Iranian Futurist 
Iranian Futurist
Ayandeh-Negar
Welcome To Future

Tomorow is built today
در باره ما
تماس با ما
خبرهای علمی
احزاب مدرن
هنر و ادبیات
ستون آزاد
محیط زیست
حقوق بشر
اخبار روز
صفحه‌ی نخست
آرشیو
اندیشمندان آینده‌نگر
تاریخ از دیدگاه نو
انسان گلوبال
دموکراسی دیجیتال
دانش نو
اقتصاد فراصنعتی
آینده‌نگری و سیاست
تکنولوژی
از سایت‌های دیگر


بنيان هاي آينده پژوهي مدرن چيستي و چرايي مطالعات آينده

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Twitter Google Yahoo Delicious بالاترین دنباله

[31 Jan 2016]   [ ]




پژوهشگاه مهندسي بحران هاي طبيعي پدافندغيرعامل شاخص پژوه


جهان معاصر در آستانه ي تحولات و دگرگوني هاي شگرفي است؛ تحولاتي كه در هيچ برهه اي از تاريخ بشر بدليلي براي آن نمي توان گرفت انقلابي جهاني و فراگير بر تمامي عرصه ها و زواياي حيات بشر چيره شده است كه گسلي ژرف ميان گذشته و آينده ي جهان ايجاد خواهد كرد .
جوامع بشري گذار بزرگ و تاريخ ساز خود به عصر حيرت را آغاز كرده اند ؛ نظريه ها و روش شناسي هاي علمي و معرفت شناسانه ي بسياري در معرض ترديد قرار گرفته اند و سونامي هاي تغيير چنان شتاب گرفته است كه تمامي آموزه هاي كهن و نظريه پردازي هاي خردمندانه فلسفي را به چالش مي خواند . پيدايش نظريه ي عدم قطعيت، آشوب، نظريه ي سامانه هاي پيچيده و نظريه ي سامانه ي باز، تنها نقطه ي آغازي بر اين دوران آشوبناك است . رشد شتابان علم و فناوري و پديده ي جهاني شدن فرصت ها و تهديدهاي نوپيدا يي را به ارمغان آورده است و بي سبب نيست كه هر روز شاهد شگفتي تازه اي هستيم ؛ فرهنگ ها، باور ها و ارزش ها گوناگون در برابر يكديگر صف آرايي كرده اند و نبردي نفس گير و نرم افزاري در حوزه ي فرهنگ و انديشه آغازيدن گرفته است. زمين، منابع و ذخاير خداداي خود را در معرض تاراج و دستبرد و اسراف بشر مي بيند و گويي گسترش پديده گاز هاي گلخانه اي و گرم شدن زمين به تدريج، آغازي بر يك پايان را رقم مي زند .
گرماي زمين، بسياري از اقوام ملت ها و گونه ها ي زيستي را در خطر زوال قرار داده است و در آينده اي نه چندان دور شاهد آن خواهيم بود كه سرزمين هاي بسياري در كام آب بلعيده خواهد شد. رسانه هاي ديجيتالي و گروهي، اين گوساله هاي سامري عهد جديد، انديشه و ارزش ها را به جولانگاه نبرد كشيده اند و گسترش شيوه هاي نو پيداي ارتباط از راه دور، حاكميت هاي ملي و مرز هاي سياسي را فرو پاشيده و چون ميهماني نا خوانده بر سفره ي همگان مي نشيند تا به رغم كد خدايان دهكده ي جهاني ، زبان ، باور ارزش و نگرش هاي همساني را در جهان پديد آورد. دانش هاي نوين و فناوري هاي تازه اگر چه زيست بوم بشر را غرق در رفاه و آسايش كرده اند، اما دره اي بس ژرف تر ميان فقير و غني گشوده اند و صدها فرصت و تهديد آميخته به هم را در دسترس همگان قرار داده اند كه رمز گشايي از آن ها نيازمند بصيرتي ژرف و درايتي راهبردي است. انقلاب فناورانه ي تازه اي در حال شكل گيري است، انقلابي بس سترگ تر از اختراع ماشين بخار ، هواپيما، شكافت اتم و سفر به فضا انقلابي كه چهره ي آشنايي محيط زيست فناوري ، دانش ، اقتصاد ، سياست و فرهنگ را به شدت دگرگون خواهد ساخت .
فناوري هاي همگرا شده ( تركيبي هم افزا و هم كوشان از نانو فناوري ،( فناوري زيستي ، فناوري اطلاعات و علوم شناختي) به عنوان نيروي پيشران انقلاب فناورانه ي تازه ، چهره و سرشت جهان پيراموني را به شدت دستخوش دگرگوني خواهد ساخت. ورود محصولات فناورانهي تازه به بازارها ، رقابتي فراگير در حوزه ي اقتصاد و فرهنگ را موجب خواهد شد و قطب عاي تازه اي را در عرصه ي دانش و فناوري پديدار خواهند شد . در اين كشاكش و جدال نفس گسر ، بقا و افزايش سهم از ثروت و قدرت جهاني عمده ترين دغدغه هاي دولت ها ملت ها و پيمان هاي فراملي است . ترديدي نيست كه جهان آينده جولانگاه تحولات و ناپايداري ها است و تنها كساني ياراي ايستادگي در برابر تند باد و رويداد ها و حوادث را دارند كه به شيوه اي كنش گرانه و پيش دستانه به پيشواز تغيير بشتابند و حتي خود عامل و كنش گر تغيير هاي دلخواه باشند . ماندگاري و توسعه در جهان فرا رو نيازمند كشف و شناسايي پيش دستانه ي رويدادها و معماري جهان دلخواهي است كه مي تواند زادگاه آرمان هاي يك سازمان يا ملت باشد. دستيابي به اين توانمندي نيازمند چيرگي بر دانش راهبردي آينده پژوهي و كاربست آن در عرصه ي عمل و رقابت هاي آينده است. حركت و طي طريق در اين محيط آكنده از ابهام و دودلي جز راز گشايي از رويدادهاي در حال شكل گيري، امكان پذير نخواهد بود. بي سبب نيست كه اينك دانش آينده پژوهي عمده ترين مغز افزار ودست افزار در قلمرو تصميم سازي و رقابت هاي گوناگون است .
با توجه به اهميت دانش آينده پژوهي در عرصه هاي گوناگون ، علمي ، فرهنگي ، سياسي اقتصادي ، صنعتي و اجتماعي در اين مجال خواهيم كوشيد تصويري .........در همان حال، رسا از آينده پژوهي ضرورت ها و شيوه هاي كاربرد آن ترسيم كنيم . اميد مي رود اين دانش معطوف به اقدام در عرصه ي ملي از حوزه ي توانايي هاي فردي گذر كرده و به ظرفيتي اجتماعي براي كنش گري تبديل شود.
آينده پژوه هي مجالي تازه براي انديشه :
همگان به خوبي مي دانند كه هوشمندانه ترين رويكرد انسان ها و جوامع، آماده شدن براي رويارويي با رخدادهاي پيش بيني ناپذير و رفتن به پيشواز آينده است اما پرسش اين جا است كه چگونه بايد به پيشواز آينده رفت چگونه مي توان رفتارهاي پيش دستانه داشت و چه سان مي توان براي رخدادهاي پيش بيني ناپذير آماده شد. حال آن كه اگر رويدادي غير منتظره باشد به دشواري مي توان براي رويارويي با آن آماده شد زيرا در حقيقت نمي دانيم آن رويداد چيست.
