Iranian Futurist 
Iranian Futurist
Ayandeh-Negar
Welcome To Future

Tomorow is built today
در باره ما
تماس با ما
خبرهای علمی
احزاب مدرن
هنر و ادبیات
ستون آزاد
محیط زیست
حقوق بشر
اخبار روز
صفحه‌ی نخست
آرشیو
اندیشمندان آینده‌نگر
تاریخ از دیدگاه نو
انسان گلوبال
دموکراسی دیجیتال
دانش نو
اقتصاد فراصنعتی
آینده‌نگری و سیاست
تکنولوژی
از سایت‌های دیگر


تا سه نشه بازی نشه: ناسيوناليسم عاميانه نفتی

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Facebook Twitter Google Yahoo Delicious بالاترین دنباله

[12 Aug 2006]   [ احمد تقوائی]

 


اگوست 2006


 


 در يک  صد ساله گذشته ، درامد دولت از  نفت سه بار در فاصله نسبتا کوتاهی افزايش چشم گيری  داشته است .


نخستين بار  اين پديده  در سالهای 1313-1314  شمسی در دوران رضا   شاه  ظاهر گرديد .  در سالهای 1351-53  ايران  برای دومين بار شاهد چنين پديده ائی  گشت  و اکنون سومين باری است  که  جامعه ما چنين  رخدادی   را از سر می گذراند . در حاليکه حوادثی که  پس از چنين رخدادی  در دوران های مختلف  در ايران  پديد امدند ، دارای ويژگی های زمانه خود  بودند ،  ليکن شباهتهائی را نيز ميان انان  ميتوان سراغ گرفت .


 


 افزايش  تصاعدی درامد  دولت  غالبا  تاتيرات  متفاوت و گاه  منضادی را  بر جای می گذارد ازجمله :


1-      تعميق شکافهای طبقاتی


2-     گسترش دامنه  فساد اقتصادی 


3-     افزايش نرخ  تورم  که  طبقات محروم و بويژه مزد بگيران را به شدت تحت فشار شکننده ائی قرار میدهد.


 


با اين همه در ايران اترات افزايش   درامد نفت به موضوعات ياد شده  محدود نگرديده  بلکه موجب  تغيرات اساسی در پاراديم های فکری در  جامعه و سياست های حاکمان  نيز  بوده است . اين تغيرات در دو موضوع خود را جلوه گر ساخته است :


الف : تغير پاردايم  ذهنی از " جامعه فقير و مردم فقير"   به " جامعه غنی و مردم فقير"


ب : پيدايش  پديده ائی  که ميتوان انرا ناسيوناليسم عاميانه – نفتی يا ناسيوناليسم دولتی نام نهاد .


 


 اقزايش تصاعدی درامد دولت  در  سالهای  1313 – 1314  فضای مساعدی را برای  شکل گيری  ناسيوتاليسم عاميانه رضا شاهی  پديد اورد.  در اين راستا  ميتوان از تغير در سياست  خارجی  دولت رضا شاه  و سمت گيری با ا لمان هيتلری  ، تشديد تبعيضات قومی  ،  گسترش  سياست های ديکتاتور منشانه و افزايش  فساد اقتصادی نام برد .


امار دقيقی از ميزان نارضايتی مردم از دولت رضاشاهی  و حرکت های اعتراضی  در سالهای   1315- 1320  در دست نيست . ليکن  انقدر هست که می توان گفت که وقتی رضا شاه مجبور به ترک ايران گشت ، اشکی برای او ريخته نشد .  حتی ارتش شاهنشاهی نيز فشنگی  در  دفاع از  او هدر نکرد . مقالات و مطالب نشريات  سالهای 1320 تا 1324 از نوعی انزجار جامعه از  دولت رضا شاه  پيش از ترک ايران سخن می گويد.  انزجاری که  وليعهد ان دوران را مجبور به عذر خواهی از مردم نسبت به  کارهای پدرش نمود .


نتيجه انکه شش سال بعد از افزایش در امد نفت  رضا شاه با ورود متفقين مجبور به ترک مملکت گرديد و جامعه ما نخستين تجربه  ناسيوناليسم دولتی – نفتی  را پشت سر نهاد.


