بر ايران :

اثرات کوتاه مدت و دراز مدت اين انتحابات امريکا بر ايران از منظرهای گوناگونی قابل بررسی است . از جمله مناسبات ميان مورد گروههای سياسی اپوزيسيون ايران و نيروهای سياسی امريکا ، تاثيرات انتخابات امريکا بر گفتمان سکولاريسم در ايران و بلاخره و از همه مهمتر مناسبات ميان دولت امريکا و ايران ، هر يک ميتوانند موضوعات اين بررسی باشند .
در مورد نکته اول به طور خلاصه ميتوان گقت که با شکست محاقظه کاران معروفی مانند سناتور الن از ايالت ويرجينا و سانترم سناتور پن سيلوانيا و تضعيف نفش گروههای نئوکان، برخی از گروههای سياسی ايران از جمله گروههای قومی و اقای رضا پهلوی ، جمعی از پشتيبانان پرو پا فرص خود را در سنا و مجلس نمايندگان از دست دادند . اين انتخابات هم چنين به روز عزای " جمهوری خواهانی " مبدل گرديد که در چند سال گذشته اشکار يا پنهان خود را به درشکه نئوکانيسم اويزان کرده بودند .
سوی ديگر قضيه اينست که شکست نئوکان ها و پيروزی حزب دمکرات فضای مساعد تری را برای اتر گذاری نيروهای دمکراتيک ايرانی بر سياست های خارجی امريکا فراهم امده است . البته کار موثر در اين زمينه نيازمند تتظيم سياست و برنامه ائی شفاف و دقيق بوده و موفيت در اين راه منوط به کنار نهادن سه سياست زيانبار است . نخست سياستی که در چند سال گذشته کوشيد اپوزيسيون و کادرهای سياسی را به مشاور دولت امريکا برای تغير حکومت ايران تبديل سازد . دوم سياستی که می کوشد اپوريسيون را به محلل مناسبات ميان دولت امريکا و جمهوری اسلامی مبدل سازد و سوم سياستی که دولت امريکا را به فايننسير فعاليت اپوزيسيون می پندارد . نفد و کنار نهادن سه سياست ياد شده نخستين گام در يافتن برنامه ائی تاثير گذار در شکل دادن به سياست خارجی امريکا به سود نيروهای دمکراتيک ايران است . .

چنانکه در ابتدا به ان اشاره شد ، يکی از علل موفقيت دمکراتها استقاده از شکافی بود که ميان کاميونی دينی و اواتجليکا راست به تدريج پديد امد . استقاده از چنين شکافی ميسر نمی گرديد مگر انکه دمکرات ها به بازنگری سياست خود در حوزه سکولاريسم می پرداختند .
اين بازنگری حاوی اموزش های مهمی برای جنبش سياسی ما و جبهه سکولاريسم جهانی میباشد.
افای تد استريکاند Ted Strickland که با پيروزی خويش در ايالت اوهايو استاتداری ان ايالت را نصيب دمکراتها ساخت ، در يکی از مصاحیه تلويزيونی خود يکی از علل موفقيت دمکرات ها را کنار نهادن اسطوره ای می داند که کاميونتی مذهبی جامعه را پايگاه اجتماعی نيزوهای سياسی ضد سکولاريسم و محافطه کارانه قلمداد می کند .
درک اين موضوع نه تنها برای پاسداری از سکولاريسم امريکا بلکه برای جنبش سکولاريستی ايران نيز دارای اهميت اساسی است . زيرا در جوامعی که دين و ارزشهای دينی ريشه های عميقی در قرهنگ و اخلاق جامعه دوانيده و از نفوذ گسترده ائی در ميان مردم بهره مند است ، استثقرار سکولاريسم بدون جلب هواداری دينداران از ان امکان پذير نخواهد بود . در حاليکه با نگاه به تجربه جنبش مشروطه نيز ميتوان اين موضوع را به اثبات رساند ، با اين همه متاسفانه سالهاست که بسياری از نيروهای سياسی سکولار جامعه ما از يکسو به عوض مرزبندی با جنبش های سياسی دينی به مرز بندی با دين و دينداران مشغول گرديده اند و از سوی ديگر گروهی از نيروهای سکولار ايران " دينداران و کاميونتی دينی جامعه را پايگاه اجتماعی احزاب دينی يا ملک طلق انان قلمداد کرده و به جای رقابت با ان احزاب به بهانه جلب دينداران به دنبالچه احزاب دينی تیديل شده اند .