ترديدي نيست كه آماده شدن براي آينده اندرز شايسته اي است اما آماده شدن براي چه؟ اگر بخواهيم براي رويدادهاي پيش بيني ناپذير و غير منتظره كه آينده را شكل مي دهند آماده شويم بايد تمامي رويدادها و پيشامد هاي ممكن را در نظر آوريم اما رويدادهاي ممكن و محتمل بسيار پر شمارتر از آن هستند كه بتوان تمامي آن ها را واكاوي و بررسي كرد و چه بسا همين واقعيت بي چون و چرا تلاش ما براي كسب آمادگي در برابر رخدادهاي غير منتظره را به جست و جوي بيهوده و نابخردانه مبدل سازد .
خود ناخواه ، آينده آميخته و سرشار از عدم قطعيت و ناپايداري است حتي خردورزانه ترين برنامه ريزي ها نيز مي توانند در گيرودار اجرا، از مسير راستين خودمنحرف شوند، چه بسا در راه پويي به سوي آينده با پيشامدهاي شگفتي ساز، ( غير منتظره) روبرو شويم اما با اين حال ، مي كوشيم براي آينده و رويارويي با عدم قطعيت هاي نهفته در آن مهيا شويم اين همان تلاش پيوسته و دامنه داري است كه در زندگي روزمره ي خود به شيوه اي كم و بيش شگفت انگيز و هوشيارانه به كار مي لنديم ما در زندگي روزانه خود مي كوشيم آينده را تا سر حد امكان ، مهار و مديريت كنيم و در اين راه، نه تنها خود را به كار مي بنديم تا شرايطي را رقم بزنيم كه دلخواه و مطلوب ما است در حقيقت همه ي ما براي روزها و سال هاي آينده با دقت تمام برنامه مي ريزيم .
براي مثال براي ازدواج يا آينده ي حرفه يخود برنامه مي ريزيم و همواره به اين واقعيت نيز توجه و باور داريم كه چه يا همهي امور به دلخواه ما جريان نيابد .
ما اغلب پيرامون شيوه ي برنامه ريزي خود براي آينده چندان آگاهانه نمي انديشيم و ب همين سبب براي بسياري از پرسش ها ي سرنوشت ساز، پاسخ هايي در خور و بهنگام نداريم پرسش هايي از اين دست كه در راه انديشيدن و چاره جويي براي ؟آينده به چه روش هايي متوسل شويم؟ چگونه براي پياده سازي برنامه هاي خود آماده شويم؟ در راه شكل بخشيدن به آينده ي پيش رو و سازگاري با آن، چه عواملي موجب كاميابي ما خواهد بود؟ در هر برهه ي زماني ، چه كنش هاي بدليلي پيش روي ما قرار دارد؟ گزينش هر كدام از راه هاي بدليل ، چه پيامدهايي را در آينده موجب خواهد شد و اين كه به راستي ، آينده ي دلخواه ما كدام است؟
اين پرسش ها همان پرسش ها هاي بنيادين آينده پژوهي هستند حوزه اي نو گشوده در دانش پژوهش كه نگاهي سازمند و تازه به آينده هاي بديل دارد . اين عرصه ي نو پديد تحقيقاتي كه شتابان در حال پيمايش مسير بالندگي و شكوفايي است ، بر پنداشت ها (مفروضات) و دورنماهايي ويژه استوار است ، ارزش ها ، روش ها ونظريه هاي ويژه اي را به كار مي بندد . كنار زدن پرده ي ابهام از آينده آشنا ساختن بيش از پيش ما با گزينه هاي محتمل آينده و افزايش ميزان چيرگي واستيلاي انسان بر آينده ، اهداف عمده ي اين حوزه ي نوگشوده هستند . در چارچوب دورنمايي فراگير وجامع ، آينده پژوهان اميد دارندبر چشمداشت هاي مردم از آينده تأثيرگذار باشند و كنش هاي آنان بر شكل بخشيدن به آينده اي همخوان وسازگار با مقاصد و ارزش ها را كارآمدتر سازند .به همين اعتبار و براين قياس ، آينده پژوهي دست افزار و ياري گر ما در راه آماده شدن براي رويارويي با رخدادهاي پيش بيني ناپذير آينده و
دستمايه اي براي شكل بخشيدن به فرداهاي دلخواه است .
آينده ، سودايي همگاني :
انديشيدن به آينده و تلاش براي اثرگذاري بر رويدادهاي درحال شكل گيري، مقوله ي تازه اي نيست وبه دسته اي خاص و يا نگرشي ويژه اختصاص ندارد ، بلكه پديده اي جهان شمول و فراگير است كه ميتوان خاستگاه و ريشه ي آن را همپاي ديرينگي بشر بركره ي خاكي دانست . درتمامي اقوام ، ملت ها وجوامع ، مردم به آينده واهميت آن در زندگي توجهي در خوردارند ؛ براي مثال غيب گويي به شيوه هاي گوناگوني در تمامي جوامع وجود داشته است ؛ گاه مراد از غيب گويي ، همانگونه كه از ريشه ي واژه در زبان لاتين بر مي آيد ، آشكار سازي اراده اي خدايان بوده است . اگر چه واژه ي غيب گويي بر كشف وادراك مسايلي ابهام آلود ، ناشناخته و رازگونه اطلاق مي شود كه مي كوشد از آينده اي قطعي ، جبري و بي بديل رخ نمايي كند ، اما با اين حال ، هم چنان اين اميد و چشمداشت وجود دارد كه با پيشه ساختن تدابيري مناسب بتوان از رخداد وقايع نامطلوب و پيش بيني پذير جلوگيري كرد . البته بايد يادآور شد كه برخي از روش هاي غيب گويي بركشف الگوهاي تكرار پذير و سازمند رويدادها تكيه دارند و از همين رو ، شيوه اي منطقي براي تحليل روند هاي تكرار پذير هستند .
رويكرد مدرن به آينده پژوهي همچون رويكردهاي شهودي وخرافي در بردارنده ي كنش ها و روش هايي براي پرده برداري از آينده و در صورت امكان ، مهار و تغيير آن بر پايه ي خواسته واميال بشر است . باوجود اين شباهت در هدف ، رويكرد آينده پژوهي مدرن به مثابه رشته اي علمي و مستقل ، بر خلاف غيب گويي ، برنيروهاي فرا طبيعي ، توانمندي هاي ويژه ي جادو ، شيوه هاي ناشناخته و زار آلود ، خرافه و نيروهاي پنهاني استوار نيست . بلكه آينده پژوهي درعرصه هايعلمي وفلسفي بر شيوه هاي علمي و انسان گرايانه تكيه دارد. باوجود تفاوت هاي چشم گير ميان غيب گويي و آينده پژوهي مدرن ، سزاوار نيست كه بي درنگ و تأمل در پي انكار و نفي روش هاي پيشينيان براي شناسايي و كشف آينده باشيم . زيرا به گواه برخي بررسي هاي موشكافانه شماري از روش هاي بدوي پيش بيني بر مشاهد ه ي دقيق و رفتار شناسانه ي پديده هاي و رويدادهاي تكرار پذير و الگو سازي آن ها شكل گرفته اند و در بردارنده ي نوعي نگاه علّي ويژه به رويدادها و روندها هستند . ازديگر سو انسان هاي بدوي در رويارويي با عدم قطعيت وهنگام قرار گرفتن بر سرچند راهي ها به كمك و امداد غيب گويي و غيب گويان و به دليل باوري ژرف به اين مقوله ، مي توانستند بر ترديد جانكاه و فلج كننده ي خود چيره شوند . شايد غيب گويي حاوي ارزش هايي فراتر از اين نيز بوده است غيب گويان با بهره گيري از تجارب پيشين و تعميم آن به رويدادهاي آينده ، الگوهايي كم و بيش چاره ساز را طراحي و تدوين مي كردند و يا برخي از غيب گويان به امداد بصيري ژرف مي توانستند از راه واكاوي وتحليل دلواپسي و تشويش فرد ، فراسوي ضمير خودآگاه او را بكاوند و يافته هاي ارزشمندي براي غيب گويي هاي خود بيابند .