 


در سالهای (1351- 1353) با  افزايش تصاعدی  درامد دولت ، ناسيوناليسم دولتی – نفتی   به شکل ديگری در جامعه ظهور کرد.  کوروش از خواب بيدار گرديد و ارواح سربازانش  در جشن های 2500 ساله به رژه  پرداختند . شاه از امپرياليسم سرخ و سياه سخن گفت و  پهلويسم رضا شاهی به  اريامهريسم ارتقا يافت  ، سلطنت  نقش ژاندارمی منطقه را  طلب کرد و  ارتش را به عمان روانه ساخت  . زهر حزب رستاخيز به خون جامعه استبداد زده  تزريق  گرديد  و فساد اقتصادی چون سرطانی کالبد نظام سياسی را به تباهی  کشاند. پيرامون تاثيرات  افرايش درامد نفت بر اقتصاد ايران مقالات فراوانی نوشته شده است . غالب  نويسندگان به  مهاجرت پرشتاب  روستائيان به  شهرهها و پيدايش حلبی ابادها اشاره کرده  و انان را از عوامل مهمی در شکل گيری انقلاب بهمن به حساب اورده اند. با اين همه،   شگفتی اين بود  که انقلاب بهمن را کسی  نمیتوانست  انقلاب روستائی به حساب اورد . انقلابی بود که شهرههای بزرگ به مراکز اصلی ان تبديل گرديده و اقشار گوناگون شهری ، اقشار مرفه و نيمه مرفه  و حتی اکثريت روشنفکران  ايران در صفوف  همراهان ان  جای گرفتند.


 


با لا رفتن درامد نفت در  نيمه اول دهه 50 به تبديل دولت به مهم ترين وام دهنده جامعه  و ايجاد سپاه عظيمی از بدهکاران به او انجاميد  . هزاران موسسه کوچک ، متوسط  و برزگ  بدون وجود مديريت مجرب تنها به دليل وام های کم بهره  در اقصی نقاط کشور پا به عرصه وجود نهادند . وام های گوناگونی تجت عنوان مسکن ، سفر به خارجه و ... در اختيار کارمندان قرار گرفت . امری که نياز به اقزايش دایمی دستمزدهها و فاينسس مجدد تهادهای تاز ه پا  را به امری اساسی در رشد اقتصادی مبدل  ساخت.


از اينرو  نباید جای تعجبی  باشد که در جامعه ائی که توسعه و گسترش  اقتصادی به اقزايش دایمی درامد نفت وابسته می گردد، با تابت شدن يا تنزل قيمت نفت ( 1954-1956 )  با نارضايتی عمومی روبرو گرديده و دولت به عنوان مهم ترين طلبکار مورد انزجار فشرهائی قرار می گيرد که  از اقرايش درامد نفت بهرمند گرديده بودند .  


 


با افزايش درامد نفت و گسترش قضای اقتصادی نياز به اصلاحات  در حوزه سياست و هم خوانی  ان  با شتاب توسعه اقتصادی  به يکی از چالش های مهم جامعه تبديل می گردد . در حاليکه انعطاف  و انبساط پذيری  چامعه دمکراتيک سبب می  گردد که در چنين شرائطی  حوزه سياسی به تواند خود را با فضای نوين توسعه اقتصادی   منطبق سازد ،  در کشورهای استبدادی شتاب توسعه اقتصادی به جدائی نظام سياسی از جامعه و تمرکز بيشتر قدرت در دست گروه کوچکی می انجامد . جکومت  استبداد  سرمست از قدرت اقتصادی به دست امده  خود را در مقام  قدر قدرتی باز میيابد که هيچ نيروئی را قدرت  مقابله با او  نیوده  و نيازمند پاسخگوئی به احدی نيست . به همين خاطر پادشاهی که در عنفوان  جوانی با عذر خواهی از استبداد پدر تاج پادشاهی به سرنهاد، با بی پروائی دستور داد :  هر کس با  حزب من  نيست از مملکت  خارج شود . ليکن مردم بدون خروج از کشور تنها   او را رها ساختند . سلطنتی که گسترش استبداد داخلی به سرعت انرا به انزوا کشانيد بود، در عرصه بين المللی نيز  با  شکست نيکسون و پيروزی کارتر  بی يار و ياور گرديد .


