Iranian Futurist 
Iranian Futurist
Ayandeh-Negar
Welcome To Future

Tomorow is built today
در باره ما
تماس با ما
خبرهای علمی
احزاب مدرن
هنر و ادبیات
ستون آزاد
محیط زیست
حقوق بشر
اخبار روز
صفحه‌ی نخست
آرشیو
اندیشمندان آینده‌نگر
تاریخ از دیدگاه نو
انسان گلوبال
دموکراسی دیجیتال
دانش نو
اقتصاد فراصنعتی
آینده‌نگری و سیاست
تکنولوژی
از سایت‌های دیگر


انسان‌شناسی بلندگوهای بُلند

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Twitter Google Yahoo Delicious بالاترین دنباله

[07 Feb 2016]   [ یوسف سرافراز]


انسان‌شناسی بلندگوهای بُلند

یوسف سرافراز

اشیائی که در پیرامون محل زندگی ما انسان‌ها حضور دارند همچون سایر انسان‌ها با ما رابطه‌ای معنادار برقرار می‌کنند. این اشیاء هم بر زندگی و معانی و ارزش‌های زندگی ما موثراند و هم متأثر از زندگی و معانی و ارزش‌های زندگی ما هستند. علاوه بر این، گاه این اشیاء واسطه‌ی روابطی می‌شوند که ما با سایر انسان‌ها برقرار می‌کنیم. و همان معانی متداخل در روابط ما را به خود می‌گیرند. درنتیجه‌ی این تأثیر و تأثرها، حیات فرهنگی انسان‌ها به این اشیاء هم تسری می‌یابد و آن‌ها را نیز وارد منطق انسانی می‌کند. به همین خاطر، تصورات خاص، ویژه و متفاوتی از این اشیاء در فرهنگ‌های مختلف شکل می‌گیرد. به صورتی که این اشیاء هم بخشی از زندگی انسان‌ها می‌شوند، همچنان‌که زندگی انسان‌ها و معانی دخیل در آن بخشی از آن‌ها می‌شود. درنتیجه، می‌توان از مطالعه‌ی این اشیاء به مطالعه‌ی جامعه پرداخت؛ چرا که این اشیاء گرانبار از معانی مختلفی هستند که جامعه بر آن‌ها تحمیل کرده است.

اشیاء پیرامون ما انسان‌ها در یک گفت‌وگوی همیشگی با ما هستند؛ همچنان که ما با آن‌ها در یک گفت‌وگوی همیشگی هستیم. ما بر آن‌ها معانی و ارزش‌های مختلفی تحمیل می‌کنیم؛ همچنان که آن‌ها بر ما معانی و ارزش‌های مختلفی تحمیل می‌کنند. در این یادداشت به بلندگوهای بُلندی می‌پردازیم که همیشه در خیابان صدای آن‌ها را شنیده‌ایم. علاوه بر این، در محیط تحصیل یا کارمان هم در زمان‌های ویژه‌ای صدای‌شان را می‌شنویم. سوال این است که چرا در فضاهایی که در آن‌ها به سر می‌بریم (به عنوان نمونه من در دانشکده علوم اجتماعی و برخی از خیابان‌ها) بلندگو وجود دارد؟ سوال دیگر این است که چرا صدای بلندگوها بلند است؟ برای من سوال بود که چرا بلندگویی که در دانشکده علوم اجتماعی وجود دارد صدایش را حتی به کتابخانه هم می‌رساند؟