نكته ي ظريف در تراز يابي روش هاي بدوي غيب گويي ومقايسه اي آن با آينده پژوهي مدرن وجود نقطه اي اشتراك ديگري را نمايان مي سازد : هردو روش رازگشايي آينده وابسته و هميشه به باور و اعتماد مردم هستند . شايد در اين عرصه غيب گويي مزيتي چشمگير بر آينده پژوهي مدرن دارد، زيرا در جوامع بدوي و در ميان مردم باوري ژرف به غيب گويي وجود داشت ؛ باوري كه به هيچ ترديدي از اعتقاد عمومي جوامع مدرن به دانش آينده پژوهي افزونتر است . اما با اين حال ، باور همگاني به توانش و اهميت آينده پژوهي نوين نيز در حال افزايش و بالندگي است ؛ اينك آينده پژوهي مدرن به مثابه يك رشته ي مستقل دانشگاهي و شيوه اي كار آمد درمطالعات فناورانه ، اجتماعي ، سياسي و فرهنگي با اقبال همگاني همراه شده است به گونه اي كه در حال حاضر ، آينده پژوهي به عنوان رشته اي دانشگاهي در بيش از هفتاد دانشگاه معتبر داراي كرسي است و نهادهاي فراملي آينده پژوهي در طراحي و تدوين ره نگاشت و پيش بيني جايگاهي در خور وسزاوار دارند. چاپ و انتشار هزاران مقاله ونوشتار در حوزه آينده پژوهي نيز گواهي بر اين مدعا است . براي مثال در سال 2001 ، ميشل ماري ين در فصلنامه ي پيمايش آينده چكيده ي سه هزار كتاب گزارش و مقاله ي برگزيده ي حوزه اي آينده پژوهي را منتشر ساخت كه در فاصله ي سال هاي 1996 تا 2000 ميلادي به رشته ي تحرير در آمده بودند، حال آن كه سي سال پيش از اين ، درخور توجه در فهرست ماري ين از رقم يكهزار و هفتصد تجاور نمي كرد . اين پيشرفت و افزودنگي نشان از روند رو به گسترش و فراگيري آينده پژوهي دارد .
اينك پژوهش در حوزه ي آينده به شيوه اي فزاينده ، تصميم ها وسياست هاي عمومي را متأثر ساخته است و بسياري از سازمان هاي آينده پژوه مي كوشند عرصه هاي برنامه ريزي و سياست گذاري را هدف تلاش هاي خود قرار دهند وبراي كاميابي بيشتر كسب و كار خود، آينده پژوهي را به خدمت گيرند . بسياري از دولت ها در راه افزايش و گسترش ظرفيت هاي آينده پژوهي گام هاي بلندي برداشته اند و براي كشف فرصت هاي تازه و رهايي از تهديدها از آينده پژوهي به عنوان ابزاري كارآمد بهره گرفته اند براي مثال مي توان به تلاش هاي آينده پژوهانه ي وزارت برنامه ريزي كويت اشاره كرد كه با بهره گيري از آينده پژوهي قوم نگاشتي ، عرصه اي مناسب براي تصوير پردازي آينده ي اقتصادي و الگوهاي بهينه ي نظام فرهنگي واجتماعي در دوران پس از اتمام نفت فراهم ساخته است . آينده پژوهي در رويكردي تازه ، تلاش در حوزه ي تحول آگاهانه ي جوامع بشري را در دستور كار خود قرار داده است ؛ مراد از اين تحول و دگرگوني ، بررسي وهدايت تغييرات اجتماعي وفرهنگي در آينده است كه به شدت در دايره ي تأثير انتخاب هاي بشر قراردارد مقوله هايي مانند بررسي واحتمال سنجي گزينه هاي نظامي هاي اخلاقي و ارزشي واحد درتمام جهان وبرقراري گفتمان هاي جهاني پيرامون ارزش هاي انساني ، از جمله دغدغه هاي ارزش مدار آينده پژوهي است كه آگاهي از آن و دخالت سازنده در فرآيند آن ضرورتي انكار ناپذير براي تمامي جوامع وملت ها است . پيش بيني و طراحي نهادهايي فراملي براي پاسداري از صلح و عدالت ، سازوكارهايي براي كاهش نابرابر ها در حوزه ي آموزش ، بهداشت ، سلامت توزيع در آمد و دسترسي به دانش و اطلاعات ، كاهش دلواپسي ها و هراس بشر از تحولات آينده وجهش هاي فناورانه كه باورها و ارزش ها را در معرض مخاطره و تهديد قرار مي دهند و تلاش براي مهار بلند پروازي هاي افسار گسيخته اي مانند دستكاري هاي ژنتيك وتوليد فرا انسان هاي آزمايشگاهي از جمله ي اين كوشش ها ي آينده پژوهانه است . آينده پژوهي دريافته است كه پيشرفت ها وجهش ها شتابناك دانش و فناوري بسيار پر شتاب تر از شكل گيري قواعد و رويه هاي اخلاقي براي مهار و مديريت اين عرصه است .
بي ترديد ، همه ي ما باور داريم كه مطالعه و تحليل تاريخ ، اهميت فراواني دارد ؛ قرآن از تاريخ به عنوان عبرت ياد مي كند و آن را سرشار از الگوو آموزه براي آينده مي داند . تاريخ نقشي درخور توجه نيز در حوزه ي آينده پژوهي دارد و ميتواند درعرصه ي روند پژوهي حاوي آموزه ها و رفتارهايي باشد ، اما آموزش آينده و آينده انديشي كمتر از گذشته نگري و آموزش گذشته مورد توجه و تأمل قرار گرفته است . حال آن كه درعصر عدم قطعيت و گسترش ناپايداري چه بسا آينده ي فرا روي ما بالضروره ادامه ي روند هاي گذشته نباشد . عرصه هاي گوناگون حيات معاصر جامعه ي بشري شاهد رويدادها ، روند هاي نو پديدي است كه هيچ پيشينه اي از آن در خاطره و انديشه ي ما وجود ندارد. اين رويدادها و روندها نو پيدا ، شرايط به غايت تازه اي را رقم مي زنند كه مناسبتي با تجربه ها و الگوهاي پيشين ذهن ما ندارد . به ديگر عبارت ما درمعرض رويدادها و روندهايي گسل ساز و گسستي هستيم كه دره ي معرفتي ژرفي را ميان گذشته وآينده ايجاد مي كنند و برهمين قياس ، نگرش ها وبرنامه ريزي هاي خطي وسنتي ، رفتارشناسي والگوپردازي گذشته نگر وتحليل روند ، دست كم در شمارزيادي از رويدادهاي جهان پيراموني ، بي اعتبار و ارزش خواهند شد .
اگر ما در روش ها و رويكردها آينده پژوهانه اي مانند برون يابي روند به گذشته چشم مي دوزيم كه صدا البته تنها در برخي زمينه هاي ويژه كاربر دارند – هدف غايي ما دستكاري دلخواه در آينده است و به همين سبب ، گذشته به اعتبار آينده ارزشمند مي شود ، اما با اين حال ، شمال تاريخ نگاران و مورخان ، منابع و برنامه هاي درسي تاريخي به مراتب پر شمارتر ازتلاش آينده پژوهانه است .