 جنبش ضد سلطنتی به سرعت در جامعه  غليان کرد و در فاصله ائی کمتر از شش سال  سلطنت محمد رضا شاه  نيز  بر دوش ارواح بيرون امده از تاريخ  مجبور به ترک مملکت گرديد و جامعه  دومين تجربه ناسيوناليسم عاميانه نفتی را پشت سر نهاد .


 


اکنون  جامعه ما برای سومين دوره تجربه  افزايش تصاعدی بودجه دولتی را پيش رو دارد . اينبار نيز چون گذشته  طبل  ناسيوناليسم عاميانه در جامعه در فالب يکرشته شعارهای توخالی پيرامون انرژی اتمی توسط اقای احمدی نژاد به صدا درامده  و چشمان گروه نسبتا بزرگی  از مردم را کور و نابينا کرده است . جالب اينست که اوای چنين طبلی بر گوش برخی از مخالفين حکومت نيز خوش امده و  بازار کالاهائی که به صفت ملی خود را می ارايند از گرمی ويژه ائی برخوردار شده است .  گروههای قومی خواست های خود را تحت  نام خواستهای ملی به بازار اورده  و حتی گروههای  غير دينی نيز ميکوشند در عصر گلوباليسم  کالهایای خود را تحت نام  جمهوری ملی ، دمکراسی ملی ، همبستگی ملی ، نهاد ملی ، سلطنت ملی  و حتی حقوق بشر ملی  به بازار عرضه کتند .


اينبار نيز چون گذشته ، ناسيوناليسم عاميانه با گسترش استبداد پيوند خورده و تلاش گروههای افراطی حکومت برای نابودی دستاوردهای جنبش مردم در ده سال گذشته اقزايش بی سابفه يافته است .


اينبار نيز چون گذشته فساد اقتصادی  به سرعت کالبد جامعه سياسی  را مسموم می کند و سران نهادهای گوناگون دولتی برای چنگ انداختن به درامدهای نفتی از هيچ کوششی فرو گذار نمیکنند .


 


در روياروئی با  ناسيوناليسم عاميانه، اپوزيسيون ايران غالبا دچار سردرگمی گرديده و از تنظيم سياست درستی در روياروئی با ان ناتوان می گردد . نخستين اشتباه  عدم توجه به اين موضوع است که ناسيوناليسم عاميانه تنها يک توطئه دولتی نبوده بلکه پديده ائی ايست که بخشی از جامعه، بويژه نخبگان  را برای مدتی در بند خود گرفتار می سازد .


 


ناسيوناليسم عاميانه دولتی  تنها يکی از وجوه  تغير پارادهای ذهنی جامعه قلمداد می گردد . جلوه ديگر ان افزايش  سطح انتظارات و درخواست های عمومی از دولتی  است  که  در نگاه  عمومی  اکنون  ثروت عظيمی را در انحصار خود دارد.


تغير پاراديم ذهنی از "جامعه فقير و مردم فقير" به  "جامعه غنی و مردم فقير"   نقش مهمی را در تحول  نارضايتی ها ی عمومی  به حرکت های  سياسی ايفا می کند. فقر در هيچ کشوری به تنهائی  محرک تحولات بزرگ اجتماعی نگرديده  است ، بلکه  پيدايش اميد برای حل ان در چارچوب امکانات جامعه ان  محرک  قدرتمندی است که بستر خيزش های عمومی را فراهم می اورد . 


اگر در جامعه فقير ، دولت اصلی عامل فقر جامعه قلمداد می گردد در در جامعه ائی غنی و مردم فقير دولت به عامل اصلی فقر و تباهی در انظار جلوه می کند . جامعه ديگر نه در ذهنيت روشنفکر و نه در افکار عمومی حائلی ميان فقر و دولت نيست . در چنين دورانی هر درخواست اقتصادی به سرعت شکل سياسی به خود گرفته و  دولت يا جناحهای ان را  اماج حمله خود  قرار می دهد . فشارهای اقصادی به هر شکلی و دليلی که پديد ايند، در انظار عمومی به عنوان  محصولات بی واسطه  سياست  غير عادلانه دولت جلوه می کنند .


