Iranian Futurist 
Iranian Futurist
Ayandeh-Negar
Welcome To Future

Tomorow is built today
در باره ما
تماس با ما
خبرهای علمی
احزاب مدرن
هنر و ادبیات
ستون آزاد
محیط زیست
حقوق بشر
اخبار روز
صفحه‌ی نخست
آرشیو
اندیشمندان آینده‌نگر
تاریخ از دیدگاه نو
انسان گلوبال
دموکراسی دیجیتال
دانش نو
اقتصاد فراصنعتی
آینده‌نگری و سیاست
تکنولوژی
از سایت‌های دیگر


جنگ افزار هسته ای و امنیت ملی در عصر "شهادت"

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Twitter Google Yahoo Delicious بالاترین دنباله

[04 May 2016]   [ فرهاد یزدی]


– چهارم ماه مه 2016

در تاریخ بشری، جنگ تعیین کننده نهایی هدف سیاسی بوده است. با دست یابی به قدرت هسته ای، این واقعیت تا مقدار زیاد دستخوش دگرگونی گردید. با وجودی که جنگ های نیمه نخست سده بیستم، همراه با ده ها میلیون کشته، زخمی و ویرانی بخش مهمی از جهان همراه بود، عامل بازدارنده جنگ پس از بکارگیری دو بمب هسته ای در ژاپن و لمس قدرت مخرب دهشتناک آن بمب، به طور موثر درک گردید. پس از آن ترس از ویرانی فراگیر متقابل، به اندازه کافی نیرومند بود که از درگیری قدرت های هسته ای جهان پیش گیری کند. در حال حاضر بغیر از روسیه و آمریکا، تعداد بمب های هسته ای دیگر قدرت های هسته ای جهان (انگلیس، فرانسه، چین، هدوستان، پاکستان، اسرائیل و کره شمالی)، محدود می باشد. قدرت هسته ای به مقدار زیاد برای گسترش نفوذ و احترام سیاسی بکار می رود زیرا استفاده از آن در دنیایی با شرایط کنونی، به احتمال زیاد غیر ممکن خواهد بود. روسیه بدون توان هسته ای گسترده در اندازه کنونی، با در نظر گرفتن توان اقتصادی و نیروی نظامی غیر هسته ای، نمی توانست وزنه سیاسی قابل توجهی داشته باشد. از سوی دیگر، قابل تصور نبود که اسرائیل حتا در زمانی که، از سوی نیروهای دشمنی که به طور آشکار از میان برداشتن آن کشور را هدف خود اعلان می کردنند، دست به چنین کاری می زد. اسرائیل این زرادخانه را بعنوان افزایش اعتبار بکار گرفته شده و بس.
جهان تاکنون با این فرض زندگی می کرد که دگربار، چنین جنگ افزاری بکار گرفته نخواهد شد. این فرض منطقی برپایه ی سود و زیان ملی بنا شده بود. بالاترین زیان ملی را می توان خودکشی در سطح کشور دانست که در یک جنگ هسته ای به طور کامل قابل تصور بود. تا پیش از پایان جنگ سرد، بیش تر کشورهای جهان در زیر چتر دفاعی یکی از دو قطب توانمند با جنگ افزار هسته ای به حد وفور و قدرت پرتاب آن، پناهنده شده بودند. برخی مانند اروپا، ژاپن، کره و تایوان حتا از تضمین هسته ای آمریکا نیز برخوردار بودند. از سوی دیگر، بیش تر سرزمین های کمونیستی زیر چتر هسته ای شوروی قرار داشتند. جنگ بیش تر در سطح محلی و یا بصورت نیابتی با حمایت دوقطب در می گرفت. نوعی درک از منطقه نفوذ هر دو قطب و رعایت آن، با وجودی که مانع از دست اندازی گه گاه نمی شد، بیش تر با تلاش در راه یارگیری بود تا دخالت مستقیم. محاسبه دنیوی (ماتریالیستی) سود و زیان ملی، جهان را از خطر درگیری هسته ای نجات داد.
با ورود نظام اسلامی به صحنه، این تعادل بهم خورد. نظام اسلامی و یا دستکم شخص خمینی، به منافع ملی تا هنگامی که منافع نظام را تامین می کرد، اهمیت می داد و نه بیش از آن. افزون بر از دست رفتن اولویت منافع ملی، عامل دیگری که معادله هسته ای را می توانست بهم ریزد، گسترش مفهوم "شهادت" بود که به طور سنتی در ایران به عنوان مفهومی دفاعی و نه تهاجمی بکار گرفته می شد. به سخن دیگر، شهادت حتا تا اندازه خودکشی ملی، به جنگ افراز تهاجمی بدل شد. جنگ برای دسترسی به هدف سیاسی با انگیزه ماورالطبیعه خود یعنی مذهب، سده ها در جهان کنار گذارده شده بود. یکبار دیگر چنین انگیزه هایی در صحنه ظاهر شد. سود و زیان نه در مفهوم کشوری بلکه در راه منافع رژیم که تلاش می کرد خود را در هاله ی مذهبی بپوشاند، و هدف نه در مفهوم سنتی سیاسی بلکه گسترش مذهب، برداشت می شد. جنگ ایران و عراق که قابل پیش بینی و پیش گیری بود، درست بر مبنای این محاسبات شکل گرفت. خمینی و دارو دسته از قصد عراق برای حمله به ایران و شرایط او و امتیازاتی که به ایران می داد تا چنین جنگی در نگیرد، به طور کامل اطلاع داشتند. حتا دولت آمریکا، نقشه های تجمع لشگریان عراقی با قصد حمله، در اختیار ایران قرار داده بودند. خمینی و دارودسته، با وجودی که پاره ای از آنان با جنگ مخالف بودند، اما شهامت ایستادگی در برابر او را نداشتند، با آگاهی از این جنگ استقبال کردند. شاید هم بخشی از محاسبه این افراد روی از همپاشی ارتش عراق که بیش تر سربازان آن را شیعه ها تشکیل می دادند، بنا شده بود. در هر حال با وجود آگاهی از امکان فوری حمله عراق، که امتیازهای پیشنهادی آنان را خمینی رد کرد، آمادگی نظامی در خوری انجام نشد.