در این یادداشت می‌خواهم تا در چهارچوبی انسان‌شناختی به مواجهه (و نه لزوماً پاسخ) با این پرسش‌ها بپردازیم. هسته‌ی تحلیل انسان‌شناختی «خود و دیگری» و رابطه‌ای است که میان این دو برقرار است. رابطه‌ی میان خود و دیگری رابطه‌ای برای شکل‌دهی به یک هویت است. در واقع، از آن‌جا که حضور دیگری برای ساختن هویت خود ضروری است و خود در مقایسه با دیگری تعریف می‌شود، انواع روابط میان خود و دیگری شکل می‌گیرد. در پاسخ به این پرسش که چرا در طول روز، بی آن‌که خودمان بخواهیم، صدای بلندگوها را می‌شنویم می‌توان بلندگو را واسطی برای برقراری رابطه میان خود و دیگری دانست. بلندگوها در این‌جا واسطی می‌شوند تا یک «خود» و یک «هویت» صدای خود را به «دیگری‌ها» برساند. صدایی که یک بلندگو از خود پخش می‌کند صرفا یک صدای معمولی با معانی معمولی نیست، همچنان که خود بلندگو هم در این‌جا یک شیء معمولی نیست. بلندگو واسطی می‌شود تا به یک هویت صدا دهد؛ صدای این هویت را به گوش هویت‌های دیگر برساند تا از قِبل آن هویت خود را بازسازی کند و در میدانی که دیگران در آن حضور دارند هویت خود را حاکم کند. با پخش شدن بلندگوها، هویتی به صدا در می‌آید؛ با دیگر هویت‌ها رابطه‌ برقرار می‌کند و خود را بر آن‌ها تحمیل می‌کند.

جای سوال است که چه درکی از خود و چه درکی از دیگری وجود دارد که بلندگو را واسطی برای برقراری رابطه میان این دو انتخاب کرده است؟ چنین سوالی از این جهت اهمیت دارد که بدانیم در روزگاری به سر می‌بریم که در آن صداهای آرام و آرامش‌بخش هوادار بیشتری دارد. صداها هرچه بیشتر به حوزه خصوصی رفته‌اند (استفاده از هندزفری، کم کردن صدای ماشین). علاوه بر این صفت‌های دل‌خراش و بدصدا برای صداها وضع شده است. در چنین موقعیتی چرا بلندگوها به صدا در می‌آیند؟ پاسخ به این سوالات منوط به درک رابطه‌ای است که با بلند شدن صدای بلندگوها میان خود و دیگری برقرار می‌شود. همچنان که پیش از این هم اشاره شد بلندگو ابزاری است که میان خود و دیگری ارتباط برقرار می‌کند؛ لیکن ارتباطی یک‌سویه. درکی از دیگری که محمل برقراری چنین رابطه‌ای شده است به دیگری به مثابه خودش توجهی ندارد. به عبارت بهتر دیگران در این رابطه خودشان نیستند، بلکه در نسبت با «ما» سنجیده می‌شوند و هویت‌هایی درنظر گرفته می‌شوند که می‌توانیم آزادانه آن‌ها را مخاطب قرار دهیم و وقت، ذهن، بدن، و آگاهی آن‌ها را از آن‌چه خودشان بر آن تمرکز داشته‌اند فارغ کنیم و هویت خودمان را موضوع آگاهی، بدن، ذهن و وقت آن‌ها قرار دهیم. در چنین رابطه‌ای دیگری اعتبار ذاتی و مستقل ندارد و ما حاکمیم که بنابر مصلحت خود با او رفتار کنیم. می‌بینیم که در چنین پنداشتی از دیگری‌ست که صدای بلندگو‌ها بلند می‌شود و تمام شهر یا کتابخانه، کلاس و... را پوشش می‌دهد.

علاوه بر این، باید پرسید که چرا صدای بلندگوها بلند است؟ آن‌چنان که اگر در فضایی باز باشد تا چند خیابان را دربر می‌گیرد و اگر در فضایی بسته، برای چند لحظه منطق حاکم را تغییر می‌دهد و هویت موجود در صدا را بر فضا حاکم می‌کند. در اینجا هم می‌توان نوعی رابطه میان خود و دیگری مشاهده کرد؛ رابطه‌ای سلسله مراتبی. صدای بلند در دوگانه‌ی بزرگ و کوچک قرار می‌گیرد. دوگانه‌ای که در تمایزات هویتی نقشی مهم ایفا می‌کند. درواقع، دوگانه‌ی بزرگ و کوچک در کنار دوگانه‌ی خود و دیگری قرار می‌گیرد و عامل تمایز و برتری خود از دیگری می‌شود. امر بزرگ به «ما» و هویت ما مربوط می‌شود و امر کوچک به دیگری و هویت دیگری. بنابراین بزرگ بودن یک امر یا شیء وارد میدان رقابت‌های هویتی می‌شود و تفاخر به هویت خود، به تفاخر به امر یا شیء بزرگ خود تسری می‌یابد و این بزرگ‌ها نشان‌گر بزرگی هویت ما می‌شوند. صدای بلند بلندگوها را هم می‌توان در چنین چارچوبی تحلیل کرد.

