Iranian Futurist 
Iranian Futurist
Ayandeh-Negar
Welcome To Future

Tomorow is built today
در باره ما
تماس با ما
خبرهای علمی
احزاب مدرن
هنر و ادبیات
ستون آزاد
محیط زیست
حقوق بشر
اخبار روز
صفحه‌ی نخست
آرشیو
اندیشمندان آینده‌نگر
تاریخ از دیدگاه نو
انسان گلوبال
دموکراسی دیجیتال
دانش نو
اقتصاد فراصنعتی
آینده‌نگری و سیاست
تکنولوژی
از سایت‌های دیگر


روایت مختصری از نوجوانی (قسمت دوم)

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Twitter Google Yahoo Delicious بالاترین دنباله

[26 Jan 2017]   [ داوید لوبروتون برگردان آریا نوری]

آیین های رازآموزی[1] در جوامع سنتی

« هرچه قدر هم که درد و رنجی که ما می بردیم زیاد بود و اضطرابمان بیشتر می شد ، باز هم کسی به کناره گیری فکر نمی کرد. من هم درست مثل بقیه بودم و این فکر حتی لحظه ای به ذهنم خطور نمی کرد . . . من هم به نوبه ی خودم می خواستم متولد شوم . . . دوباره متولد شوم . . . » )کامارا لی ، کودک سیاه[2](

معیارهایی که دنیای بزرگسالی و ورود به آن را تعریف می کنند بدون شک در هر جامعه ای متفاوت است. این معیارها بر اساس آیین هایی متفاوت در پاره ای از جوامع و بر اساس مراحلی متفاوت و تدریجی در سایر جوامع مشخص می شوند. این مراحل اغلب به صورت نامحسوس انجام گرفته و در نتیجه نوجوان را از حالت تعلیقی که ممکن است در آن قرار بگیرد و آسیب هایی که به وی وارد شود در امان نگاه می دارد. از جمله ی این مراحل می توان به جدا شدن از والدین و یا ازدواج اشاره کرد. البته در صورتی که این مراحل زود انجام گیرند نشانه ی خروج از دنیای کودکی خواهند بود و نه ورود به دنیای بزرگسالی و بلوغ. پس از اینها نوبت به تولد کودک اول می رسد ، سپس ازدواج کودک اول ، تامین مخارج خانواده ، مسئولیت های اجتماعی یا مذهبی و در نهایت مرگ پدر. در پاره ای از موارد هم این مساله پیش می آید که شخصی بزرگسال از دنیا می رود بدون آنکه مراحل فوق را گذرانده باشد و به همین علت وی را به عنوان فردی بالغ به حساب نمی آورند. ( گلوزوسکی،1995[3](

بلوغ اجتماعی ماهیتی مبهم داشته و در نتیجه به مفاهیمی فرهنگی بستگی دارد که راه های بی شماری برای رسیدن به آن در دسترس است. آیین هایی که در پاره ای از جوامع انجام می گیرند تنها بخشی از مسیرهایی هستند که کودک را با گذراندن از نوجوانی وارد دنیای بزرگسالی می کنند. در جوامعی که با این مسیرها آشنایی دارند ، پیشروی در زندگی به واسطه ی مراحلی گوناگون صورت می گیرد ، مراحلی که هر کدام به واسطه ی آیینی جداگانه در طول زندگی شخص مشخص می شود. بدین سان تنش هایی که ممکن است در بطن یک جامعه وجود داشته باشد سرکوب شده و کودک راهی را در پیش می گیرد که روزی والدینش و قبل از ایشان نیاکانش پیموده اند. به این ترتیب وی هم سرانجام به جایگاهی مشابه آن ها می رسد. (گودلیه2003[4])

آیین های ورود به دوران بزرگسالی در بسیاری از جوامع صورت نمی پذیرد. مفهوم نوجوانی همیشه و برای همه کس قابل شناسایی و شناساندن نیست. مقدمات ورود به دوران بزرگسالی به نسبت هر جامعه کاملا متغیر است و بلوغ الزاما نشانه ی اصلی آن به حساب نمی آید. در نظر دختران آداب و مراسم مخصوص پسران بسیار بهتر و برتر از آداب مختص به خودشان است. ( بندیکت،1950[5]) البته در پاره ای از جوامع آیین های دختران و پسران تفاوتی ندارد. آیین های موجود بنا به ذات و ماهیت مرحله ای بسیار حساس و قابل توجه برای رسیدن به بلوغ اجتماعی بر مبنای مراحلی گوناگون هستند. این آیین ها هویت اجتماعی مرد و زن را شکل می دهند. در همین راستا ، آیین های فوق دختر یا پسر نوجوان را پرورش داده و بعضا ظرف چند روز یا چند هفته دختر یا پسر نابالغ را به مرد یا زنی بالغ مبدل می کنند.