تدوين آينده پژوهي مدرن :
شايد با اندكي تأمل و ترديد بتوان انتشار مقاله ي ‹ پيش بيني تأثير پيشرفت علمي ومكانيكي بر حيات و انديشه ي بشر › نوشته اچ جي ولز را در سال 1901 نخستين گام در راه پيدايش آينده پژوهي مدرن دانست . او در اين اثر تاريخ ساز ، ضرورت پرداختن به علم آينده را ياد آور شد . البته شايد مناسبتر و سزاوارتر باشد كه پيش از اين مقاله ، از داستان هاي آينده گرايانه ي نويسنده ي فرانسوي ، ژول ورن سخن بگوييم ؛ آثار او را مي توان زمينه ساز آينده پژوهي و اين نويسنده ي آفرينش گر را پيش آينده پژوه ناميد . در ميان اين نام ها بايد به شمار زيادي از نويسندگان و انديشه ورزان اشاره كنيم كه نوشته هايشان به شكل گيري بسياري از عرصه ها ، سرمشق ها و اهداف آينده پژوهي كمك شاياني كرده است .
تلاش انديشمندان جامعه شناس ، ويليام آگبرن نيز نقطه ي عطف ديگري در شكل گيري آينده پژوهي نوين است . اين انديشمند با كمك همكاران خود در سال 1933 گزارش جامعي پيرامون تغييرات اجتماعي در ايالات متحده را با عنوان رونده هاي اجتماعي معاصر در ايالات متحده به سفارش شوراي تحقيقاتي رياست جمهوري به رشته تحرير درآورد و در تهيه ي گزارش ديگري به نام روندهاي فناورانه وسياست هاي ملي ؛ مروري بر پيامدهاي اختراعات تازه ؛ سهم فراواني داشت . آگبرن از راه گمانه زني و ارزيابي روندهاي كمّي و تعميم آن در شرايط آينده ، شكل گيري شرايط تازه را پيش بيني كرد ؛ رويكردي كه مي تواند در پيش بيني رويدادهاي كم وبيش خطي وبرخوردار از رفتار سازمند ، كارآمد باشد . بر پايه ي نگرش آگبرن تغييرات جهاني ، اغلب از رشته هاي علّي پيروي
مي كند و براي قياس ، تغييرات از حوزه ي فناوري آغلز شده ، سپس عرصه ي اقتصاد را در دايره ي تأثير خود قرارداده و سرانجام موجب تغيير در نهادهاي اجتماعي مانند خانواده و حتي دولت مي شوند . بر پايه ي نگرش اين جامعه شناس آينده نگر ، تغييرات اجتماعي و دگرگوني در نهادهاي جامعه مورد تغيير در باورها ، نگرش ها و ارزش ها خواهد شد . البته آگبرن اعتقاد راسخ دارد كه اين زنجيره اي علّي رابطه اي برهمكنشي دارد و تغيير اجتماعي نيز كه خود معلول تحول در اقتصاد وفناوري بود ، درجهتي وارونه ، علت تغيير در اقتصاد و فناوري مي شود . اينك در پرتو تلاش هاي آگبرن ، ارزيابي فناوري ها از جمله دغدغه هاي آينده پژوهي معاصر است كه در اين عرصه ، اخلاق ، ارزش ها ، فرهنگ و برهمكنش ها با فناوري دستمايه اي بررسي هاي موشكافانه است .
آگبرن در ادامه ي تلاش هاي خود درعرصه آينده پژوهي اجتماعي براي دستيابي به شاخص هاي اجتماعي كوشيد . شاخص ها ونشانگرهايي كه از راه بررسي وتحليل آن ها مي توان تحولات اجتماعي و رويكردهاي آتي جامعه را پيش بيني كرد . اين شاخص ها ابزارهايي براي رفتار سنجي اجتماعي يو ترازيابي جامعه ، فراهم مي سازد .
شايد در اين مجال يادآوري نام ناتان ايزرابيلي به عنوان يكي از بنيان گذاران روانشناسي اجتماعي آينده و ابداع گر روش دلفي كه يكي از روش هاي كار آمد آينده پژوهي به شمار مي آيد خالي از لطف نباشد . بايد اين نكته را يادآور شد كه در آن برهه از زمان، آمادگي لازم براي پذيرش اجتماعي روانشناسي آينده پديدار نشده بود و جهان در آستانه ي جنگ جهاني وتلاش براي چيرگي بر ركود بزرگ دست و پا مي زد . تلاش هايي مانند زمينه سازي براي برپايي نظام اشتراكي در شوروي ، سامان دهي ايتالياي فاشيستي وهمگرا سازي جامعه ي آلمان براي گسترش ونهادينه سازي نازيسم ، نخستين دل مشغولي دولت ها وسياست پيشگان بود . آن ها نيازمند طراحي و تدوين برنامه ها ، جان بخشيدن به سياست ها و پي ريزي نقشه هايي براي آينده بودند .
ناگفته پيدا است كه برنامه ريزي در تمامي عرصه هاي زندگي ، پيشينه اي به بلنداي عمر بشر دارد و همانند آينده پژوهي از نخستين روزهاي حيات انسان ، به عنوان ضرورتي انكار ناپذير و رويكردي معطوف به آينده خود نمايي كرده است . حتي ساده ترين تلاش هاي بشر نخستين نيز نيازمند برنامه ريزي ونگرشي آينده انديشانه بود اما همگام با گذار انسان از عصر كشاورزي به دوران صنعتي ، برنامه ريزي نيز با چالش افزايش پيچيدگي و ازدياد مولفه ها ونير وهاي تأثير گذار روبرو شد بنيان گذاري تمدن هاي بزرگ و كهن بدون برنامه ريزي امكان پذيرنبود حتي تلاش هاي روزانه بشر مانند دامداري وكشاورزي نيز با چشمداشت هايي در آينده عجين شده بود.
برنامه ريزي براي كاميابي در جنگ جهاني اول ، بسيج ملي نيروها وتوانمندي هاي گوناگون از راه تحلييل وتفسير گذشته ي نزديك وحال ، و تعميم آن به آينده و شناسايي پيشران ها و مولفه هاي شكل دهنده به پيامد هاي ويژه ، مقوله اي بود كه برنامه ريزي را به نگرش آينده پژوهانه پيوند مي زد . انديشه ي ايجابي انقلابيون كمونيست و نيروهاي بلوشويك ، راهبردها و تاكتيك هاي آن ها براي رسيدن به قدرت ، بدون در اختيار داشتن الگويي در گذشته و ضرورت طراحي و تدوين چشم اندازهايي آرماني براي آينده وانديشه هاي اراده گرايانه ي طرفداران ونظريه پردازان مكتب اشتراكي ، تلاش نظام فاشيستي ايتاليا براي كسب اقتدار ملي ، نظامي واقتصادي در آينده و برتري بخشيدن به كارشناسان فني در برابر سياست مداران ، تلاش آلمان نازي براي طرح ريزي بسيج توده اي و غلبه بر ركود و نيازهاي برخاسته از بحران جنگ جهاني دوم از جمله روند هايي بودند كه زيست بوم بهينه نشو و نماي آينده پژوهي را فراهم ساختند .
در ميان كشورهاي درگير نبرد در جنگ جهاني دوم ، فرانسه جايگاه ويژه اي داشت ، زيرا برنامه ريزي بلند مدت به شيوه اي گسترده در اين كشور رواج داشت و از ديگر سو برنامه ريزي و آينده پژوهي دراين كشور بيش از هرجاي ديگر ، همگرا و همبسته شده بودند . شايد پيدايش چنين شرايطي در فرانسه برخاسته از مكتب اثبات گرايانه اي آگوست كنت و برپايي دانشگاهي به نام مدرسه ي پلي تكنيك باشد . بي سبب نيست كه بسياري از انديشه ورزان ، فيلسوف فرانسوي كوندورسه را شايسته عنوان پدر آينده پژوهي مي دانند .
درخلال اين سال ها ، فرانسه به گونه اي آشكار مهد آينده پژوهي بود . دردهه ي پنجاه گاستون برگر مركز بين الملل آينده نگاري را پايه ريزي كرد و مجله اي به همين نام منتشر ساخت . برتر انددوژوونل ، آينده پژوه فرانسوي از مدت ها پيش ، تلاش و پژوهش خود در حوزه ي بررسي پيامد هاي اقدام هاي كنوني واحتمال هدايت وتأثير گذاري بر آن ها را وجه همت خود ساخته بود . درسال 1928 ژوونل دركتاب خود از طراحي و تدوين اقتصاد هدايت پذير سخن گفته بود . سرانجام او در دهه ي شصت ، انجمن هنوز هم به فعاليت خود ادامه مي دهد ونشريه اي نيز به همين نام منتشر مي سازد كه در بردارنده ي تحليل ، پيش نگري و آينده نگاري است . انتشار كتاب ‹هنر گمانه زني › در سال 1964 نقطه ي عطف ديگر ي در تكوين و تعالي آينده پژوهي مدرن بود .ژوول دراين كتاب چارچوب هاي آينده پژوهي ، علل پيدايش و برخي بنيان هاي معرفتي وفلسفي حوزه ي آينده پژوهي را بررسي وكنكاش كرده است .
پس از فرو نشستن شعله هاي آتش جنگ جهاني دوم ، تحول ديگري در راه بود كه در شكل گيري و پيدايش آينده پژوهي مدرن تأثيري ژرف داشت . تحولات شگرف وهمه جانبه ي جنگ موجبات استقلال كشور هاي تازه و پيدايش دولت هاي نوپا از دل قلمرو هاي مستعمراتي را فراهم ساخت . در اين تحول فراگير حدود يكصد و بيست كشور تازه ، پاي به عرصه نهادند . اين كشورها براي ترسيم سياست ها وبرنامه هاي خود و تحليل مناسبات ملي وفراملي نيازمند بررسي محيط داخلي ، پيراموني و آينده هاي محتمل بودند .
