Iranian Futurist 
Iranian Futurist
Ayandeh-Negar
Welcome To Future

Tomorow is built today
در باره ما
تماس با ما
خبرهای علمی
احزاب مدرن
هنر و ادبیات
ستون آزاد
محیط زیست
حقوق بشر
اخبار روز
صفحه‌ی نخست
آرشیو
اندیشمندان آینده‌نگر
تاریخ از دیدگاه نو
انسان گلوبال
دموکراسی دیجیتال
دانش نو
اقتصاد فراصنعتی
آینده‌نگری و سیاست
تکنولوژی
از سایت‌های دیگر


عقل و توسعه یافتگی

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Twitter Google Yahoo Delicious بالاترین دنباله

[23 Nov 2016]   [ حسین عرب ]

عقل و توسعه یافتگیکشور عزیز ما ایران اکنون در لحظه ای از زمان قرار گرفته که باید آن را جزو خطیرترین لحظات تاریخ دانست. تاریخ، تمدن، ثروت، جمعیت، وسعت و قدرت بالقوه جامعه ایرانی با وضعیت موجود آن تطبیق نمی کند. بدون شناخت عمیق و درک دقیق نسبت به وضعیت موجود هیچ راه برون رفتی از این وضعیت محقق نخواهد شد. جامعه ما نیازمند اقدامات اساسی در جهت تحول و تغییر در روش ها است. در جهان معاصر نیروی انسانی متخصص و ماهر نیاز مبرم توسعه و تحول است. عقلا نیت علم و دانایی یکی از عوامل مهم توانایی و قدرت کشورهاست.
انسان فطرتا کمال جوست و توسعه تعریف جدیدی است از تکامل بشری، توسعه یافتگی یک انتخاب و تصمیم است که باید هیات حاکم، نخبگان و یک ملت برگزینند. پایه هر تصمیم شناخت است و شناخت از جهان بینی و نظام ارزشی حاکم بر جامعه و قدرت تعقل و محاسبه تصمیم گیرنده منبعث می شود.
در حالی که در ابتدا لفظ توسعه بعد اقتصادی آن را در نظر عامه تداعی می کند در واقع معنی و مفهوم توسعه گسترده تر است و به طور کل همه ساختارهای جامعه را پوشش می دهد.
می توان توسعه را این چنین تعریف کرد: توسعه فرآیندی است پویا و مبسوط مبتنی بر رشد و تکامل هدفمند، همسو، هماهنگ و متوازن همه ساختارهای جامعه اعم از ساختارهای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، نظامی، سیاسی و شخصیتی و انسانی، که در صورت تحقق آن جامعه احساس سعادت خواهد کرد. بدیهی است این احساس سعادت متناسب با سیستم اعتقادی و جهان بینی هر جامعه متفاوت خواهد بود توسعه با توجه به ابعاد فراگیر آن می تواند مورد تایید همه ادیان باشد این خود بحث مفصلی است که تحقیقات گسترده ای را می طلبد، این مقاله مبانی عقلی توسعه را مورد توجه قرار خواهد داد.
بدیهی است در کشور عزیز ما ایران که ریشه مذهب قوی و جامعه از فرهنگ دینی مستحکم برخوردار است باید به نسبت بین دین و توسعه حساس باشیم واضح است این مهم بر عهده بزرگان حوزه دین و دانشگاه است که در یک کار مشترک و گروهی این مهم را به طور دقیق و کاربردی تبیین و تئوری های آن را تدوین نمایند. اما آن چه در این مختصر می توان بدان اشاره کرد این است که.
۱) دین یک مجموعه اصول و احکام منطقی و عقلی است و نه مجموعه سنن انباشته شده که با سنت های احتمالا غیر منطقی اجتماعی و تاریخی ممزوج شده است.
۲) می شود دین دار بود و در عین حال به سیستم، نظم، صنعت و بوروکراسی قوی و هویت مستحکم دست پیدا کرد زیرا همان گونه که در خلقت، سیستم و نظم وجود دارد در زندگی اجتماعی نیز این مهم ضروری است.
۳) مبانی عقلی توسعه یافتگی اصولی ثابت هستند و نمی شود با آنها سلیقه ای برخورد کرد و می بایست مستقل از نظام ارزشی به عنوان بدیهیات علمی به آنها پرداخت و توجه داشته باشیم که توسعه یافتگی الزاما جامعه را به طرف سکولا ریسم نمی برد، صنعتی شدن الزاما جامعه را بی دین نمی کنداسلا م دینی است که هم دنیا و هم آخرت بشریت را مورد عنایت قرار داده است.
بررسی نقشه آرایش فضایی مناطق توسعه یافته در جهان متاسفانه مبین این مطلب تلخ است که اغلب کشورهای جهان اسلا م در این فضا جایگاهی ندارند و این نکته مهمی است که عمیقا باید ریشه یابی شود.
چنین به نظر می رسد که مجموعه اصولی چون علم گرایی، اجتماع نظر نخبگان، هویت مستحکم، فرهنگ اقتصادی غنی، آرامش سیاسی، نظام قانونی و نظام آموزشی پویا و تفکر استقرایی مخرج مشترک توسعه یافتگی است و در جوامع توسعه یافته این مبانی مستقل از نوع نظام ارزشی حاکم پیاده و نهادینه شده است و البته این بدان معنی نیست که نظام ارزشی نادیده گرفته شود بلکه از آن جا که هر نظام ارزشی سعادت دنیا و آخرت بشر را آرزو می کند مغایرتی نخواهند داشت.
لا زمه توسعه علم و دانش و آگاهی است جهت کلی جامعه باید جهت علم گرایی باشد. سوال این است که چگونه می توان یک جامعه علمی را شناخت؟ جامعه در شرایطی هویت علمی تحقیقاتی می یابد که به صورت نهادی پدیده های انسانی و طبیعی را بشناسد و این شناخت را در جهت منافع عمومی به کارگیرد.
شاید معیارهای زیر را بتوان به عنوان روش شناخت این جوامع بیان نمود:
۱) در این جوامع تصمیم گیری بر پایه شناخت انجام می شود.شناخت قطعا متاثر از ارزش های حاکم بر جامعه خواهد بود و مبتنی بر نیروی عقل و محاسبه تصمیم گیرندگان شکل می گیرد. بدیهی است در این جا عقل ارزشی و عقل محاسبه گر به یک معنی تلقی شده است. شناخت باید به کاربرد بینجامد و نکته ای که باید مورد توجه قرار گیرد این است که هویت حاکم علمی- تحقیقاتی در نظام بین الملل کنونی با انگیزه های مادی شکل گرفته است و برای دخالت انگیزه های معنوی در این هویت معنا گرایان می بایست بتوانند مبانی تئوریک لا زم را تبیین و تدوین نمایند به نحوی که مورد اقبال عملی جهان قرار گیرد و اگر نه سخنی که به جز گوینده خریدار ندارد به لحاظ علمی و عقلی فاقد ارزش کاربردی تلقی می شود.
۲) در این جوامع توسعه یک امر کاملا جدی تلقی می شود زیرا توسعه و بهینه سازی نیازمند شناخت توانایی ها، امکانات، نیروهای بالقوه و بالفعل بوده و پیگیری جدی توسعه ایجاب می کند بین توانایی ها و اهداف قابل حصول توازن و تعادل مستمر وجود داشته باشد و لا زمه شناخت تعادل و توازن، بینش عالمان، تحقیق پژوهشگران و ارزیابی نقادانه این دو گروه از هم است.
بسیار واضح است که توسعه قبل از آنکه به پول، سرمایه، ماشین و کارخانه و تکنولوژی و ارتباطات و مدیریت وابسته باشد به فکر، اندیشه، تعقل و شناخت عینی از راه بررسی و تحقیقات احتیاج دارد، جامعه ای که در آن اهداف بدون در نظر گرفتن توانایی و امکانات تعریف می شود و در مرحله عمل تحقق آن در ظرف زمانی تعیین شده محقق نمی شود در واقع در امر توسعه جدی نیست. جامعه ای که به محققین و متفکران خود بها نمی دهد، علم و تحقیق در آن خریدار ندارد در واقع در عزم توسعه جدی نیست و فقط شعار می دهد و شعاری که بر واقعیت مبتنی نباشد گمراه کننده است.
۳) کارکرد گرایی جامعه: جوامع توسعه یافته و علمی کارکرد گرا هستند بدین معنی که تصمیم گیری براساس ویژگی های تخصص و کارشناسی افراد است. تمامی نقش ها در این جامعه تعریف شده و دارای حدود و اختیارات هستند. در یک جامعه کارکرد گرا برخوردها غیر سلیقه ای مدت دار، تخصصی تابع محاسبات عقلی و با پشتوانه تحقیق، شناخت و مشورت و توجه به عینیات خواهد بود.
۴) پویایی و خلا قیت نظام آموزشی: همانطور که گفته شده بزرگترین سرمایه هر جامعه منابع طبیعی و درآمد ملی و شاخص هایی از این نوع نمی باشند بلکه مردم کیفی، با تحصیلا ت و متدین و با فرهنگ و هنر و ذهنیت مستعد برای شکوفایی انسانی است.
و در یک نظام آموزشی از بدو ورود و ابتدا تا آخرین دوره های تخصصی: اخلا ق علمی، اخلا ق اجتماعی - برداشت مناسب از منافع شخصی و منافع اجتماعی، شیوه برخورد با معضلا ت و سایر نیازمندی ها به طور مستقیم و غیر مستقیم آموزش داده می شود. یک نظام آموزشی پویا علم و معرفت و تحقیق را به جامعه میآموزند. اندیشه ها ، برخوردها و روش های نو و بدیع و خلا ق را می آموزند.
۵) نقش کلیدی متفکران و کارشناسان در تصمیم گیری در جوامع علمی وتوسعه یافته چنان برجسته است که در واقع هیچ تصمیمی بدون کارشناسی میدان عمل نمی یابد. نخبگان و متفکران و کارشناسان جامعه سازماندهی و مبانی توسعه را تدوین و مجریان این مبانی را عملیاتی می کنند و هرگز تصمیمات آنی ولحظه ای ، غیر کارشناسی که تابع احساس و دیگر مسائل باشند در یک جامعه علمی امکان عمل نمی یابد.
۶) آینده نگری جامعه در سطوح، برنامه ریزی، قانونگذاری و اجرایی از ویژگی های جوامع توسعه یافته است. آینده نگری باید به شناخت امکانات وتوانایی ها به فکر منتقدان و کارشناسان و نیز به فرهنگ عقلا یی در سطح جامعه متکی باشد.
در واقع آینده نگری موتور حرکت علم و تحقیق است و باید همه برنامه ها با نگاه به آینده تدوین شود به نحوی که برنامه ریزان حداقل صد سال آینده را ببینند.
۷) ارتباط رقابتی با محیط بین المللی در کشورهای توسعه یافته یک ارتباط علمی، تکنیکی و تحقیقاتی است تحقیقات درباره طبیعت، منابع طبیعی روش های تامین بهداشت روانی - افزایش صادرات، تقلیل قیمت ها، ایجاد کانون گرم خانواده، روش های رشد فرهنگی و ... از جمله موضوعاتی هستند که در میدان رقابت بین المللی تقدم و تاخر کشورها را تعیین می کنند. در واقع یکی از راه های شناسایی جامعه علمی و تحقیقاتی میزان تطابق و یا چالش علم و معرفت و تحقیقات در محیط خارجی با اندوخته ها و یافته های بدیع داخلی است. همچنین سهم آن در پیشرفت علم و ساختار داخلی و بهره برداری از نتایج حاصله است والبته یکی از منابع دستیابی به الگوی فکری و عملی توسعه می تواند بهره برداری از تجربیات دیگران با شناخت ارزش های علمی و فرهنگی خود و بومی سازی آن با استنباط صحیح از عینیات جامعه باشد و بدیهی است ما نباید نظام بین المللی را نظام توطئه آمیز تلقی کنیم بلکه جهان پیرامون ما جهانی است رقابتی و به میزان قدرت و انسجام درونی می توان از محیط خارجی بهره برداری کرد ما باید قواعد بازی در این محیط کاملا رقابتی که متاسفانه در میدان رقابت آن اخلا ق جایی ندارد را بیاموزیم به نحوی که با حفظ ارزش های خود در جایگاه شایسته خود قرار گیریم.