صرف آگاهی خمینی و عدم آمادگی ایران برای مقابله، از مسئولیت صدام به عنوان آغاز کننده جنگ و جنایاتی که مرتکب شد، چیزی نمی کاهد. حتا با تثبیت و در نظر داشتن مسئولیت صدام، باید بیاد آورد که کشته ها، زخمی ها و معلولین فرزندان ایران هر گز باز نمی گردنند. خرابی بخش های غربی ایران، بخودی خود نوسازی نمی گردند. این جنایات در مسئولیت رژیم اسلامی است و از بار مسئولیت آنان چیزی نمی کاهد. زیرا برخلاف صدام، آنان بایستی منافع ایران را در نظر داشتند. برای استحکام پایه های حکومت خود و خارج کردن رقبا از صحنه، لاپوشانی کمبودها و برای تثبیت مفهوم شهادت و بسط آن به مفهوم تهاجمی، نظام اسلامی به جنگ نیاز داشت. هر دو هدف او، یعنی تثبیت قدرت و بدل کردن شهادت به جنگ افزار تهاجمی، برای گسترش فعالیت های آینده، وسیله ی جنگ با عراق تامین می شد. به احتمال زیاد، همدستان ایرانی نمای صدام با تشویق به کشتار و پاک سازی در ارتش و بالاتر از همه طرح توهمی کودتای نوژه، آخرین و کاری ترین آسیب را بر تخریب نیروهای نظامی ایران وارد کردند. خمینی و دارودسته با کمی منطق می توانستند به دام از میان برداشتن توان دفاعی در غرب کشور، نیافتند. شاید هم دانسته بدین دام افتادنند.
پاکسازی کشور از نیروهای مهاجم با تمام خیانت ها، حماقت ها و اشتباه محاسبه که وسیله رژیم انجام گرفت که مهم ترین آن را می توان اشغال سفارت آمریکا دانست، تنها در سایه فداکاری و شهادت بهترین فرزندان کشور ممکن گردید. در پناه استواری مفهوم شهادت تهاجمی که در ناسیونالیسم ایران وجود نداشت، رزیم اسلامی به ماجراجویی در خارج از مرزها پرداخت. برداشت سیاسی نظام از اسلام این فرصت را در اختیار دیگر سرزمین ها و نیروهای ناراضی و سرکش از افغانستان و پاکستان گرفته تا سرزمین های عربی خاورمیانه تا شمال آفریقا، قرار داد که به تعبیر خود برای جبران عقب افتادگی و علاج دردهای خود که با شکست برنامه های پان عربیسم و توسعه برنامه ریزی دولتی در پناه زور، روی به مذهب آورند. زیرا راه دیگری در مقابل خود نمی دیدند. عامل شهادت در راه هدف های سیاسی که بشدت با مذهب آغشته شده بود، در سرزمین های اسلامی به ویژه سنی مذهب بسرعت رشد پیدا کرد. نگاه نوینی که دیگر محاسبه دنیوی نیروی هسته ای برای آنان مفهومی نداشت، در صحنه سیاسی جهان ظاهر می گردید. بسیاری تردید ندارند که در صورت دست رسی القاعده، داعش، بخش بزرگی از مذهبی های پاکستان و حتا پاره ای در نظام اسلامی که اعتقادی به ماندگاری ایران به عنوان بالاترین هدف ندارند، ابایی از خودکشی گروهی، قومی و حتا ملی نخواهند داشت.
نظام اسلامی به استفاده از موقعیت گسترش سرزمینی و حکومتی شیعه ها که وسیله ی آمریکا در عراق انجام گرفت، کوشش به افزایش نفوذ هرچه بیش ترخود درمنطقه کرد که واکنش سنی ها را با ایدئولوژی مذهبی برانگیخت. بدینوسیله عامل دیگری را نیز به صورت گروهی که در برابر کشتار و تخریب جنگ هسته ای زیر واژه شهادت مصون هستند، را وارد صحنه سیاسی جهان کرد. کره شمالی با وجودی که وسیله ی سلسله ی خانوادگی بدون اهمیتی بر منافع ملی اداره می گردد، و اقدامات آنان با معیارهای منطقی حاکم بر جهان همخوانی ندارد، اما بدون اعتقاد به جهان دیگر و جای گرفتن در بهشت موعود، امکان کم تری دارد دست به حمله هسته ای زند که به طور حتم با تمام خسارات جبران ناپذیر انسانی که بر دشمن وارد خواهد کرد، سبب نابودی آن نظام و سرزمین خواهد شد، تا داعشیان پاکستانی و یا طالبان داخلی در ایران. بهمین دلیل مخالفت در برابر برنامه ی هسته ای ایران بسیار شدید بود. رژیم اسلامی و یا دستکم بخشی از آن، دارای چنین توانی بود که بدون محاسبه دنیوی (ماتریالیستی) سود و زیان و تنها برای دست یابی به بهشت موعود، دست به استفاده از چنین جنگ افزاری زند. باید اشاره گردد که ناسیونالیسم ایرانی تدافعی است. در جهت عکس هر ایدئولوژی که ادعای حل مسایل جهان را به طور کامل داشته باشد، در طبیعت خود تهاجمی است. زیرا وظیفه دارد این ایدئولوژی را بر تمام دنیا گسترش دهد. حال اگر براین ایدئولوژی فراگیر، مفهوم شهادت یعنی محاسبه بر روی اجر آخرت را نیز بیافزایئم، مبارزه با آن سخت و درازمدت خواهد بود. با ریشه گیری چنین ایدئولوژی در نظام اسلامی، غرب آماده بود که حتا با جنگ و بمباران ایران از این امر جلوگیری کند. هدف نابودی ایران نبود. هدف پیش گیری از دست یافتن نظام اسلامی به جنگ افزار هسته ای بود که همراه با با جا افتادگی مفهوم شهادت مهاجم، پدافندی در برابر آن وجود نداشت. فتوای هیچگاه دیده نشده خامنه ای در نامشروعی استفاده از این جنگ افزار، آرامش خاطری برای کسی فراهم نمی آورد. اکنون ایران و جهان در مقایسه با دوران محاسبه ی دنیوی، با تهدید هسته ای بمراتب جدی تری روبروست. حتا تهدید و باج گیری هسته ای از جانب سرزمین هایی همراه با تندروی مذهبی، اگر شیوع یابد بسیار معتبرتر خواهد بود، تا حکومت های بمراتب پرتوان تر. ایران و منطقه نه تنها باید در برابر جنگ های متعارف آمادگی داشته باشند، بلکه باید در برابر تهدید و باج گیری هسته ای نیز قابلیت دفاعی خود را حفظ کنند. می توان ادعا کرد که جنگ افزار هسته ای به عنوان ابزار مطلق باز دارنده حمله و تضمین کننده مطلق استقلال سرزمین، مقداری از توان خود را از دست داده است.
