Iranian Futurist 
Iranian Futurist
Ayandeh-Negar
Welcome To Future

Tomorow is built today
در باره ما
تماس با ما
خبرهای علمی
احزاب مدرن
هنر و ادبیات
ستون آزاد
محیط زیست
حقوق بشر
اخبار روز
صفحه‌ی نخست
آرشیو
اندیشمندان آینده‌نگر
تاریخ از دیدگاه نو
انسان گلوبال
دموکراسی دیجیتال
دانش نو
اقتصاد فراصنعتی
آینده‌نگری و سیاست
تکنولوژی
از سایت‌های دیگر


اقتصاد فرا مادی!

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Facebook Twitter Google Yahoo Delicious بالاترین دنباله

[04 Jan 2015]   [ دکتر شیرزاد کلهری ]

 


اگر به تبلیغات رادیو تلویزیونهای سوئد توجه کنید. در فاصله ی هر یک تبلیغات اقتصادی یک تبلیغ انسانی و کمکی به مردم فقیر جهان اجرا می شود. جالبی این تبلیغات در این نیست که تعداد این تبلیغات زیاد هستند. بلکه در این است که تبلیغات بشر دوستانه  دیگر از عرصه ی غذا و پوشاک گذشته و به عرصه های نوینی رسیده است. این عرصه نشاندهنده ی یک تکان جدیدی در دنیاست که به این نوع کمک ها توجه دارد. هر چند که این کمک ها هنوز جنبه ی انسان دوستانه دارند. ولی در جاهائی از این عرصه گام را فراتر گذاشته اند.


در عرصه های انسان دوستانه نیز تحولاتی صورت گرفته که با عرصه های سابق متفاوت است. مثلا حالا تبلیغات نه برای گرسنگی و تشنگی بلکه کمک مالی برای عمل جراحی بچه هائی که لبهای معیوبی دارند و یا کودکانی که تحت تاثیر محیط های کثیف چشمانشان به تراخم مبتلا شده و مهمتر از همه درست کردن مدرسه و کلاس درس برای آنهاست. باز هم قدری فراتر رفته به حیوانات مریض و دست و پا شکسته نیز کمک می شود.


اینها نشانه هائی است که بیانگر فراتر رفتن شعور انسانی در کشورهای پیشرفته می باشد. این امر بر این گواه است که در روزگاری نه چندان دور شاهد باشیم که کمک های انسان دوستانه نه برای سیر کردن شکم و کمک های پزشکی به آدمها، و یا مدرسه سازی، بلکه بیشتر متوجه این باشد که چرا مثلا بچه های سومالیائی تلفن موبایل ندارند و یا رایانه ی آنها چرا اینقدر عقب افتاده است. کارخانه های سیمان سازی فلان مملکت چرا دود کرده، محیط زیست را خراب می کند.


مسالمت آمیزتر و برتر از این اینترناسیونالیسم را نه مارکس و انگلس و نه لنین و تروتسکی به خواب دیده اند. که نه آدمکشی توش است و نه زندانهای سیبری! اشتباه نگیریم آنچیزی که من اینجا مطرح می کنم منظورم کمک دول جهان برای پذیرفتن پناهندگان نیست که هدفشان از آن به دست آوردن نیروی کار ارزان باشد. و از سوی دیگر ناله سر کنند که آری ما اینهمه پناهنده وارد کردیم و نمی توانیم کمک بیشتری به گرسنگان فلان کشور بکنیم. بلکه منظور من بیشتر مردم عادی کشورهای پیشرفته است. که از درآمدهای کوچک و بزرگشان سهمی را برای مردم جهان به کناری می گذارند. این را نباید قابل ستایش دانسته، ایده آلیزه اش کرد. بلکه اینرا بایستی سیری دانست که دارد جزو ضمیر انسانهای مدرن کنونی می شود. که ما آنرا مدیون تمدن دیجیتالی کنونی هستیم. چرا؟