ما باید توجه داشته باشیم به عنوان یک کشور میان پایه چه میزان می توانیم در اصلا ح اخلا قی جامعه ملل موثر باشیم و البته باید به سطح قدرت خودمان واقعی و نه تخیلی و ایده آلی فکر کنیم. بدیهی است استراتژی ایدهآلی داشتن خوب است اما عقل حکم می کند برای آنچه می توانیم انجام دهیم و به دست آوریم نیز باید استراتژی داشته باشیم.
توجه به ویژگی های مورد اشاره نیازهایی را در جامعه ما روشن می کند که باید بدان ها توجه کنیم آنچه از وضعیت فعلی کشور می توان استنباط کرد اولا ضعف در انسجام درونی و سیستمی یعنی اندیشه ها، رفتارها، سیاست هاست و رویه ها محدود و ضعیف است منظور انسجام سازمان ها و ارگان هایی است که می توانند در امر توسعه موثر باشند که می بایست با همکاری جامعه علمی و فرهنگی کشور همسو و هماهنگ عمل نمایند و در ثانی پراکندگی در عمل که رابطه مستقیم با پراکندگی فکر دارد نشانه بی برنامگی است که خود بزرگترین دشمن توسعه یافتگی است.
چهار رکن اصلی توسعه را عدالت، آزادی، قانون ودموکراسی می دانند البته منظور از دموکراسی در اینجا روش کشور داری است که بر تساوی حقوق افراد مبتنی است و نه یک فلسفه خاص هر حکومتی که این مهم را عملی کند با هر عنوان دموکراسی است و این ارکان چهارگانه باید با هم و همزمان برقرار شود زیرا یکی بدون دیگری ممکن نیست شما به راحتی می توانید مصادیق عملی تاثیر مستقیم عدم وجود هر یک از عوامل فوق را در توسعه بیابید، پدید آورنده این چهار رکن علم و دانش و آگاهی است.
در این راستا باید جامعه تربیت شود تربیت با این تعریف که: هر ترسیم از انسان و جامعه بشری یک نوع تربیت است، تربیت جدید انسان بر رابطه عقل گرایی و محاسبه گرایی مبتنی است (عینیت یافتن آگاهی به فرهنگ، محیط و تاریخ خود)
مجموعه تربیت های مورد نیاز برای جامعه ما در شرایط کنونی تا بتوانیم از مزیت نسبی، کیفیت و توسعه انسانی بهره مند شویم و می بایست سیستم آموزشی آن را در تربیت و وجود دانشآموختگان نهادینه کند می تواند موارد زیر باشد:
۱) نگرش کلان بین المللی - یعنی با جامعه بشری طبیعی رفتار کنیم بهترین ها را بیاموزیم و بیاموزانیم و به کارهای فردی و جمعی با نگرش درازمدت و در سطح رقابت های جهانی فعلیت بخشیم.
۲) هنر معاشرت میان ملتی: سه نگرش و دلیل برای برتری انسان ها میان هم مطرح است.
«۱» برتری فرهنگ و هنر «۲» برتری ابزار مادی قدرت و ثروت «۳» تلفیقی از ۲ روش فوق
بدیهی است اگرچه برتری فرهنگی و معنوی یک ملت ارزشمندتر است و نسبت به ابزار مادی قدرت و ثروت در اولویت قرار می گیرد لیکن باید توجه داشته باشیم که ایجاد یک تمدن فرهنگی و یا تمدن دینی محتاج یک تمدن مادی و فرهنگی است و بدانیم تمدن دو بال دارد بال فرهنگی و بال مادی و از این رو ایمان و تخصص هر دو باید در تربیت انسان ها مورد توجه قرار گیرد.
۳) محاسبه گرایی: ما باید یاد بگیریم که هر تصمیم که قرار است گرفته شود چه در مقیاس ملی و داخلی و چه در مقیاس بین المللی می بایست فرآیند: شناخت - محاسبه - آینده نگری را طی نماید یعنی اینکه تصمیم گیرنده دقیقا باید محاسبه نماید که آیا شناخت دقیق از وضعیت موجود در سطح ملی و بین المللی دارد این یعنی اینکه ادراک نمائیم ما در سطح ملی در کجا ایستاده ایم و به کجا می خواهیم برسیم و جایگاه ما در سطح بین المللی کجاست. درک وضعیت موجود نباید مبتنی بر پیش فرض های ذهنی و انگاره های پیشینی بلکه تنها مبتنی بر واقعیات عینی صورت گیرد. فرصت ها و تهدیدهای درون و بیرون جامعه به درستی شناخته شود. دنیای امروز با قوائد مشخص و معینی به هم مرتبط است و بازیگران نمی توانند بدون توجه به این قواعد که کدهای استاندارد رفتاری در سطح جهان است به نتیجه برسند - در یک بینش محاسبه گر میان خواست ها وابزارها و اهداف تناسب و ارتباط منطقی ایجاد می شود و با درک عمیق و شناخت دقیق خواست ها و تقاضاهای موجود در سطح ملی و بین المللی به ابزارها و امکانات موجود مادی و معنوی کشور اهداف قابل درک و قابل اجرا را ترسیم می نماید. در محاسبات کنونی به نظر می رسد به متغیرهایی چون «۱» پایان جنگ سرد و تبعات آن «۲» جهانی شدن به عنوان یک روند مستمر وبه عنوان یک نیروی تغییر دهنده سیستم جهانی که می تواند هم سیاست های داخلی و هم دیپلماسی هر کشوری را متاثر نماید «۳» اهمیت روزافزون اقتصاد و توجه به بازیگران غیردولتی در زمینه اقتصاد و فرهنگ «۴» توجه عمیق به ژئوپولیتیک زمان یعنی پاسخ دقیق به این سوال که آیا این تصمیم در این زمان با توجه به همه جوانب بهترین است و برای اجرایی شدن آن چقدر زمان کافی است. زیرا طولانی شدن می تواند خنثی کننده آثار مثبت تصمیمات باشد می بایست توجه کافی مبذول گردد.