تجديد ساختارها و تحولات نو پديد در اين حوزه موجب گسترش آينده انديشي در سطوح گوناگون شد . اين كشورهاي نوپا
مي بايستي ساختارهاي سياساي ، اجتماعي و اقتصادي برجاي مانده از دوران استعمار را با گزينه هاي تازه تر و سودمندتر جايگزن مي كردند كه بر پايه ي منافع ملي آن ها استوار بود . در اين دوران ناپايداري ، جدالي فراگير براي انتخاب ميان ميراث هاي استعمار و آموزه هاي نو پديد در گرفته بود رهبران ملي و مديران يكصدو بيست كشرو تازه استقلال يافته پس از جنگ ، خواسته يا ناخواسته ناچار بودند قوانين اساسي و برنامه هاي اقتصادي ، اجتماعي وفرهنگي ويژه اي را براي كشورهاي خود تد وين كنند و به همين سبب ، ناگزير در كشاكش روند هاي برنامه ريزي و آينده پژوهي قرار گرفتند .
جنگ جهاني دوم معبر ديگري را براي ره پويي و حركت شتابان آينده پژوهي گشود . گروهي از پژوهشگران در ارتش بريتانيا مأمور مشاهده ي عمليات و فرايندهاي نظامي شدند تا از اين راه براي چيرگي بر كاستي ها و افزايش اثر بخشي ارتش راهكارهايي طراحي و تدوين كنند و براين منوال تحقيق درعمليات پديد آمد . تلاش ديگر در اين عرصه ، رسيدگي به چالش ورود فناوري هاي نوپديد به عرصه ي دفاع و امنيت ملي بود . براي مثال ، نيروي هوايي انگلستان كوشيد تا از فناوري نوظهور رادار به شيوه اي كارآمد براي مقابله با تهديد هواپيماهاي آلماني بهره بگيرد. كاميابي فناورانه ي بريتانيا در برابر هجوم هوايي آلمان موجب انگيزش در كشورهاي ديگر همچون امريكا ، فرانسه و كانادا شد و به همين دليل گروه هايي برا ي تحقيق در عمليات وتحليل سامانه هادر ساختار ارتش شكل گرفت . درگيرودار تلاش هاي آينده پژوهانه در عرصه ي دفاع وامنيت ملي ، انديشگاه هايي مانند رند در ارتش ايالات متحده پديدار شدند . انديشگاه رند كه در آغاز راه يافته هاي خويش را در چارچوب مقالاتي منتشر مي ساخت ، به تدريج درعرصه هاي پژوهش هاي فكري نيز فعال شد. رند به عنوان يكي از پرآوازه ترين نهادهاي آينده پژوه تلاش خود را در عرصه ي آينده هاي بديل ، ارزش يابي نظريه پردازي و توسعه ي روش ها و انديشه هاي بديع و نوآورانه به كار بست . پژوهشگاه رند رفته ، رفته بخش در خوري از تلاش و توجه خود را مصروف عرصه هاي غير دفاعي كرد . اين رويكرد تازه ، انديشگاه رند را با چشم انداز ها و دورنماهاي فراگيرتر جهان آشنا ساخت .
افزون بر آن كه رند الگويي مناسب براي سازمان هاي پژوهشي و آينده نگري به شمار مي آمد، مدرسه اي مثال زدني براي آينده پژوهان بود . يكي از پر آوازه ترين دانش آموختگان اين مدرسه هرمان كان بود كه در زمره ي بزرگترين آينده پژوهان جهان قرار دارد . هرمانكان دست كم يك ره آورد ارزشمند براي مردم جامعه ي خود وآينده پژوهان به ارمغان آورده است او اهميت بررسي راهبردها و انديشه هاي بديل را براي همگان آشكار ساخت . او خود نيز براي غلبه بر دشواري هاي گوناگون ، كارراهه هاي بديلي را مطرح ساخت و سپس به تحليل و نقد آنها همت مي گماشت .
هجرت كان از انديشگاه رند به موسسه ي هادسون موجب شد تا اين موسسه به نهادي اثر بخش در عرصه ي آينده پژوهي و پيش بيني تبديل شود . يكي از رويكردهاي نوآورانه ي موسسه هادسون به پيروي از انديشه هاي كان ، انديشيدن به نا انديشيدني ها بود ، مقوله هايي كه در چارچوب هاي ذهني به دشواري جاي مي گرفت و آينده هايي باور نكردني به شمار مي آمد . اينك و در عصر ما صدها و شايد هزاران انديشگاه وجود دارند كه هريك حوزه اي از مطالعات آينده پژوهانه را در دستور كار خود قرار داده اند .
سرانجام در سال 1970و در پرتو تلاش شمار زيادي از آينده پژوهان فدراسيون جهاني آينده پژوهي برپا شد. پيش از اين ، بودجه انديشگاه ها از سوي بخش ها و سازمان هاي دفاعي تأمين مي شد و به همين سبب پژوهش ها ي اين نهادها تنها در چارچوب اهداف نظامي دنبال مي شد .و به همين سبب پژوهش ها ي اين نهادها تنها در چارچوب اهداف نظامي دنبال مي شد . با توجه به اين واقعيت ، اعضاي فدراسيون جهاني آينده پژوهي اهداف تازه اي از قبيل گسترش صلح و رفاه بشر ، جهش فناورانه ، مبارزه با فقر وگرسنگي و توسعه پايدار را در كانون توجه خود قرار دادند . اين فدراسيون و پيرامون آن آينده پژوهي را در مقياسي جهاني طراحي و ترسيم كردند . اين دسته معتقد بودند مردم و جوامع نيايد سرنوشت خود را به دست آينده پژوهاني بسپارند كه با انگاره هاي نظامي خود به فرماندهان جنگي مدرن تبديل شده اند و صدها جنگ ويرانگر و مرگبار هسته اي را در آينده تصور وترسيم كرده اند پس از فروكش كردن جنگ سرد در دهه ي نود ميلادي ، رويكردهاي آينده پژوهانه از عرصه ي دفاع و امنيت ملي به حوزه ي برپايي نظام هاي مردم سالار وتوسعه ي اقتصادي – فرهنگي نقل مكان كرد . انتشار كتاب ظهور جامعه پا صنعتي ، اثر دانيل پل وكتاب محدود رشد در سال 1972از ديگر عوامل تأثيرگذار در شكل گيري آينده پژوهي مدرن به شمار مي آيد . نويسندگان كتاب محدود ورشد با بهره گيري از دورنماي پويايي سامانه اي به گونه اي بهت آور و شگفت انگيز پيش بيني كردند كه در صورت ادامه روند هاي حاكم بر جامعه ( در آن دوران ) تا پايان سده ي آينده ، دو روند رشد صنعتي و افزايش جمعيت به حالت ايستايي كامل خواهد رسيد . البته اين پيش بيني قابل بازنگري و اصلاح بود ، زيرا احتمال دگر گوني در متغيرها و پيشران هاي حاكم بر اين شرايط وجود داشت .كتاب محدوده رشد هم چنين پيش بيني هاي مشروط ديگري را پيرامون آينده هاي احتمالي نظام جهاني با بهره گيري از الگوهاي رايانه اي مطرح مي سازد به هر تقدير، كتاب محدوده ي رشد و جهاني با بهره گيري از الگوهاي رايانه اي مطرح مي سازد به هر تقدير كتاب محدوده ي رشد و نقدهاي فراوان پيرامون اين اثر نگرش انسان به محيط زيست را تغييرداد و اين مقوله را به عرصه اي تازه براي تلاش و كنكاش آينده پژوهي مبدل ساخت .
در سال 1968 باشگاه رم به عنوان يكي از نهادهاي آينده پژوهي در پا در عرصه گذاشت بييان گذار اين نهاد مي كوشيد براي مبارزه با نابرابري فقر و گسترش آزادي و رفاه انسان همت گمارد . اين باشگاه مي كوشيد جهانيان را از تهديدهاي عمده فرا روي انسان معاصر آگاه سازد واز راه برنامه ريزي بلند مدت رفاه و آسايش بشر را فراهم سازد .
درميان پيشگامان آينده پژوهي معاصر بايد از اچ دي لاس ول نيز ياد كرد . اين آينده پژوه نامور روش ها ، الگوها و باورها تازه و در خوري از خود برجاي گذاشته است و درعرصه ي علوم اجتماعي ، مبارزه با جزم انديشي را به عنوان آرماني بزرگ براي خود توصيف كرد . سوداها و دغدغه هاي لاس ول درحوزه ي سياست اجتماعي و تلاش هاي او برا ي جهت گيري تازه علوم سياسي موجب امتزاج آينده پژوهي و سياست شد . لاوس به عنوان آينده اي محتمل در كتاب ساختار روبه رشد و ديگر آثار خود ، از ظهور دولت هايي اقتدارگرا به نام دولت پادگاني ياد مي كند . لاس ول به فراست دريافته بود كه كارشناسان خشونت ، استيلاي خود بر جامعه را از دو راه برقراري جهان تك قطبي ويا از راه دو قطبي سازي جهان براي توجه گسترش نظامي تفسير مي كنند .