رد ها و دردها[6]

آیین های رازآموزی به معنای تغییر مفرط جایگاه فرد در جامعه و امکان دسترسی وی به دانشی بالاتر و جایگاهی متناسب در زندگی آینده ی وی است. اغلب کودکانی را که قرار است پا به مرحله ی بزرگسالی بگذارند از خانه های اصلی خود و پدر و مادرشان جدا کرده و ایشان را به مکان های مخصوصی می برند تا تحت نظر بزرگان جامعه ( قبیله ) آموزش های لازم را دیده و برای مسئولیت هایی که قرار است بعدا در جامعه ایفا کنند آماده شوند. در بستری مذهبی مفاهیم وجودی فردی و جمعی را به ایشان می آموزند. آن ها به صورت انفرادی یا گروهی تحت نظر بزرگان جامعه برای مدتی زندگی می کنند ، این فرایند نقشی اساسی در پذیرش جامعه ای که این کودکان در آن زندگی می کنند به وسیله ی ایشان دارد.

جایگاه متفاوت مردان و زنان در جوامع مذکور سبب می شود اغلب آیین های مرتبط با ایشان به نسبت نقشی که قرار است در آینده در جامعه بر عهده بگیرند متفاوت باشد. پسرها از زیر نظر مادران خود جدا شده و تحت نظر مردان در می آیند. بسته به سنت جامعه ، مراسم ممکن است از یک روز تا یک ماه یا بیشتر به طول بیانجامد. در برخی از جوامع هم گذار به مرحله ی بزرگسالی تا بلوغ ممکن است به واسطه ی مراحلی گوناگون و مدت دار تا ده سال به طول بیانجامد. مردان اجازه ندارند تا قبل از تمام شدن این دوره _ یعنی بین 30 تا 40 سالگی _ ازدواج کنند. بر عکس ، دختران باید بین 10 تا 15 سالگی ازدواج کنند ، ولی برای اینکه به جایگاه زنی کامل دست یابند باید مراحل بیشتری را پس از ازدواج از سر بگذرانند.( گلوزوسکی،1995)

در اکثر مواقع تغییراتی که در دوران بلوغ در بدن نوجوان شکل می گیرد، سبب تغییر جایگاه وی در اجتماع و نقشی که در آن بر عهده دارد می شود. یکی از مشخصه های دوران بلوغ _ به خصوص برای دختران _ درد است ، دردی که بعضا سبب می شود تا در برخی جوامع ، نگاهی بد از طرف سایرین به ایشان انداخته شود. درد در این دوره از زندگی کنشگری[7] اجتماعی است که نه تنها وضعیت اجتماعی فرد را تغییر می دهد بلکه وی را وارد بستری جدید از زندگی می کند. در این دوره از زندگی است که رابطه ای که فرد قبلا با زندگی داشته به طور کامل متحول می شود. ( لو بروتون ، 2010) درد می تواند منشائی برای توضیح درد ها و درگیری های باشد که نوجوان در دوران بلوغ با آن ها دست و پنجه نرم می کند. از حالا به بعد ، نوجوان بنا به جامعه ای که در آن زندگی می کند، تغییراتی را در بدن خود می پذیرد که ممکن است دردناک باشند : سوزاندن بدن ، شلاق خوردن ، اخته شدن ، خالکوبی ، اپیلاسیون ، سوراخ کردن گوش و . . . در اصل در این دوره ی جدید زندگی با بدن انسان رفتاری مشابه یک تنه ی درخت می شود : تنه را قطع می کنند ، قسمت های اضافی آن را می برند و هر کس به دلخواه خود آن را برش می دهد . . . تغییراتی که با توجه به بستر آیینی و فرهنگی جامعه در بدن نوجوان صورت می گیرد _ حال ممکن است این تغییرات به میل وی باشند یا خیر _ ابزاری برای ایجاد تغییر در وی هستند ، تغییری که او را تا آخر عمرش همراهی خواهد کرد. ( وان گنپ[8]، 1981)

واکاوی معنایی[9]

آیین عبور از دوران کودکی به نوعی یک واکاوی معنایی است ، یک تغییر بدنی که در طول آن با استفاده از درد به عنوان استعاره ای شخصی و نشانه گذاری روی بدن ، جایگاه جدیدی به فرد در جامعه اعطا می شود.