۴) هنر ترکیب و تبدیل: منظور نظام ساخت و پرداخت تبدیل مواد خام به محصول و تولیدات مبنای تربیتی اصل ترکیب و تبدیل ابتدا فرهنگی است سپس فنی و تخصصی.
۵) خودیابی: برای بروز حس خودیابی انسان ها اولین شرط آسودگی مادی است اما جامعه ای که جو فرهنگی و روح جامعه نیاز خودیابی افراد را تحریک و ارضا می کند یک جامعه انسانی خواهد بود. می توان گفت مهمترین شاخص رشد و بقای انسان زمانی است که فرصت خودیابی پیدا کند انسان های خودیاب به ارزش انسانی خود آگاهی دارند - ارتکاب جرائم در میان اینگونه انسان ها نادر است. مسوولیت اجتماعی آنها بسیار بالا، وجدان کاری عمیق، ترجیح منافع عام به منفعت فردی قطعی و می توان گفت جامعه آرمانی خواهد بود.
۶) تربیت اخلاقی - صداقت - اعتماد - شجاعت - صراحت و همه صفات نیک انسانی که مکتب انسان ساز اسلام بر آن تاکید دارد می بایست در وجود آحاد مردم نهادینه شود.
۷) توسعه فرهنگی. در اینجا منظور از فرهنگ شیوه فکر کردن استنباط کردن و استنتاج کردن در تمامی ابعاد زندگی است. مهمترین محتوی تربیت فرهنگی وارد کردن عقل و منطق تدبیر و بزرگ منشی وقار و تحمل و احترام در نظام آموزشی و اجتماعی جامعه است.
۸) وطن دوستی - وطن دوستی صفت پسندیده ای است که آموزه های دینی ما نیز آن را تایید می کند و این احساس در صحنه رقابت مورد نظر بین المللی می تواند آثار بسیار مثبت داشته باشد شاید یکی از دلایل فرار مغزها ضعف این صفت باشد.
۹) توجه به بهداشت و محیط زیست - در موازات بحران اخلاقی زمان حاضر بحران محیط زیست و سلامتی روحی و جسمی آنان است که بهبود آن باید در سطح فردی و اجتماعی عمدتا مورد توجه باشد.
۱۰) مسوولیت اجتماعی - انسجام درونی تابع روشن شدن تکلیف مشروعیت، نظام فرهنگی، نظام تربیتی، نظام اقتصادی یک جامعه است - در چنین جوی است که مسوولیت اجتماعی زاده می شود. فراگیری مسوولیت اجتماعی از دبستان آغاز می شود و در تمام مراحل آموزش کمال می یابد و اگر سیستم آموزشی نتواند افرادی مسوول نسبت به جامعه تربیت کند نقص آشکار آن سیستم خواهد بود.
موارد دهگانه ذکر شده مجموعه تربیت هایی است که ارکان جامعه اعم از نهاد خانواده، سیستم آموزش و پرورش، مراکز آموزش عالی و مراکز فرهنگی و تربیتی و به طور کلی سیستم آموزشی مستقیم و غیرمستقیم جامعه باید به عنوان صفت های نهادینه شده آن را در وجود افراد عمق دهند تا از این رهگذر انسان های جامعه مستعد برداشتن گام های بعدی توسعه شوند و زمینه های شکوفایی فردی و جمعی در شرایط حاد و پیچیده و بحرانی قرن بیست و یکم فراهم گردد.
برای احصای آنچه به عنوان ارکان توسعه عنوان شد می بایست شاخص های زیر در جامعه مورد ارزیابی قرار گرفته ارتقا یابد:
۱) عدالت: در فرهنگ اسلامی ما به شایسته ترین وجه تعریف و مورد تاکید قرار گرفته عدالت یعنی «هر چیز در جای خود» «هرکس به حق خود برسد» «رشته ای است که جامعه را به یکدیگر پیوند می دهد». در یک نظام عادلانه برای هر کس فرصت اظهار لیاقت و استعداد موجود خواهد بود و تفاوت ها تابع استعدادها و لیاقت هاست.
۲) قانون:
اصولا جامعه بدون قانون انسانی نیست و از طرفی ضمن آنکه قانون باید تامین کننده منافع اکثریت باشد در عین حال اقلیت را نیز می بایست برای برخورداری ازحقوق خود به رسمیت بشناسد در کشورهای عقب مانده قانون اراده حاکم یا زمامدار است و این آفت بزرگی است همچنین در اینگونه جوامع قوانین وارداتی و تحمیلی است و با اجتماع سنخیت نداردو قوانین مرتب تغییر می کند زیرا منافع و اراده حکومت که معمولابا منافع مردم مغایرت دارد مطابق با مصلحت حاکم تغییر مکرر قوانین را به دنبال دارد و چون مردم نادیده گرفته می شوند مردم نیز به طور طبیعی به قوانین بدبین و بی اعتنا هستند.
۳) دمکراسی که آن را روش کشور داری مبتنی بر تساوی حقوق افراد تعریف کردیم همانگونه که در صدر اسلام و در حکومت علوی حاکم و مردم در یک دادگاه محاکمه می شدند یکی از ضروریات توسعه است و این معنی نباید با اسم های مختلف مخلوط شود به عنوان یک صفت حکومت مثل آب و هوا و نور برای توسعه ضروری است. راه و روش زندگی است. مردم باید حق انتخاب داشته باشند باید بتوانند با نظریات نظام سیاسی بدون ترس مخالفت کنند. در چنین سیستمی صدای مردم شنیده می شود حکومت صدر اسلام بهترین شیوه دمکراسی بوده است.
۴) شاخصه های زیر می تواند به عنوان معیارهای وجود آزادی در جامعه که از لوازم قطعی توسعه است مورد توجه و ارزیابی قرار گیرد.