 


افزايش تصاعدی درامد دولت  همواره  با  تورمی کمرشکن همراه گرديده و  مزدبگيران از مهم ترين قربانيان ان بوده اند . ترخ رسمی تورم غالبا  بازگو کننده اين فشارهها  نيست . در حاليکه گسترش سوبسيد های دولتی غالبا  به عنوان  راهکاری برای تقليل فشار بر طبقات محروم  عرضه می گردد ، خود به تورم شتاب بيشتری بخشيده و  اقتصاد را  در يک مدار بسته غير قابل علاجی  قرار می دهد .


 


 از مهم ترين اثار تورم تيره گشتن اينده در انظار  اکثريت مردم است  که غالبا به  نا اميدی اقشار وسيع مردم از  نظام سياسی حاکم منجر می گردد. اثار اين ناميدی  در زمانی که قيمت دارائی های ثابت  با سرعت بی سابقه ائی اقرايش مییابد  به شکاف های طبقانی  شکلی نفرت انگيزی بخشيده و زمينه ساز پيدايش نيروی تخريب کننده ائی  در جامعه میگردد که  حکومت گران را در کشورههای استبدادی  اماج هدف قرار خود فرار می دهد .  


افزايش تصاعدی درامد دولت در کشورههای استبدادی  که دارای زيرساختارها ی لازم برای توسعه اقتصادی نيستند ، غالبا به صورت شوکی به کالبد جامعه وارد میگردد و  دولت های استبدادی ناتوان از بسيج نيروهای جامعه برای مقابله با انند. تجربيات کشورهای گوناگون جهان از جمله کره ، مالزی و حتی چين بروشنی نشان می دهد که هنگاميکه اهنگ رشد اقتصادی شناب می گيرد ، هنگاميکه شوک های گوناگون به انبساط فضای فعاليت های اقتصادی در جامعه می انجامد،  تنها رفرم های اساسی  در راستای باز شدن فضای سياسی ميتواند موانع لازم را  در برابر انفجارهای اجتماعی پديد اورد.


 


 در گذشته  در شرط بند يهای کودکان اصطلاح " تا سه نشه بازی نشه " رواج فراوان داشت . افزايش تصاعدی درامد نفت در تاريخ صد ساله گذشته دو بار زمينه ساز سقوط دو حکومت قدرتمند  در ايران گرديد. ايا امروز ميتوان معمای شرط بندهای دوران کودکی را بياد اورد ؟  به طور يقين تاريخ در چند سال اينده پاسخی به اين معما خواهد داد.


 


احمد تقوائی


ataghvai@hotmail.com


 


 


 


 


 


مطلب‌های دیگر از همین نویسنده در سایت آینده‌نگری:


منبع:


نسخه‌ی چاپی ارسال اين مطلب به دوستان


[نظر دهید]    [تعداد نظرهای ثبت شده در پیوند با این مطلب: 1] 


.

مقاله‌ی بسیار خوبی است و خواندن آن را به دوستان پیش‌نهاد می‌کنم. با سلام به احمد تقوایی گرامی.
[ بابک]   [ 2006-08-18 05:49:03 ]    []

بنیاد آینده‌نگری ایران



سه شنبه ۳۰ آبان ۱۳۹۶ - ۲۱ نوامبر ۲۰۱۷

احمد تقوائی

+ عیدی زهرآلود سپاه پاسداران به مردم ایران   احمد تقوائی

+ آقای روحانی : مسئولین نوشتن محو اسرائیل به روی موشک ایران را به مردم معرفی کنید  احمد تقوائی

+ خطاب به جوانان ایران : چرا نباید در انتخابات مجلس خبرگان شرکت کرد  احمد تقوائی

+ یک پیام کوتاه و مهم:‎تغیر نقشه خاورمیانه   احمد تقوائی

+ لزوم مقاوت در برابر شورای نگهبان‎  احمد تقوائی

+ نگاهی به خاورمیانه از منظر یک خاورمیانه ای  احمد تقوائی

+ حمله به کنسولگری عربستان و رمالان سیاسی ما  احمد تقوائی

+ پشتیبانی از " گروه همبستگی برای دمکراسی و حقوق بشر" در انتخابات مجلس .  احمد تقوائی

+ داعش چیست  احمد تقوائی

+ نقدی بر " التزام به قانون اساسی" و "قانون گرائی"   احمد تقوائی

+ پیام فاجعه عراق و موضوعات فراموش شده آن   احمد تقوائی

+ پاسخ به رد صلاحيت ها : سازمان دادن کارزار مبارزه با نظارت استصوابی   احمد تقوائی