مقاومت در برابر درد و بی تفاوتی در برابر ترس نشانه ایست از کنترلی که نوجوان روی خود دارد و تسلطش بر رخداد هایی که در اطراف وی رخ می دهد. برای مثال نوجوانی به نام کامارا لی در کشور گینه قرار است به زودی دوران کودکی خود را پشت سر گذاشته و وارد دوران نوجوانی شود. قرار است به زودی برای وی و تعدادی از دوستان هم سن و سالش آیین مخصوص مردم گینه _ ختنه _ برگزار شود. او با وجود اینکه نگران است، می گوید : « من به خوبی می دانم که درد خواهم کشید ولی دلم می خواهد مرد شوم و در این راه حاضرم هر دردی را تحمل کنم. دوستان هم درست مثل من فکر می کنند و در این راه از هیچ چیز گریزان نیستند.» ( لی[10]، 1953)

شدت دردی که به فرد وارد می شود سبب تغییر هویت وی ، مرگ نمادین و تولدی دوباره ، خروج از دوران کودکی و تولد مرد یا زنی کامل می شود. دورکیم به این مساله اشاره می کند که درد قدرتی متبرک دارد : « یک پسر به وسیله ی تحمل درد است که تبدیل به یک مرد می شود. وی هیچگاه به اندازه ی زمانی که این درد را تحمل می کند وارد دوران " مردانگی " نمی شود.» درد در اصل مدرسه ایست که جوهره ی وجودی مرد یا زن به واسطه ی آن شکل می پذیرد . وی در این دوره بی اعتنایی به دنیا و عدم وابستگی به آن را می آموزد ، مساله ای که می تواند برایش به مثابه نوعی مذهب باشد. آیین ها از آن جهت که در برابر دیدگان پا دقت تمامی اعضای جامعه ( دهکده) انجام می پذیرد ، اهمیت بسیار بالایی دارد. با تحمل درد و رنج و کمر خم نکردن و نشان دادن شجاعت و دلاوری خود به سایر اعضای گروه ، نوجوان نشان می دهد که مرحله ی کودکی را از سر گذرانده است.

بدن نوجوان در این مرحله دیگر به خودش تعلق نداشته و جزئی از کل جامعه به شمار می رود ( لوبروتون، 2011). به همین منوال شخص از تعلقات قبلی خود خارج شده ،قدرت های جدیدی در جامعه و امکان تقابل پیدا کردن با دیگران را به دست می آورد. تغییرات فیزیکی و ظاهری بدن و سختی آیین های موجود سبب بروز ماهیتی صد در صد متفاوت در فرد می شود. شخص در این حالت وارد مرحله ای بین کودکی و بزرگسالی می شود و به این ترتیب به بلوغ اجتماعی می رسد.

بازمتولد شونده ها

آیین هایی که در مرحله ی گذار به نوجوانی صورت می پذیرند عموما مرتبط با کسب دانشی جدید هستند ، در اصل در این مرحله است که بزرگسالان دانش های خود را به نوجوان انتقال می دهند تا وی بتواند نقش جدید خود در جامعه را به خوبی ایفا کند. نوجوان در این مرحله اطلاعات اساسی و پایه ای در مورد جامعه ی خود را به دست می آورد ، بزرگترها تکالیفش را به وی یاد می دهند ، برخی مواقع زبانی پنهانی را به وی می آموزند ، به او رقصیدن و آواز خواندن را یاد می دهند و . . . ارزش هایی که به نسل های مختلف منتقل می شوند یکسان هستند چرا که وابسته به فرهنگی یگانه هستند که با گذشت زمان دچار تغییر یا افول نمی شود. کودکی که به تازگی متولد می شود، اگر توسط پیرترین فرد قبیله یا جامعه آموزش داده شود هم هیچ تفاوتی با سایرین نخواهد داشت. تغییرات به آرامی صورت گرفته و تغییری در ماهیت جامعه به وجود نمی آورند ، لزوم آموزش قوانین جامعه و ارزش های آن به نسل جوان امری بدیهی است. آنچه که جوانان امروزی در زندگی انجام می دهند همان چیزی است که اجدادشان در گذشته آموخته اند و همان چیزییست که نوادگان ایشان در آینده انجام خواهند داد. آیین های گذار از مرحله ی کودکی در بستری از نقش های محدود اجتماعی صورت می گیرد. در این جوامع شخص به خودش تعلق ندارد ، شخصیت وی در خدمت جامعه اش قرار می گیرد حتی با وجود اینکه هر کس شخصیت منحصر به فرد خود را حفظ می کند. در این مورد می توان به سخنان ماس [11] اشاره کرد :