«۱» عموم مردم امید به زندگی داشته و زمان در آن ارزشمند است زیرا اصل برکارآیی و مطلوبیت است - در چنین جامعه فضای زندگی معیشتی نیست انسان به دنبال درجه ای از خودیابی است و لازمه امید تفاوت بین کار خوب، متوسط و بد است. در چنین محیطی استعدادها فرصت شکوفایی دارند.
«۲» عموم مردم با سیستم دولتی و با نخبگان خود احساس راحتی می کنند. تعریف از منافع ملی نباید تعریف افراد باشد بلکه جامعه و تمامی طبقات جامعه باید به آن در اولویت بندی منافع کلان اعتقاد و آگاهی داشته باشند. لازمه چنین ظرایفی ترجیح مردم بر کارگزاران خود توسط دولت و ترجیح مملکت داری بر تبلیغات است در واگذاری مسوولیت ها هوش و استعداد انسان ها نادیده گرفته نمی شود.
«۳» عموم مردم سطوح مختلف انتخاب را داشته باشند آفت فرهنگ تبعیتی در نظام کشور که حتی وزرا در تصمیم گیری ها ممکن است مجبور باشند از نظر رئیس دولت تبعیت کنند زیرا نظر فردی تخصصی آنها میدان بروز ندارد و فرهنگ تبعیتی به چشم قربانی ارزش می دهد نه نظر کارشناسی که احتمالا ممکن است با نظر مصلحتی مافوق مغایرت داشته باشد.
این فرهنگ در مقابل توسعه است و تا زمانی که جامعه از این آفت رنج ببرد توسعه محقق نخواهد شد نه تملق هنگام موافقت و نه خصومت و طرد هنگام مخالفت.
«۴» دولت نباید تنها شکل دهنده فرهنگ اجتماعی باشد - رشد فرهنگی جامعه تابع کثرت گرایی فرهنگی است تضارب آرا صیقل دهنده رای و فکر است.
هیچ جامعه ای را در دنیا سراغ نداریم که در آن دولت همه کاره باشد و در عین حال نمونه بارز توسعه باشد. چین به عنوان یک کشور نمونه به میزانی که از تصدی دولت در کارها کاسته رشد نموده و این رشدزمانی کامل خواهد شد که این توازن بین دولت و وظایف خاص آن و بخش غیردولتی به شایسته ترین وجه برقرار گردد.
«۵» در اداره جامعه و در هدایت و نظارت بر جامعه نقش نخبگان برجسته است و این یعنی مملکت داری مبتنی بر نگرش جامعه شناختی یعنی اولا حساسیت نخبگان به روندهای جامعه و در ثانی دغدغه مسئولین و کارگزاران به وضعیت اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و حساس بودن به مطالعه و تحقیق پیرامون جامعه آینده نگری و دقت داشتن به آینده است.
«۶» اصل پاسخ گویی است مسئولیت سنگین پاسخ دهی بر دوش کارگزاران است. در چنین شرایطی سیستم تصمیم گیری - انتخاب وانتصاب جامعه حساس و به افعال و گفتار افراد حساس و خود را مسئول می دانند. سیستم تفکیک قوا بر همین مبنا شکل گرفته این اصل بر اخلاق، مدنیت و قانون و مقررات استوار است که در قانون اساسی، به صراحت و به عنوان یک اصل آمده است. در چنین شرایطی مدیران به هر قیمت پست مدیریتی را حفظ نمی کنند. زیرا مسئولیت فقط کسانی را جذب سیستم مدیریت می کند که مشتاق خدمتند نه شیفته قدرت.
● نتیجه:
اگر چه نتیجه در خود متن مستتر است لیکن برای آنکه به بحث توسعه یک بعد نظری داده شود موارد زیر می تواند به عنوان شاخص هایی که زمینه و پایه یک استراتژی توسعه را در جامعه مهیا نماید مورد توجه قرار گیرد.
۱) ارکان سیستم داخلی باید به هم مرتبط باشد- حرکت عمومی کشور باید به صورت یک سیستم هماهنگ عمل نماید به عبارت دیگر هر قسمت یا رکنی از کشور نباید هدف ها- منافع و روش خاص خود را به کار گیرد. انسجام، هماهنگی و هم سویی منطقی در میان ارکان فکری و اجرایی یک کشور از ضروریات حرکت رو به رشد توسعه است. جامعه ایرانی در شرایط کنونی درآستانه ورود به آینده خود و یا آفرینش آینده خود است. ظهور و بروز این آینده در گرو اندیشه و اراده معطوف به آگاهی و استعداد و قدرت تصمیم سازی و تدبیرپردازی نسل امروز است. به نظر می رسد نخبگان فکری و ابزاری کشور هنوز درباره آینده به اجماع نظر دست نیافته اند. آینده هنوز طرحی روشن در ذهن نخبه ایرانی نیست این اجماع به نظر می رسد از ضروریات است.
ابتدا نشست و هماهنگی مشترک حوزه و دانشگاه می بایست به وضوح ر ابطه دنیا و آخرت، سنت و مدرنیته را روشن نمایند تعاریف سنت و مدرنیته در جامعه ما در اذهان تعاریفی افراطی و یک سویه است و دو سر طیف افراط و تفریط قرار دارد. در حالی که عده ای سنت را حصار جمودیت و حفظ اندیشه های کهنه ودر بهترین حالت حفظ وضع موجود می دانند. عده دیگر سنت را نماد ارزش های فرهنگی می شناسند. در عین حال مدرنیسم نیز در ذهن عده ای نماد غرب گرایی، سکولا ریسم و الحاد و بی دینی تلقی می شود دیگرانی آن را سمبل صنعتی شدن، علمی شدن حرکت به سوی تکنولوژی و ... می دانند.
بنابراین با تکیه بر مشترکات ذهنی این دو طیف یک رابطه منطقی و مناسب بین این دو مفهوم می بایست برقرار شود بدیهی است اگر در جهان بینی ما دنیا و دنیاگرایی یکسره پست رذیله تلقی شود و یا آرمان و آرمانگرایی خدای نکرده توهم و افسانه تلقی گردد جامعه هرگز در مسیر رشد و توسعه قرار نخواهد گرفت پس در تقدم یکم نخبگان فکری جامعه در این خصوص می بایست به یک اجماع نظر برسند تا مبنای تئوریک توسعه در کشور تبیین شود ودر همین زمینه با توجه به اینکه روابط کشورها در سطح بین المللی بازی بر مبنای رقابت و سطح توانایی است و نخبگان ماباید گره تئوریک حول تزاحم یا تفاهم انقلا ب با محیط بین المللی و روند فکری جهان را با عزم راسخ و شجاعت سیاسی و کار در حوزه فرهنگ و اقتصاد باز نمایند.