+ کارشناسان سیاسی ما   احمد تقوائی

+ آغاز کارزار برای پایان دادن به نظارت استصوابی   احمد تقوائی

+ سیاست آینده نگرها نسبت به انتخابات ریاست جمهوری چه بايد باشد؟  احمد تقوائی

+ پاسخ مردم به رد صلاحيت نامزدهای انتخاباتی   احمد تقوائی

+ ايران و خطر جنگ مذهبی در خاورميانه  احمد تقوائی

+ آينده نگران و انتخابات :   احمد تقوائی

+ محکوم کردن دولت عراق کافی نيست!  احمد تقوائی

+ جنگ لیبی : تجاوزی به دمکراسی   احمد تقوائی

+ فراخوان انحرافی   احمد تقوائی

+ دخالت دولت عربستان در بحرين و سکوت اپوزيسيون   احمد تقوائی

+ جامعه مدرن و احزاب مدرن ( بخش نخست)   احمد تقوائی

+ ستاد های نوين اميد و تغیير  احمد تقوائی

+ اگر انتخابات دو مرحله ای شود  احمد تقوائی

+ مشروطه دوم : گفتمان جمهوری حقوق بشر   احمد تقوائی

+ مشروطه دوم : گفتمان جمهوری حقوق بشر   احمد تقوائی

+ مناظره موسوی – احمدی نژاد، يک روايت دو شيوه   احمد تقوائی

+ موسوی و يارانش کيستند ؟   احمد تقوائی

+ بگذار جهانيان باز بگويند : اين صدای خدای ابراهيم است. سخنی با پيروان اهل سنت  احمد تقوائی

+ چگونه بايد در انتخابات مشارکت کرد ؟   احمد تقوائی

+ سرنوشت دمکراسی و انتخابات رياست جمهوری  احمد تقوائی

+ احمد تقوائی ژانويه 2004: "ملی- سهامی" شدن نفت : طرحی برای عدالت و توسعه   احمد تقوائی

+ احمد تقوائی ژانويه 2004: "ملی- سهامی" شدن نفت : طرحی برای عدالت و توسعه   احمد تقوائی

+ انتخابات رياست جمهوری و واکنش نیروهای دموکرات - سکولار   احمد تقوائی

+ خطای بزرگ دولت اسرائيل ( 1)   احمد تقوائی

+ دعوت به جنگ و تجاوز : خيانت يا سياست  احمد تقوائی

+ درسهای انتخابات حزبی امريکا برای جنبش دمکراسی ايران   احمد تقوائی

+ جنبشی با نام اوباما  احمد تقوائی

+ پاسخ به نامه های   احمد تقوائی

+ ائتلاف ضد جنگ و انتخابات مجلس   احمد تقوائی

+ در پشتِبانی از "کميته دفاع از انتخابات آزاد"   احمد تقوائی

+ مهاجران سياسی سرگردان (بخش 1)   احمد تقوائی

+ جايگاه نهادهای مدنی قومی در جنبش های ضد تبعيض *  احمد تقوائی

+ جايگاه ازادي اديان در سکولاريسم و لايسيته   احمد تقوائی

+ بحران سوسيال – دمکراسی و احزاب آينده نگر *  احمد تقوائی

+ يادداشتهائی پيرامون اثرات انتخابات ميان دوره ائی امريکا بر ايران   احمد تقوائی

+ تا سه نشه بازی نشه: ناسيوناليسم عاميانه نفتی   احمد تقوائی

+ جنبش رفراندم و   احمد تقوائی

+ يادداشتهائی پيرامون پايان نظام تک قطبی جهانی  احمد تقوائی

+ "انسان گلوبال " پارادايم قرن بيست و يکم   احمد تقوائی

+ نکاتی پيرامون برنامه ترقی خواهان آينده نگر ايران  احمد تقوائی

+ انتخابات : پيام ها و پيامد ها :  احمد تقوائی

+ جنبش رفراندام : رژيم حقوقی و حقيقی اش   احمد تقوائی

+ جامعه مدرن و احزاب مدرن   احمد تقوائی

+ انتخابات امريکا و   احمد تقوائی

+ "انسان گلوبال " پارادايم قرن بيست و يکم   احمد تقوائی



info@ayandehnegar.org
©Ayandehnegar 1995