گرچه ایران در دوران پیش از انقلاب اسلامی که همراه بود با عزت سوخت فسیلی، می شد روی چتر هسته ای آمریکا به مقدار زیاد حساب کرد، تهدید کنندگان به امنیت ملی ایران در آن زمان یعنی شوروی و عراق نیز با استفاده از منطق ماتریالیستی سود و زیان، سطح امکان حمله ی فیزیکی را پائین می آوردند. امروز که خطر حمله بیش تر از جانب تندروهای مذهبی می باشد، چتر حفاظتی هسته ای دستکم در منطقه، معنای خود را از دست داده است. نه تنها این امر برای ایران صادق است بلکه برای عربستان، کویت، قطر و سوریه نیز صادق می باشد. خطر حمله ی هسته ای مشترکی، همگان را تهدید می کند.
چه باید کرد؟
پس از دست یابی چین کمونیست به جنگ افزار هسته ای، اعضای آشکار باشگاه هسته ای، همگی از نظام هایی تشکیل شده بودند که دستکم توسعه (هریک بنا به تعریف خود) و نه خودکشی ملی (عدم ماندگاری) از هدف های تثبیت شده آنان بود. حتا مائو پس از دست یابی به جنگ افزار هسته ای، بخاطر غیر ممکن بودن استفاده از آن، تلاشی در راه رساندن زرادخانه خود به سطح شوروی و آمریکا نکرد. اعتباری که آن جنگ افزار برای او در میان حلقه ی کشورهای بزرگ جهان ایجاد کرد کافی بود. در مورد شوروی و آمریکا بخاطر انبوهی جنگ افزاری که در اختیار داشتند، حتا در صودت حمله ی غافلگیر کننده، آن مقدار جنگ افزار باقیمانده در اختیارمی داشتند که بتوانند دشمن را چندبار داغان کنند. نوعی موازنه موثر برقرار بود که مانع از جنگ می شد و همزمان مانع از پخش آن به دیگر کشورها نیز می گردید.
اکنون تمامی کشورهای پیش رفته و حتا درجه دو، قادر به تولید این نوع جنگ افزار هستند. افزون بر آمریکای شمالی، بخش بزرگی از اروپا چندین کشور در آمریکای لاتین هم از نظر اقتصادی و هم از نظر فنی، قابلیت تولید را دارند. بسیاری در خاور دور افزون بر ژاپن، کره جنوبی و تایلند مانند فلیپین، اندونزی، مالزی، سنگاپور و استرالیا به سرعت می توانند به تولید جنگ افزار هسته ای و موشک های حمل کننده دسترسی یابند. در منطقه، ترکیه، ایران و مصر قابلیت دسترسی را خواهند داشت. عرب های ثروتمند قادر بخرید خواهند بود و یا در برابر پرداخت سالانه مبلغی به عنوان نمونه به پاکستان، چتر حفاظتی آنان را کرایه خواهند کرد. آفریقای جنوبی قابلیت فنی ساخت چنین جنگ افزاری را از سال ها پیش داشت. گفته شده که هر جنگ افزاری که تولید گردیده، بکار گرفته شده است. با پراکنش این نوع جنگ افزار، جهان با افزایش تهدید و باجگیری روبه رو خواهد شد و بهمان نسبت نیز احتمال اشتباه محاسبه و برخورد افزایش خواهد یافت. پیش دستی در حمله بخاطر ضعف نظامی و اقتصادی بسیاری از کشورها که فاقد توان تلافی هستند، ارزش بالایی پیدا خواهد کرد. جهان دستکم در تئوری، با تهدید نابودی کامل که هیچگاه در تاریخ وجود نداشت روبرو خواهد بود. ایران شیعه و منطقه بخاطر جاافتادگی نیروهایی که منافع ملی در درجه نخست اولویت قرار ندارند و عدم توان آنان برای ایجاد اتحاد با قدرت های بزرگ تر، به ویژه با تهدید مضاعف روبرو خواهند بود. امنیت ملی ایران، در صورت نبود جنگ افزار هسته ای بسیار بالاتر خواهد بود تا منطقه با مسابقه هسته ای روبرو گردد. ایران با جنگ افزار سنتی، بخودی خود یکی از قدرت های منطقه است. با جنگ افزار هسته ای در دست همه و از آن میان ایران، امنیت ملی در هر لحظه درگرو خواست و اراده تندروهای مذهبی و یا مالیخولایی وابسته می گردد. در این میان باید به مساله پاکستان فقیر، پرجمعیت با درجه ی بالایی از تندروی مذهبی که دارای چنین جنگ افزاریست، پرداخته شود.
راه پیش گیری، پراکنش این جنگ افزار نیست. راه نجات خالی کردن منطقه از چنین جنگ افزاری می باشد. اگر این نکته وسیله ی ایران و اعراب منطقه درک گردد، تنها راه، پیوستن این منطقه در تلاش جهانی در محدود کردن پراکنش آن که شاید به خلع سلاح هسته ای منجر گردد، می باشد. باید آینده را نیز در نظر گرفت. دست آوردهای نوین در تکنولوژی با شتاب حرکت می کند که بهمراه خود بدون تردید جنگ افزارهای جدید، با قدرت مخرب بسیار بالاتر خواهد بود. جنگ افزارهای کشتار جمعی که هنوز از آن اطلاعی نداریم، جنگ در آینده را وحشتناک تر از آنچه امروز است خواهد کرد. مساله دیگر هزینه ی نظامی است. کشورهای ثروتمند و با سطح بالای علمی با مشکل روبه افزایش هزینه ی نظامی روبرو هستند. اروپا با وجود فشاری که برآن وارد می گردد، کم تر از 2% تولید ناویژه ملی را به امور نظامی اختصاص می دهد. کشورهای منطقه با تولید ناویژه ملی و سطح فنی بسیار پائین تر قادر به رقابت نخواهند بود، مگر با کاستن از سرمایه گذاری انسانی و اقتصادی و یا بسخن دیگر قربانی کردن آینده بخاطر شرکت در مسابقه تسلیحاتی.