همچنان که پیش از این هم گفتیم، بلندگو هرچند ممکن است در وهله‌ی اول شیئی معمولی قلمداد شود اما هنگامی که وارد منطق زندگی انسانی می‌شود همان معانی و ارزش‌هایی را به خود می‌گیرد که در زندگی انسانی حضور دارند. هنگامی که بلندگو واسطی برای برقراری رابطه‌ای میان انسان‌ها می‌شود همان معانی و ارزش‌هایی را می‌گیرد که در رابطه‌ی میان انسان‌ها وجود دارند. در این‌جا هویت خاصی بلندگو را به عنوان ابزاری برای شکل‌دهی به رابطه‌ی خود با دیگر هویت‌ها استفاده می‌کند. درنتیجه بلندگو همان معنایی را که میان این دو هویت وجود دارد و معنایی را که می‌تواند رابطه‌ی آن‌ها داشته باشد به خود می‌گیرد. در نهایت با تحلیلی که می‌توان از حیات جدید بلندگو به دست داد می‌توان به تحلیل رابطه‌ای که هویت‌ها در جامعه برقرار می‌کنند نیز دست یافت.اشیاء در فرهنگ‌های مختلف شکل می‌گیرد. به صورتی که این اشیاء هم بخشی از زندگی انسان‌ها می‌شوند، همچنان‌که زندگی انسان‌ها و معانی دخیل در آن بخشی از آن‌ها می‌شود. درنتیجه، می‌توان از مطالعه‌ی این اشیاء به مطالعه‌ی جامعه پرداخت؛ چرا که این اشیاء گرانبار از معانی مختلفی هستند که جامعه بر آن‌ها تحمیل کرده است.

اشیاء پیرامون ما انسان‌ها در یک گفت‌وگوی همیشگی با ما هستند؛ همچنان که ما با آن‌ها در یک گفت‌وگوی همیشگی هستیم. ما بر آن‌ها معانی و ارزش‌های مختلفی تحمیل می‌کنیم؛ همچنان که آن‌ها بر ما معانی و ارزش‌های مختلفی تحمیل می‌کنند. در این یادداشت به بلندگوهای بُلندی می‌پردازیم که همیشه در خیابان صدای آن‌ها را شنیده‌ایم. علاوه بر این، در محیط تحصیل یا کارمان هم در زمان‌های ویژه‌ای صدای‌شان را می‌شنویم. سوال این است که چرا در فضاهایی که در آن‌ها به سر می‌بریم (به عنوان نمونه من در دانشکده علوم اجتماعی و برخی از خیابان‌ها) بلندگو وجود دارد؟ سوال دیگر این است که چرا صدای بلندگوها بلند است؟ برای من سوال بود که چرا بلندگویی که در دانشکده علوم اجتماعی وجود دارد صدایش را حتی به کتابخانه هم می‌رساند؟

در این یادداشت می‌خواهم تا در چهارچوبی انسان‌شناختی به مواجهه (و نه لزوماً پاسخ) با این پرسش‌ها بپردازیم. هسته‌ی تحلیل انسان‌شناختی «خود و دیگری» و رابطه‌ای است که میان این دو برقرار است. رابطه‌ی میان خود و دیگری رابطه‌ای برای شکل‌دهی به یک هویت است. در واقع، از آن‌جا که حضور دیگری برای ساختن هویت خود ضروری است و خود در مقایسه با دیگری تعریف می‌شود، انواع روابط میان خود و دیگری شکل می‌گیرد. در پاسخ به این پرسش که چرا در طول روز، بی آن‌که خودمان بخواهیم، صدای بلندگوها را می‌شنویم می‌توان بلندگو را واسطی برای برقراری رابطه میان خود و دیگری دانست. بلندگوها در این‌جا واسطی می‌شوند تا یک «خود» و یک «هویت» صدای خود را به «دیگری‌ها» برساند. صدایی که یک بلندگو از خود پخش می‌کند صرفا یک صدای معمولی با معانی معمولی نیست، همچنان که خود بلندگو هم در این‌جا یک شیء معمولی نیست. بلندگو واسطی می‌شود تا به یک هویت صدا دهد؛ صدای این هویت را به گوش هویت‌های دیگر برساند تا از قِبل آن هویت خود را بازسازی کند و در میدانی که دیگران در آن حضور دارند هویت خود را حاکم کند. با پخش شدن بلندگوها، هویتی به صدا در می‌آید؛ با دیگر هویت‌ها رابطه‌ برقرار می‌کند و خود را بر آن‌ها تحمیل می‌کند.