لاس ول پنج كاركرد عمده را براي حوزه آينده پژوهي بر مي شمارد :
1 – توصيف هدف ها وارزش ها
2 – توصيف روندها
3 – تبيين شرايط حاكم
4 – تصوير پردازي آينده هاي ممكن ومحتمل با توجه به ادامه ي شرايط و
5 – ابداع ، ارزيابي و گزينش سياست هاي بديل با هدف دستيابي به آينده ي مطلوب
لاس ول ، از جمله آينده پژوهاني است كه نقش عمده براي اهداف وارزش ها قايل است . او همچنين بر اين باور تكيه و تأكيد دارد كه تصميم گيري رويكردي آينده گرا است رويكردي كه به شدت نيازمند آفرينش تصويرهايي از آينده هاي ممكن و گزينش مناسب ترين آينده است برهمين قياس ، انسانها خواه به تنهايي و خواه در چارچوب سازمان ها و نهادهاي سياسي واجتماعي نوعي نظام تصميم گيري ارزش بنيان هستند . لاس ول وشماري از همكارانش كتاب علوم سياسي را به رشته ي تحرير در آوردند . برخي اين كتاب را نخستين چارچوب سازمند تحليل هاي سياسي مي دانند . به هر حال لاس ول به درستي نشان مي دهد كه ميان علوم سياسي و آينده پژوهي ارتباطي تنگاتنگ و معنا دار وجود دارد . بر پايه ي شواهد موجود شمار زيادي از آينده پژوهان ، علوم سياسي و آينده پژوهي را دو عرصه و مقوله ي در هم تنيده تلقي مي كنند و براين باور تكيه دارند كه اهداف روش ها و رويكردهاي اين دو حوزه چنان در يكديگر رخنه كرده اند كه تعيين مرزهاي آنها ناشدني و يا دست كم دشوار است با اين حال مي توان به جرات ادعا كرد كه با چشم پوشي از برخي هم پوشاني ها و همساني ها آينده پژوهي به دلايل فراواني كه درمجال اين مقال نيست عرصه اي جدا و حوزه اي مستقل به شمار مي آيد .
پيش از ظهور وگسترش علوم تجربي، جهاني پيراموني براي انسان تجلي گاه اسراي وابهام و شگفتي هايي بود كه ياراي راه رفتن به كنه روابط آن را نداشت و چه بسا به دليل همين باور و دست به دامن فال و سحر وجادو زد تا شايد از اين راه برده از راز جهان بگشايد و روابط آن سوي اين پرده را تماشاگر باشد . از همين رو تلاش بشر درعرصه ي غيب گويي و جادوگري گسترده و فراگير مي شد به گونه اي كه بخش در خوري از تلاش هاي دانشي آن عصر در خدمت اين حوزه بود . ستاره شناسي و مطالعه دراحوال كواكب و ثوابت از جمله دانش هايي بود كه انسان مي كوشيد در سايه ي روشنگري هاي آن آينده را بشناسد و براي تصميم هاي عمده ي خود درسفر ، جنگ ، ازدواج وتجارت از آن بهره بگيرد . آينده را بشناسد و براي تصميم هاي عمده ي علمي بشر ( رنسانس ) اين باورهاي كهن ونخ نما را در معرض ترديدي ويرانگر قرارداد . چيرگي علوم تجربي بر عقل و ادراك بشر ، رازگشايي از روابط علّي جهان وفهم نظام يافتگي طبيعت موجب باز انديشي درمفهوم زمان و آينده شد . فرضيات ، شواهد تجربي وقوانين فيزيكي كم وبيش براي توصيف پديده ها به كار گرفته شدند . براي مثال قوانين فيزيك مي توانستند با قطعيتي علمي زوال و زايش بسياري از پديده ها در آينده را پيش بيني كنند و بر پايه ي روش استقرايي و قياسي رفتارهاي جهان طبيعت را در چارچوب الگوهايي سنجش پذير توصيف كنند . براي مثال قوانيني فيزيكي مي توانستند پيامد سقوط جسمي از ارتفاع را به روشني توصيف كنند و يا به ديگر عبارت ، آينده ي كنش و برهمكنش هاي فيزيكي را آشكار سازند . رازگشايي از جهان فيزيكي پيرامون ما ، درك بشر از آينده را به شدت تحت تأثير قرارداد . پس از راز گشايي ها بود كه انسان مي پنداشت قوانين واصولي خدشه ناپذير بر سراسر جهان حكمفرما است و مي توان با شناخت وبهره گيري از اين قوانين و يافته هاي علمي آينده را پيش بيني كند . تلاش در راه كشف روابط علّي و الگوهاي رفتاري در جهان پيراموني موجب شكل گيري شماري از قوانين جهان شمول شد كه در همه جاي دنيا مصداق داشت . اين روند رو به رشد موجب فراگير شدن واژه ي پيش بيني درعرصه ي علوم شد واغلب دانشمندان پيش بيني را يكي از مراحل آزمودن نظريه ها و استخراج قوانيني كلي مي دانستند . درحقيقت بسط وگسترش يك فرضيه براي تمامي حالات ممكن واجد نوعي آزمون و پيش بيني بود . توصيه و تأكيد فراوان تجربه گرايان بركار بست پيش بيني در سنجش نظريه ها موجب گسترش روز افزون آن شد و به همين سبب تمامي عرصه ها و نظريه هاي نوپديد مي بايستي به توانايي پيش بيني دست يابند . به نظر مي رسد پيش بيني هايي از اين دست را مي توان تبييين قوانين و روابط حاكم بر جهان ناميد . همپاي گسترش روزافزون و فراگير تجربه گرايي ، پيش بيني و سنجش پذيري رويدادها و رفتارها بر پايه ي قوانين حاكم بر طبيعت ، عامل مهم ديگري در كانون توجه انديشه ورزان و نظريه پردازان قرار گرفت اراده ي بشر به عنوان وجه تمايز او با ديگر موجودات به تدريج توجه همگان را به خود معطوف ساخت . شايد اگر سقوط وحركت جسمي از ارتقاعي معين پيش بيني پذير واز ديدگاه قوانين فيزيكي سازمند تلقي مي شد . به دليل نبود اراده در آن جسم بود افتادن جسم بر پايه ي قوانين به شدت پيش بيني پذير بود زيرا آن جسم اراده اي براي تغيير سرنوشت خود نداشت ، اما آينده ي انسان به دليل برخورداري از اراده و دخالت در سرنوشت چندان قابل شناسايي و پيش بيني نبود .
به تدريج انديشمندان دريافتند كه اگر چه پيش بيني در روش هاي تجربي كاربردهاي فراوان و ارزشمندي دارد ، اما روش پيش بيني تجربه گرايانه از شمول اندكي برخوردار است . اما با اين حال شناسايي و بررسي علمي آينده بر پايه ي پنداشت ها و پيش فرض هاي ديگري امكان پذير است . همان پنداشت ها ، پيش فرض ها و باورهايي كه آينده پژوهي را به مثابه يك رشته ي مستقل علمي حوزه اي تازه براي كند وكاو معرفي مي كند . بر پايه اي اين پيبش فرض ها وبنيان هاي معرفتي تازه تنها يك آينده ي قطعي ، لابد وجزمي وجود ندارد بلكه بايد از آينده هاي بديل وگوناگون سخن گفت كه هريك از آن ها كم و بيش امكان و احتمال وقوع دارند . اين همان واقعيت معرفت شناسانه ي نويافته اي است كه اصلي بنيادين درآينده پژوهي به شمار مي آيد در پارادايم هاي آينده پژوهانه اغلب از آينده هاي بديل و گوناگوني سخن به ميان مي آيد كه هريك از آن ها احتمال تحقق دارند . ورود واژه ي پركاربرد احتمال به ادبيات نوپاي آينده پژوهي به انديشه ورزان اين حوزه مي آموخت كه وقوع هر آينده اي با احتمال هاي گوناگون وگاه متضاد روبرو است . پذيرش اصل احتمال و آينده هاي بديل معناي ديگري را نيز به همراه داشت . پس مي توان نتيجه گرفت كه آينده قطعي و از پيش تعيين شده نيست وانسان با دخالت خود ميتواند در راستاي تحقق يا عدم تحقق آينده اي خاص بكوشد بايد به اين واقعيت نيز توجه داشت كه هر اندازه احتمال ها و بديل ها بيشتر باشد امكان پيش بيني درست كاهش يافته و از ديگر سو ضرورت كاريست آينده پژوهي بيشتر وبيشتر خواهد شد . نا تواني انسان در پيش بيني قطعي رويدادها حكايت از آن دارد كه آينده از پيش تعيين نشده است و به بياني روشنتر ، انسان آينده ي خود را رقم مي زند .
گسترش اين باور و پذيرش نقش ‹ اراده ي انسان › درتحقق ‹ آينده هاي بديل › دستمايه اي براي واكاوي و جست وجوهاي تازه براي شناسايي و دسته بندي گونه هاي مختلف آينده شد براين قياس آينده پژوهان چهار گونه ي آينده را به شرحي كه در ادامه خواهد آمد توصيف كردند :
1 – آيند ه هاي ممكن : تمامي حالات شدني كه استعداد تحقق درآينده را دارند و به عبارتي روشنتر محال ذاتي نبوده و امكان پذير هستند در چارچوب آينده هاي ممكن توصيف مي شوند .
2 – آينده هاي باور پذير : همان آينده هايي هستند كه بر پايه ي دانش وخر بشر ، باور كردني و پذيرفتني هستند در صورتي كه آينده هاي باور پذير را با اصول و چارچوب هاي علمي و تجربي بيازماييم در تحقق پذيري آنها خللي وارد نخواهد شد و به ديگر عبارت سازگار با اصول علمي و يافته هاي دانشي بشر هستند . تفاوت بنيادين آينده هاي باور پذير وآينده هاي ممكن از آن جا سرچشمه
مي گيرند كه آينده هاي ممكن مي توانند با بنيان ها و دانش كنوني بشر سازگار وهمخوان نباشد . براي مثال بر پايه ي همين باور ، تصور آينده اي كه در چارچوب آن انسان مانند ماهي زير آب زندگي مي كند مي تواند آينده اي ممكن باشد اما آينده اي باور پذير نيست . آينده پژوهان برهمين قياس ، آينده هاي باور پذير را زيرمجموعه ي آينده هاي ممكن مي دانند .
3 – آينده هاي محتمل : درميان آينده هاي ممكن وباور پذير ، برخي از آينده ها از امكان وقوع بيشتري برخوردار هستند و بر پايه ي دانش و درك ما پذيرفتني هستند اين آينده ها را محتمل مي نامند آينده هايي كه به احتمال بيشتري تحقق مي يابند وحتي ادامه ي روندهاي كنوني تلقي مي شوند . به همين اعتبار آينده هاي محتمل ، زير مجموعه ي آينده هاي باور پذيرهستند پيش بيني ها و رويكردهاي علمي اغلب بر آينده هاي محتمل تكيه وتأكيد دارند و مي كوشند از اين آينده ها پرده بردارند .
4 – آينده هاي مرجع يا مطلوب : آينده هاي سه گانه ي پيش گفته در زمره ي دانش شناختي بودند و هدف از ترسيم آن ها دستيابي به آينده اي اكتشافي بود كه هنجار و رفتاري را نيز به همراه ندارد . اين سه دسته از آينده ها تنها مي كوشند از فرداها ( درصورت امكان) پرده بردارند . اما آينده هاي مطلوب همان آينده هايي هستند كه ما بر پايه ي ارزش ها وهدف گذاري ها ، خواستار شكل گيري و تحقق آنها هستيم . به همين اعتبار مي توان آينده هاي مطلوب را از جنس آينده هاي برانگيزننده دانست كه برآيند قضاوت هاي ارزشي ما بوده و ذهن گرا هستند وبا عينيت گرايي نهفته در آينده هاي ديگر تجانسي ندارند .
آينده هاي مطلوب به دليل وابستگي شديد به قضاوت هاي ارزشي در نگاه افراد تفاوت هايي دارد . اين نوع از آينده مولود يك پرسش كليدي است . " خواستار تحقق چه آينده اي هستيم ؟ "
تحقق آينده ي مطلوب درگرو بستر سازي ، هنجارگرايي و آماده سازي شرايط شكل گيري آينده است . آفرينش چشم اندازها و ترسيم آرمان شهرها ( مدينه فاضله و اتو پيام هم گفته مي شود ) بيانگر تلاش انسان ها و جوامع براي طراحي و ترسيم آينده هاي مطلوب است