تاتيرات اين انتخابات بر مناسبات ميان دولت امريکا و دولت ايران

نتايج انتخابات ميان دوره ائی در عرصه سياست خارجی را ميتوان به شکل زير خلاصه کرد : پايان سياست " يکه تازی " و " دکترين جنگ گرم " نئوکانيسم و بازگشت به دکترين جنگ سرد در مورد ايران و کره . به نظر من اين انديشه که نتايج انتحابات پيروزی سياست " عادی شدن مناسبات با جمهوری اسلامی است " با واقعيت خوانائی ندارد. همه شواهد بر اين نکته تاکيد دارند که اکثريت رهبران دو حزب دمکرات و جمهوری خواه هوادار " مناسبات عادی " ميان ايران و امريکا نيستند . اختلاف ميان نئوکان های و مخالقين در حوزه سياست خارجی در خاورميانه و اسيای ميانه بر سر دو استراتژی "جنگ سرد بر پايه اتتلافات" در برابر "جنگ گرم و يکه تازی" بوده است .
تا هتگاميکه دولت احمدی نژاد در ايران زمام امور را در دست دارد و خاور ميانه عرصه تاخت و تاز جنبش های سياسی افراطی اسلامی است و بلاخره تا زمانيکه مليونها ايرانی تاراضی در خارج از کشور افکار عمومی جهان را بر عليه جمهوری اسلامی روزانه تهيج می کنند ، سياست عادی شدن متاسبات ايران و امريکا که توسط افليت بسيار کوچکی در سنا و مجلس نمايندگان دنبال می شود شانس موفقيتی نخواهد داشت .
ورود تيم بيکر به صحنه سياست خارجی بازگشت يکی از مجرب ترين تيم های سياسی به ان صحنه است . از ويژگی اين تيم ، فدرت و نبوغ انان ايجاد در جبهه های و اتنلافات بزرگ و هم جانبه برای پيشبرد استراتژی جنگ سرد می باشد .
تخم تجريه عراق که پس از جنگ توسط گروههای نئوکان ها و گروههای قومی کرد در خاک عراق اگاهانه پاشيده شد ، امروز توسط نيروهای گوناگون از جمله گروههای کرد ، گروههای افراطی دينی ابياری شد ه و شرائط برای تجزيه عراق به سرعت اماده می گردد . در حاليکه در شعارههای رسمی " اتحاد عراق " به شعار تبليغاتی همه تمام دولت های جهان در خاورميانه و از جمله دولت امريکا تبديل شده است ليکن واقعيات پشت پرده سخن از وجود گروههای قدرتمند در عراق ، کشورههای همسايه عراق و ديگر کشورههای درگير دارد که هوادار تجزيه عراق اند .
عراق تنها به گرد ناسيونايسم عرافی ميتواند متحد بافی به ماند و هيچ نشانی از از وچود ناسيوناليسم فدرتمندی در عراق موجود نيست . ناسيوناليسم نميتواند بر بستر تسلط گفتمان فومی ، جدل های دينی و در سايه " اشغال نظامی کشور رشد و نمو نمايد .
در چنين شرائطی پيشبرد برنامه "جنگ سرد" در رابطه با ايران با بغرنجی فراوانی روبرو است و استراتژی درازمدتی را می طلبد . بايد ديد که مهندسی سياسی امريکا چگونه در فالب يک برنامه استراتژيک واحد به دو موضوع ياد شده پاسخ خواهند داد .
توجه به دو موضوع ياد شده برای تنظيم سياست نيروهای دمکراتيک ايران اساسی است . زيرا چنانچه استراتژی سياست خارجی بوش پدر جايگزين سياست خارجی نتوکان ها گردد ، ما شاهد شکل گيری جبهه های گوناگونی در خاورميانه بر عليه ايران در بستر يک استراتژی درازمدت خواهيم گشت .

احمد تقوائی
نوامبر 2006


مطلب‌های دیگر از همین نویسنده در سایت آینده‌نگری:


منبع: آینده نگر


بنیاد آینده‌نگری ایران



چهارشنبه ۵ ارديبهشت ۱۴۰۳ - ۲۴ آوریل ۲۰۲۴

احمد تقوائی

+ برنامه حزب مدرن و آینده نگر – بخش دوم  احمد تقوائی

+ مهم ترین مولفه های برنامه یک حزب سیاسی مدرن کدامند ؟   احمد تقوائی

+ عیدی زهرآلود سپاه پاسداران به مردم ایران   احمد تقوائی

+ آقای روحانی : مسئولین نوشتن محو اسرائیل به روی موشک ایران را به مردم معرفی کنید  احمد تقوائی

+ خطاب به جوانان ایران : چرا نباید در انتخابات مجلس خبرگان شرکت کرد  احمد تقوائی

+ یک پیام کوتاه و مهم:‎تغیر نقشه خاورمیانه   احمد تقوائی

+ لزوم مقاوت در برابر شورای نگهبان‎  احمد تقوائی

+ نگاهی به خاورمیانه از منظر یک خاورمیانه ای  احمد تقوائی

+ حمله به کنسولگری عربستان و رمالان سیاسی ما  احمد تقوائی

+ پشتیبانی از " گروه همبستگی برای دمکراسی و حقوق بشر" در انتخابات مجلس .  احمد تقوائی