جای سوال است که چه درکی از خود و چه درکی از دیگری وجود دارد که بلندگو را واسطی برای برقراری رابطه میان این دو انتخاب کرده است؟ چنین سوالی از این جهت اهمیت دارد که بدانیم در روزگاری به سر می‌بریم که در آن صداهای آرام و آرامش‌بخش هوادار بیشتری دارد. صداها هرچه بیشتر به حوزه خصوصی رفته‌اند (استفاده از هندزفری، کم کردن صدای ماشین). علاوه بر این صفت‌های دل‌خراش و بدصدا برای صداها وضع شده است. در چنین موقعیتی چرا بلندگوها به صدا در می‌آیند؟ پاسخ به این سوالات منوط به درک رابطه‌ای است که با بلند شدن صدای بلندگوها میان خود و دیگری برقرار می‌شود. همچنان که پیش از این هم اشاره شد بلندگو ابزاری است که میان خود و دیگری ارتباط برقرار می‌کند؛ لیکن ارتباطی یک‌سویه. درکی از دیگری که محمل برقراری چنین رابطه‌ای شده است به دیگری به مثابه خودش توجهی ندارد. به عبارت بهتر دیگران در این رابطه خودشان نیستند، بلکه در نسبت با «ما» سنجیده می‌شوند و هویت‌هایی درنظر گرفته می‌شوند که می‌توانیم آزادانه آن‌ها را مخاطب قرار دهیم و وقت، ذهن، بدن، و آگاهی آن‌ها را از آن‌چه خودشان بر آن تمرکز داشته‌اند فارغ کنیم و هویت خودمان را موضوع آگاهی، بدن، ذهن و وقت آن‌ها قرار دهیم. در چنین رابطه‌ای دیگری اعتبار ذاتی و مستقل ندارد و ما حاکمیم که بنابر مصلحت خود با او رفتار کنیم. می‌بینیم که در چنین پنداشتی از دیگری‌ست که صدای بلندگو‌ها بلند می‌شود و تمام شهر یا کتابخانه، کلاس و... را پوشش می‌دهد.

علاوه بر این، باید پرسید که چرا صدای بلندگوها بلند است؟ آن‌چنان که اگر در فضایی باز باشد تا چند خیابان را دربر می‌گیرد و اگر در فضایی بسته، برای چند لحظه منطق حاکم را تغییر می‌دهد و هویت موجود در صدا را بر فضا حاکم می‌کند. در اینجا هم می‌توان نوعی رابطه میان خود و دیگری مشاهده کرد؛ رابطه‌ای سلسله مراتبی. صدای بلند در دوگانه‌ی بزرگ و کوچک قرار می‌گیرد. دوگانه‌ای که در تمایزات هویتی نقشی مهم ایفا می‌کند. درواقع، دوگانه‌ی بزرگ و کوچک در کنار دوگانه‌ی خود و دیگری قرار می‌گیرد و عامل تمایز و برتری خود از دیگری می‌شود. امر بزرگ به «ما» و هویت ما مربوط می‌شود و امر کوچک به دیگری و هویت دیگری. بنابراین بزرگ بودن یک امر یا شیء وارد میدان رقابت‌های هویتی می‌شود و تفاخر به هویت خود، به تفاخر به امر یا شیء بزرگ خود تسری می‌یابد و این بزرگ‌ها نشان‌گر بزرگی هویت ما می‌شوند. صدای بلند بلندگوها را هم می‌توان در چنین چارچوبی تحلیل کرد.