« انسان ها در واقع شحصیت هایی هستند که نقششان نشان دادن ماهیت کلی جامعه ایست که به آن تعلق دارند.»

در جوامع ما که هویت فردی دیگر وجود خارجی ندارد ، قوانین جمعی برای همه به اجرا در می آید. در جوامع امروزی ما دیگر صحبت از " ما " است نه " من" به صورت شخصی. این " ما" ی جمعی به صورت کلی تعیین کننده رفتارهای کلی جامعه بر اساس جنسیت ، سن ، تعلقات و وابستگی های خانوادگی و . . .است. گذار از مرحله ی کودکی برای اشخاص بسیار شیرین است چرا که آن ها می دانند به واسطه ی این تغییرات وارد عرصه ی جدیدی از زندگی خود می شوند. در این مرحله از زندگی است که شخص به خوبی احساس می کند که جامعه کاملا او را به حساب آورده و برایش نقش هایی جدید تعریف می کند. آیین های گذار از مرحله ی کودکی و ورود به نوجوانی به نوعی بازسازی نمادین مرگ و به دنبال آن تولدی دوباره _ اینبار با هویتی جدید _ هستند. جامعه ( قبیله ) نقشی فوق العاده حیاتی در شکل گیری هویت نوجوان ، ورود وی به جامعه و تقابلش با سایرین ایفا می کند.

شخصی که مرحله ی آیین ها را پشت سر می گذارد دیگر هیچگاه در مورد اهداف زندگی خود سوال نکرده و نقش خود به عنوان یک مرد یا یک زن را در جامعه می پذیرد. به واسطه ی همین آیین ها و تغییراتی که در بدن فرد در دوران بلوغ حاصل می گیرد ، وی وارد جامعه ی مردان یا زنان می شود. از این دوره به بعد نوجوان اهمیت بسیار زیادی به تصویر ذهنی که سایرین از وی دارند و صحبت هایی که در موردش می کنند می دهد. در جریان این آیین ها بعضا پیش می آید که اسم جدیدی برای نوجوان انتخاب کنند که نشانی باشد بر تولد دوباره اش ، چرا که وی دیگر شخصی بزرگسال با هویتی جدید است. پسرها پس از دوران بلوغ مادران خود را برای زندگی در جامعه ی مردان ترک می گویند. شخص در این دوره تولدی دوباره را تجربه می کند و شرایط زندگیش به طور کامل دچار تحول می شود. سایرین هم از وی توقع دارند تا تنها ظرف مدت چند روز قوانین زندگی جدیدش را بیاموزد.





دورانی زنانه

دختران در بین زنان بزرگ شده و در کارهای خانه به ایشان یاری می رسانند. بلوغ دختران تدریجا و به مرور زمان صورت می گیرد و ایشان را برای ازدواج و بچه دار شدن آماده می کند. در اصل می توان مساله را اینچنین عنوان کرد که ورود پسران به دنیای مردان ناگهانی و محسوس و ورود دختران به دنیای زنان تدریجی و نامحسوس است. در ساموا[12] ، فعالیت های خانگی و مراقبت از نوزادان به دختران خانواده سپارده می شود. گذار به مرحله ی نوجوانی به آرامی و بدون انقطاع صورت می گیرد. در اصل تنها تفاوتی که بین یک دختر نوجوان به سن بلوغ رسیده و خواهر کوچکش وجود دارد ، تفاوت فیزیکیست. هیچ چیز نمی تواند در تشخیص گروهی نوجوان که آیین های مخصوص را گذرانده اند و گروهی دختر که مثلا قرار است دو سال دیگر آیین های فوق را سپری کنند، به ما کمک کند. ( مید[13]،1962)