پاکستان بر مبنای مذهب بنا شده است. بالاترین عامل خط کشی میان هندوستان و پاکستان مذهب بوده است. از این رو، تندروی مذهبی به طور طبیعی در آن اجتماع آمادگی رشد را دارد. هر نظام مذهبی به طور طبیعی، گرایش به بی ثباتی و تهاجم دارد. در همسایگی، هندوستان با جمعیت بسیار بزرگ تر که متشکل از ادیان و گویش های بسیار که شاید یگانه پیوند دهنده آنان زبان انگلیسی باشد، می توانست به عنوان یک واحد سیاسییکپارچه، تنها با دمکراسی نیم بند اداره گردد. زیرا دیکتاتوری بر سراسر آن سرزمین امکان نداشت. هندوستان یکپارچه، نمی توانست در چنگال دیکتاتوری، تجزیه نگردد و بخاطر فقر شدید نمی توانست بدل به دمکراسی قابل قبول گردد. جامعه هندوستان با تحریک بنسبت ملایم مذهبی منحصر به منطقه ای، تا مقدار زیاد پسفیست است. با جا افتادگی بیش تر منطق و نبود مفهوم شهادت در این جامعه، در مقایسه با پاکستان بیش تر می توان مطمئن بود که هندوستان در استفاده از این جنگ افزار پیش دستی نخواهد کرد. هندوستان در بیش و کم بیست سال گذشته به توسعه اقتصادی قابل تحسینی دست یافته است و خواستار ادامه آن می باشد. جنگ، ضد توسعه است تا چه رسد به جنگ هسته ای. از سوی دیگر، در دوران جنگ سرد، هندوستان هم بر علیه چین و هم پاکستان دست به جنگ زده است. در دوران جنگ سرد، هندوستان با نزدیک شدن به روسیه و پاکستان با نزدیک شدن به آمریکا و چین، خواستار افزایش امنیت خود بودند. پاکستان در مسابقه توسعه اقتصادی در مقابل هندوستان و چین لنگ می زند. اتحادها و حتا جنگ های دوران سرد، دستکم در رابطه چین و هندوستان با یکدیگر و با کشورهای درجه یک جهان، تا مقدار زیاد فراموش شده است. هندوستان و چین از دادوستد بازرگانی، همکاری اقتصادی و فنی و سرمایه گذاری در اقتصاد یکدیگر بسیار سود خواهند برد تا یاد آوری جبهه بندی های گذشته تا چه رسد به جنگ. امکان آرامش سیاسی که نتیجه ی دست آوردهای اقتصادی میان دومین و سومین قدرت اقتصادی جهان (برپایه ی قدرت خرید) بیش از هر امکان دیگر، قابل پیش بینی است. آرامش در اقیانوس هند و تنگه مالاکا، یکی از مهم ترین شاهراه های دریایی جهان، که تا کنون وسیله ی و با هزینه ی آمریکا تامین می شد و تا آینده قابل دید تامین خواهد شد، برای زنده بودن هر دو کشور بسیار مهم است. انگیزه بسیار مهمی که آرامش سیاسی میان آن دو کشور را تضمین خواهد کرد. افغانستان و سیاست پاکستان در آن سرزمین، که مخالف منافع هردو کشور چین و هندوستان است عامل دیگری برای نزدیکی آنان خواهد بود. از یاد نبریم که هردو سرزمین در دادوستد با غرب و به ویژه آمریکا منافع بسیار قوی دارند. این امر ایجاب می کند در حالی که به رقابت اقتصادی با یکدیگر می پردازند، همکاری و همراهی، به ویژه در راه جهانگرایی اقتصادی را همچنان ادامه دهند.
غرب سریع تر قادر خواهد بود که وابستگی خود را از نفت و گاز خلیج فارس به واقعیت رساند تا خاور دور. چین و هندوستان تا سال ها به ذخایر این منطقه نیازمند خواهند بود. تمامی منطقه، بازار ثروتمند و رو به رشدی برای کالاهای آن دو خواهد بود. انگیزه های آن دو کشور هسته ای و دو غول اقتصادی برای حفظ امنیت خلیج فارس کم تر از غرب نیست. اتحاد توانمندی در برابر اقدامات غیرقابل پیش بینی هسته ای پاکستان (اگر حکومت آن سرزمین بدست تندروهای مذهبی بی افتد) می تواند شکل گیرد که همگی (غرب + چین + آمریکا و به احتمال روسیه) امنیت هسته ای منطقه را در برابر پیوستن به تلاش جهانی برای محدود کردن سلاح های هسته ای، تضمین کنند. تمامی این گروه، با کمک های اقتصادی به پاکستان و افزایش امکان توسعه، قابلیت پرورش نیروهای سکولار که بتوانند توان تندروها را به تدریج به چالش بکشند، را فراهم آرند.
در حالی که شرایط جهانی برای ایجاد چنین برنامه های وجود دارد، نخست باید آرامش در منطقه برقرار گردد. عامل بزرگی که نیروهای شورشی – مذهبی را در منطقه بیدار کرد نظام اسلامی بود که بدون داشتن جایگزین قابل عملکرد، زیر شعار صدور انقلاب دست به چالش وضع موجود زد. نه اینکه وضع موجود در منطقه قابل دفاع بودند. اما چالش نظام اسلامی به وضع موجود، ایجاد نظامی برپایه ی 1400 سال پیش بود که نمی توانست زنده بماند. کافیست نگاهی به نظام اسلامی ایران پس از 37 سال تلاش انداخته شود که در ان فساد + ظلم پرواز کرده و داد، توسعه انسانی و اقتصادی و آینده قربانی شده است. نظام اسلامی توانست تخریب کند، بدون اینکه توان سازندگی داشته باشد. نظام اسلامی تندروی مذهبی را در منطقه زنده کرد. حمله شوروی به