۲) مهم ترین سرمایه یک کشور مردم مستعد و با فرهنگ آن هستند- مهم ترین رکن توسعه مردم کشور و فرهنگ سطح آموزش- نوع نگرش به نونگری- پذیرش سیستم و نظم اجتماعی و علا قه به پیشرفت و خلا قیت است و باید بیشترین سرمایه گذاری و توجهات به سطح فرهنگ و آموزش عموم مردم یک کشور باشد، این می تواند یک مشکل تلقی شود که آموزش و پرورش به عنوان پایه آموزش با مشکلا ت عدیده در سطوح مختلف مواجه است و معلم و معلمی به عنوان سیستمی که رسالت تربیت نیروی انسانی کیفی را به عهده دارند جایگاه شایسته ای نداشته باشند در واقع یکی از شاخص های مهم برای اینکه سنجیده شود آیا جامعه در مسیر توسعه حرکت می کند مطالعه وضعیت سیستم آموزشی کشور در همه سطوح به خصوص آموزش و پرورش می باشد.
۳) توسعه نهادهای اجتماعی- سیاسی پایدار که تابع سلیقه های فردی نباشند: یکی از ارکان توسعه سیستم اجتماعی، وجود نهادهای اجتماعی و سیاسی است که در آن مساله سازمان - سازمان دهی، تصمیم گیری جمعی و تقدم داشتن منافع ملی بر منافع جزیی حالت نهادی به خود گرفته باشد این نهادها پیوند میان ارکان و هدف های جامعه را تقویت می کنند و به حرکت عمومی جامعه وحدت می بخشند و اگر این نهادها قائم به اصول و منافع ملی، نه منافع گروهی و فردی باشند عملکرد جامعه از کیفیت فراتری برخوردار خواهند بود.
۴) توسعه سیاسی و اجتماعی لازمه توسعه اقتصادی است: همانطوری که از ابتدا اشاره شد توسعه رشد و تکامل همه ساختارهای اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و آموزشی و غیره جامعه است و سه رکن اقتصاد و فرهنگ و سیاست به موازات هم و نه مستقل از هم حرکت می کنند و باید هماهنگ و متناسب و متوازن مورد توجه قرار گیرند و ۴ رکن عدالت- قانون، دمکراسی و آزادی محقق یابد.
۵) کشوری که به توسعه علا قه مند است باید از یک دولت قوی بهره مند باشد;
تاریخ توسعه به وضوح نشان می دهد که همه کشورهای توسعه یافته از یک قوه مجریه، قاطع، کارا، سازمان یافته و علا قه مند به منافع ملی بهره مند بوده اند در این خصوص توانایی فکری- سازماندهی هیات حاکمه و توجه آنها به توسعه و استحکام داخلی نقش اساسی دارد و در این میان شاخص مهم سنجش کیفیت مملکت داری می تواند توانایی تعدیل و انطباق امکانات و سیستم داخلی با تغییرات حادث در محیط داخلی و خارجی باشد، در اداره کشور روحیه اصلا ح نگری- اصلا ح پذیری- روشنگری، تمایل به یادگیری و تلا قی اندیشه اهمیت دارد فرآیند سعی و خطاست و لا زمه نتیجه دادن این سعی و خطا انتقاد پذیری است و آن اگر ارتکاب خطا و ندانم کاری را هم به عنوان یک هنر به هم تبریک گوئیم این فرآیند هم نتیجه نخواهد داد.
۶) کشوری سریع تر به طرف توسعه حرکت می کند که از یک آگاهی نسبتا بالا ی عمومی بهره مند باشد و خلا قیت و نوآوری فردی تا اندازه قابل توجهی تابع فردگرایی مثبت باشد. هر جامعه متاثر از فرهنگ و جهان بینی خود دریافت های اقتصادی و سنت ها و انتظارات مختلفی را شکل داده اند و نظام آموزشی، ارتباطات، پویایی فعالیت های اقتصادی، ارتباطات بین المللی و هویت غنی فرهنگی، اجتماعی در شکل گیری فرهنگ عمومی جامعه بسیار موثرند.
جامعه باید به استعدادهای فردی افراد بها دهد همه تحولا ت اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و صنعتی و... نتیجه نبوغ یک فرد بوده است. بنابر این جامعه علا قه مند به توسعه باید از طریق سیستم های پویا زمینه های شکوفایی استعدادهای فردی را فراهم کند و این افراد که معمولا از شخصیت ویژه ای برخوردار هستند باید بها داده شوند و از انزوای آنها جلوگیری شود.
۷) اصل محاسبه و توجه به علم در جامعه علا قمند به توسعه اصلی تعیین کننده است: توسعه که به یک معنا بکارگیری صحیح نیروها است در سیستمی مفهوم پیدا می کند که تخصص به صورت اصیل در آن مطرح بوده نظر تخصصی بر اظهار نظر سلیقه ای مقدم باشد علم به جامعه کمک می کند تا از ذهن گرایی و تصحیح ناپذیری به سوی عینیات، محاسبه بهبود تصحیح و انتقاد پذیری حرکت کند.
از آنجا که توسعه شامل شناخت بهینه سازی، سازماندهی، برنامه ریزی و عینیات است علم به مفهوم استدلا لی کردن اندیشه ها و اعمال و نیز زمینه ساز، تسهیل کننده و عامل تکامل بخش توسعه می باشد- در جوامعه توسعه یافته تصمیم گیری ها تابع شناخت محاسبه و آینده نگری است.
موارد ذکر شده به عنوان پیش زمینه تبیین یک استراتژی توسعه می تواند زمینه لا زم برای حصول توسعه را فراهم نماید.