+ داعش چیست  احمد تقوائی

+ نقدی بر " التزام به قانون اساسی" و "قانون گرائی"   احمد تقوائی

+ پیام فاجعه عراق و موضوعات فراموش شده آن   احمد تقوائی

+ پاسخ به رد صلاحيت ها : سازمان دادن کارزار مبارزه با نظارت استصوابی   احمد تقوائی

+ کارشناسان سیاسی ما   احمد تقوائی

+ آغاز کارزار برای پایان دادن به نظارت استصوابی   احمد تقوائی

+ سیاست آینده نگرها نسبت به انتخابات ریاست جمهوری چه بايد باشد؟  احمد تقوائی

+ پاسخ مردم به رد صلاحيت نامزدهای انتخاباتی   احمد تقوائی

+ ايران و خطر جنگ مذهبی در خاورميانه  احمد تقوائی

+ آينده نگران و انتخابات :   احمد تقوائی

+ محکوم کردن دولت عراق کافی نيست!  احمد تقوائی

+ جنگ لیبی : تجاوزی به دمکراسی   احمد تقوائی

+ فراخوان انحرافی   احمد تقوائی

+ دخالت دولت عربستان در بحرين و سکوت اپوزيسيون   احمد تقوائی

+ جامعه مدرن و احزاب مدرن ( بخش نخست)   احمد تقوائی

+ ستاد های نوين اميد و تغیير  احمد تقوائی

+ اگر انتخابات دو مرحله ای شود  احمد تقوائی

+ مشروطه دوم : گفتمان جمهوری حقوق بشر   احمد تقوائی

+ مشروطه دوم : گفتمان جمهوری حقوق بشر   احمد تقوائی

+ مناظره موسوی – احمدی نژاد، يک روايت دو شيوه   احمد تقوائی

+ موسوی و يارانش کيستند ؟   احمد تقوائی

+ بگذار جهانيان باز بگويند : اين صدای خدای ابراهيم است. سخنی با پيروان اهل سنت  احمد تقوائی

+ چگونه بايد در انتخابات مشارکت کرد ؟   احمد تقوائی

+ سرنوشت دمکراسی و انتخابات رياست جمهوری  احمد تقوائی

+ احمد تقوائی ژانويه 2004: "ملی- سهامی" شدن نفت : طرحی برای عدالت و توسعه   احمد تقوائی

+ احمد تقوائی ژانويه 2004: "ملی- سهامی" شدن نفت : طرحی برای عدالت و توسعه   احمد تقوائی

+ انتخابات رياست جمهوری و واکنش نیروهای دموکرات - سکولار   احمد تقوائی

+ خطای بزرگ دولت اسرائيل ( 1)   احمد تقوائی

+ دعوت به جنگ و تجاوز : خيانت يا سياست  احمد تقوائی

+ درسهای انتخابات حزبی امريکا برای جنبش دمکراسی ايران   احمد تقوائی

+ جنبشی با نام اوباما  احمد تقوائی

+ پاسخ به نامه های   احمد تقوائی

+ ائتلاف ضد جنگ و انتخابات مجلس   احمد تقوائی

+ در پشتِبانی از "کميته دفاع از انتخابات آزاد"   احمد تقوائی

+ مهاجران سياسی سرگردان (بخش 1)   احمد تقوائی

+ جايگاه نهادهای مدنی قومی در جنبش های ضد تبعيض *  احمد تقوائی

+ جايگاه ازادي اديان در سکولاريسم و لايسيته   احمد تقوائی

+ بحران سوسيال – دمکراسی و احزاب آينده نگر *  احمد تقوائی

+ يادداشتهائی پيرامون اثرات انتخابات ميان دوره ائی امريکا بر ايران   احمد تقوائی

+ تا سه نشه بازی نشه: ناسيوناليسم عاميانه نفتی   احمد تقوائی

+ جنبش رفراندم و   احمد تقوائی

+ يادداشتهائی پيرامون پايان نظام تک قطبی جهانی  احمد تقوائی

+ "انسان گلوبال " پارادايم قرن بيست و يکم   احمد تقوائی

+ نکاتی پيرامون برنامه ترقی خواهان آينده نگر ايران  احمد تقوائی

+ انتخابات : پيام ها و پيامد ها :  احمد تقوائی

+ جنبش رفراندام : رژيم حقوقی و حقيقی اش   احمد تقوائی

+ جامعه مدرن و احزاب مدرن   احمد تقوائی

+ انتخابات امريکا و   احمد تقوائی

+ "انسان گلوبال " پارادايم قرن بيست و يکم   احمد تقوائی



info.ayandeh@gmail.com
©ayandeh.com 1995