افغانستان، جنگ های داخلی پس از تخلیه شوروی و حمله آمریکا به آن سرزمین و سپس عراق، همگی در برابر نبود گذیداری دیگر، توسل به مذهب برای حل تمامی مسایل دنیوی و آخروی را به سطحی بالاتر برد. پس از سرنگونی خودکامگان درازمدت در سرزمین های عربی که تا اندازه ای سکولار بودند، بیش تر سرزمین ها به جنگ داخلی کشیده شدند، دیگر جلوگیری از تندروی سنی مذهب به امری تهدید کننده فوری با شتاب بسیار بدل شد. تشکیلات رادیکال سنی که به احتمال زیاد در آغاز به کمک کشورهای سنی برای مبارزه با گسترش شیعه شکل گرفته بود، نه تنها تهدیدی بر شاخه های مختلف شیعی، همراه با غرب بدل شد بلکه تهدیدی مستقیم بر حکومت های سنی مذهب محافظه کار نیز بدل گردید که تمامی منطقه را به آتش کشید.
رژیم اسلامی در پناه هدف "صدور انقلاب" چاره ای نداشت که انقلاب را به سرزمین های اسلامی و به ویژه در همسایگی، صادر نماید. از این رو، از نخستین روز ایجاد، مجبور بود که بر ضد وضع موجود در سرزمین های عربی اقدام نماید. به سخن دیگر، بخاطر پویایی هدف صدور انقلاب، رژیمی که تلاش می کرد فرهنگ عربی اسلام را بر ایران حاکم کند، همزمان مجبور بود که تا اندازه زیاد ضد عرب هم باشد. از عراق گرفته تا تمامی سرزمین های عرب (به استثنای بخشی از سوریه و بخشی از لبنان) بر علیه ایران متحد شدند. در یک سو منافع رژیم قرار داشت که بخش بزرگی از آن بر بی ثباتی سرزمین های عربی، بنا شده بود. البته نمی توان انتظار داشت که حکومت های عرب در برابر این اقدامات سکوت کنند که آنان را هرچه بیش تر به دامان متحدین سنتی، آمریکا و پاکستان وسپس اسرائیل و ترکیه راند، آنهم در دورانی که تجزیه در سرزمین های عرب در حال گسترش بود. با نگاهی به هزینه ی نظامی کشورهای عرب خلیج فارس این نکته روشن می گردد. آمریکا بزرگ ترین قدرت نظامی جهان بیش از 3.5 % درآمد نا ویژه ملی خود را به هزینه های نظامی اختصاص نمی دهد. چین دومین قدرت نظامی جهان با وجودی که به آمار آن کشور اعتماد زیادی نیست، تنها با تخصیص 1.9% از تولید ناویژه بسنده کرده است. از سوی دیگر، عربستان با 10.7، امارات با 5.7 و عمان با 13.4 % از تولید ناویژه ملی در صدر جدول هزینه کننده تسلیحاتی قرار دارند. باوجودی که بخشی از این هزینه برای برگشت هزینه ی خرید نفت غرب می باشد، اما بزرگ ترین عامل آن، نگرانی در مورد امنیت ملی است. این نکته را باید تاکید کرد که ایران (نه نظام اسلامی) هیچگونه سودی از بی ثباتی در کشورهای عربی و به ویژه در خلیج فارس که افزون بر تهدید امنیتی، توسعه انسانی، اقتصادی و سیاسی ایران را تهدید خواهد کرد، نمی برد. همچنین در راستای نکته پیشین، جنگ داخلی، تجزیه و تعیین مرزهای جدید که برخوردهای کوچک و بزرگ را تا سال ها در آینده در منطقه تضمین خواهد کرد، سودی بدست نخواهد آورد. امنیت و شرایط توسعه، به ایران حکم می کند که آرامش و ثبات در منطقه و به ویژه خلیج فارس برقرار باشد.
با خارج شدن نظام اسلامی از صحنه این شرط بدست خواهد آمد. همزمان باید سرزمین های منطقه و به ویژه ایران به این جمع بندی که بسیاری از کشورهای جهان مدت هاست به آن رسیده اند، دست یابند: جنگ به عنوان ابزار نهائی حل مسایل سیاسی، کاربرد خود را از دست می دهد. هدف کشورها دیگر گسترش نفوذ از راه فتح سرزمین و غارت ثروت کشورهای دیگر که لازمه آن جنگ می باشد نیست. اولویت نخست، توسعه انسانی و اقتصادی کشور خود است. هرچه منافع حیاتی و نگرانی های امنیتی دیگران درک گردد، خطر برخورد نظامی نیز کاهش می یابد. انگلستان در گذشته و آمریکا در گذشته و حال با داشتن دریا میان خود و رقبا، نگرانی امنیتی کم تری داشتند تا کشورهای دارای مرزهای دراز زمینی. همچنین کشورهایی که اراده شهروندان یعنی دمکراسی در آن برقرار است از نگرانی امنیتی داخلی کم تری مانند شورش و تجزیه برخوردار هستند. نگرانی امنیتی آنان در دومورد خلاصه می شود: تهدید از جانب حکومت های غیر دمکرات و به ویژه دارای ائدولوژی تند (اگر مذهبی باشند با داشتن مفهوم شهادت، سخت تر خواهند بود) و دیگر تهدید منافع حیاتی آنان یعنی دسترسی به منابع خام مورد نیاز و بازار. سرزمین های غیر دمکرات که در آن عامل ملت سابقه قوی درازمدت نداشته باشند، بخودی خود متزلزل و بی ثبات هستند و از این رو دایم امنیت خود را هم از داخل و هم از خارج مورد تهدید می دانند. البته در کشورهایی که مفهوم ملت زیاد جا نیافتاده و بر پایه ی منافع مشترک بنا شده اند مانند آمریکا، کانادا و یا استرالیا، مشارکت مردم در اداره امور تا مقدار زیادی جلوی تجزیه را می گیرد. حتا اگر بخشی نیز خواهان خروج از اتحاد سیاسی و سرزمینی موجود باشند، راه مسالمت آمیز سیاسی موجود است. کشورهایی مانند ایران و چین با سابقه قوی حضور ملت، ممکن است با شورش های داخلی ناشی از عدم رضایت مانند هر کشور خودکامه دیگر روبرو شوند، اما احتمال ضعیف تری وجود دارد که در مقایسه با سرزمینی مانند عربستان، بسرعت و بخودی خود تجزیه شود. این مساله ایست که ایران در خلیج فارس با آن روبروست و باید با منطق منافع ملی در راستای آن حرکت نماید. برخلاف نظام اسلامی که تلاش کرد از عدم اعتماد کانونی و طبیعی سرزمین های عربی استفاده کند، ایران در راه منافع خود باید تا اندازه ممکن تلاش کند که نقش حافظ آرامش و حتا تضمین کننده مرزها را بعهده گیرد.