دانشجوی دکترای P.H.P جغرافیای سیاسی

مطلب‌های دیگر از همین نویسنده در سایت آینده‌نگری:


منبع: 141


بنیاد آینده‌نگری ایران



سه شنبه ۸ فروردين ۱۳۹۶ - ۲۸ مارس ۲۰۱۷

دانش نو

+ هوش مصنوعی ترسوها را درمان می‌کند . فناوری در مسیر کمک به بیماران حمیدرضا تائبی

+ آینده پژوهی یا آینده نگاری یا …؟ 

+ تاملاتي در روشنفكري موسي اكرمي

+ اینترنت، کنکاش گاهی جدید؟ بخش دوم عرصه ی همگانی و آرای عمومی: از نشریات تا اینترنت 

+ رویکردها و ابزارهای نوین موثر در آینده پژوهی هوشمندی کسب‌و‌کار فرشاد وحیدپور

+ فرزندان ما مرد عنکبوتي را بهتر مي‌شناسند  ابوذر سيفي‌کلستان

+ اخلاق جانشین قدرت رضا اسمخاني

+ رویکردی انسان شناختی به: گفتمان میراث طبیعی و گردشگری روستایی مرتضی رضوانفر

+ تغییر فرهنگی با رفتار رهبران سازمان شروع می‌شود مترجم: احسان زائری

+ دامنه و هزینه های تغییرات اجتماعی داوود نادمی

+ آینده‎اندیشی: توصیه‎ای دوستانه یا ضرورتی انکار ناپذیر.؟ 

+ ظرفیت های تقویت همبستگی اجتماعی 

+ نظریه‌های ارتباطات توسعه سرینیواس آر ملكات

+ در کمتر از یک دقیقه بیشترین تاثیر را در اولین ملاقات خود داشته باشید! مهسا قنبری

+ ماشین‌های هوشمند و بازتعریفی تازه از نقش کارکنان دانش‌محور حمیدرضا تائبی

+ پیش‌نیازهای نوآوری در کشور. سیدهاشم هدایتی

+ عقل و توسعه یافتگی حسین عرب

+ آینده، اکنون است  آرش بصیرت

+ آینده پژوهی به کجا خواهد رفت؟ 

+ ابزارهای توسعه هوش تجاری در سازمان مهندس پدیده فدائی فرد

+ دانش، پلی به سوی توسعه. دکتر غلامحسین عبیری

+ کوشش برای ساختن جهانی باهوش‏تر. 

+ نوگرایی قدیمی و نو  گفت‌وگو با سیدجعفر مرعشی

+ تئوري سازمان در عمل. 

+ سازمان هاي هزاره سوم 

+ دیدگاه های سه گانه درباره محرک های آینده نگاری 

+ به صدها تحلیل‌گر اطلاعات نیاز داریم! 