مطلب‌های دیگر از همین نویسنده در سایت آینده‌نگری:


منبع: 100


بنیاد آینده‌نگری ایران



جمعه ۵ خرداد ۱۳۹۶ - ۲۶ مه ۲۰۱۷

انسان گلوبال

+ تفاوت‌های حیرت‌انگیز فرزندان 

+ عجیب‌ترین قوانین ترافیکی دنیا> از جریمه خودروهای کثیف تا منع راندن خودروی مشکی در روزهای خاص 

+ فناوری‌های مورد استفاده در جنگ‌های آینده چه خواهند بود؟ 

+ موج فراصنعتی چه کسانی را خواهد برد هرمز پوررستمی

+ مدیریت استراتژیک پورتفولیو پروژه ها در هلدینگها و سازمانهای بزرگ  

+ ضرورت آینده پژوهی و نگاه به آینده به عنوان نقش برجسته روابط عمومی نوین 

+ تکنولوژی علیه تبعیض اندرو فینبرگ

+ آیا فکرعبور جایگزین رمز عبور می شود​​​​​​​ سید محمد باقر نوربخش

+ جامعه اطلاعاتی, دگرگونی تکنولوژی های نوین ارتباطی و اطلاعاتی و تحول در روابط انسانی۲ 

+ جامعه اطلاعاتی, دگرگونی تکنولوژی های نوین ارتباطی و اطلاعاتی و تحول در روابط انسانی 

+ نمایش زندگی اجتماعی در جامعه اطلاعاتی  مانا سرایی

+ سخنرانی بیل گیتس درباره بیماری‌های فراگیر، بهداشت جهانی و حملات بیولوژیکی حمیدرضا تائبی

+ آینده نگری استر اتژی فناوری اطلاعات دکتر امین گلستانی

+ روندهای علم و فناوری در سال 2017 حمدرضا میرزایی

+ دو گروه از جوانان در برابر « قانون کار » ونسا پینتو برگردان سعید جوادزاده امینی

+ اندیشیدن به آینده نظریه اجتماعی: آری به جامعه‌شناسی محمدرضا مهدیزاده

+ نقش جامعه اطلاعاتی در تحولات فرهنگی 

+ تحلیل اقتصادی آزادی دکتر محسن رنانی

+ آیا در کارها حضور بشر لازم است؟ 

+ آینده‎پذیری: چالش اساسی آینده‎پژوهی در جهان در حال توسعه. 