همان طور که در بالا اشاره شد، کشورهای دمکرات جهان که همزمان ثروتمند نیز می باشند، نگران امنیت خود از جانب حکومت های غیر دمکرات می باشند. حال اگر به جنگ افزار هسته ای نیز مجهز باشند و ایدئولوژی متعصبی نیز بر حکومت آنان سایه افکنده باشد و به ویژه اگر به رنگ مذهب نیز آلوده باشند، این نگرانی بسرعت شدت می گیرد. کشور دمکرات مشگل بتواند بر علیه کشور دمکراتی دست بجنگ زند. واکنش های کشورهای دمکرات که ثروتمندترین و قوی ترین کشورهای جهان می باشند، برخلاف کشورهای غیر دمکرات قابل پیش بینی است. دوروبر ایران را حکومت های غیر دمکرات که قابلیت اعمال غیر منطقی و غیر قابل پیش گیری را دارند، محاصره کرده اند. ایران در رویارویی با چنین موقعیت، باید با پشتیبانی دولت های دمکرات، نخست به گسترش دمکراسی در سرزمین خود و سپس منطقه دست زند. باید ما به انگیزه غرب در گسترش دمکراسی در جهان باور داشته باشیم. این منطق که آیا غرب عاشق ماست که خواستار استواری دمکراسی می باشد، از پایه غلط است. غرب تا آنجایی که بتواند، یعنی تا آنجایی که دو نکته اشاره شده در بالا، مورد تهدید جدی نباشد، از جنگ بخاطر هزینه ی بالای انسانی، مالی و سد راه توسعه، پرهیز می کند. هزینه ی انسانی برای غرب بسیار مهم است. زیرا از یک سو هر روز داوطلب کم تری برای خدمت نظامی وجود دارد و از سوی دیگر، هزینه ی جان انسان در هر جامعه وسیله ی آن جامعه و به ویژه احترامی که دولت آن جامعه برای جان انسان قابل می شود، تعیین می گردد. جان انسان بدون تردید در یک جامعه دمکرات بسیار بیش تر ارزش دارد تا غیر دمکرات. با افزودن پیشوند "شهید" یا حواله پرداخت دستمزد به جهان دیگر، می توان گروه بزرگ تری را به جبهه جنگ آفندی فرستاد تا انگیزه های دیگر. استواری صلح در جهان با پراکنش دمکراسی دارای رابطه مستقیم است. از این رو، نظام دمکراسی برای اداره سیاسی جامعه، نه تنها برای ایران بلکه برای تمامی منطقه مورد نیاز است تا امکان ایجاد شرایط ثبات فراهم گردد. اما شرایط عینی براین امر گواهی می دهد که تنها ایران از نظر فرهنگی و سابقه ی تاریخی آمادگی پزیرش فوری آن را دارد. استواری و یا دستکم تشویق گفتمان دمکراسی در منطقه به سود ایران است.
دمکراسی های جهان دارای منافع مشترک درازمدتی با یکدیگر هستند که تضمین کننده اتحاد آنان، چه نوشته شده و رسمی و چه نانوشته و غیر رسمی می باشد. گرچه دمکراسی ها در تاریخ خود از جنگ بر علیه سرزمین ها غیر دمکراتیک ابایی نداشته اند، در تحول تاریخی خود گرایش به صلح و آرامش و گسترش روابط فرهنگی و اقتصادی در سراسر گیتی دارند. ایران برای توسعه به چنین شرایط و چنین متحدان نیاز دارد. در دراز مدت، ایران با برخورداری از پدیده ملت که گرایش به اتحاد داخلی و توسعه دارد و در سیاست خارجی، مهاجم نیست، متحد طبیعی خود را در پوشش کشورهای دمکرات و توسعه یافته می داند. اتحاد با غرب که بر پایه ی منافع ملی ایرانست، بایستی استوار گردد. همزمان برداشت ما از غرب باید سرزمین های دمکرات خاوردور، هندوستان، اروپا و آمریکای شمالی را نیز در بر گیرد. سرزمین های در حال گذر به حکومت بر پایه ی اراده ملی مانند میانمار و حتا ونزوئلا نیز در آینده شامل این گروه می باشند. از سوی دیگر جهان گرائی اقتصادی، با وجودی که دردسر زیادی برای کشورهای صنعتی و پیشرفته جهان بوجود آورده، باعث بالارفتن سطح زندگی میلیاردها انسان گردیده. حرکت بسوی نوعی عدالت اقتصادی (که هنوز تا سطح قابل قبول راه درازی در پیش دارد)، آغاز گردیده است. همه ی جهان در این حرکت که در ضمن پادزهر موثریست بر شکل گیری شرایط جنگ، شرکت دارند. استثنا، کشورهای منطقه می باشند. بجز جنگ داخلی، شورش های محلی و تروریسم که سرچشمه آن را می توان در منطقه و دیگر سرزمین های اسلامی جستجو کرد، امکان جنگ فراگیر در ابعادی که در سده بیستم در گرفت از میان برداشته شده است. به استثنای بخشی از جهان، با وجود رقابت سیاسی و نظامی در جریان می توان ادعا کرد که در مقایسه با بسیاری از مواقع، آرامش نسبی بر جهان حکفرماست. ایران دارای این استعداد است که خود را با این جهان پیوند زند. استقلال که چیزی بیش از تلاش در راه منافع ملی، نیست در پیمودن این راه است. سرنوشت محتوم ما بی ثباتی و جنگ نیست. سرنوشت طبیعی ایران، دمکراسی، آرامش و توسعه است