+ چگونه براي نوجوانان کسب و کار ایجاد کنیم؟ تونی مارتین

+ چرا گاهی محاسبات فعالان اقتصادی با واقعیت منطبق نمی‌شود؟ محسن رنانی

+ آیا توفانی سازنده در راه است!؟ 

+ 4 راهکار برای مشارکت کارمندان در خلق ایده‌های نو 

+ نقش الگوی ذهنی در موفقیت کامران فرنیان همدانی- علی توکلی یرکی

+ چالش ­های فلسفی نظریه کوانتوم استاندارد 

+ از اشتباه فیلسوف هم باید درس آموخت 

+ بوته سوخته 

+ دانش آینده یک نیاز ملزم برای بشر امروز است‌ 

+ ما آموزش می دهیم, اما دانش آموزان یاد نمی گیرند 

+ باید از قاره ششم بیشتر بهره​مند شویم . فرانک فراهانی جم

+ شناسایی و خوشه‌بندی سامانه‌ها و ابزارهای مدیریت دانش شخصی عاطفه شریف ، رضوان حسین قلی زاده

+ بررسی زیرساخت‌های مدیریت دانش و تأثیر آن بر هوش سازمانی در پژوهشگاه‌های‌ وابسته به وزارت علوم، تحقیقات و فناوری محمدرضا شکاری ، محمدرضا اسمعیلی گیوی ، حمید کشاورز

+ اثربخشی پژوهش های علمیِ داخلی بر شاخص های توسعه ی ایران آقای وحید احسانی ، دکتر موسی اعظمی، دکتر سیّد محمّد باقر نجفی ، دک

+ ویژگی‌های بایسته معلمان در بهبود فرآیند یاددهی-یادگیری مدارس هوشمند 

+ پاسخ بنیادین به یک سؤال دیرین: چرا ما ایرانیان در مسیر توسعه درجا زده ایم؟ دکتر محسن رنانی

+ وقتی از دانش بنیان حرف می زنیم از چه چیز حرف می زنیم سیدرضا علوی

+ نوآوري باز انقلابی نوین در پارادایم نوآوري الهام سهامی

+ چشم انداز به عنوان روش آینده پژوهی 

+ در جستجوی الگوی نوین یادگیری­زدایی سازمانی[1] 

+ رابطه هوش و مقدار توانایی حقیقی‌تان 

+ جامعه شناسی امروز ... sociology دکتر علی اصغر سعیدی

+ پروژه «صفر» هاروارد برای چگونه اندیشیدن علی ذوالفقاریان

+ اگر خواهان تغییر هستید شما باید خود تغییر باشید 

+ ضرورت تغییر و تحول و موانع موجود در سازمان های دولتی و نیمه دولتی 

+ تغییر و تحول مثبت در سازمان 

+ تغییر و تحول سازمانی ، مقاومت در برابر تغييرات و راههاي غلبه بر آن 

+ مديريت تغيير 

+ انسان بی‌نقص 

+ سلسله بحث هایی برای خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی(13) 

+ نوآوری و کارآفرینی 

+ سلسله بحث هایی برای خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی 

+ سلسله بحثهایی برای خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی 

+ برنامه ریزی فرهنگی ابزار کارامد توسعه فرهنگ عمومی 

+ هوش مصنوعی چطور جهان تجارت را متحول می‌کند؟ 

+ درمان هدفمند به کمک داروهای هوشمند. ایلیا امیری

+ الفبای مدیریت فناوری اطلاعات CIO یا مدیر فناوری اطلاعات کیست؟ 

+ مدیر فناوری اطلاعات چه کسی است؟ 

+ گردش نخبگان یا چرخش نخبگان؟ 

+ تجربیات سواد اطلاعاتی در محیط کار 

+ سواد اطلاعاتی. 

+ سواد اطلاعاتی کلید اصلی یادگیری 

+ فعالیت هوشمندتر به جای کار سخت و طاقت فرسا. 

+ آسانترین نوع تغییر، ایجاد تغییر دردانش و معرفت است. 

+ توسعة صنعتي مقهور تفكر سخت‌افزاري و جاذبة مستغلات سيدغلامحسين حسن‌تاش

+ آسیب‌شناسی توسعه نامتوازن در ایران معصومه اشتیاقی

+ مدارس هوشمند 

+ سازمان قرن 21 

+ عصر جدید تقابل انسان و ماشین. 

+ انسان، ماشین و آن‌چه بین آنهاست جنز کلاسن

+ حمایت اجتماعی ادراک شده و سرزندگی تحصیلی: نقش واسطه ای باورهای خودکارآمدی تحصیلی 

+ رقابتی سودجویانه در آموزش 

+ آیا در دنیای واقعی به هوش مصنوعی اطمینان می‌کنیم 

+ از علم کاشف تا تناقض ممکن 

+ اصـل چنـد بُعـدی بـودن سیـستـم هـای اجتمـاعــی- فرهنگـی (نظـام های اجتمـاعــی) 

+ چرا شناخت جوامع دانایی مهم است؟ 

+ سازمان های یادگیرنده رحیم کاوه

+ نقــــش هـــــوش معنــــوی و احساسی در مديــــريـت نسرين رضائي

+ هوش معنوی (SQ) چیست؟ 

+ تاثیر هوش معنوی بر عملکرد کارکنان در سازمان ام لیلا قربان زاده

+ خصوصیات مدیر 

+ شما درون‌گرا هستید یا برون‌گرا؟ نقش این ویژگی‌ها در موفقیت شما چیست؟ هرمز پوررستمی

+ آموختن برای فردا الوین تافلر

+ كشف و يادگيري پديده هاي استثنايي با به كارگيري تئوري استثنائات و تئوري رضايتمندي مسعود عابسي ، الهه حاجي گ ليزدي

+ دنیای آینده با نانو تکنولوژی. 

+ بشر در آینده ای نزدیک ناممکن ها را ممکن خواهد کرد پروفسور میچیو کاکو

+ نوشتن از جهانی که نمی شناسیم! فرهاد اکبر زاده

+ تصویری از نقش اجتماعی آینده بنیامین د.سینگر

+ بررسی تعلیم و تربیت از دیدگاه جان دیوئی افسانه فکری‌

+ فقر آموزشي: ريشه‌ها و پيامدها علی دینی‌ترکمانی

+ تفکر سیستمی  آریو

+ قدرت روابط انسانی کوین جویس

+ توصیه هاوکینگ به افسرده‌ها: حتی در سیاه‌چاله هم گیر افتاده باشید راه فرار هست! 



info@ayandehnegar.org
©Ayandehnegar 1995