مید در نوشته های خود به آرامش موجود در دوران نوجوانی در برخی قبایل و جوامع کوچک و تنش بسیار زیاد این دوران زندگی در جوامع مدرن ما اشاره می کند. وی اشاره ی مستقیم می کند به آرامش موجود در دوران نوجوانی در جوامع کوچک ، لذتی که نوجوانان از این دوران می برند ، تلاشی بسیاری که همه گان انجام می دهند تا نوجوان این دوران را با نهایت راحتی و آسایش سپری کند، تعریف مشخصی که او از ماهیت مرد و زن دارد ، نبود سرکوبی جنسی ، حضور پررنگ خانواده ، تعریف دقیق مفاهیم تولد و مرگ برای نوجوان توسط اعضای خانواده و . . . .

وانگهی ، اولین قائدگی نشان دهنده ی آغاز تغییر جایگاه دختر در جامعه است. در برخی جوامع یا قبایل، در طول این مدت دختر را در جایی دور از دیگران نگه می دارند. برای مثال در قبیله ی آراپش [14] زمانی که دختر به قائدگی می رسد ، وی را به اتاقی دور از دسترس سایرین می برند ، لباس ها ، جواهرات و همه ی تعلقات فیزیکی اش را از وی جدا کرده و آن ها را در اختیار سایر دختران می گذراند. هدف از اینکار قطع کامل ارتباط دختر با گذشته اش است. پس از مدت سه روز دختر از انزوا خارج شده و علائم مخصوص روی بدن وی گذاشته می شود. دختران نوجوان در قبیله ی آپارش ها خیلی زود ازدواج می کنند ، به همین سبب چند سال اول ازدواج زیر نظر مادر شوهر و سایر اقوام همسر قرار می گیرند و ایشان در کارها به این دختران یاری می رسانند. ( مید ، 1963) آخرین محله ی گذار برای دختران جوان توسط شوهران ایشان صورت می گیرد. بدین صورت که شوهر وی غذایی مخصوص برای وی طبخ می کند. بر خلاف پسران ، با ورود به دوران بلوغ ، کوچکترین تغییری در زندگی روزانه ی دختران شکل نمی گیرد. با تمام این اوصاف جوامع مختلف برداشت های متفاوتی نسبت به قائدگی دختران و زنان دارند. برخی از آن ها خون ناشی از اولین قائدگی را برامده از وحشت و هراس و پاره ای دیگر آن را یک نشانه در نظر می گیرند. برای مثال برخی از اقوام هندی دحتر را پس از رسیدن به سن بلوغ بعضا تا چندین سال در جایی دور از بقیه منزوی می کنند تا وی با کسی در تماس نباشد چرا که وی در این دوره می تواند برای هر مردی خطرناک باشد. علاوه بر آن به جای لباس معمولی ، تن این دختران با پوست حیوانات مختلف پوشانده می شود. برعکس در بین اقوام آپاش ، بزرگان قبیله در برابر صفی از دختران تازه به بلوغ رسیده راه می روند تا آن ها بدن ایشان را لمس کنند. از نظر بزرگان قبیله این تماس ماهیتی مقدس دارد( بندیکت،1950). در این بستر خاص ، بلوغ نشانه ایست که نشان می دهد شخص وارد مرحله ای تازه از زندگیش شده است.


[1] Initiation

[2] Camara Laye, L’enfant noir

[3] Glozcwezski

[4] Godelier

[5] Benedict

[6] Traces et Douleures

[7] Acteur

[8] Van Gennep

[9] Une chigurgie du sens

[10] Laye

[11] Mauss

[12] Samoa

[13] Mead

[14] Arapesh

قسمت اول:

مطلب‌های دیگر از همین نویسنده در سایت آینده‌نگری:


منبع: 127


بنیاد آینده‌نگری ایران



پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۶ - ۱۷ اوت ۲۰۱۷

ستون آزاد

+ کابینه دوم روحانی فرهاد یزدی

+ صادق خلخالی به روایت دخترش 

+ مریم میرزاخانی و مهدی علوی شوشتری حسین باقرزاده

+ از ژن برتر تا بابای بند باز رضارخشان

+ پرنسیب سیاسی را از احمدی نژاد باید آموخت رضارخشان

+ آیا جنگ بین ایران و عربستان - یک بلوف سیاسی از سوی امریکا نیست؟ م - ر ایران

+ راه ملت فرهاد یزدی

+ هیچ دلیلی برای خوش بینی به آینده خاورمیانه نیست / جنگ بزرگ بعدی در راه است 

+ ما و تمدن‌زدایی جهانبگلو

+ برای آناهیتا دختر مریم دکتر محسن طاهری دمنه

+ اتحاد برای ایجاد جنگ فرهاد یزدی

+ استالین و منطق صوری میثم خسروی*:

+ موازنه قدرت فرهاد یزدی

+ علوم انسانی خصلتاً مزاحم است سارا شریعتی

+ تبریک به کتاب در جستجوی یحیی دکتر شیرزاد کلهری

+ آقازاده ای که ولیعهد شد  رضا علوی

+ صدای پای بحران در کانون دانایی 

+ چرا باید علوم انسانی بخوانیم؟ سارا شریعتی

+ آینده نه چندان دور ایران فرهاد یزدی

+ دانشگاه به‌مثابۀ شرکت چندملیتی 

+ بلبشوی نظام همزمان با وقایع تعیین کننده قطر فرهاد یزدی

+ ما این بودیم دکتر شیرزاد کلهری

+ چین چهره جهان را تغییر می‌دهد؟ 

+ روشنفكری پژوهی اکرمی، موسی

+ دوره ی مارکس و دوره ی ما دکتر شیرزاد کلهری

+ درنکوهش از شرکت در انتخابات محمّد امینی

+ بیانیه ­ی جمعی از آینده پژوهان کشور در حمایت از دولت تدبیر و امید 

+ امنیت در عصر هسته ای - بخش سوم - ایران فرهاد یزدی

+ امنیت در عصر هسته ای - بخش دوم فرهاد یزدی

+ امنیت در عصر هسته ای - بخش نخست فرهاد یزدی

+ برگزاری همه‌پرسی با استفاده از امکانات نظام ولایت فقیه علی صدارت

+ مرز میان «فرار مغزها» و «قرار مغزها» وحید احسانی

+ جایگاه روابط عمومی در دوره مدرنیته مریم سبحانی فرد

+ ترامپ و نظام اسلامی فرهاد یزدی

+ آیا وجه اصلی «فرار مغزها» وجه «مکانی/جغرافیایی» آن است؟  وحید احسانی

+ اندیشۀ سیاسی چیست و به چه دردی می‌خورد؟ 

+ هنر گفت و گو ـ آرک دیلی با ساسکیا ساسِـن- برگردان آرش بصیرت

+ سایه اقتصاد بر سر سیاست. محسن رنانی

+ سوریه، کره شمالی و نظام اسلامی فرهاد یزدی

+ چگونه مشکلات سیاست خارجی را کاهش دهیم؟. محمود سریع القلم

+ ترامپ و دنیای پساحقیقت كن ويلبر

+ امکان تجزیه ایران؟ فرهاد یزدی

+ خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد؟! محمّد امینی

+ دل‌واپسانِ آزادی! جعفر پارساپور

+ همه پرسی برای تعیین سرنوشت نظام اسلامی فرهاد یزدی

+ اعلان بی طرفی سپاه فرهاد یزدی

+ انتخابات سال 96 فرهاد یزدی

+ ترامپ و امنیت ملی ایران فرهاد یزدی

+ اتحاد ترکیه با عربستان فرهاد یزدی

+ تلاش در راه کاستن از تنش با عربستان فرهاد یزدی

+ اراده ملی = آشتی ملی  فرهاد یزدی

+ به سوی افزایش تنش فرهاد یزدی

+ پيش‌دبستاني و آموزش با زبان مادري محور توسعه عدالت آموزشي دکتر محسن رنانی

+ تجزیه در منطقه و نقش ایران فرهاد یزدی

+ روایت مختصری از نوجوانی (قسمت دوم) داوید لوبروتون برگردان آریا نوری

+ روایت مختصری از نوجوانی (قسمت اول) داوید لوبروتون برگردان آریا نوری

+ فراز پدیده ملت در سیاست ایران فرهاد یزدی

+ روند تحولات سپاه فرهاد یزدی

+ ما و نان گندم نما و جو فروش دکتر محسن رنانی

+ "منافع مشترک" نیرنگی کهنه! خیانتی پویا! علی صدارت

+ خلاء قدرت در نظام اسلامی فرهاد یزدی

+ خطای بزرگ سیاستی دکتر محسن رنانی

+ آماده سازی سپاه پاسداران برای پر کردن خلاء قدرت فرهاد یزدی

+ لیبرالیسم و مسألۀ عدالت نگاهی به سیر ظهور لیبرالیسم و نولیبرالیسم در جهان و ایران گفت و گو با موسی اکرمی