مطلب‌های دیگر از همین نویسنده در سایت آینده‌نگری:


منبع:


بنیاد آینده‌نگری ایران



چهارشنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۹۶ - ۲۶ آوریل ۲۰۱۷

ستون آزاد

+ برگزاری همه‌پرسی با استفاده از امکانات نظام ولایت فقیه علی صدارت

+ مرز میان «فرار مغزها» و «قرار مغزها» وحید احسانی

+ ترامپ و نظام اسلامی فرهاد یزدی

+ آیا وجه اصلی «فرار مغزها» وجه «مکانی/جغرافیایی» آن است؟  وحید احسانی

+ اندیشۀ سیاسی چیست و به چه دردی می‌خورد؟ 

+ هنر گفت و گو ـ آرک دیلی با ساسکیا ساسِـن- برگردان آرش بصیرت

+ سایه اقتصاد بر سر سیاست. محسن رنانی

+ سوریه، کره شمالی و نظام اسلامی فرهاد یزدی

+ چگونه مشکلات سیاست خارجی را کاهش دهیم؟. محمود سریع القلم

+ ترامپ و دنیای پساحقیقت كن ويلبر

+ امکان تجزیه ایران؟ فرهاد یزدی

+ خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد؟! محمّد امینی

+ دل‌واپسانِ آزادی! جعفر پارساپور

+ همه پرسی برای تعیین سرنوشت نظام اسلامی فرهاد یزدی

+ اعلان بی طرفی سپاه فرهاد یزدی

+ انتخابات سال 96 فرهاد یزدی

+ ترامپ و امنیت ملی ایران فرهاد یزدی

+ اتحاد ترکیه با عربستان فرهاد یزدی

+ تلاش در راه کاستن از تنش با عربستان فرهاد یزدی

+ اراده ملی = آشتی ملی  فرهاد یزدی

+ به سوی افزایش تنش فرهاد یزدی

+ پيش‌دبستاني و آموزش با زبان مادري محور توسعه عدالت آموزشي دکتر محسن رنانی

+ تجزیه در منطقه و نقش ایران فرهاد یزدی

+ روایت مختصری از نوجوانی (قسمت دوم) داوید لوبروتون برگردان آریا نوری

+ روایت مختصری از نوجوانی (قسمت اول) داوید لوبروتون برگردان آریا نوری

+ فراز پدیده ملت در سیاست ایران فرهاد یزدی

+ روند تحولات سپاه فرهاد یزدی

+ ما و نان گندم نما و جو فروش دکتر محسن رنانی

+ "منافع مشترک" نیرنگی کهنه! خیانتی پویا! علی صدارت

+ خلاء قدرت در نظام اسلامی فرهاد یزدی

+ خطای بزرگ سیاستی دکتر محسن رنانی

+ آماده سازی سپاه پاسداران برای پر کردن خلاء قدرت فرهاد یزدی

+ لیبرالیسم و مسألۀ عدالت نگاهی به سیر ظهور لیبرالیسم و نولیبرالیسم در جهان و ایران گفت و گو با موسی اکرمی

+ جنبش برای دموکراسی یا سرنگونی؟ دکتر همایون مهمنش

+ تندروی و یا رشد پوپولیسم – بخش سوم فرهاد یزدی

+ تندروی و یا رشد پوپولیسم - بخش دوم فرهاد یزدی

+ تندروی و یا رشد پوپولیسم - بخش نخست فرهاد یزدی

+ انقلاب منابع آشکار در هزاره سوم: چالش‌ هستی‌شناختی اطلاعات غلامرضا سالارکیا

+ باروری مساعدتی، فناوری‌های ژنتیک و ژنومیک، و زندگی خانوادگی مارتین ریچاردز / ترجمۀ: محمد معماریان