+ اثرات اقتصادی جامعه اطلاعاتی در جهان 

+ چگونه انسان‌ها از صد درصد توانایی مغز خود استفاده می‌کنند حمیدرضا تائبی

+ آیا اینترنت اشیا ما را به ابر انسان تبدیل خواهد کرد؟ حمیدرضا تائبی

+ آیا سیاست می تواند از قرن 21 جان سالم به در ببرد؟. کنت میناگ

+ آینده، اکنون است ـ بخش اول آرش بصیرت

+ آینده، اکنون است ـ بخش دوم آرش بصیرت

+ سیاست‌گذاران همه کشورها خواهد بود. 

+ جهانی شدن و آموزش و پرورش 

+ دهکده ی جهانی علی خسروجردی

+ تاثیر فناوری اطلاعات بر سازمان، جامعه و فرد. 

+ آینده نگري استراتژیک مائده صداقت

+ پرسه زنی در خیابان های مجازی. داوود پنهانی

+ جهان را در 15 سال آینده چگونه می‌بینیم؟  علی نصری

+ خانواده‌های فراملی  لورتا بالداسار ، مجلیا کیلکی، لورا مرلا و رائلن وایلدینگ

+ چالش‌های دموکراسی در عصر جهانی شدن حیدرعلی مسعودی و سمانه خان‌بیگی

+ ﭼﺸﻢ اﻧﺪاز و آﻳﻨﺪه ﺟﺎﻣﻌﻪ اﻃﻼﻋﺎﺗﻲ در اﻳﺮان 

+ آینده‌ی حکومت‌داری در عصر اطلاعات جان پری بارلو

+ کار آفرینی در عصر اطلاعات وارتباطات 

+ مبحث زمان و مکان در اندیشه ی گیدنز محمد حسن شربتیان

+ استفاده از انواع تکنیک‌های توسعه خلاقیت گروهی 

+ انسان فردا : در جست وجوي ناكجاآباد وحيد شامخي

+ شخصیت فرد، سرنوشت او را رقم می‌زند محمود سریع القلم

+ دولت و نسخه جهانی شدن فرنود حسني

+ جهانی شدن و آموزش و پرورش:.حرکت به سوی شبکه های نوین ارتباطی سعید مذبوحی - مصطفی زارعی

+ فضاي سایبر به معناي فضاي گسترده ارتباطی 

+ پویایی فرهنگی جهانی شدن، اسطوره‌های فرهنگی جهانی شدن رامین مسعودی

+ جهاني شدن و مديريت راهبردي منابع انساني. 

+ مطالعات و روشهاي آینده شناسی مهرداد تقوي گیلانی ؛ دکتر محمد باقر غفرانی

+ آینده روزنامه نگاری علمی در عصر دیجیتال شارون دان وودی 2 مترجم: بهاره صفوی

+ نقش نظريه شهر خلاق1 در پويش اقتصاد فرهنگي و زندگی شهری حجت الله حاجی حسینی 2 حسن اشتری 3 حافظ مهدنژاد

+ تاثیر جامعه اطلاعاتی بر انسجام اجتماعی. 

+ فراهوش و جهان غيرقابل پيش‌بيني مرادزاده

+ انقلاب در نقشهای اجتماعی الوین تاقلر

+ مزیت‌های جهانی شدن رسانه‌ها 

+ نظريه دگرگوني جهاني (بررسي نظريه ديويد هلد، آنتوني مك گرو و ديگران): 

+ موافقان و مخالفان جهانی شدن 

+ جهانی شدن و نگرانی‌های ناشی از فقر و نابرابری مبحثی است که بیش از هر موضوع دیگری مورد توجه محافل قرار گرفته است. مترجم: مریم صدیق زنده

+ جهانی شدن فرهنگ 

+ عصر مدیران- 

+ رقابت جهانی در قرن ۲۱ مصطفی مؤمنی

+ آینده نگاری علم و فناوری (تجربه کشور چک) سیدعلی اکبر عظیمی

+ جهان در سال ۲۰۵۰ میلادی 

+ اندیشه‌های ما صرف گذشته و حال شده و به آینده توجهی نکرده‌ایم 

+ یکپارچگی جهانی یک واقعیت است! 

+ علوم انسانی چه نقشی در آینده خواهد داشت؟ 

+ آرامگاه سیاسی تافلر

+ اندیشه‌های پیتر سنگه 

+ این فضای جدید تعادل انسانی را برهم زده است. 

+ گلوبالیسم یا جهانی شدن.  فیاض نجیمی بهرمان

+ جهان در سال 2050 چه شکلی خواهد بود 

+ بنيان هاي آينده پژوهي مدرن چيستي و چرايي مطالعات آينده 

+ شهرهایی برای فردا دکتر حسین محمدپور زرندی

+ سه نسل شبکه اجتماعی، حضور همزمان در کشورهای غیرپیشرفته: مورد ایران دکتر مهدی محسنیان راد

+ فضائل اخلاقی و مدیر قرن بیست و یکم 

+ تحقق هدف آینده پژوهی با استفاده از تفکر سیستمی آریو

+ مسئله رهبری سیاسی پل کندی

+ جامعه اطلاعاتی و توسعه. دکتر سید وحید عقیلی /علی یعقوبی

+ فروپاشی اتحادیه ها و دولت هاي ملی دکتر بهرام نوازنی

+ جایگاه ایران در جامعه اطلاعاتی جهانی 

+ رابطه میان پیشرفت فناوری اطلاعات و تکمیل جهانی شدن ذبیح الله تجری غریب آبادی

+ روستائیان چین، در دوراهی بین برداشت محصول و اینترنت مارتن بولار برگردان شهباز نخعی

+ نیاز اقتصاد ایران به جهانی‌شدن در گفتاری از محمود سریع‌القلم : حسرت توسعه  دکتر محمود سریع‌القلم

+ تصور جهان در ۱۵۰ سال آینده 

+ اهداف و راهکارهاي آینده نگاري در امر آموزش حمید سلیمانی مهر ، محمد هوشیار افین

+ به سوی جامعه اطلاعاتی- یزدان محمدبیگی

+ . 

+ جهاني شدن و مديريت راهبردي منابع انساني 

+ تحلیل رابطه سبک زندگی با هویت فرهنگی جوانان شهر تبریز صمد عدل یپور

+ راسل اکاف و برنامه ریزی آینده ساز راسل اکاف

+ آیا زندگی جاودان به حقیقت بدل می شود؟! تحریریه‌ی بیگ بنگ

+ جهانی شدن و تحوّل ماهیت جنبشهای اجتماعی در جوامع غربی دکتر فرهاد دانش نیا -2 طیب هالسادات حسینی

+ شهروند آینده دكتر سیدفرهاد افتخارزاده

+ فکرنو، اندیشه نو، جھانی نو _ این شعار نیست ، واقعیتی است که من وتو از آن گریزمی کنیم. سئوال این است ایا با اندیشه ھای 2500 ،1400 ویا 100 اندی سال پیش می توان جھان نوکه ابزارآن ھوشمند تراز من و تو است ساخت؟  

+ گذار از انسان عاقل به شهروند‌ عقلانی دکترمحسن رنانی

+ ﺁﻳﻨﺪﻩ ﺩﺭ ﻳﮏ ﻗﺪﻣﻲ ﻣﺎ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﺑﻪ ﻣﺎ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﻣﻲﺩﻫﺪ ﻣﺮﺿﻴﻪ ﻓﺨﺮﺍﻳﻲ، ﺷﻬﺮﺯﺍﺩ ﻓﺘﺢﺍﻟﻬﻲﭘﻮﺭ

+ زمین در 500 سال آینده چه شکلی خواهد بود،؟ 

+ چرا از آينده نگاري حرف مي زنيم ؟ 

+ طغیان آب و خشکسالی جرمی ریفکین و تد هوارد

+ جهان در سراشیبی سقوط جرمی ریفکین و تد هوارد

+ نظریه های جامعه اطلاعاتی (فرانک وبستر) فرانک وبستر



info@ayandehnegar.org
©Ayandehnegar 1995