همچنان که پیش از این هم گفتیم، بلندگو هرچند ممکن است در وهله‌ی اول شیئی معمولی قلمداد شود اما هنگامی که وارد منطق زندگی انسانی می‌شود همان معانی و ارزش‌هایی را به خود می‌گیرد که در زندگی انسانی حضور دارند. هنگامی که بلندگو واسطی برای برقراری رابطه‌ای میان انسان‌ها می‌شود همان معانی و ارزش‌هایی را می‌گیرد که در رابطه‌ی میان انسان‌ها وجود دارند. در این‌جا هویت خاصی بلندگو را به عنوان ابزاری برای شکل‌دهی به رابطه‌ی خود با دیگر هویت‌ها استفاده می‌کند. درنتیجه بلندگو همان معنایی را که میان این دو هویت وجود دارد و معنایی را که می‌تواند رابطه‌ی آن‌ها داشته باشد به خود می‌گیرد. در نهایت با تحلیلی که می‌توان از حیات جدید بلندگو به دست داد می‌توان به تحلیل رابطه‌ای که هویت‌ها در جامعه برقرار می‌کنند نیز دست یافت.

مطلب‌های دیگر از همین نویسنده در سایت آینده‌نگری:


منبع:


بنیاد آینده‌نگری ایران



سه شنبه ۸ فروردين ۱۳۹۶ - ۲۸ مارس ۲۰۱۷

هنر و ادبیات

+ 46 – کودتا  هرمز داورپناه

+ وقتی یک فیلسوف رمان می‌نویسد مهسا رمضانی

+ 45- خروس جنگی هرمز داورپناه

+ اسکار ۲۰۱۷؛ «فروشنده» برنده شد 

+ 44 – مرغ، یا خروس؟ هرمز داورپناه

+ 43- فرشته هرمز داورپناه

+ نامیرا  سپیده

+ 42 - سقوط ماه هرمز داورپناه

+ 41- کرم ها هرمز داورپناه

+ 40- سگ شکاری  هرمز داورپناه

+ عرصه ی همگانی و آرای عمومی: از نشریات مکتوب تا اینترنت 

+ فرهنگ به مثابه نمایشی تجاری (۱) 