+ حادثه ای بی سابقه در پایگاه نوژه و تحول بزرگ در خاورمیانه  رضا علوی

+ جامعه شناسی، انسان شناسی، مردم شناسی محمد الیاس قنبری

+ کیمیا علیزاده؛ وقتی با مدال المپیک به خانه برگردد 

+ طلای حسن یزدانی باعث ۱۰ پله صعود کاروان ورزش ایران شد 

+ چرا از افراد موفق متنفریم؟ ترجمه زینب آرمند

+ محور روسیه - ترکیه فرهاد یزدی

+ راز کشتار تابستان ۶۷ در زمستان ۵۷ نهفته است  رضا علوی

+ کتاب اسطوره‌شناسی آسمان شبانه: تخیلاتی با منابع مجعول رضا مرادی غیاث آبادی

+ پاسخ دکتر وکیلی به نقد رضا مرادی غیاث‌آبادی بر کتاب اسطوره‌شناسی آسمان شبانه دکتر وکیلی

+ ادامه دسیسه برای انحلال ارتش فرهاد یزدی

+ هشداری به ارتش فرهاد یزدی

+ اقتصاد ایران در آستانه بن بست/ دولت ابزار لازم برای خروج از رکود را ندارد/ از فرصت برجام برای سرمایه‌گذاری استفاده نشد محسن رنانی

+ کودتا در عصر نوین فرهاد یزدی

+ احتمال درگیری نظامی  فرهاد یزدی

+ امنیت ملی در رابطه با فساد فرهاد یزدی

+ مقاومت زن دربرابر ایدئولوژی مردسالار در نمایشنامة قصة زمستان از شکسپیر 

+ نقش استقلال در وقایع اخیر اروپا و تفکر در آموزه‌هایی برای ایران علی صدارت

+ سیاست عربی نظام اسلامی فرهاد یزدی

+ پدیده ترامپ و انتخابات در آمریکا نادر اسکوئی

+ بده و بستان بی نتیجه فرهاد یزدی

+ نجات یافته - داستان واقعی بابک پایدار

+ نظم پنهان اسلامى كردن علوم انسانى در ايران  جمشيد قراجه داغى

+ گفتاری درباره‌ی رخدادهای هویت‌ساز 

+ مسابقه پیامکی آینده پژوهی در مرداد ماه برای برنده شدن جایزه با حضور مورفر و سافتر در مقابله با چالش سالخوردگی جمعیت 

+ اتاق‌های فکر استانی؛ الگویی برای تعامل دولت، جامعه و دانشگاه سلیمان پاک سرشت

+ از یاخچی آباد تا نازی آباد رضا علوی

+ افزایش احتمال برخورد داخلی فرهاد یزدی

+ نخستین گام در راه آشتی ملی فرهاد یزدی

+ مجلس خبرگان فرهاد یزدی

+ جنگ افزار هسته ای و امنیت ملی در عصر "شهادت" فرهاد یزدی

+ چرخش سریع سپاه قدس فرهاد یزدی

+ آشتی ملی فرهاد یزدی

+ مهدی کروبی به حسن روحانی: از “حاکمیت مستبد” بخواهید دادگاهم را برگزار کند تا بگویم نجیب و نانجیب کیست؟  «سحام»

+ سالِ خودکشی! گفتگو با ناصر فکوهی مرضیه جعفری

+ نزدیکان پوتین در حلقه مظنون به پولشویی bbc

+ مساله اصلی روحانی: امنیت داخلی و نه خارجی فرهاد یزدی

+ دانیل بل، جامعه شناس دنیای جدید. 

+ دانیل بل و پایان ایدئولوژی 

+ تصفیه کابینه روحانی فرهاد یزدی

+ عیدی زهرآلود سپاه پاسداران به مردم ایران  احمد تقوائی

+ تحولات سوریه فرهاد یزدی

+ مهاجرت نسل جوان، جنگ و خشکسالی /آینده تاریک خاورمیانه 

+ پکیج پیش بینی های سال 95 

+ داعش در حال تربیت نسل آینده تروریست هایش است 

+ زنان ایده پرداز 

+ تنها انسان ناراضی می‌تواند امیدوار باشد یحیی شعبانی

+ شتاب تحولات فرهاد یزدی

+ دانش فرمال و بلا اثر فاجعه هر روز عميق‌تر مي‌شود 

+ تحولات جامعه امروز ما را نمي‌توان با تاريخ‌نگاري‌هاي سنتي ديد 

+ آقای روحانی : مسئولین نوشتن محو اسرائیل به روی موشک ایران را به مردم معرفی کنید احمد تقوائی

+ بهره برداری از موقعیت بدست آمده فرهاد یزدی

+ گفتگوی منتشر نشده با محمود عباديان: سرم به سنگ خورد دکتر محمود عباديان

+ فرصت تاریخی پیش آمده فرهاد یزدی

+ ورشکستگی اقتصادی فرهاد یزدی

+ خطاب به جوانان ایران : چرا نباید در انتخابات مجلس خبرگان شرکت کرد احمد تقوائی

+ نیاز به اقدام فوری و اساسی فرهاد یزدی

+ دارک دیتا: آینده روشن یا سراب خطرناک هرمز پوررستمی

+ اول توسعه، بعد دموکراسی 

+ تجزیه در منطقه فرهاد یزدی

+ تحولات منطقه، ایران و انتخابات فرهاد یزدی

+ دموکراسی برای عوام و سیاستمداران بزرگ  سیما مهذب



info@ayandehnegar.org
©Ayandehnegar 1995