+ جنبش برای دموکراسی یا سرنگونی؟ دکتر همایون مهمنش

+ تندروی و یا رشد پوپولیسم – بخش سوم فرهاد یزدی

+ تندروی و یا رشد پوپولیسم - بخش دوم فرهاد یزدی

+ تندروی و یا رشد پوپولیسم - بخش نخست فرهاد یزدی

+ انقلاب منابع آشکار در هزاره سوم: چالش‌ هستی‌شناختی اطلاعات غلامرضا سالارکیا

+ باروری مساعدتی، فناوری‌های ژنتیک و ژنومیک، و زندگی خانوادگی مارتین ریچاردز / ترجمۀ: محمد معماریان

+ حادثه ای بی سابقه در پایگاه نوژه و تحول بزرگ در خاورمیانه  رضا علوی

+ جامعه شناسی، انسان شناسی، مردم شناسی محمد الیاس قنبری

+ کیمیا علیزاده؛ وقتی با مدال المپیک به خانه برگردد 

+ طلای حسن یزدانی باعث ۱۰ پله صعود کاروان ورزش ایران شد 

+ چرا از افراد موفق متنفریم؟ ترجمه زینب آرمند

+ محور روسیه - ترکیه فرهاد یزدی

+ راز کشتار تابستان ۶۷ در زمستان ۵۷ نهفته است  رضا علوی

+ کتاب اسطوره‌شناسی آسمان شبانه: تخیلاتی با منابع مجعول رضا مرادی غیاث آبادی

+ پاسخ دکتر وکیلی به نقد رضا مرادی غیاث‌آبادی بر کتاب اسطوره‌شناسی آسمان شبانه دکتر وکیلی

+ ادامه دسیسه برای انحلال ارتش فرهاد یزدی

+ هشداری به ارتش فرهاد یزدی

+ اقتصاد ایران در آستانه بن بست/ دولت ابزار لازم برای خروج از رکود را ندارد/ از فرصت برجام برای سرمایه‌گذاری استفاده نشد محسن رنانی

+ کودتا در عصر نوین فرهاد یزدی

+ احتمال درگیری نظامی  فرهاد یزدی

+ امنیت ملی در رابطه با فساد فرهاد یزدی

+ مقاومت زن دربرابر ایدئولوژی مردسالار در نمایشنامة قصة زمستان از شکسپیر 

+ نقش استقلال در وقایع اخیر اروپا و تفکر در آموزه‌هایی برای ایران علی صدارت

+ سیاست عربی نظام اسلامی فرهاد یزدی

+ پدیده ترامپ و انتخابات در آمریکا نادر اسکوئی

+ بده و بستان بی نتیجه فرهاد یزدی

+ نجات یافته - داستان واقعی بابک پایدار

+ نظم پنهان اسلامى كردن علوم انسانى در ايران  جمشيد قراجه داغى

+ گفتاری درباره‌ی رخدادهای هویت‌ساز 

+ مسابقه پیامکی آینده پژوهی در مرداد ماه برای برنده شدن جایزه با حضور مورفر و سافتر در مقابله با چالش سالخوردگی جمعیت 

+ اتاق‌های فکر استانی؛ الگویی برای تعامل دولت، جامعه و دانشگاه سلیمان پاک سرشت

+ از یاخچی آباد تا نازی آباد رضا علوی

+ افزایش احتمال برخورد داخلی فرهاد یزدی

+ نخستین گام در راه آشتی ملی فرهاد یزدی

+ مجلس خبرگان فرهاد یزدی

+ جنگ افزار هسته ای و امنیت ملی در عصر "شهادت" فرهاد یزدی



info@ayandehnegar.org
©Ayandehnegar 1995