بچه های کنونی بیشتر از پیر و پاتال های قدیمی که دارای افکاری ژنده و دربداغون هستند، می فهمند که در کشورهای فقیر چه می گذرد. وقتی بچه ی هفت ساله به پدرش می گوید که بابا من از تو عیدی نمی خواهم! پولش را بده برای خانواده ای در سنگال لباس و یا بز و الاغ بخر! بچه این اطلاعات را از کجا یاد گرفته است؟ طبیعی است که بچه اینرا از اینترنت و یا موبایل خودش فراگرفته است. بچه های فقیر را با تصویر و فیلم در یوتیوب می بیند و وجدان انسانی اش بپا می خیزد. و به پدرش هم با این عمل نشان می دهد که هم آگاه است و هم وجدان برتر از او را داراست. این نظفه ی آگاهی جمعی بشر متمدن کنونی است. و همین کودک فردا براحتی از فرستادن الاغ به فرستادن کامپیوتر روی خواهد آورد. چرا که در آن موقع خودشان از لنزهای الکترونیکی بهره مندند. این لنزها توی چشم کار گذتشته خواهند شد و خواهند توانست همه چیز را تشخیص داده و توضیح دهند. این لنز ها برای زبانهای مختلف زیر نویس خواهند داشت. آنها با این لنزها خواهند توانست هر چیزی را که کامپیوتر و مبایلشان انجام میدهد انجام دهند و حتی بیشتر از اینها یعنی خواهند توانست هر چیزی را که در حین عبور خود از خیابانها می بیند به حافظه شان بسپارد. وقتی چیزی و یا کسی را می بیند که از خاطرش رفته که او و یا آن چیست و چه کسی است؟ آن لنز به او یادآور خواهد کرد که او مثلا حسین مولا مسئول سایت بسیار پر محتوای آینده نگر است و تو سی سال پیش او را در دانشگاه استکهلم دیده ای. با او درباره ی فلان چیز صحبت کرده ای و الا آخر.


بالاخره برای بچه های آینده این سئوال پیش خواهد آمد که «بچه های فلان ده در بنگلادش چرا حداقل موبایل و کامپیوتر ندارند؟ و او شرم خواهد کرد که میلیونها بچه در این دنیای مدرن، بجای بازی با آی فون و سامسونگ و بجای اینکه سایت های مختلف را بگردند و چیز یاد بگیرند، با خاک بازی میکنند و تراخم میگیرند!» این شعار بچه های چند صباح دیگر است. بچه های دویست سال بعد اصلا به این جور چیزها هم فکر نخواهند کرد. بلکه به چیزهائی فکر خواهند کرد که ما در خواب هم ندیده ایم. آنموقع خواهند گفت: نفرین بر پدران ما که اینهمه احمق و نادان بودند و به اندازه ی یک جو شعور نداشتند که بدانند کمکی که به مردم فقیر می کنند باعث آرامش و راحتی خودشان نیز بود. من که از هم اکنون از آیندگان شرمنده ام! شما را نمی دانم!      دکتر شیرزاد کلهری


 


مطلب‌های دیگر از همین نویسنده در سایت آینده‌نگری:


منبع:


بنیاد آینده‌نگری ایران



جمعه ۴ فروردين ۱۳۹۶ - ۲۴ مارس ۲۰۱۷

دکتر شیرزاد کلهری

+ آفریدگار دیجیتالی  دکتر شیرزاد کلهری

+ یک جرم تاریخی و یا یک گناه!  دکتر شیرزاد کلهری

+ انقلاب فرانسه و ایران کنونی!  دکتر شیرزاد کلهری

+ اقتصاد فرا مادی!  دکتر شیرزاد کلهری

+ کارل مارکس و پایان فلسفه!  دکتر شیرزاد کلهری

+ کورش در کرات دیگر هنوز زنده است !  دکتر شیرزاد کلهری

+ هر تیکه از بدن ما از ستاره ای آمده است!  دکتر شیرزاد کلهری

+ آخرین دفاع مقدس از دل و روده!  دکتر شیرزاد کلهری

+ آینده از آن ما نیست  دکتر شیرزاد کلهری

+ اعدام مغزها  دکتر شیرزاد کلهری

+ نوستالژی زمان از دست رفته  دکتر شیرزاد کلهری

+ گذر زمان!  دکتر شیرزاد کلهری

+ پرسه در پسکوچه های گوگل  دکتر شیرزاد کلهری

+ وحید گرامی درود!  دکتر شیرزاد کلهری

+ زوال طبقه ی کارگر و پیروزی آچار!  دکتر شیرزاد کلهری

+ تاریخ و انقلاب سبز و جهان تکنولژی!  دکتر شیرزاد کلهری

+ جهان دارد مثل اجنه ها رفتار می کند  دکتر شیرزاد کلهری

+ بزودی سوسک می شویم!  دکتر شیرزاد کلهری

+ ارزش اضافی و انقلاب دیجیتالی  دکتر شیرزاد کلهری

+ انسان بزرگ، جهان کوچک، جهان بزرگ، انسان کوچک  دکتر شیرزاد کلهری

+ انفجار بزرگ و ظهور زمان و مکان  دکتر شیرزاد کلهری



info@ayandehnegar.org
©Ayandehnegar 1995