+ مدرسه ی دموکراتیک ـ آموزش هماگن 

+ سایه روشن  سپیده

+ 39- صاحبخانه هرمز داورپناه

+ 38- نادر شاه افشار هرمز داورپناه

+ قصه کودک پناهجو برای کودکان اروپایی ایندیپندنت برگردان لیلا حسین زاده

+ پاره های معماری(14)، آناتول کوپ: معماری و دولت در قرن بیستم-بخش اول ناصر فکوهی

+ 37- سرخ پوست ها  هرمز داورپناه

+ 36- آلبالو پلو هرمز داورپناه

+ تاریخ تکرار نمی شود عباس احمدوند

+ هنر گفت و گو ـ آرک دیلی با ساسکیا ساسِـن برگردان آرش بصیرت

+ واژه ها .... این واژه های لعنتی! عاطفه اولیایی

+ 35- آرسن لوپن هرمز داورپناه

+ پیام  سپیده

+ ۳۴- ارکستر گلاب دره هرمز داورپناه

+ 33- زولبیا بامیه هرمز داورپناه

+ " رؤیا "  سپیده

+ 32- جریان نفت هرمز داورپناه

+ 31 - کوچه قٌجَرا هرمز داورپناه

+ 30- فرار از خانی آباد هرمز داورپناه

+ جرقٌه  سپیده

+ ۲۹ - دزد هرمز داورپناه

+ دعوت  سپیده

+ ۲۸ - زنبور ها هرمز داورپناه

+ شعله ای باید  سپیده

+ ۲۷- درس انشاء هرمز داورپناه

+ پرواز  سپیده

+ 26- سینما بهار هرمز داورپناه

+ فردا   سپیده

+ 25- مردی در استخر هرمز داورپناه

+ تاریخ ادبیات قرن بیستم روسیه  ترجمه: آبتین گلکار

+ چرا داستان کوتاه، سبک‌ برتر ادبی قرن21 شده‌ است؟ ترجمه از ماندانا سجادی

+ نقش هنر در روابط انسانی 

+ هنر در قرن بیست و یکم تصویری از آینده هنر. روبین ثورن تیاسک

+ طپش خاک  سپیده

+ 24 - سفر عید هرمز داورپناه

+ معماری آینده و فرم زایی فارغ از خاستگاه به مثابه روش آرش بصیرت

+ فلسفه: از راز و رمز تا سبزی فروشی ها؛ گفتگو با عبدالحسین آذرنگ منیره پنج تنی

+ بی نازنین: جهان سیاه و سفید لیلا صادقی

+ آوازِ دوردستِ زنی در عمقِ گرم زمین/ زاویه دید «اقتباس» در فیلم «گاوخونی» اثر بهروز افخمی محمد هاشمی

+ دلسوخته -- داستان واقعی بابک پایدار

+ 23 – لوژ سواری هرمز داورپناه

+ جدایی  سپیده

+ 1- محکوم بابک پایدار

+ فریاد سکوت  سپیده

+ نبرد عشق ی. صفایی

+ 22- ترور هرمز داورپناه

+ زیر خاکستر  سپیده

+ 21- سیگار هرمز داورپناه

+ راه مشترک  سپیده

+ 20- نیش عقرب هرمز داورپناه

+ فمینیسم اولیه استفان هُدگسُن رایت برگردان مهسا صباغی

+ کودکان در کجای بازی فرهنگ هستند (نگاهی انسان شناختی به زندگی و آثار ساعدی -بخش پنجم) فاطمه خضری

+ 19 - حمٌام عمومی هرمز داورپناه

+ باور  سپیده

+ 18-اجننٌه  هرمز داورپناه

+ اسطوره ورابطه ی آن با فرهنگ ج. همکار

+ 17 – کازانوا هرمز داورپناه

+ امید  سپیده

+ 16-آقای شمر هرمز داورپناه

+ انسان شناسی زیست محیطی آذین محمدی

+ پدیدارشناسی معماری در آرای استیون هال، آلبرتو پرز-گومز و یوهانی پالاسما علی اکبری

+ سطح یا صورت مسئله این است! علی خانمحمدی

+ (نگاهی انسان شناختی به زندگی و آثار ساعدی -بخش پنجم) فاطمه خضری

+ 15- حسین کرد شبستری هرمز داورپناه

+ درباره فرهنگ و پالایش آن  ج. همکار

+ چشم انداز  سپیده

+ 14- بادبادک هرمز داورپناه

+ 13– جناب سرهنگ هرمز داورپناه

+ ساعدی از نگاه دیگران (نگاهی انسان شناختی به زندگی و آثار ساعدی بخش چهارم) فاطمه خضری

+ ساعدی و زندگی حرفه ایش(نگاهی انسان شناختی به زندگی و آثار ساعدی بخش سوم) فاطمه خضری

+ شب سفر در ایران امیر هاشمی مقدم

+ «کودک و استثمار» اصلانی دکتر ناصر فکوهی

+ " جنگل"  سپیده

+ 12- گنجشک ها هرمز داورپناه

+ پیوند  سپیده

+ انسان‌شناسی بلندگوهای بُلند یوسف سرافراز

+ ساعدی و تاریخ دورانش (نگاهی انسان شناختی به زندگی و آثار ساعدی بخش دوم) فاطمه خضری

+ 11- تیر و کمان هرمز داورپناه

+ نگاهی انسان شناختی به زندگی و آثار ساعدی فاطمه خضری

+ تا سکوت برف: دریای سیاه ماری نوئل ریو برگردان منوچهر مرزبانیان

+ بازگشت  سپیده

+ 10 – خانۀ سه راه جعفرآباد هرمز داورپناه

+ 9- کاراگاه هرمز داورپناه

+ مغاک  سپیده

+ خوشبخت تر سیما مهذب

+ خواب  سپیده

+ گفت‌و‌گو با علي باباچاهي: پست‌مدرنيست بودن، اشتياق سوزان من نيست علي عبداللهي

+ سبک در انسانشناسی هنر رزمن، پاول و ویزگراو، برگردان پرستو جوزانی



info@ayandehnegar.org
©Ayandehnegar 1995